خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۵/۰۳

قائممقام سابق وزارت خارجه هند، حمله آمریکا به ناوچه ایرانی «دنا» در سال ۱۴۰۴ در سریلانکا را نشانه بیتوجهی به حساسیتهای دهلینو دانست و گفت: نمیتوان از این اقدامات واشنگتن به سادگی گذشت.
«کانوال سیبال»، قائممقام سابق وزارت خارجه هند در شبکه اجتماعی ایکس با اشاره به حمله اسفندماه سال ۱۴۰۴ در آبهای سریلانکا و غرق شدن ناوچه ایرانی «دنا» توسط یک زیردریایی آمریکایی در اقیانوس هند، نوشت که این حادثه نشان میدهد که دامنه درگیریها از غرب آسیا فراتر رفته و به همسایگی دریایی هند رسیده است.
وی با بیان اینکه هند مسئولیتی در این حادثه نداشته، افزود: این موضوع از منظر اخلاقی و دیپلماتیک برای دهلینو اهمیت دارد و نمیتوان به سادگی از آن چشمپوشی کرد.
سیبال ادامه داد: ایالات متحده با انجام این اقدام در نزدیکی سواحل ما، به حساسیتهای هند بیتوجهی نشان داده است.
این دیپلمات هندی با بیان اینکه تشدید تنش بین قدرتهای بزرگ محدود به یک جغرافیا نمیشود و گسترش تدریجی آن به فراتر از غرب آسیا میانجامد، افزود: این تنش ناگزیر به مناطقی سرایت میکند که برای منافع امنیتی و اقتصادی هند حیاتی هستند.
سیبال تاکید کرد: ثبات اقیانوس هند، آزادی کشتیرانی و تداوم جریان انرژی از منافع حیاتی هند است و هرگونه اختلال طولانیمدت در این آبراه میتواند پیامدهای مستقیم و جدی برای امنیت و اقتصاد این کشور به همراه داشته باشد.
قائممقام سابق وزارت امور خارجه هند ادامه داد که کشورش اکنون با چالش حفظ استقلال راهبردی و همزمان مدیریت روابط با واشنگتن و تهران روبهرو است و گسترش درگیری قدرتهای بزرگ، گزینههای سیاست خارجی دهلینو را محدودتر میکند.
وی اسفند ۱۴۰۴ هم همزمان با غرق شدن ناوچه دنا در آبهای سریلانکا هم نسبت به عملکرد دولت دهلینو انتقاد کرد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت بود که اگر هند از ناوچه ایرانی برای شرکت در رزمایش دعوت نکرده بود، این شناور در آن منطقه حضور نمییافت.
ناوچه ایرانی بدون سلاح بود
این مقام سابق با اشاره به پروتکل رزمایش «میلان»، افزود: کشتیهای شرکتکننده اجازه حمل هیچگونه مهماتی را ندارند و ناوچه ایرانی هم در آن زمان بدون سلاح بود.
حمله زیردریایی آمریکا از پیش برنامهریزی شده بود
به گفته سیبال، به نظر میرسد که حمله زیردریایی آمریکا از پیش برنامهریزی شده بود زیرا واشنگتن از حضور ناوچه ایرانی در این رزمایش آگاه بود.
به گزارش ایرنا، عصر روز چهارشنبه ۱۳ اسفندماه۱۴۰۴ بود که خبرگزاری رویترز به نقل از سخنگوی وزارت خارجه سریلانکا از شهادت ۸۰ ملوان ایرانی در حمله زیردریایی ارتش آمریکا به «ناوچه ایرانی دنا» در اقیانوس هند خبر داد.
وزیر امور خارجه سریلانکا اعلام کرد که ارتش این کشور ۳۲ ملوان ایرانی را نجات داده اما سرنوشت ۱۴۰ ملوان دیگر هنوز در هالهای از ابهام است؛ ملوانانی که برای صلح، رفاقت و همکاری رفتند اما جنایتکاران تاریخ آرزوهای آنان را مدفون کردند.
ناوشکن ایرانی دنا از یک رزمایش بزرگ و بینالمللی به نام «میلان ۲۰۲۶» که با حضور ۷۲ کشور جهان و به میزبانی نیروی دریایی هند برگزار شده بود بازمیگشت که این حمله جنایتکارانه صورت گرفت، این رزمایش ۱۰ روزه با مشارکت بیش از ۶۰ فروند کشتی جنگی و سه فروند هواپیمای خارجی، بهعنوان یکی از مهمترین رویدادهای دریایی منطقه هند و اقیانوسیه شناخته میشود.
والاستریت ژورنال:ترامپ از جنگ با ایران کلافه و خشمگین است
منابع آگاه به یک روزنامه آمریکایی گفتند که جنگ با ایران رئیس دولت تروریستی ایالات متحده را کلافه کرده است.
روزنامه آمریکایی «والاستریت ژورنال» روز جمعه (2 مرداد 1405) به نقل از مقامهای آگاه نوشته که جنگ علیه ایران دونالد ترامپ، رئیس دولت تروریستی آمریکا را «کلافه و خشمگین» است.
این روزنامه نوشته است: «دونالد ترامپ دیگر کلافه و خشمگین شده بود. به گفته شخصی که شاهد ماجرا بوده، رئیسجمهور آمریکا در جریان یک جلسه اخیر در دفتر بیضیشکل کاخ سفید حملات لفظی شدیدی را علیه رهبران مقامهای ایران آغاز کرد، آنها را «رذل» و «دیوانه» خواند و رگباری کلمات رکیک را نثارشان کرد».
مقامات دولت آمریکا و افراد نزدیک به ترامپ میگویند با ورود جنگ ایران به پنجمین ماه خود، ترامپ به شدت از طولانی شدن نبردی فرسایشی که زمانی میپنداشت ظرف چند هفته به پایان میرسد و اکنون افقی برای پایانش نیست، به ستوه آمده است.
برخی از مشاوران ترامپ اکنون نگرانند این جنگ که پیامدهایی چون افزایش قیمتها، افت محبوبیت عمومی و کشته شدن نظامیان آمریکایی را به همراه داشته بر ریاستجمهوری او کاملاً سایه افکنده و شانسِ از پیش کمرنگِ جمهوریخواهان را در انتخابات میاندورهای پیشِ رو بیش از پیش تضعیف کند.
به نوشته والاستریت ژورنال، ترامپ ماههاست که میکوشد به این جنگ پایان دهد. او در ماه آوریل، پس از آنکه تهدید کرد «کل تمدن ایران» را نابود خواهد کرد، یک آتشبس اعلام نمود. در ماه ژوئن نیز مدعی شد ایالات متحده و ایران برای بازگشایی تنگه هرمز یک یادداشت تفاهم امضا کردهاند. اما این دورههای کوتاه آرامش، خیلی زود جای خود را به ادامه درگیریها دادند.
افراد مطلع به والاستریت ژورنال گفتهاند ترامپ در روزهای اخیر بیش از پیش مردد شده که از طریق مذاکره با ایران بتواند صلحی پایدار ایجاد کند. یک مقام ارشد دولت آمریکا گفت ترامپ معتقد است ایران تنها زبان قدرت نظامی را میفهمد و افزود که او در «حالت انتقامجویی» از تهران قرار دارد. به گفته این مقام، رئیسجمهور آمریکا بهجز ادامه حملات هوایی، گزینههای خوبِ دیگری پیش روی خود نمیبیند.
این جنگ همچنین موجب بروز تنشهایی میان ترامپ و نزدیکترین شریکش در این نبرد، یعنی اسرائیل شده است. به گفته این مقام ارشد دولت، ترامپ از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ابراز نارضایتی کرده و گاهی به مشاورانش گفته است که تمایلی به گفتوگو یا دیدار با او ندارد. مقام مذکور افزود اسرائیلیها تلاش کردهاند دیداری میان نتانیاهو و ترامپ ترتیب دهند. انتظار میرفت نتانیاهو هفته آینده برای شرکت در مراسم تشییع جنازه سناتور لیندسی گراهام به آمریکا سفر کند، اما این برنامهها هنوز نهائی نشدهاند.
با طولانی شدن جنگ، اطمینان ترامپ نسبت به دستیابی به یک راهکار دیپلماتیک با ایران کاهش یافته است. به گفته افراد مطلع به والاستریت او نزد مشاورانش گله کرده که اصلاً مشخص نیست چه کسی قدرت تصمیمگیری اصلی را در اختیار دارد؛ چرا که هر بار آمریکا تصور میکند سر میز مذاکره به پیشرفتی دست یافته، ایران حملات خود را از سر میگیرد.
به گفته یک مقام ارشد، ماه گذشته رئیسجمهور آنچنان از احتمال امضای یادداشت تفاهم با تهران برای بازگشایی تنگه هرمز به وجد آمده بود که هشدارهای متحدان جمهوریخواه خود مبنی بر احتمال فروپاشی تفاهم را نادیده گرفت. ترامپ به آنها گفته بود فقط میخواهد این غائله تمام شود. با این حال به گفته منابع مطلع، دو مذاکرهکننده ارشد رئیسجمهور، یعنی دامادش جرد کوشنر و فرستاده ویژه استیو ویتکاف، همچنان معتقدند دستیابی به توافق با ایرانیها ممکن است. اما سایر مشاوران نسبت به امکانپذیری توافق صلح ابراز تردید کردهاند.
این جنگ در حال ایجاد شکاف در ائتلاف محافظهکارانی است که ترامپ زمانی تسلطی آهنین بر آنها داشت؛ موضوعی که موجب نگرانی برخی از جمهوریخواهان نزدیک به کاخ سفید شده است.
