خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۵/۱۳

خودتحقیرها عریضهنویس کاخ سفید شدهاند!
همزمان با بنبست نظامی آمریکا در میدان نبرد، جریان مدعی اصلاحات بار دیگر با آدرس غلط به افکار عمومی و تمسخر اقتدار دیپلماتیک کشور، نسخه تسلیم و خلعسلاح در برابر ترامپ را پیچیدند؛ خطدهی مرعوبانهای که با ترساندن مردم از تداوم مقاومت، رسماً نقش جادهصافکن دشمن را ایفا میکند.
هرگاه در میدان نبرد و تحولات منطقه، کار به نقطهای میرسد که ترامپ قمارباز به غلطکردن میافتد و ماشین جنگی استکبار به فرصتی برای تنفس و بازسازی احتیاج پیدا میکند، به ناگاه شبکه غربپرستان مدعی اصلاحطلب از لاک خود سر بیرون میآورند. همان جریانی که زندگی بدون آمریکا را مایه ننگ خویش میپندارند، در نقش پیادهنظام غرب وارد میدان شده و شروع به عریضهنویسی میکنند؛ اظهاراتی که عصاره آن، چیزی جز دعوت به تسلیم بیقید و شرط، خلع سلاح نیروهای مسلح و کرنش در برابر دشمن غدّار نیست.
در تازهترین نمونه از این دستوپا زدنهای حقارتبار، از بازداشتیهای فتنه 88 به نام «احمد. ز» در اظهاراتی که تجلی کامل کجفهمی از تحولات کلان سیاسی و ژئوپلیتیک است، به وضوح نسخه ذلت و تسلیم میپیچد. او با انتقاد از موضع مقتدرانه دستگاه دیپلماسی در نفی التماس به دشمن، با تمسخر مینویسد:« بهرغم اطلاع از برنامه ترامپ برای حمله به تأسیسات کشور، وزارت خارجه عارش آمده و یا کسر شأن خود دیده که خواستار انصراف او از حمله به ایران شود؟ سبحانالله از این همه عزتِ نفس از جیب کشور!»
باید از این تئوریسینهای خودتحقیر پرسید آیا واقعاً نمیدانند که اگر جمهوری اسلامی ایران، حتی صنعت هستهای و توان موشکی خود را تعطیل کرده و نیروهای مسلح کشور را خلعسلاح نماید و دودستی تسلیم آمریکا بکند، جریان ابلیسی و اپستینی حاکم بر آمریکا و اسرائیل، علاوه بر بلعیدن ایران، به هیچ چیز و هیچکس رحم نخواهند کرد؟
از منظر این از نفس افتادهها، به جای درگیر شدن با بت اعظمشان یعنی آمریکا، باید همواره تسلیم شد و امتیازات نقد را تقدیم کرد تا شاید در قبال آن، از رؤیاهای فراوان (و نه فرصتهای عینی) برخوردار شد. همان رؤیاهای توهمزایی که بنا بود بیش از ده سال قبل «چرخ اقتصاد و سانتریفیوژها» را با هم بچرخاند، اما چرخ همان معاهده خسارتبار نیز توسط خود ترامپ شکسته شد. فیالحال نیز بند به بندِ تفاهمنامهای که خود ترامپ امضا کرده بود، نقض و در نهایت کشته شد.
وی در بخش دیگری از مرقومه مرعوبانه خود، با ایجاد وحشت از تقابل احتمالی و در دفاع از عدم پاسخگویی به دشمن، مینویسد:«آن کسانی که از یک طرف، هر نوع مذاکره و بازگشت به تفاهمنامه را رد میکنند و از طرف دیگر، حمله به تأسیسات انرژی کشورهای عرب همسایه را در واکنش به هرگونه حمله آمریکا به تأسیسات انرژی کشورمان تجویز میکنند، لازم است به یک پرسش بنیادی پاسخ دهند.»
او سپس با ترسیم یک سناریوی آیندهنگرانه برای ترساندن افکار عمومی ادامه میدهد: «آمدیم و ترامپ حماقت کرد و دستور نابودی ساختارهای اقتصادی و انرژی ایران را صادر کرد و در مقابل ایران هم تمام منابع انرژی و زیرساختهای اقتصادی هر شش کشور حوزه جنوبی خلیجفارس به علاوه اردن و آنچه از این قبیل منابع در اسرائیل قابل هدفگیری است، به کلی نیست و نابود کرد. بعد از آنچه؟ منظور این است که از آن پس زندگی عادی در سرزمین ما چگونه جریان خواهد داشت؟»
پاسخ به این یأسپراکنی روشن است؛ اتفاقاً دقیقاً به دلیل همین بازدارندگی کوبنده و توان نابودی شاهرگهای انرژی و اقتصادی دشمنان است که «زندگی عادی» در سرزمین ما جریان دارد و سایه جنگ دور شده است. التماس به دشمن برای انصراف از حمله، نه تنها سایه جنگ را دور نمیکند، بلکه فرش قرمزی برای نابودی قطعی کشور است.
