به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 11,882
بازدید دیروز: 0
بازدید هفته: 11,882
بازدید ماه: 11,882
بازدید کل: 29,158,966
افراد آنلاین: 279
تقویم و تاریخ
پنج‌شنبه ، ۱۸ تیر ۱٤۰۵
Thursday , 9 July 2026
الخميس ، ۲٤ محرّم ۱٤٤۸
تیر 1405
جپچسدیش
54321
1211109876
19181716151413
26252423222120
3130292827
آخرین اخبار
1083 - عدم تعارض لذت حلال با تزکیه نفس(پرسش و پاسخ) ۱۴۰۰/۰۹/۲۲

عدم تعارض لذت حلال با تزکیه نفس

(پرسش و پاسخ)

 
 
پرسش:آیا تعدد زوجات پیامبر گرامی (صلوات‌الله‌علیه)و ائمه (علیهم‌السلام) برخلاف اصل تزکیه نفس و مخالفت با هواهای نفسانی می‌باشد؟
 
پاسخ : طرح مسئله
برخی نسبت به تعدد زوجات پیامبر(ص) و ائمه(ع) این شبهه را وارد کرده‌اند که پیغمبر(ص) و امامان(ع) باید تا سر حد امکان از این لذائذ جسمانی و شهوانی پرهیز داشته باشند و همواره باید در یک حال ریاضت و ترک لذائذ به سر ببرند! در غیر این صورت جهاد با نفس و مبارزه کردن با خواسته‌ها و هواهای نفسانی که خود این بزرگواران با الهام از قرآن کریم داعیه‌دار آن هستند بی‌معنا خواهد بود؟! به بیان دیگر آیا تعدد زوجات معصومین(ع) برخلاف اصل تزکیه نفس و مخالفت با هواهای نفسانی و قدسیت و معنویت است؟ آیا شهوات جسمانی و حیوانی ذاتاً بد است؟
مفهوم شهوترانی و هواپرستی بد
تمایلی که فقط ریشه جسمانی دارد مانند میل به غذا خوردن، میل به خوابیدن، میل جنسی و... اینهایی که مشترکات انسان و حیوان است، شهوات انسان نامیده می‌شود. بنابراین شهوات یعنی تمایلات جسمانی و حیوانی و تمایلات مشترک میان انسان و حیوان. حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا این تمایلات چون ما اسم آن را حیوانی گذاشته‌ایم به راستی امور پلید و ذاتاً بدی هستند که انسان تا سر حد امکان خودش را باید از این پلیدی‌ها دور نگه دارد؟ یا فقط به هر مقداری که مجبور است و مضطر می‌باشد باید به اینها تن در دهد و از حد اجبار و اضطرار بالاتر جایز نیست؟ مانند گوشت مردار که فقط در مخمصه و اضطرار خوردن آن جایز است و در شرایط عادی حرام بودن ذاتی آن به قوت خود باقی است. در مورد خوابیدن و سایر لذائذ جنسی هم همین طور است، و حتی در مورد جاه و مقام اجتماعی هم همین گونه است که اگر در جامعه دارای پستی و محبوبیتی باشد و قدرتی در اختیار داشته باشد فی حد ذاته یک امر پلید است ولی انسان از روی اجبار و اضطرار باید به آن تن در دهد؟! یک چنین تفکری همیشه در دنیا بوده و در میان زاهد مسلکان خودمان هم چنین افرادی بوده‌اند و گاهی آنها را به نام تعلیم و تربیت زاهدانه و عارفانه به مردم گفته‌اند! نقل می‌کنند در سفری یکی از معاریف اهل زهد از نجف حرکت کرد به سمت سامرا در حالی که از راه رسیده بود و هوا هم خیلی گرم بود یکی از دوستانش هندوانه‌ای را از سرداب آورد و از ایشان پذیرایی کرد. هندوانه خیلی خنک و شیرین بود، او گفت: نمک بیاورید و روی آن نمک بپاشید! گفتند: چرا این کار را می‌کنید؟ گفت: دیدم خیلی دارد خوشم می‌آید و لذت می‌برم! نمک پاشیدم تا دیگر برایم لذت نداشته باشد!
در تعلیمات مسیحیت نیز چنین زهرمسلکی منفی وجود دارد و هرگونه لذت حتی لذت جنسی را برای خود فی حد ذاته پلید می‌دانند، و فقط بالاجبار و بالاضطرار می‌پذیرند! مانند: تولید نسل و یا به فحشا نیفتادن.
لذت ذاتا پلید نیست
اینکه نفس لذت بردن ذاتا پلید است یکی از غلط‌های مشهور دنیاست. زیرا انسان که انسان است از حیوانیت که استعفا نداده. یعنی انسان حیوان است به اضافه یک کمالات دیگر، نه اینکه انسان حیوانیت را ندارد و یک چیز جداگانه است. بنابراین امور شهوانی مانند خوردن، خوابیدن و غریزه جنسی و... که مشترک میان انسان و حیوان است ذاتا پلید نیست بلکه لذت بردن از آنها در حد و حدود خود لازمه حیات انسان است. اما آنچه که قبیح و پلید می‌باشد این است که چرا انسان در حد حیوانیت و امور شهوانی باقی می‌ماند و به تعبیر امام علی(ع) «همه بطنه» اکبر هم او فقط شکمش می‌شود.(خصال، ج2، ص630) و در عرصه کمالات انسانی و الهی حرکت نمی‌کند.
ترغیب اسلام به لذت حلال
از آنچه که اسلام لذت را امر پلید و منفوری نمی‌داند، لذا برای لذت‌ها حدود و چارچوب معرفی کرده است و در این راستا لذت حلال را ترغیب کرده است. در روایاتی که تقسیم ساعات عمر مومن را مشخص می‌کند، یک مورد آن «لذهًْ فی غیرمحرم» لذت حلال آمده است(نهج‌البلاغه، حکمت390) حتی قرآن بر لذت حلال تاکید دارد که چه کسی این زینت‌هایی را که خدا برای همین بندگان از زمین بیرون آورده حرام کرده است؟(اعراف -32) بنابراین برای انسان شهوترانی و لذت‌طلبی زمانی مذموم و مورد نکوهش است که شهوترانی و هواپرستی معبود او باشد و هدف غایی او در سبک زندگی این دنیا باشد. چنین فرهنگی هیچ‌گاه در قاموس انبیاء(ص)، ائمه(ع) و اولیای خدا راه ندارد و ازدواج‌های مکرر آن بزرگواران هیچ‌گاه از روی شهوت‌پرستی و هواپرستی نبوده بلکه هرکدام فلسفه خاص خود را در جهت اعتلای آموزه‌های وحیانی اسلام و انسانیت داشته است.