متحدان دیرینه ترامپ مانند لورا اینگراهام، مجری فاکسنیوز، از رسانه خود برای ابراز نگرانی درباره تأثیر این جنگ بر عملکرد جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر استفاده کردهاند. او روز دوشنبه گفت: «زمان برای انتخابات میاندورهای به سرعت در حال از دست رفتن است».
«استیو بنن»، مشاور قدیمی ترامپ نیز گفت: «نتانیاهو ما را وارد یک مناقشه هولناک و پر از دروغ کرده است. مردم دارند با چشمان خودشان میبینند که چه میگذرد».
نشریه «آتلانتیک» با انتشار یک مقاله تند و تیز، راهبرد ترامپ درباره جنگ ایران را به باد انتقاد گرفت و کاخ سفید و پنتاگون را به دروغپردازی و فریب افکار عمومی در این زمینه متهم کرد.
مجله آمریکایی «آتلانتیک» طی یادداشتی انتقادی با عنوان «مردم آمریکا به حقیقت درباره جنگ ایران نیاز دارند»، دولت دونالد ترامپ و پنتاگون را به پنهانکاری، ارائه اطلاعات نادرست و گمراه کردن افکار عمومی درباره روند جنگ با ایران متهم کرده است.
به نوشته این نشریه، با گذشت بیش از پنج ماه از آغاز جنگ، دولت آمریکا هنوز تصویر روشنی از اهداف، روند عملیات، میزان موفقیتها و حتی تلفات واقعی جنگ ارائه نکرده است. نویسنده معتقد است اظهارات ترامپ درباره این جنگ، ترکیبی از «آرزوپردازی، اغراق و دروغ آشکار» بوده و رئیسجمهور تنها یک بار به طور رسمی درباره جنگ سخنرانی کرده که آن هم فاقد جزئیات و اطلاعات قابل اتکا بوده است.
در حالی که بیش از ۲۰ هفته از درگیریها گذشته، دستکم ۱۸ نظامی آمریکایی کشته و صدها نفر زخمی شدهاند، اما مردم آمریکا همچنان نمیدانند دقیقاً چه اتفاقی در میدان نبرد در حال وقوع است.
دروغ و ابهام، راهبرد ترامپ در جنگ ایران است
مقاله تأکید میکند که این ابهام تصادفی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کاخ سفید است. به اعتقاد تام نیکلاس نویسنده این مقاله، ترامپ و اطرافیانش حاضر نیستند بپذیرند که جنگی را آغاز کردهاند که نه تنها پایان نیافته، بلکه آمریکا در آن با مشکلات جدی روبهرو شده است. به همین دلیل، از نگاه آتلانتیک، پنهانکاری برای دولت کمهزینهتر از پذیرش شکست یا بنبست است. یکی از محورهای اصلی مقاله، انتقاد از تغییر مداوم روایتهای ترامپ درباره اهداف جنگ است. نویسنده یادآوری میکند که رئیسجمهور آمریکا بارها اعلام کرده بود جنگ «تقریباً تمام شده» یا «پیروزی بزرگی» به دست آمده است. ترامپ همچنین بارها مدعی شد ارتش ایران «کاملاً نابود شده» و دیگر توان رزمی ندارد، اما ادامه حملات ایران این ادعاها را زیر سؤال برده است.
بزرگترین اشتباه محاسباتی ترامپ؟
آتلانتیک معتقد است بزرگترین اشتباه ترامپ، ورود به جنگ با این فرض بوده که «حکومت ایران به سرعت سقوط خواهد کرد.» به نوشته مقاله، او پس از گفتوگو با بنیامین نتانیاهو و برخی مقامهای اسرائیلی، به این جمعبندی رسید که تغییر نظام در ایران ظرف مدت کوتاهی امکانپذیر است. حتی گفته میشود وزیر خارجه آمریکا نیز به ترامپ هشدار داده بود که این ارزیابی بیش از حد خوشبینانه است. اما پس از آنکه مشخص شد تغییر حکومت در ایران محقق نخواهد شد، دولت آمریکا به تدریج اهداف جنگ را تغییر داد. هدف اولیه یعنی «تغییر رژیم» به حاشیه رفت و ترامپ بعدها حتی ادعا کرد که هرگز چنین هدفی نداشته است؛ ادعایی که نویسنده آن را با سخنان اولیه رئیسجمهور در تناقض میداند.
مقاله سپس به مجموعهای از اظهارات مقامهای آمریکایی درباره «پیروزی کامل» اشاره میکند. ترامپ در مصاحبهای گفته بود آمریکا به «پیروزی صددرصدی» رسیده است و پیت هگزث، وزیر جنگ، نیز عملیات نظامی را «یک پیروزی تاریخی و قاطع» توصیف کرده و مدعی شده بود توان رزمی ایران برای سالها از بین رفته است.
ادعای نابودی توان نظامی ایران هیچ پشتوانهای ندارد
آتلانتیک این ادعاها را فاقد پشتوانه واقعی میداند و تأکید میکند که توان نظامی ایران هرچند آسیب دیده، اما نابود نشده است. به همین دلیل نیز ایران همچنان قادر به انجام حملات موشکی و پهپادی و ادامه عملیات نظامی بوده است. نویسنده به سخنان ماریا بارتیرومو، مجری شبکه فاکس بیزنس، اشاره میکند که با طرح این پرسش که «اگر ارتش ایران نابود شده، پس چگونه هنوز حمله میکند؟» عملاً تناقض موجود در روایت دولت را برجسته کرده است.
از نگاه مقاله، تنها سه احتمال وجود دارد: یا ترامپ واقعاً از وضعیت جنگ اطلاع دقیقی ندارد، یا مشاوران نظامی حقیقت را از او پنهان کردهاند، یا اینکه رئیسجمهور آگاهانه افکار عمومی را گمراه میکند.
آتلانتیک همچنین به ادعاهای مکرر ترامپ درباره نزدیک بودن توافق با ایران اشاره میکند. به نوشته مقاله، ترامپ دهها بار گفته بود تهران به شدت خواهان توافق است و برای مذاکره «التماس» میکند، اما ادامه حملات ایران نشان داده که این ارزیابی نیز با واقعیت میدانی همخوانی ندارد.
نشستهای خبری هگزث و دن کین ناگهان متوقف شد
بخش دیگری از گزارش به عملکرد پنتاگون اختصاص دارد. نویسنده میگوید وزارت دفاع آمریکا که باید به طور شفاف مردم را در جریان جزئیات جنگ قرار دهد، عملاً سکوت اختیار کرده است. از اوایل ماه مه تاکنون هیچ نشست خبری مهمی درباره روند جنگ برگزار نشده و حتی آمار دقیق کشتهها و مجروحان آمریکایی نیز به صورت منظم منتشر نمیشود.
آتلانتیک این وضعیت را با جنگهای گذشته آمریکا مقایسه میکند؛ زمانی که خبرنگاران در کنار نیروهای نظامی حضور داشتند، نشستهای خبری روزانه برگزار میشد و مقامهای نظامی به پرسشهای رسانهها پاسخ میدادند. اما اکنون، به گفته نویسنده، دسترسی خبرنگاران محدود شده و هر رسانهای که درباره آمار تلفات یا روند جنگ سؤال کند، با حملات لفظی مقامهای دولت روبهرو میشود.
مقاله به گزارش نیویورکتایمز درباره اختلاف در آمار کشتهشدگان آمریکایی نیز اشاره میکند و مینویسد حتی زمانی که خبرنگاران صحت این گزارش را تأیید کردند، سخنگویان پنتاگون به جای پاسخگویی، رسانهها را به جانبداری سیاسی متهم کردند.
تهدید به حملات بیشتر با وجود کمبود تسلیحات!
در پایان، آتلانتیک هشدار میدهد که دولت آمریکا در حالی ایران را به حملات گستردهتر تهدید میکند که خود با کمبود مهمات و تجهیزات روبهرو شده است. به نقل از یک مقام آمریکایی، ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده برای ادامه طولانیمدت عملیات کافی نیست و حتی ممکن است کاخ سفید از ابعاد این مشکل اطلاع کامل نداشته باشد.
به گزارش تسنیم، نویسنده در جمعبندی تأکید میکند که مقامهای آمریکایی، از جمله ترامپ و وزیر دفاع، از واقعیتهای جنگ آگاه هستند و وظیفه دارند به جای شعارهای تبلیغاتی و روایتهای متناقض، تصویر واقعی جنگ را با مردم آمریکا در میان بگذارند؛ زیرا جامعه آمریکا حق دارد بداند این جنگ چرا آغاز شد، اکنون در چه وضعیتی قرار دارد و چشمانداز پایان آن چیست.
شهردار لندن: به دنبال بازداشت نتانیاهو در صورت ورود به این شهر هستیم
شهردار لندن تأکید کرد برای اجرای حکم بازداشت بینالمللی نخستوزیر رژیم اسرائیل تلاش خواهد کرد تا در صورت ورود نتانیاهو به لندن او را بازداشت کنند.
به گزارش مهر، صادقخان، شهردار لندن، تأکید کرد برای اجرای حکم بازداشت صادره از سوی دادگاه کیفری بینالمللی علیه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، تلاش خواهد کرد. وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر این که آیا انگلیس حکم بازداشت صادره از سوی دادگاه کیفری بینالمللی علیه نتانیاهو را اجرا خواهد کرد یا خیر، گفت: «هر کسی که متهم به نسلکشی باشد باید با عدالت روبهرو شود. اگر نتانیاهو در لندن حضور پیدا کند با اندی برنهام، نخستوزیر جدید این کشور، برای اجرای قانون همکاری خواهد کرد.»