آمریکا شیپور «جنگ» میزند مدعیان اصلاحات «طبل مذاکره»
در حالی که دونالد ترامپ با انتقال صحنه نبرد از میدان واقعی به فضای مجازی، مشغول جنگ رسانهای علیه ایران است و از «تروث سوشال» روان مردم را هدف میگیرد، مدعیان اصلاحات شیپور «عقبنشینی» زده و بر «طبل مذاکره» میکوبند.
«بلوف» یک روزه ترامپ و انتقال صحنه نبرد از میدان واقعی به فضای مجازی، پشت پرده تسلیحاتی آمریکا را نمایان کرد؛ پس از دیدار رئیسجمهور ماجراجوی آمریکا و نتانیاهو در کاخ سفید، ترامپ در 31 جولای 2026 (9 مرداد 1405) از تدارک حمله جدید به ایران گفت اما 1 آگوست (10 مرداد) با انتشار پیامی در تروث سوشال از لغو حمله خبر داد.
کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی از حیرت و تعجب کابینه نتانیاهو خبر داد و اعتراف کرد: «نتانیاهو و اعضای کابینه امنیتی از طریق پست ترامپ از تصمیم لغو حمله به ایران مطلع شدند».
«باراک راوید»، خبرنگار «اکسیوس» نیز نوشت: «لغو حملات به ایران، بار دیگر نشان داد که میزان نفوذ نتانیاهو بر ترامپ تا چه اندازه کاهش یافته است».
در پس حیرت «شبکه 12 رژیم» و تحلیل باراک راوید، روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» به واقعیت ماجرا اشاره کرد و نوشت: «موشکهای رهگیر پدافندی سریعتر از آنچه تولید و جایگزین شوند، مصرف میشوند. ادامه درگیری نیز ذخایر سامانههای دفاع موشکی کوتاهبرد و میانبرد مانند پاتریوت را که در اختیار آمریکا، اسرائیل و دیگر متحدان منطقهای آنهاست، کاهش داده است»؛ با وجود کمبود ذخایر و دست به عصا راه رفتن ترامپ، جنگ متوقف نشده و از صحنه واقعی به حوزه مجازی انتقال یافته است اما مدعیان اصلاحات به جای مقابله با دشمن، شیپور عقبنشینی یا طبل مذاکره میزنند.
11 مرداد یک روز پس از «بلوف یک روزه ترامپ» و لغو حمله، روزنامه زنجیرهای «سازندگی» نوشت: «زمان تصمیم بزرگ فرا رسیده است»؛ این روزنامه ذیل تیتر «هزینههای جنگ و فرصتهای صلح» ما را به ترک مخاصمه با حریف جنگطلب خواند و ادامه داد: «در سیاست، گاهی بزرگترین پیروزی نه در ادامه نبرد بلکه در یافتن راهی برای پایان دادن به آن است».
پس از توصیه به عقبنشینی در مقابل جنگطلبان، حزب اشرافی کارگزاران نیز با صدور بیانیهای بر طبل مذاکره کوفت و توافق با کسی که به عهدشکنی شهرت دارد را صلاح کار خواند؛ کارگزاران طی یک اقدام «طنزآمیز» به دستگاه دیپلماسی ماموریت داد که بر سر داشتههایمان با آمریکا به مذاکره نشسته و به توافقی شرافتمندانه برسد.
این حزب با نادیده گرفتن قدرت و سلطه بلامنازع ایران در هرمز نوشت: «ضمن ادای احترام به ظرفیتهای تاریخی و تمدنی جغرافیای سیاسی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز، معتقدیم دستگاه دیپلماسی کشور میتواند به توافقی شرافتمندانه برای حفظ این شریان و شاهرگ ژئوپلیتیک ایران در شرایط صلح برسد».
خرین فرصت ایران یا آخرین نفس ترامپ؟!
ادعای گستاخانه رئیسجمهور آمریکا مبنی بر دادن «آخرین فرصت به ایران» در حالی مطرح میشود که میدان نشان میدهد واشنگتن به نفس افتاده و با وارونهسازی واقعیت، به دنبال پنهانکردن شکست تاریخی خود است.
در حالی که گزارشهای میدان، رسانههای غربی، ذخایر تسلیحاتی ته کشیده واشنگتن و بازار ملتهب نفت همگی از به نفسافتادن کاخ سفید خبر میدهند، ترامپ جنایتکار بار دیگر شوی تبلیغاتی جدیدی به راه انداخته است. رئیسجمهور آمریکا که به اعتراف رسانههای غربی، شگرد همیشگیاش «ادعای پیروزی حتی در اوج شکست» است، در تازهترین اظهارات گستاخانه خود مدعی شده است: «میخواهم قبل از سر بریدن، آخرین فرصت را به ایران بدهم!»؛ ادعایی مضحک که بیشتر به جیغ بنفش ناخدا در کشتی در حال غرق شدن شباهت دارد تا موضع قدرت.
