به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 7,580
بازدید دیروز: 15,727
بازدید هفته: 41,363
بازدید ماه: 23,307
بازدید کل: 29,957,044
افراد آنلاین: 267
تقویم و تاریخ
دوشنبه ، ۰۲ شهریور ۱٤۰۵
Monday , 24 August 2026
الاثنين ، ۱۱ ربيع الأول ۱٤٤۸
شهریور 1405
جپچسدیش
654321
13121110987
20191817161514
27262524232221
31302928
آخرین اخبار
508 - چرایی درخواست رؤیت خدا(پرسش و پاسخ) ۱۳۹۷/۱۰/۲۲

چرایی درخواست رؤیت خدا

(پرسش و پاسخ) 


پرسش:حضرت موسی(ع) با آنکه پیغمبر اولوالعزم خدا بود و می‌دانست که خدای متعال با چشم ظاهری دیده نمی‌شود، چگونه و بر چه اساسی رؤیت خدا را خواستار گردید؟

پاسخ:قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «و هنگامی‌که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! خودت را به من نشان بده تا تو را ببینم. (خداوند در جواب فرمود) هرگز مرا نخواهی دید. ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید. اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد، و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو از اینکه با چشم تو را ببینم» من به سوی تو بازگشتم و من نخستین مومنانم.» (اعراف - 143)
بنابر آیه فوق مامون خلیفه عباسی از حضرت رضا(ع) پرسید که چگونه موسی(ع) با آنکه پیغمبر بود و می‌دانست خدا دیده نمی‌شود، رویت خدا را طلب کرد؟ خلاصه جوابی را که امام رضا(ع) فرمودند و مامون را قانع ساخت به شرح ذیل تقدیم می‌گردد:
خلاصه جوابی را که حضرت رضا(ع) فرمود، بنابر آنچه در کتاب «عیون اخبارالرضا» مروی است، این است که فرمودند: حضرت موسی(ع) می‌دانست که خدای تعالی منزه است از اینکه به چشم ظاهری دیده شود اما چون به قوم خود خبر داد که خداوند با او تکلم فرموده، گفتند به تو ایمان نمی‌آوریم تا اینکه ما هم‌ کلام خدا را بشنویم، پس هفتاد نفر از ایشان را برگزید و ایشان را پایین کوه طور جای داد و خودش بالا رفت و از خداوند مسئلت نمود که با او تکلم فرماید و به ایشان کلامش را بشنواند، پس ایشان کلام خدا را از شش جهت شنیدند به علت اینکه خداوند از درخت، خلق صوت فرمود پس گفتند ایمان نمی‌آوریم و تصدیق نمی‌کنیم که این کلام خداوند است تا اینکه آشکارا خدا را ببینیم. چون این قول بزرگ را گفتند و سرکشی نمودند، خداوند بر ایشان صاعقه‌ای فرستاد که هلاک شدند. حضرت موسی(ع) گفت خدایا! هنگامی که برگشتم به بنی‌اسرائیل چه بگویم؟ به من می‌گویند این هفتاد نفر را همراه خود بردی و آنها را کشتی. خداوند ایشان را زنده فرمود و پس از زنده شدن گفتند: ای موسی! از خدا بخواه که خودش را نشان تو بدهد، پس از آن به ما خبر بده که خداوند چگونه است پس بشناسیم او را حق شناختنش.
حضرت موسی(ع) فرمود ای قوم! خداوند به چشم دیده نمی‌شود و کیفیت ندارد و به آیات و علامات شناخته می‌شود. پس گفتند به تو ایمان نمی‌آوریم تا این سوال را بنمایی. موسی(ع) عرض کرد خداوندا! تو شنیدی سخن این قوم را و تو بهتر می‌دانی آنچه را صلاح ایشان است. به موسی (ع) وحی رسید آنچه را که از تو خواستند بخواه، در این وقت، موسی(ع) عرض کرد: خداوندا! خودت را به من نشان ده تا تو را ببینم. خداوند فرمود: هیچ وقت مرا نخواهی دید ولیکن نظر کن به کوه، پس اگر در جای خودش قرار گیرد، مرا می‌بینی. چون تجلی فرمود پروردگارش بر کوه به این ترتیب که آیه‌ای از آیات خود را در آن ظاهر فرمود، کوه را ریزه ریزه کرد، موسی(ع) مدهوش افتاد، چون به خود آمد گفت: منزهی تو پروردگارا! از اینکه دیده شوی، به درستی که من از جهالت قوم خود توبه کردم و بازگشتم به آنچه می‌دانستم از معرفت تو که دیده نمی‌شوی و به درستی که من اولین کسی هستم که ایمان آورده‌ام به اینکه تو دیده نمی‌شوی.(1) در واقع حضرت موسی(ع) با بیان جمله ارنی و پاسخ لن ترانی خواست به مردم بفهماند که خداوند برای من قابل رویت با چشم ظاهری نیست تا چه رسد به شما!
____________________
1- تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 64