خبر دیگر آنکه وزیر خارجه ژاپن در کنفرانس آسهآن ابراز امیدواری کرد حمایت بینالمللی از فلسطین همچنان افزایش یابد. او بر اهمیت این نکته تأکید کرد که کشورها، با تکیه بر نقاط قوت خود، برای حمایت از فلسطین همکاری کنند.
اسکات ریتر افسر سابق اطلاعاتی آمریکا و کارشناس نظامی این کشور اعلام کرد: ایران در جنگ از هر نظر برتری دارد و در صورت عملیات زمینی، آمریکا دهها هزار نیروی خود را از دست خواهد داد. وی هشدار داد جهان هنوز قدرت کامل ایران را ندیده است.
بسیاری از کارشناسان بر این باور هستند که جنگ آمریکا علیه ایران، تکرار کابوس شکست آمریکا در جنگ ویتنام برای این کشور است. اما این همه ماجرا نیست باید در این میان به تکرار تجربه بریتانیا برای آمریکا که از آن به «لحظه سوئز» نام میبرند نیز اشاره کرد. بحران سوئز زمانی رخ داد که بریتانیا، در پی ملیشدن کانال سوئز توسط جمال عبدالناصر، تلاش کرد کنترل این کانال حیاتی برای اقتصاد جهانی را به دست بگیرد اما شکست انگلیس در این جنگ به همگان فهماند که دیگر دوران قدرتنمایی بریتانیای کبیر در جهان به سر آمده است. شکست ترامپ و ارتش یک تریلیون دلاری آمریکا در تنگه هرمز نیز به گفته کارشناسان به لحظه هرمز برای آمریکا تبدیل شده است. لحظهای که جهان فهمیده است آمریکا با قدرت نظامی جهنمی خود دیگر نمیتواند خواستههای خود را به دیگر کشورها دیکته کند. از سوی دیگر با قدرتنمایی یگانهای موشکی و پهپادی ایران طی 5 ماه گذشته در نابودی پایگاههای آمریکا در غرب آسیا متحدان آمریکا در منطقه و سرتاسر جهان دیگر فهمیدهاند که اتحاد با آمریکا و استقرار پایگاههای نظامی واشنگتن در خاک این کشورها نهتنها امنیتی به بار نمیآورد بلکه خود این پایگاهها به عاملی برای از بین رفتن امنیت کشور میزبان تبدیل می شود.
ایران کاری کرد که محدودیتهای قدرت آمریکا برای همه جهان برملا شد. ترامپ تمام قدرت آمریکا را به کار گرفت تا تنگه هرمز را باز کرده و قیمت نفت را متعادل کند اما نهتنها تنگه هرمز باز نشد بلکه جنگجویان صندلپوش دریای سرخ، تنگه استراتژیک بابالمندب را نیز به روی متحدان آمریکا بستند. افزایش شدید قیمت نفت به 101 دلار به دنبال بستهشدن تنگههای هرمز و بابالمندب به خوبی نشان میدهد که بازارهای انرژی جهان تنها عمل را ملاک کار خود قرار دادهاند نه لفاظیهای پوچ و مسخره رئیسجمهوری که طی 5 ماه گذشته دهها باز مدعی پیروزی و باز بودن تنگه هرمز شده است.
حیرت و غافلگیری صهیونیستها
جهان از قدرتنمایی ایران در مقابل آمریکا حیرتزده شده است. دوستان خوشحال و دشمنان سرشکسته و ناامید شدهاند. دیروز نشریه آتلانتیک نوشته بود: «واشنگتن هیچ راه فراری از جنگ ایران جز اذعان به شکست ندارد.» صهیونیستها هم غافلگیر شدهاند. معاریو در این زمینه نوشته است: حملات موشکی اخیر نشان داد که قدرت موشکی ایران احیا و در حال نزدیک شدن به سطوح قبل از جنگ قبلی است. صهیونیستها حتی از سرعت بالای بازسازی خرابیهای جنگ در داخل کشورمان نیز غافلگیر شدهاند. روزنامه والاستریتژورنال گزارش داد سرعت بازسازی زیرساختهای آسیبدیده ایران، مقامهای رژیم صهیونیستی را غافلگیر کرده است. والاستریتژورنال در گزارش خود با استناد به تصاویر ماهوارهای و اظهارات مقامهای صهیونیستی و غربی نوشت که ایران با سرعتی فراتر از انتظار، زیرساختهای آسیبدیده در حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی را بازسازی کرده است. این گزارش، بازسازی پایگاههای موشکی، پلها، بنادر و مراکز تولیدی را نشانه توان صنعتی و ظرفیت بالای ایران در بازیابی توان زیرساختی خود دانست. به نوشته والاستریتژورنال، «ران کوخاو»، فرمانده پیشین سامانههای پدافند هوایی رژیم صهیونیستی نیز تأکید کرده است که ایران از ظرفیت بالایی برای بازسازی برخوردار بوده و توانسته انبارهای تسلیحاتی خود را نیز مجدداً تکمیل کند.
ناتوانی آمریکا در دفاع از متحدان
تحلیلگر نظامی آمریکایی و بازرس تسلیحاتی سابق سازمان ملل نیز با انتقاد شدید از جنگافروزی ترامپ با اشاره به ارزیابی خود از موازنه نظامی میان ایران و آمریکا، گفت: نیروهای آمریکایی مستقر در کویت توان مقابله با یک عملیات زمینی احتمالی را ندارند و در صورت گسترش جنگ، واشنگتن با شکستهای بیشتری روبهرو خواهد شد، زیرا جهان هنوز قدرت کامل نظامی ایران را مشاهده نکرده است.
به گزارش ایسنا، در این گفتوگو، مجری به گزارشهای تأییدنشده درباره احتمال استقرار نیروهای ایرانی در نزدیکی مرز کویت اشاره کرد و نظر ریتر را جویا شد. ریتر در پاسخ گفت: نیروهای آمریکایی مستقر در کویت برای مقابله با عملیات زمینی گسترده کافی نیستند و در صورت وقوع چنین رخدادی، مهمترین پایگاه پشتیبانی لجستیکی نیروهای آمریکا در عراق و دیگر مناطق از دست خواهد رفت. کارشناس اطلاعاتی آمریکا هشدار داد دو گروه رزمی تفنگداران دریایی آمریکا که در منطقه حضور دارند، در صورت ورود به نبرد، با تلفات گسترده روبهرو خواهند شد. ریتر در ادامه گفت: چنین سناریویی، در صورت تحقق، پیامدهای گستردهای برای منطقه به همراه خواهد داشت و میتواند تمام کشورهای منطقه را به حوزه نفوذ تهران تبدیل کند، از جمله عربستان سعودی. او با اشاره به آنچه «دیپلماسی ترکیبی» میان ایران و آمریکا خواند، گفت: ایران از همان ابتدا اعلام کرده بود که به آمریکا اعتماد ندارد و تفاهم اسلامآباد را نیز با همین نگاه امضا کرد. به گفته ریتر، ایران با استفاده از دوره توقف درگیریها، فرصت فروش ۶۰ تا ۸۰ میلیون بشکه نفت، کسب درآمد، بازآرایی نیروهای خود و پیگیری اقدامات دیپلماتیک را به دست آورد.
این تحلیلگر نظامی آمریکایی با اشاره به احتمال تشدید حملات آمریکا علیه ایران گفت: دولت ترامپ تلاش میکند این تصور را به افکار عمومی القا کند که با بمباران گسترده میتواند به اهداف نظامی خود برسد، اما چنین تصوری با واقعیت همخوانی ندارد.ریتر اظهار کرد: آمریکا پیشتر ۳۹ روز ایران را بمباران کرد و در آن زمان نسبت به امروز از تسلیحات بیشتر، اهداف اطلاعاتی دقیقتر و عنصر غافلگیری برخوردار بود. وی افزود: اکنون آمریکا با کمبود تسلیحات روبهرو است، اطلاعاتش قدیمی شده و عنصر غافلگیری نیز از بین رفته است، زیرا ایران از ابتدا پیشبینی کرده که آمریکا به توافق پایبند نخواهد ماند و همواره برای ازسرگیری حملات آماده است.به گفته ریتر، همه عوامل امروز به سود ایران تغییر کردهاند؛ آمریکا ضعیفتر شده و ایران قویتر از گذشته است. او گفت: آمریکا به دلیل کمبود بمبهای مناسب، ناچار به استفاده گسترده از سامانههای موشکی «هایمارس» و موشکهای «اتکمز» شده و همین موضوع عمق حملات آن را محدود کرده است. ریتر همچنین اذعان کرد که ذخایر مهمات آمریکا به سرعت در حال کاهش است و این کشور پس از حدود سه هفته با کمبود مهمات روبهرو خواهد شد.
تهاجم زمینی علیه ایران عملی نیست
ریتر در ادامه با انتقاد از اظهارات لیندسی گراهام، سناتور جنگطلب و ضدایرانی آمریکا درباره امکان حمله زمینی به ایران، اظهار کرد: جزیره خارگ در فاصله کوتاهی از خاک ایران قرار دارد و نیروهایی که در چنین عملیاتی وارد این منطقه شوند، در معرض حجم گستردهای از حملات موشکی قرار خواهند گرفت. وی تأکید کرد، اگر آمریکا اقدام به تهاجم زمینی کند، تقریباً تمام نیروهای اعزامی نابود خواهند شد. این تحلیلگر آمریکایی همچنین گفت: با ادامه حملات، آمریکا به تدریج هواپیماهای بیشتری را از دست خواهد داد. ریتر با بیان اینکه ایران هنوز همه توان نظامی خود را به کار نگرفته و تاکنون صرفاً پاسخهایی حسابشده ارائه کرده است، گفت: در صورت تشدید درگیری، ایران توان افزایش سطح عملیات را بیش از آمریکا دارد.