نگاهی به آنچه در صحنه عملیاتی و سیاسی میگذرد، حقیقت این «معکوسسازی روایت» را به خوبی روشن میسازد:
تاکر کارلسون، مجری و تحلیلگر سرشناس آمریکایی صریحاً اذعان میکند که جنگ علیه ایران، فاجعهبارترین تصمیم تاریخ آمریکا و نقطه پایان دورهای است که واشنگتن توان اثرگذاری بر رویدادهای جهان را داشت. او تاکید میکند که این جنگ هرگز قابل پیروزی نبوده و تماماً به ضرر ایالات متحده و سطح زندگی مردم غربی تمام شده است.
همچنین روزنامه بریتانیایی گاردین در تحلیلی از راهبرد شکستخورده ترامپ مینویسد که برخلاف ادعاهای ترامپ، این ایران است که کاملاً ابتکار عمل را در دست دارد. شلیک دقیق موشکهای بالستیک به پایگاههای آمریکا و کنترل کامل بر تنگه هرمز ثابت کرده که ایران هر زمان بخواهد معادله را تغییر میدهد. به نوشته گاردین، تاکتیکهای روی کوهن (وکیل بدنام و استاد ترامپ) مبنی بر «ادعای پیروزی تحت هر شرایطی» در برابر جمهوری اسلامی کاملاً کارایی خود را از دست داده است.
علاوهبر این، طبق گزارشهای غربی، کمبود شدید مهمات کلیدی در ارتش آمریکا که برای رویارویی احتمالی با رقبای بزرگتری چون چین حیاتی بود واشنگتن را به شدت نگران کرده است. از سوی دیگر، مسدود ماندن شریان نفت جهان در تنگه هرمز، اقتصاد آمریکا و متحدانش را به زانو درآورده و ادعای ترامپ مبنی بر «توافق قریبالوقوع» صرفاً از استیصال او برای بازگشایی هرمز ناشی میشود.
در آستانه انتخابات میاندورهای، نظرسنجیهای رویترز/ایپسوس نیز نشان میدهد کمتر از یکسوم مردم آمریکا از این جنگ هوسبازانه حمایت میکنند و حدود ۷۰ درصد تاکید دارند که ترامپ هیچ هدفی برای این درگیری ندارد. خطری که از دست دادن مجلس نمایندگان و سنا را برای جمهوریخواهان قطعی کرده است.
بنابراین، حقیقت روشن است؛ ترامپ در باتلاقی که خود ساخته گرفتار شده و با چرخشهای ۱۸۰ درجهای-یک روز تهدید به «ضربه سنگین» و روز دیگر التماس برای «چارچوب توافق»- تلاش میکند از فروپاشی تصویر قدرت خود جلوگیری کند. اما همانطور که رسانههای غربی معترفند، غیرقابلپیشبینی بودن راهبردی ایران، موقعیت چانهزنی تهران را در عالیترین سطح قرار داده است. تاجر ورشکسته واشنگتن باید بداند طرفی که در موقعیت دادن «آخرین فرصت» قرار دارد، ملت مقتدر ایران است نه رئیسجمهوری که برای خروج از بحران دست و پا میزند.
رویترز: ذخایر موشکهای آمریکا پس از جنگ با ایران تقریباً تمام شد
خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد که ارتش تروریستی آمریکا تقریبا تمام موشکهای دوربرد نقطهزن خود را در حملات متجاوزانه علیه ایران مصرف کرده است- موضوعی که نگرانیها درباره درگیریهای آتی آمریکا را افزایش داده است.
رویترز بنا بر ادعای سه منبع آگاه گزارش داد، ارتش تروریستی ایالات متحده آمریکا در طی جنگ متجاوزانه و غیرقانونی علیه ایران که وارد ششمین ماه خود شده است بخش زیادی از ذخیره موشکهای دوربرد بسیار دقیق خود را مصرف کرده است که این موضوع نگرانیهایی را درباره آمادگی نظامی این کشور برای درگیریهای آینده ایجاد کرده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داد: این موشکها عمدتا سلاحهای زمینبهزمین ارتش هستند که با نامهای سامانه موشکی تاکتیکی ارتش (اتکمز) و موشکهای اصابت دقیق (پیآراسام) شناخته میشوند.
به گفته دو نفر از منابع آگاه، ایالات متحده «تقریبا تمام» این سلاحها را استفاده کرده است.
