به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 12,593
بازدید دیروز: 12,837
بازدید هفته: 70,248
بازدید ماه: 292,432
بازدید کل: 30,703,116
افراد آنلاین: 41
تقویم و تاریخ
پنج‌شنبه ، ۱۶ مهر ۱٤۰۵
Thursday , 8 October 2026
الخميس ، ۲۷ ربيع الآخر ۱٤٤۸
مهر 1405
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
۳۰۶ - خاطره ای از شهید مدافع حرم اسدالله ابراهیمی: شهیدی که در میدان جنگ هم مطالعه می‌کرد ۱۴۰۰/۰۴/۱۲
مقاومت در فضای مجازی
 
 خاطره ای از شهید مدافع حرم اسدالله ابراهیمی:
 
شهیدی که در میدان جنگ هم مطالعه می‌کرد
 
    ۱۴۰۰/۰۴/۱۲

شهید مدافع حرم اسدالله ابراهیمی سال ۱۳۵۱ در تهران به دنیا آمد.۱۶ سال بیشتر نداشت که برای حضور در دفاع مقدس با دستکاری شناسنامه‌اش راهی جبهه شد.
سال‌ها بعد وقتی که فهمید خواهرش به بیماری کلیوی مبتلا شده و نیاز به پیوند کلیه دارد،‌ یک کلیه‌اش را به خواهرش اهدا کرد.
پس از جنگ در برنامه‌های فرهنگی و اعتقادی از مربیان مسجد محل (مهرآباد جنوبی؛ شهرک فردوس) بود. سال ۷۴ معاون فرهنگی پایگاه بسیج شد. سال ۱۳۸۱ ازدواج کرد که حاصل این ازدواج ۲ فرزند به نام‌های حسین و زینب است.
وی از جمله کسانی بود که در فتنه ۸۸ در خط مقدم دفاع از انقلاب و رهبری در میدان حاضر شد. اسدالله ابراهیمی تحصیلاتش را تا مقطع لیسانس ادامه داده و کارشناسی حسابداری خوانده بود. او در کارخانه پارس خودرو مشغول به کار بود که با آغاز جنگ سوریه تمام تلاشش را برای حضور در سوریه کرد تا اینکه در بهمن‌ماه سال ۹۴ به این کشور اعزام شد. او از فرماندهان لشکر فاطمیون در منطقه بود اما آنقدر متواضع بود که حتی همکارانش تا لحظه شهادت نمی‌دانستند او فرمانده بوده است.
اسدالله ابراهیمی سرانجام در ۲۷ خردادماه سال ۹۵ در شهر حلب سوریه به شهادت رسید، در حالی که پیکرش برای همیشه در منطقه ماند و تروریست‌های جبهه النصره از تحویل پیکر مطهر شهید خودداری کردند. تنها مزار یادبودی به نام وی در قطعه ۵۰ بهشت زهرای تهران اختصاص یافت. کتاب «بهار، آخرین فصل» درباره زندگی این شهید عزیز توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است.
محمد برزگر، از همرزمان شهید اسدالله ابراهیمی در بخشی از مصاحبه با «مشرق» گفت:
«بعضی از کارهای اسدالله برایم خیلی عجیب به نظر می‌رسید، مثل مطالعه‌اش در زمان فراغت! کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره) را هر وقت فرصت می‌شد باز کرد و مطالعه می‌کرد!
تصور من از یک نیروی نظامی چیز دیگری بود، باید همیشه آماده نبرد باشد.
اما خواندن کتاب‌های اخلاقی در منطقه عملیاتی کمی عجیب بود!
کم‌کم کتابخوانی اسدالله ما را وسوسه کرد و با یکی دیگر از دوستان نوبتی کتاب را از اسد می‌گرفتیم و مشغول مطالعه می‌شدیم.
تأثیر احادیث آن کتاب را به خوبی می‌شد در رفتارهای اسدالله دید؛ می‌خواند و عمل می‌کرد....
به نظرم مطالعه کتاب‌های اخلاقی کمک زیادی به اسدالله برای دل کندن از زرق و برق دنیا کرد.»