او همچنین اذعان کرد ایران طی درگیریها یک سامانه پدافندی «پاتریوت» آمریکا را به طور کامل منهدم کرده، یک یگان مجهز به موشکهای «اتکمز» را هدف قرار داده، یک جنگنده اف-۱۵ را در آشیانه آن منهدم کرده و هواپیماهای گشت دریایی «پی-۸»، تعدادی بالگرد «بلکهاوک» و تجهیزات دیگر آمریکا را نیز هدف قرار داده است. وی افزود: در مقابل، حملات آمریکا عمدتاً ساختمانها را هدف قرار داده و تأثیری بر توان ایران برای ادامه جنگ نداشته است.
ریتر در پایان با تمجید از تواناییهای نظامی ایران، گفت: ایران از فناوریهای پیشرفته و درک بالایی از هنر نظامی برخوردار است، تا جایی که توانسته پهپادهای آمریکایی را از طریق نفوذ به سامانههای ارتباطی کنترل کرده و هدایت آنها را در دست بگیرد.ریتر همچنین با اشاره به پروژه شکستخورده سرقت اورانیومهای غنیشده ایران در اصفهان، یادآور شد که یک تیم عملیات ویژه آمریکا پیشتر در اصفهان شکست سنگینی از نیروهای ایرانی خوردهاند.
وی در پایان هشدار داد در صورت وقوع عملیات زمینی، دهها هزار نیروی آمریکایی حاضر در کویت که عمدتاً نیروهای پشتیبانی، لجستیکی و کارکنان سامانههای راداری هستند و نه نیروهای رزمی، ممکن است به اسارت درآمده یا کشته شوند، زیرا هیچ نیروی زمینی مؤثری برای دفاع از آنان در منطقه وجود ندارد.
سازش با اسرائیل شرط آمریکا برای توافق هستهای با عربستان!
رئیس سودایی دولت آمریکا، توافق هستهای با رژیم سعودی را منوط به سازش با رژیم آپارتاید اسرائیل دانست؛ همزمان کاخسفید تأکید کرد که توافق هستهای با عربستان بدون عادیسازی روابط با اسرائیل منتفی است.
دونالد ترامپ، رئیس دولت آمریکا، در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» اعلام کرد که پیشبرد توافق هستهای غیرنظامی میان واشنگتن و ریاض، منوط به عادیسازی روابط عربستان با رژیم آپارتاید اسرائیل و پیوستن این کشور به «پیمانهای ابراهیم» خواهد بود. وی در پاسخ به انتقادهای مطرحشده درباره این توافق نیز تأکید کرد که این برنامه به هیچ وجه شامل اعطای حق غنیسازی اورانیوم به عربستان نخواهد بود و صرفاً استفاده از فناوری هستهای برای اهداف غیرنظامی را دربر میگیرد. ترامپ در بخش دیگری از پیام خود، با اشاره به برنامه هستهای ایران، استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را برای تهران(!) نیز به رسمیت شناخت و نوشت: «توافق هستهای غیرنظامی که میان وزارت انرژی آمریکا و عربستان سعودی در دست تنظیم است، به صراحت هیچگونه غنیسازی مواد هستهای را شامل نمیشود و تنها به مصارف غیرنظامی اختصاص دارد؛ همانگونه که ایران، امارات و برخی کشورهای دیگر از چنین برنامهای برخوردار هستند.» آنطور که تسنیم نوشته است، او در پایان بار دیگر تأکید کرد که آمریکا با ایجاد تأسیسات هستهای غیرنظامی، مشروط به نبود غنیسازی، مخالفتی ندارد، اما اجرای این توافق کاملاً به پیوستن عربستان سعودی به روند عادیسازی روابط با اسرائیل وابسته است.
همچنین به نوشته ایسنا به نقل از شبکه سیانان، کارولین لویت، سخنگوی کاخسفید، در واکنش به شرط تازه دونالد ترامپ برای مشروط کردن توافق هستهای غیرنظامی با عربستان به عادیسازی روابط این کشور با رژیم صهیونیستی، به اظهارات پیشین رئیسجمهور آمریکا اشاره کرد و گفت که ترامپ بارها از کشورهای مختلف، از جمله عربستان سعودی، خواسته است به «توافقهای ابراهیم» بپیوندند. با این حال، لویت توضیحی درباره اینکه چرا این شرط پیش از امضای توافق در روز چهارشنبه به صورت رسمی اعلام نشده بود، ارائه نکرد و تنها گفت: «همانطور که میدانید، رئیسجمهور همیشه تصمیمگیرنده نهایی در هر توافقی است و این موضوع را نیز بارها در مناسبتهای مختلف مطرح کرده است.» وی همچنین افزود که ترامپ به گفتوگو با رهبران عربستان درباره عادیسازی روابط ادامه خواهد داد، اما از زمان انتشار این شرط جدید تاکنون هیچ تماسی با محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، نداشته است. این در حالی است که بنسلمان پیشتر به صراحت اعلام کرده بود تا زمانی که مسیر روشنی برای تشکیل کشور مستقل فلسطین وجود نداشته باشد، ریاض روابط خود را با رژیم صهیونیستی عادی نخواهد کرد. لویت در ادامه نیز تأکید کرد که رئیسجمهور آمریکا تنها چند ساعت پیش این بیانیه را منتشر کرده و از آن زمان تاکنون گفتوگویی با ولیعهد عربستان نداشته، هرچند این موضوع را در دیدارهای قبلی و نیز بهصورت علنی بارها مطرح کرده است. سخنگوی کاخسفید همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا عربستان میتواند از توافق هستهای غیرنظامی با آمریکا برخوردار شود اما ایران نمیتواند، تأکید کرد: «توافق ما با عربستان، منافع آمریکا را در اولویت قرار میدهد.»
جنون آدمکُشی نتانیاهو اسرائیل دست از بمباران لبنان برنمیدارد
حملات توپخانهای و... رژیم آپارتاید به جنوب لبنان ادامه دارد تا بار دیگر نشان دهد که جنون آدمکُشی نتانیاهو گویی نقطه پایان ندارد.
نظامیان رژیم صهیونیستی در ادامه اقدامات ویرانگر خود در جنوب لبنان صبح دیروز چندین منزل را در شهر بنتجبیل، صفالهواء و جاده منتهی به شهرک عیناثا، آتش زده و ویران کردند. خبرگزاری لبنان نیز از انفجار در منطقه حدفاصل شهرکهای «میسالجبل» و «حولا» در مرجعیون در جنوب لبنان خبر داد و اعلام کرد: یک تانک مرکاوا اسرائیلی در شهرک «برعشیت» در بنتجبیل مستقر شد و همزمان صدای انفجار در شهرک «کونین» در جنوب لبنان شنیده شد. پیشتر نیز توپخانه ارتش رژیم صهیونیستی منطقه «علیالطاهر» در نبطیه را گلولهباران کرد. گفتنی است، رژیم اسرائیل از دوم مارس (۱۱ اسفند ۱۴۰۴)، حمله گستردهای را علیه لبنان آغاز کرده است که موجب شهادت و زخمیشدن بسیاری از شهروندان لبنانی و همچنین آواره شدن بیش از یکمیلیون نفر شده است.
اذعان آمریکاییها به حفظ قدرت ایران؛ روایت ترامپ و نتانیاهو دروغ بود
منابع آمریکایی با اذعان به قدرت ایران در بازسازی توانمندی خود گفتند روایت ترامپ و نتانیاهو از پیروزی دروغ بود.
در ادامه تحلیلهای رسانهای از تحولات مربوط به فروپاشی توافق اسلام آباد، شبکه الجزیره با استناد به گزارشهای منابع غربی، در مقالهای به بررسی افزایش قدرت ایران در انجام حملات خود علیه مواضع آمریکا پرداخت و نوشت: در آغاز جنگ علیه ایران، لفاظیهای آمریکایی و اسرائیلی بر این مبنا بود که حملات به پیروزی تقریباً قطعی منجر شده است.
دونالد ترامپ، رئیس دولت تروریستی آمریکا در اوایل این جنگ مدعی شد که ارتش ایران در هرج و مرج مطلق قرار گرفته و بخشهای بزرگی از آن، از جمله نیروی دریایی و هوایی، دیگر وجود ندارند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اشغالگر هم ادعا کرد که قابلیتهای نظامی ایران و برنامههای هستهای و موشکی آن سالها به عقب رانده شده است.
دروغ بودن روایات ترامپ و نتانیاهو
درباره نابودی قدرت ایران چگونه فاش شد؟
اما گزارشهای رسانههای غربی و آمریکایی از جمله وال استریت ژورنال و نیز تصاویر ماهوارهای اخیر، این روایت نتانیاهو و ترامپ را به طور کامل زیر سؤال میبرد.
وال استریت ژورنال در این زمینه گزارش داد که ایران به سرعت در حال بازسازی زیرساختهای آسیب دیده در حملات آمریکا و اسرائیل است، از پایگاههای موشکی مستحکم در داخل کوهها گرفته تا پلها، بنادر و تأسیسات تولیدی. این روند با سرعتی انجام میگیرد که مقامات آمریکایی، اسرائیلی و غربی را به شدت نگران کرده است.
این رسانه آمریکایی تاکید کرد که عکسهای گرفته شده توسط Planet Labs در نزدیکی کنگاور، غرب ایران، در ماه مارس، آسیب به ورودیهای یک تونل و جادهای منتهی به یک پایگاه موشکی را نشان میدهد. با این حال، عکسهای بعدی از ایرباس، ظرف چند هفته، جادهای آسفالت شده منتهی به ورودیهای تازه حفاریشده را نشان داد که نشاندهنده بهبود سریع پس از حملات است.
نگرانی آمریکاییها و صهیونیستها از قدرت ایران در بازسازی سریع توانمندیهای خود
در مثالی دیگر، این روزنامه به نقل از یک مقام نظامی صهیونیست میگوید که ایران ظرف چند روز پلی را که اسرائیل با سه بمب هدف قرار داده بود، تعمیر کرد که مقامات اسرائیلی را شگفتزده کرد و آنها را به زیر سؤال بردن اثربخشی برخی از اهداف سوق داد.
وال استریت ژورنال به نقل از ران کوچاو، فرمانده سابق سامانه دفاع هوائی و موشکی اسرائیل، اعلام کرد که سرعت بهبود توانمندیهای ایران با توانایی نشان داده شده گذشته این کشور در بازسازی زیرساختها و ذخایر موشکی خود سازگار است.
رسانه مذکور آمریکایی تصریح کرد: درست است که ایران در این جنگ متحمل خسارات زیادی شده و فرآیند بازسازی آن پرهزینه خواهد بود، اما سرعت بالای بهبود و بازسازی در سراسر این کشور، ادعاهای ترامپ و نتانیاهو مبنی بر اینکه جنگ ضربه مهلکی به ایران وارد کرده است را کاملاً زیر سؤال میبرد.
وال استریت ژورنال گزارش داد که هم ترامپ و هم نتانیاهو به دلیل عدم تحقق اهداف خود در جنگ علیه ایران به ویژه هدف مربوط به سرنگونی نظام این کشور، از بین بردن برنامه هستهای یا بازگشایی تنگه هرمز با فشار داخلی روبهرو هستند.
ایران ظرفیت موشکی خود را با قدرت حفظ کرده است
در ادامه این گزارش آمده است که با وجود اینکه سخنگوی کاخ سفید میگوید در این جنگ زرادخانه و بخش تولید موشکهای ایران و بسیاری از دیگر توانمندیهای نظامی این کشور از بین رفته، اما تصاویری که میبینیم روایت پیروزی کامل آمریکا را زیر سؤال میبرد و نشان میدهد که ایران علیرغم دریافت ضربات سنگین همچنان به حملات دقیق به کشتیها و همچنین حملات موشکی گسترده به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه مانند کویت، بحرین و اردن ادامه داد.
این روزنامه به نقل از تال اینبار، تحلیلگر بنیاد دفاع موشکی، میگوید که «شایعات» مربوط به پایان برنامه موشکی یا کاهش قابل توجه آن دروغ است.
وال استریت ژورنال به نقل از مقامات نظامی صهیونیست اعلام کرد که در بسیاری از موارد، ایالات متحده و اسرائیل فقط موفق به تخریب ورودیهای سایتهای موشکی عمیق ایران شدند، نه خود سایتها و سلاحهای داخل این سایتها دست نخورده باقی ماندهاند.
این رسانه آمریکایی تاکید کرد که نگرانیها درباره بازسازی توانمندیهای ایران تنها مربوط به برنامه موشکی این کشور نیست و ارزیابیهای اسرائیل نشان میدهد که ایران ممکن است هزاران سانتریفیوژ را به داخل تونلهای مستحکم منتقل کرده باشد و این امر، نگرانیها در مورد توانایی تهران برای بازسازی برنامه هستهای خود را افزایش میدهد.
بر اساس این گزارش، نگرانیهای اسرائیل محدود به توانمندی ایران در بازسازی جادهها و پلها نیست، بلکه به چیزی عمیقتر گسترش مییابد: حفظ دانش، تخصص و شبکههای تولید، و توانایی ایران در تبدیل زمان، پول و اراده سیاسی به بازیابی مجدد پس از هر حمله.
مجله فارن افرز هم در گزارشی به همین منظور، فراتر از تصاویر ماهوارهای میرود و جنگ را در چارچوب تغییر گستردهتری در توازن قدرت جهانی قرار میدهد.
رابرت پیپ، نویسنده این گزارش اعلام کرد که جنگ خلیجفارس در سال 1991 تصویری از آمریکا ایجاد کرد که قادر به دستیابی سریع و کمهزینه به نتایج نظامی است، اما این تصویر دیگر به آن اندازه معتبر نیست.
استراتژی هوشمندانه ایران در تحمیل قواعد جنگ به دشمن
بر اساس این گزارش، ایالات متحده دیگر همان برتری نظامی را که پس از جنگ سرد از آن برخوردار بود، ندارد، زیرا جهانی شدن، سلاحهای دقیق را از انحصار قدرتهای بزرگ خارج کرده است.
در ادامه گزارش این رسانه آمریکایی آمده است که پهپادهای ارزان، حسگرهای تجاری، هوش مصنوعی و نرمافزارهای بازار آزاد، به کشورهای ضعیفتر توانایی بیشتری برای گیج کردن دشمنان قویتر میدهند.
فارن افرز تصریح کرد که جنگ ایران این تغییر را آشکار میکند: واشنگتن میتواند اهداف زیادی را نابود کند، اما لزوماً نمیتواند نتیجه سیاسی مورد نظر خود را تحمیل کند. در واقع ایران نیازی به شکست دادن نیروی دریایی ایالات متحده در نبردهای متعارف نداشت، بلکه باید بازارها و شرکتهای کشتیرانی را متقاعد میکرد که قدرت آمریکا دیگر نمیتواند امنیت مطلق ناوبری را تضمین کند.
در ادامه این گزارش آمده است: در جهانی که سلاحهای دقیق و ارزان به طور فزایندهای رایج میشوند، قدرتهای ضعیفتر میتوانند هزینههای قابل توجهی را بر قدرتهای قویتر تحمیل کنند، نه از طریق پیروزی متعارف، بلکه از طریق اختلال، افزایش هزینههای تجاری و فرسایش اعتماد به ثبات آبراههای جهانی.
بنابراین، تصاویر ماهوارهای نه تنها سرعت بهبود ایران، بلکه محدودیتهای تکیه صرف آمریکا و اسرائیل بر بمباران را نیز آشکار میکند، زیرا ظرفیت بازسازی ایران به راحتی از بین نمیرود. به گزارش تسنیم، در پایان در تحلیلی مشترک از وال استریت ژورنال و فارن افرز، به نظر میرسد این سؤال فراتر از ایران است: اگر نابودی یک هدف به معنای شکست دادن دشمن نباشد، و اگر یک قدرت ضعیفتر قادر به بازگشت، ایجاد اختلال و تحمیل هزینهها باشد، چه چیزی از برتری آمریکا و اسرائیل باقی میماند؟
یک رسانه انگلیسی تأکید کرد: دقت و قدرت تخریبی حملات ایران به مواضع آمریکا بهشکل قابلتوجهی افزایش یافته است.
در پی گسترش حملات کشورمان به مواضع تروریستهای آمریکایی در منطقه در پاسخ به تجاوزات و جنایات این کشور، روزنامه انگلیسی «گاردین» در گزارشی اعلام کرد که در بحبوحه تشدید تنشها در غرب آسیا، ایران توانایی خود را برای هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی و زیرساختهای حیاتی در منطقه افزایش داده است.
گاردین تأکید کرد: افزایش توانایی ایران در انجام حملات خود در منطقه، از طریق ترکیبی از پیشرفتهای تکنولوژیکی در برنامه موشکی خود، استفاده از تصاویر ماهوارهای و اتخاذ تاکتیکهای نظامی الهامگرفته از تجربه روسیه در جنگ اوکراین حاصل شده است.
«دان صباغ»، سردبیر بخش دفاع و امنیت این روزنامه، ابراز داشت: حملات اخیر ایران نشاندهنده افزایش دقت و قدرت تخریبی بوده و همزمان نقاط ضعف بالقوه سیستمهای دفاع هوائی ایالات متحده مستقر در منطقه را آشکار کرده است.
نویسنده این گزارش به حملات موفق اخیر ایران به پایگاههای آمریکا در اردن بهویژه پایگاه موفق السلطی که توسط سیستم دفاع موشکی پیشرفته تاد ایالات متحده محافظت میشود، استناد کرد.
بر اساس این گزارش، تصاویر ماهوارهای، آسیب شدید به چندین تأسیسات در این پایگاه را نشان میدهد و پنتاگون را بر آن داشت تا بررسی کند که چرا سیستم دفاعی نتوانسته است این حمله را رهگیری کند.
نهاد موسوم به بنیاد دفاع از دموکراسیها در آمریکا اعلام کرد: این حملات ایران به پایگاههای آمریکا در اردن، منعکسکننده استراتژی ایران برای مجازات کشورهای منطقه که میزبان نیروهای نظامی ایالات متحده هستند، با هدف بیرون راندن ایالات متحده از منطقه است.
بر اساس این گزارش؛ بهنظر میرسد پیشرفت قابلتوجه در قابلیتهای حمله دوربرد ایران، مسیری را برای استفاده آشکارتر از زور برای هدف قراردادن کشورهای میزبان پایگاههای آمریکا و تحمیل هزینه بر آنها فراهم کرده است.
این درحالی است که طی روزهای گذشته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در معادلهای جدید، پایگاههای آمریکایی در اردن را که تعداد زیادی از نظامیان و تجهیزات ایالات متحده به آنجا منتقل شده است، در بانک اهداف خود قرار داده است و این پایگاهها را یکی پس از دیگری با موفقیت هدف قرار میدهد.
منابع آمریکایی معتقدند که هدف ایران از این حملات صرفاً هدف قراردادن پایگاههای آمریکا و وارد کردن خسارات جانی و مالی نیست. «دیوید دپتولا»، ژنرال بازنشسته ارتش ایالات متحده و یکی از معماران اصلی جنگ خلیجفارس در سال 1991، معتقد است که تفسیر این حملات صرفاً از دیدگاه نظامی، ناقص خواهد بود.
این ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا در گفتوگو با «فاکس نیوز» اظهار داشت: موقعیت اردن به ایالات متحده این امکان را میدهد که عملیات هوائی مؤثرتری را در سوریه، عراق و منطقه انجام دهد و بنابراین، حمله ایران به پایگاه هوائی ازرق فقط یک تأسیسات نظامی را هدف قرار نداده است.
وی اضافه کرد: ایران در تلاش است هزینه سیاسی میزبانی نیروهای آمریکایی در اردن را افزایش دهد، بهطوری که هزینه این حضور مداوم - چه امنیتی و چه سیاسی - از مزایایی که اردن و واشنگتن از این همکاری نظامی به دست میآورند، بیشتر باشد.
به گزارش تسنیم، ژنرال مذکور آمریکایی تأکید کرد: پیام ایران از انجام این حملات به همان اندازه که متوجه آمریکاست، متوجه متحدان منطقهای این کشور نیز هست.
افزایش تلفات و تخریب گسترده در پایگاههای نظامی آمریکا، بهویژه تأیید هلاکت دستکم ۳ نظامی این کشور، حتی رسانههای عمدتاً خط مقدم جریان اصلی را نیز واداشته است تا صراحتاً به قدرت نظامی ایران اذعان کنند.
به گزارش مشرق، آمریکا در جریان تهاجم تروریستی که از اسفندماه علیه خاک مقدس ایران آغاز کرد، علاوهبر یکی از بزرگترین کارزارهای نظامی و لجستیک تاریخ، بزرگترین کارزار دروغ و سانسور سیستماتیک تاریخ را هم راه انداخته است.
جدای از دروغگویی پیوسته و مستمر شخص ترامپ و تیم او و رسانههای جریان اصلی تحت کنترل صهیونیزم جهانی درباره اهداف و روند این تهاجم تروریستی، آمریکاییها به شدت و حدّت درباره تلفات سنگین نیروهای آمریکایی و نابودی دهها، بلکه صدها، میلیارد دلاری منافع و داراییهای آمریکا در طول این جنگ هم دروغ میگویند.
با این حال، در پی سلحشوریهای روزافزون نیروهای مسلح کشورمان، در هدف قراردادن دقیق، مستمر و نقطهزن پایگاهها و محلهای تجمع تروریستهای آمریکایی که طبق منابع میدانی و گزارشهای دقیق، دهها تن از نیروهای آمریکایی را در اردن، سوریه، عراق، کویت و بحرین به دیار عدم فرستاد، بالاخره پنتاگون و رئیسجمهور کذاب آمریکا مجبور به اذعان به هلاکت سه نیروی دیگر ارتش تروریست رژیم آمریکا شد.
در عین حال، در حالی که فیلمها و تصاویر واضح ماهوارهای از انهدام دقیق مقرها و تجهیزات آمریکایی از سوی ایران منتشر شده است، همچنان دروغ بزرگ «رهگیری بخش عمده موشکها و پهپادهای ایران»، لقلقه زبان رسانههای صهیونیستی آمریکاست.
با این وجود، میزان تلفات و انهدام در لانههای تروریستی آمریکا، به ویژه تایید خبر هلاک دستکم سه تروریست این کشور، حتی این رسانههای عمدتا کذّاب را نیز واداشته تا در گزارشها و مقالات خود، به قدرت ایران و خطرات بالای ادامه این جنگ علیه جان نیروهای تروریست آمریکایی اذعان کنند.
گزارش نشریه آمریکای «Vox»(۲۱ ژوئیه) یکی از همین مصادیق است که جدای از تکرار لحن تبلیغاتی معمول رسانههای جریان اصلی و البته تفرعن و تبختر استعماری و استکباری حاکم بر آن، صریحا درباره احتمال تلفات بالای نیروهای آمریکایی در ادامه جنگ به دست قدرتمند ایران اعتراف میکند.
حتی با وجود اینکه تنش میان آمریکا و ایران بار دیگر در آستانه تشدید قرار دارد، مذاکرات دیپلماتیک به بنبست خورده، و مقامات آمریکایی و اسرائیلی بار دیگر با ایده تغییر رژیم در ایران عشقبازی میکنند، بهگفته گزارشها، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، همچنان بهشدت از اعزام نیروی زمینی به ایران خودداری میکند.
چنین اقدامی خطر تلفات سنگین آمریکایی و کشاندن جنگی را به مرکز گفتمان عمومی به همراه دارد که بسیاری از آمریکاییها، حتی اگر مخالف آن باشند، تا حد زیادی آن را از ذهن خود زدودهاند. اما این، بهطور غمانگیزی، به این معنا نیست که نظامیان آمریکایی درگیر در این درگیری لزوماً در امان هستند. چند روز گذشته مرگبارترین روزها برای نیروهای آمریکایی از زمان اجرای آتشبس اولیه در آوریل بوده است.
روز جمعه، دو نظامی آمریکایی در اثر حمله موشکی به پایگاهی در اردن کشته شدند که دومین بار در دو روز بود که موشکهای ایران موفق به اصابت مستقیم به این پایگاه میشدند.
روز شنبه، سومین نظامی آمریکایی در جریان انفجار کنترلشده یک پهپاد تهاجمی سرنگونشده ایرانی در عراق کشته شد. در مجموع، از آغاز عملیات «خشم حماسی» در فوریه، دستکم ۱۷ نظامی آمریکایی کشته شدهاند.
آمریکا در واکنش تلافیجویانه، شدت حملات خود به مواضع ایران را افزایش داد و از جمله، پایگاه موشکی در تبریز را هدف قرار داد که واشنگتن آن را مبدأ حمله به پایگاههایش در اردن میداند. در مقابل، ایران طی روزهای اخیر با شلیک موشک و پهپاد، اهدافی در بحرین، کویت و قطر را نشانه رفته و همزمان، چندین کشتی تجاری را در تنگه هرمز هدف حملات خود قرار داده است؛ تنگهای که تردد دریایی در آن بار دیگر به حالت تعلیق درآمده است.
ایران ممکن است قویتر از آنچه فکر میکردیم باشد. سه نظامی آمریکایی در هفته گذشته کشته شدند و ریسکها فقط در حال افزایش هستند. اگر توانایی ایران در بستن تنگه، بزرگترین غافلگیری این جنگ بوده باشد، توانایی آن در تهدید اهداف زمینی در سراسر منطقه، از جمله زیرساختهای انرژی و پایگاههای نظامی آمریکا، با موشک و پهپاد، احتمالاً دومین غافلگیری بزرگ است.
این نشان میدهد که هرچه این درگیری طولانیتر شود، ریسکهای متوجه نیروهای نظامی آمریکا و متحدانش از سوی تلافیهای ایران ممکن است بیشتر شود، حتی اگر ترامپ هرگز به «عملیات زمینی» متعهد نشود. رئیسجمهور کوشیده است این جنگ را بهگونهای جلوه دهد که در آن خطر مرگ و ویرانی فقط متوجه یک طرف است، و قطعاً ایران خسارت بسیار بیشتری متحمل شده است. اما در این جنگ تاکنون غافلگیریهای متعددی رخ داده و ریسکهای متوجه نیروهای نظامی آمریکا ممکن است بیشتر از آن چیزی باشد که چند ماه پیش تصور میشد.
ریسک فزاینده برای نیروهای آمریکایی در غرب آسیا
ارتش آمریکا در روزهای آغازین جنگ، نیروها و تجهیزات خود را از پایگاههای مستقر در کشورهای حاشیه خلیجفارس (از جمله بحرین، امارات و قطر) به سمت غرب، یعنی اردن و اسرائیل، منتقل کرد؛ مناطقی که محدودیتهای محلی کمتری دارند و فاصلهشان از پرتابگرهای موشکی ایران بیشتر است.
اما تصاویر ماهوارهای و گزارشهای بعدی نشان داد که حملات ایران در مرحله نخست جنگ، خساراتی به این پایگاهها وارد کرده بود که بهمراتب فراتر از آمار اعلامشده آن زمان بود. هرچند پایگاههای دورتر آمریکا ممکن است هدفگیری دشوارتری داشته باشند، اما بیتردید همچنان در برد موشکها و پهپادهای شاهد ایران قرار دارند. برخی تحلیلگران نیز معتقدند که این جابهجایی، با متمرکز کردن پرسنل و تجهیزات آمریکایی در نقاط کمتر، ممکن است آسیبپذیریهای تازهای ایجاد کرده باشد.
حمله موشکی که روز جمعه ستوان تایلر جیمز فیهان و سرباز ایزابلا گونزالس را کشت، چهارمین حمله ایران به پایگاههای اردن در فقط پنج روز بود. بهنظر میرسد ایران در روزهای اخیر بیشتر از اسرائیل به اردن حمله میکند که میتواند بهخاطر دفاع ضعیفتر این اهداف نسبت به پایگاههای اسرائیلی باشد، یا اینکه ریسک تشدید کمتری دارند: رهبران اسرائیل، برخلاف ترامپ، مشتاق ازسرگیری جنگ هستند.
مقامات آمریکایی به والاستریت ژورنال گفتند که ایران با شلیک «موشکهایی با سرعت بسیار بالا که هنگام فرود به زمین قابلیت مانور دارند» خود را با پدافند هوائی آمریکا تطبیق میدهد و رهگیری آنها را دشوارتر میکند.
مقامات همچنین اشاره کردند که ایران ممکن است از چین یا روسیه کمک هدفگیری دریافت کند.
یا شاید صرفاً این باشد که اگر ایران بتواند به شلیک موشک و پهپاد ادامه دهد، هیچ سامانهای قادر به حفاظت کامل نخواهد بود.
نیکول گراوسکی، کارشناس برنامه موشکی ایران و استاد دانشگاه ساینسپو در پاریس، گفت: «آنچه این واقعاً نشان میدهد این است که ایران وضعیت بسیار بهتری از آنچه تصور میشد دارد. برخلاف بسیاری از اظهارات آمریکا در مراحل اولیه جنگ، ایران همچنان قابلیتهای موشکی و پهپادی قابلتوجهی در اختیار دارد، و از آنجا که اکنون زیر بمباران هوائی مداوم قرار ندارد، ممکن است توانسته باشد بخشی از آن را بازسازی کند.»
بر اساس برآوردهای منتشرشده در ژوئن، ایران هنوز به اکثر سامانههای موشکی خود و حدود ۷۰ درصد از ذخایر پیش از جنگ خود دسترسی دارد.
و در حالی که ایران همچنان توانایی ضربه زدن را دارد، سؤالات فزایندهای درباره کاهش توانایی پدافند هوائی آمریکا مطرح است.
در زمان آتشبس آوریل، مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی تخمین زد که آمریکا احتمالاً بیش از ۱۰۰۰ فروند از موجودی حدود ۲۳۰۰ فروندی رهگیرهای پاتریوت خود را مصرف کرده است، و بین ۵۰ تا ۸۰ درصد از رهگیرهای بسیار پیشرفته تاد (THAAD) که برای مقابله با موشکهای بالستیک دوربرد و ارتفاعبلند طراحی شدهاند را نیز به کار گرفته است. پنتاگون از تولیدکنندگان دفاعی خواسته است تولید را تسریع و هزینههای رهگیرهای پیشرفته را کاهش دهند، اما بسته به سامانه، این کار ماهها یا بیشتر طول میکشد. در کوتاهمدت، کمبود پدافند موشکی همچنان منبع تنش خواهد بود، در صورت تشدید این درگیری.
یکی از مقامات آمریکایی این هفته به واشنگتن پست گفت: «ما به اندازه کافی [مهمات] برای ادامه عملیات بهصورت ایمن نداریم، و فکر نمیکنم کاخ سفید از این موضوع آگاه باشد».
آمریکا دیگر مانند گذشته بر آسمانها تسلط ندارد
نیروهای آمریکایی در غرب آسیا از دیرباز در برابر حملات موشکی آسیبپذیر بودهاند. یک حمله موشکی بدنام اسکاد عراقی در جریان جنگ اول خلیجفارس در سال ۱۹۹۱، ۲۷ سرباز آمریکایی را کشت.
اما گسترش پهپادهای تهاجمی یکطرفه مانند شاهدهای ایران، توازن را تغییر داده و به دشمنان ضعیفتر این امکان را داده است که با هزینه کم، پایگاههای آمریکا را هدف قرار دهند. حملهای که روز جمعه دو نظامی را کشت، مانند بسیاری از حملات ایران در این جنگ، ترکیبی از موشک و پهپاد بود که برای اشباع کردن سامانه دفاعی پایگاه طراحی شده بود. بهترین سناریوی ممکن برای این حملات، از منظر آمریکا، رهگیری آنهاست، هرچند به بهای تحلیل رفتن منابع گرانبهای پدافند هوایی. در بدترین حالت، سربازان آمریکایی کشته میشوند.
حمله به پایگاه دیگری در اردن در اوایل سال ۲۰۲۴ توسط گروه شبهنظامی تحت حمایت ایران، «مقاومت اسلامی عراق»، در جریان جنگ غزه که سه نظامی آمریکایی را کشت، از برخی جهات هشداری بود درباره خطراتی که نیروهای آمریکایی در سناریویی که خود ایران با تمام قابلیتهایش آنها را هدف قرار دهد، با آن روبهرو خواهند شد. از حداقل جنگ کره، ارتش آمریکا عادت کرده است با کمابیش کنترل کامل بر آسمانها بجنگد. در سال ۲۰۲۲، ژنرال فرانک مکنزی، فرمانده نیروهای آمریکایی در غرب آسیا، هشدار داد که «برتری هوائی چیزی نیست که ما همیشه در اختیار داشته باشیم» به دلیل گسترش پهپادهای ارزانقیمت، که او آنها را با بمبهای دستساز و کنار جادهای مقایسه کرد که بسیاری از آنها توسط نیابتهای ایرانی کار گذاشته میشد و در جنگ عراق، صدها سرباز آمریکایی را کشت.
خوشبختانه، تلفات آمریکایی در این جنگ هنوز به هیچوجه به تلفات هیچکدام از جنگهای عراق نزدیک نیست. ترامپ یکشنبه به خبرنگاران گفت: «ما از این مرگها بسیار متأسفیم» اما «آن میهنپرستان بزرگ در آنجا میجنگیدند تا ایران به سلاح هستهای دست نیابد.» در هفتههای اخیر، تمرکز اصلی جنگ بر کنترل تنگه هرمز بوده است، نه برنامه هستهای ایران.
منطق سخت این است که همانطور که قیمت بالای سوخت و کاهش آمار محبوبیت هنوز نتوانسته ترامپ را از ادامه جنگ با ایران بازدارد، چند تلفات آمریکایی نیز برای بازدارندگی از اقدام نظامی کافی نیست. در واقع، همانطور که حملات تلافیجویانه این آخر هفته به تبریز نشان داد، ممکن است این حملات فقط آمریکا را عمیقتر به جنگ بکشاند.
تا زمانی که ترامپ از تهاجم زمینی اجتناب کند، توانایی ایران در هدفگیری و کشتن نیروهای آمریکایی محدود خواهد ماند. اما همانطور که رویدادهای این آخر هفته نشان داد، این توانایی وجود دارد و آمریکا فقط تا حد مشخصی میتواند از آن جلوگیری کند. خطر فاجعهای حتی بزرگتر برای نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، هرچه این جنگ طولانیتر شود، بیشتر خواهد شد.
رئیس اندیشکده آمریکایی شورای روابط خارجی در یادداشتی با بررسی روند جنگ ایران، سه سناریوی محتمل پیشروی دولت دونالد ترامپ را شامل تشدید درگیری نظامی، کاهش تنش از طریق مصالحه و تداوم بنبست کنونی ارزیابی کرده و معتقد است هر یک از این گزینهها با هزینهها و پیامدهای
قابل توجهی همراه است.
مایکل فرومن، رئیس اندیشکده آمریکایی شورای روابط خارجی در این تحلیل مینویسد بخش زیادی از مباحث مربوط به جنگ با ایران تاکنون بر هزینههای عملیات نظامی آمریکا متمرکز بوده اما اکنون پرسش اصلی این است که این رویارویی چگونه پایان خواهد یافت. یکی از گزینههای واشنگتن، ازسرگیری حملات گسترده علیه زیرساختهای حیاتی ایران از جمله تأسیسات نفت و گاز، نیروگاهها و شبکه حملونقل است. با این حال، نویسنده هشدار میدهد چنین اقدامی میتواند بحران انسانی ایجاد کند، اعتبار بینالمللی آمریکا را خدشهدار سازد و در عین حال تضمینی برای تحقق اهداف واشنگتن نداشته باشد.
این تحلیل همچنین احتمال اعزام نیروی زمینی آمریکا و حتی تلاش برای کنترل جزیره خارگ و بخشی از سواحل مجاور تنگه هرمز را مطرح میکند اما معتقد است چنین سناریویی خطرات گستردهای برای نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا به همراه خواهد داشت. به نوشته این گزارش، گزینه دیگر هدف قرار دادن دوباره مقامات ارشد ایران است؛ هرچند نویسنده با استناد به دیدگاه برخی تحلیلگران آمریکایی میگوید تجربه نشان داده است که ساختار حاکمیتی ایران توان بازسازی سریع خود را دارد و چنین اقداماتی لزوماً به تغییر رفتار تهران منجر نمیشود. در بخش دیگری از این تحلیل، گزینه کاهش تنش بررسی شده است. نویسنده معتقد است کاهش حضور نظامی آمریکا و اعلام پایان عملیات، ممکن است در داخل آمریکا و میان متحدان واشنگتن به منزله عقبنشینی تلقی شود و بر اعتبار امنیتی ایالات متحده تأثیر منفی بگذارد.
این گزارش همچنین به هزینههای انسانی و مالی جنگ برای آمریکا اشاره کرده و مینویسد ادامه درگیری موجب کاهش ذخایر تسلیحاتی، افزایش فشار بر بودجه نظامی و انتقال نیروها از مناطق راهبردی مانند حوزه هند-آرام خواهد شد. به همین دلیل دولت ترامپ تاکنون تلاش کرده است راهبردی میانه را دنبال کند؛ راهبردی که همزمان بر ادامه فشارهای نظامی و پیگیری مذاکرات دیپلماتیک استوار است. با این حال، در این تحلیل تأکید شده که موفقیت این سیاست همچنان نامشخص است.
در ادامه آمده است که وضعیت کنونی تنگه هرمز نه به معنای بازگشت کامل به شرایط عادی است و نه بیانگر وقوع جنگی تمامعیار. به باور نویسنده، در صورت نبود تحول اساسی در عرصه نظامی یا دیپلماتیک، احتمال تداوم این وضعیت برای ماههای آینده وجود دارد. به گزارش ایرنا، نویسنده در پایان با استناد به یک نظریه آماری و همچنین پیشبینی برخی بازارهای پیشبینی، مدعی میشود احتمال بازگشت کامل تردد تجاری در تنگه هرمز به شرایط عادی تا پایان سال ۲۰۲۶
حدود ۵۰ درصد برآورد شده است.
تابلوهای بنزین در آمریکا هم دروغ میگویند؟!
رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران در حالی اعتراف رسانههای غرب به اقتدار ایران را «تله» نامیده که تابلوی بنزین ۵ دلاری در آمریکا، عینیترین سند فلج شدن دشمن در میدان است.
محسن هاشمیرفسنجانی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران در سرمقاله روز شنبه(3مرداد) روزنامه سازندگی، اعتراف رسانهها، مقامات و ژنرالهای غربی در مورد شکست آمریکا در اهدافش را یک تله دانست و نوشت:
«سالهاست که در کشورمان برخی رسانههای تندرو، الگوی ثابتی را با جستوجوی اعترافهای طلایی عوامل دشمن دنبال میکنند. کافی است ژنرال بازنشستهای در آمریکا، مقام سابقی در اسرائیل یا تحلیلگری شناخته شده در غرب، جملهای در بزرگداشت قدرت ایران یا ضعف دشمن بر زبان آورد تا همان جمله، با تیتر درشت، به صفحه اول روزنامه راه پیدا کند یا در صدر اخبار تلویزیون بنشیند.
حال آنکه در عصر جنگ شناختی هر پیامی را باید در چارچوب هدف و کارکرد آن تحلیل کرد. چهبسا همان روایتی که به ظاهر روحیهبخش است، بخشی از یک عملیات پیچیده دشمن برای اثرگذاری بر محاسبات تصمیمسازان باشد. باید بههوش بود که جنگ امروز نبرد محاسبات است و در این میدان یک خطای محاسباتی میتواند، هزینهای به مراتب سنگینتر از یک شکست میدانی بر کشور تحمیل کند. اگر واقعاً دشمن به این جمعبندی رسیده است که ایران قدرتی شکستناپذیر و بازدارنده دارد، چه ضرورتی دارد که همین روایت را با گستردهترین ظرفیت رسانهای خود در معرض دید افکار عمومی و تصمیمگیران ایرانی قرار دهد؟ امروز ایران اسلامی بیش از هر زمان دیگری به آرامش ذهنی، عقل سرد، تحلیل حرفهای، استفاده از همه ظرفیتهای کارشناسی و پرهیز از هیجان و توهم و احتراز جدی از فریب ستایش دشمن نیاز دارد.»
جان کلام و خلاصه ادعای نویسنده این است: «اعتراف دشمن به شکستش را باور نکنید، فریب است!»؛ نسخهای خطدهنده که بیش از آنکه تحلیل باشد، فرار از واقعیتها است. این همان تفکری است که سالهاست خود را تنها فرشته نجات کشور جا میزند، اما کارنامهای جز «خسارت محض برجام»، پاره شدن یکطرفه تفاهم نامه توسط آمریکا و بمباران میز مذاکره را به یادگار نگذاشته است.
عجیبتر آنکه مدعیان امروز صلح شرافتمندانه- بخوانید تسلیم- درست در زمانی که ایران در اوج اقتدار میدانی قرار دارد، ناشیانه سیگنال ضعف و تمایل به سازش صادر میکنند. اگر آقایان چشم از تحلیلهای تزیینی بردارند و نگاهی به تابلوهای پمپبنزین در آمریکا بیندازند، تله بودن یا واقعی بودن شکست دشمن را لمس خواهند کرد!
صرفا جهت اطلاع، با بسته شدن شریانهای انرژی در تنگه هرمز و بابالمندب و زیر ضرب رفتن پایگاههای آمریکا، این روزها قیمت بنزین در ایالات متحده از مرز ۵ دلار گذشته است.
در همین راستا، ترامپ قمارباز در جریان امضای تفاهم نامه از ترس افکار عمومی رسماً ناچار به اعتراف شد و گفت:« ذخایر ما ظرف ۴ هفته آینده تمام میشود و به نقطهای میرسیم که امکان تأمین سوخت نخواهیم داشت.» آیا این اعتراف صریح و مستند هم «تله رسانهای» بود یا صورتحساب واقعی اقتدار جمهوری اسلامی؟!
آقایان مدعی اصلاحطلب باید یاد بگیرند که در میانه جنگ، مشق سازش نکنند.
اعتراف شبکه صهیونیستی اینترنشنال به ته کشیدن انبار موشکی پنتاگون
اعتراف صریح شبکه صهیونیستی «اینترنشنال» و رسانههای معتبر غربی به تخلیه نیمی از ذخایر موشکی و پدافندی آمریکا در نبرد با ایران، از بنبست تسلیحاتی پنتاگون پرده بر میدارد.
ذات و فطرت شبکه صهیونیستی «اینترنشنال» برای همگان مسجل و روشن است؛ رسانهای ضدایرانی، دروغپراکن و حامی تمامعیار رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه مردم شریف ایران. همان بنگاه خبرپراکنی وابستهای که حقیقت برایش آخرین اولویت بوده و در دغلکاری، جعل اخبار و سناریوسازیهای ناشیانه کم نظیر است! از جمله آمارسازیهای دروغین در ماجرای کودتای دیماه ۱۴۰۴. اما اکنون کار دشمن در میدان نبرد به جایی رسیده که حتی این بوق تبلیغاتی وابسته به ستاد جنگ اسرائیل نیز چارهای جز اعتراف به شکست و بنبست شدید تسلیحاتی در اردوگاه غرب ندارد.
در همین راستا، خبرنگار این شبکه صهیونیستی اخیراً صراحتاً اذعان کرد که کاهش جدی ذخایر استراتژیک پنتاگون در نبرد با ایران، تمامی محاسبات نظامی واشنگتن را بهطور کامل برهم زده است. به اذعان این رسانه مزدور، حدود
۳۰ درصد از موشکهای «تاماهاوک» و ۵۰ درصد از سامانههای پدافندی «پاتریوت» آمریکا به اتمام رسیده و توازن قدرت جهانی در حال فروپاشی است.
البته این تنها بوق مزدوران نیست که به ته کشیدن انبار موشکی دشمن اعتراف میکند، بلکه بازخوانی گزارش رسانههای معتبر بینالمللی و اندیشکدههای غربی نیز ابعاد تازه و بیسابقهای از این بحران عمیق تسلیحاتی را آشکار میسازد:
به روایت روزنامه انگلیسی «گاردین»، ارتقای توان عملیاتی و تغییرات سختافزاری در موشکهای ایران منجر به یک «تحول واقعی» شده که پدافند هوائی آمریکا را با چالش جدی مواجه کرده است. گاردین تأکید میکند ذخایر پاتریوت و تاد آمریکا بر اثر مصرف شدید به حدود نصف کاهش یافته است.
همچنین بر اساس گزارش وبسایت خبری «سیبیاس»، مصرف بیرویه و شتابزده موشکهای نقطهزن در خاورمیانه، دولت ترامپ را دچار اختلافات شدید داخلی کرده و فرماندهان ارشد پنتاگون را بر سر دو راهی سخت سوزاندن کل ذخایر در برابر ایران یا حفظ آن برای بازدارندگی در مقابل چین قرار داده است.
پایگاه تحلیلی- نظامی «وارزون» نیز اذعان دارد که ارتش آمریکا برای نخستینبار طی سه دهه گذشته ناچار شده جهت جبران سریع خلاً پدافندی، قراردادی ۴۴۱ میلیون دلاری برای خرید مجدد موشکهای قدیمیتر «پاتریوت PAC-2» امضا کند؛ چرا که حجم شلیکهای ایران، سامانههای آمریکایی را تحت فشار مداوم قرار داده است.
افزون بر این، طبق ارزیابی مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) به نقل از نیویورکپست، واشنگتن صدها سامانه پیشرفته از جمله «تاد» را از دست داده و بعید است بتواند ظرفیت خالیشده انبارها را دستکم تا پایان دهه جاری میلادی بازسازی و جایگزین کند.تحلیلگران تأکید میکنند که بخش عمده موشکهای آمریکایی در همان روزهای نخست شلیک شد؛ چرا که ترامپ اطمینان داشت توان نظامی ایران فوراً تضعیف میشود.
اما واقعیات میدان نبرد نشان میدهد که این محاسبات رؤیایی به صخره سخت اقتدار دفاعی جمهوری اسلامی خورده است. حال شایسته است خوشباوران داخلی و چاکران سینهچاک صلحطلبی که چشم به صلح دوختهاند، سر از گریبان وهم بیرون آورده و واقعیتهای انکارناپذیر میدان را بپذیرند.