همچنین طبق گزارشهای رسانهای، ارتش آمریکا به دلیل رهگیری حملات پرحجم موشکی و پهپادی ایران در منطقه که در پاسخ به تجاوزگری آمریکایی- صهیونیستی در عملیات وعده صادق ۴ علیه منافع و پایگاههای آمریکایی در کشورهای منطقه و علیه اهدافی در سراسر اراضی اشغالی مواجه شد، با کمبود شدید موشکهای سامانههای پدافندی پیشرفته مواجه است. پنتاگون قرار بود برای تامین دوباره این مهمات از کنگره درخواست بودجه اضافی کند.
این میزان کاهش شدید ذخایر موشکهای اتکمز و پیآراسام ارتش، پیش از این گزارش نشده بود. این مهمات دوربرد بخش مهمی از زرادخانه نظامی را تشکیل میدهند و امکان حملات دقیق از فاصله ایمن را فراهم میکنند. موشکهای اتکمز تامینشده توسط آمریکا نقش کلیدی در جنگ اوکراین ایفا کردهاند و به نیروهای اوکراینی امکان حمله به اهداف در عمق خاک روسیه را دادهاند. موشک پیآراسام نسل جدید و پیشرفتهتری که جایگزین اتکمز خواهد شد، برد کوتاهتری دارد. کارشناسان میگویند این سلاحها که هر کدام بیش از یک میلیون دلار هزینه دارند در هر درگیری با چین نیز حیاتی خواهند بود. منابع از اعلام تعداد دقیق باقیمانده از هر یک از این مهمات خودداری کردند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا این تجاوزگری علیه ایران را گشتوگذار کوتاه توصیف کرده بود اما با طولانیشدن جنگ، سه منبع آگاه ابراز نگرانی کردند که کاهش ذخایر موشکی میتواند توانایی آمریکا را در بازدارندگی در برابر دشمنان، از جمله روسیه و چین محدود کند.
منبع آگاه دیگری نیز گفت در حالی که فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) که بر نیروهای آمریکایی در غرب آسیا نظارت دارد- تقریبا تمام موشکهای زمینپایهای را که پیش از شروع جنگ در اختیار داشت، مصرف کرده است، توانسته از ذخایر ارتش در جاهای دیگر جایگزین کند. رویترز در ادامه نوشت: کارشناسان با وجود این که موافقند برخی مهمات، از جمله گلولههای توپخانه و چند نوع موشک، با نرخهای بیسابقهای تولید میشوند، هشدار دادهاند که عرضه ممکن است بسیار کمتر از آن چیزی باشد که برای یک جنگ طولانیمدت مورد نیاز است.
شان پارنل، سخنگوی ارشد پنتاگون در پاسخ به اظهارنظرها در این باره گفت: «ارتش آمریکا قدرتمندترین ارتش جهان است و هر آنچه برای اجرای عملیات در زمان و مکان مورد نظر رئیسجمهور نیاز دارد، در اختیار دارد. ما عملیات موفق متعددی را در فرماندهیهای جنگی مختلف اجرا کردهایم و در عین حال اطمینان حاصل کردهایم که ارتش آمریکا دارای زرادخانه عمیقی از قابلیتها برای محافظت از مردم و منافع ما است.» کارشناسان میگویند به دلیل این که این سلاحها امکان حمله به اهداف از فاصله دور را به ارتش آمریکا میدهند در جنگ با دشمنی که دفاع هوائی قوی دارد
- مانند چین- ارزشمند خواهند بود.
به گزارش ایسنا، همچنین بر اساس
گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل، ذخایر موشک پیآراسام از ابتدا پایین بود، چرا که این مهمات نسبت جدید است اما ارتش آمریکا تعداد زیادی از آنها را برای سال ۲۰۲۷ سفارش داده است. ارتش گفته است که اتکمز در شرف بازنشستگی است و تولید به سمت موشکهای جدیدتر پیآراسام پیش میرود.
گزارش سیانان از ضربه ایران به قلب زیرساختهای هوش مصنوعی آمریکا
ایران با هدف قرار دادن مراکز داده و هوش مصنوعی آمریکا در منطقه، آسیبپذیری غولهای فناوری را آشکار کرد.
شبکه آمریکایی سیانان گزارش داد: درگیری میان ایران و آمریکا وارد مرحله تازهای شده و مراکز داده هوش مصنوعی در منطقه خلیجفارس به یکی از اهداف حملات تبدیل شدهاند؛ موضوعی که نگرانیها درباره آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی فناوری در برابر درگیریهای نظامی را افزایش داده است.
بر اساس گزارشها، ایران در جریان این درگیریها چندین مرکز داده در کشورهای منطقه را هدف حملات موشکی قرار داده است. این حملات، مراکز دادهای را تحت تأثیر قرار داده که نقش مهمی در توسعه فناوریهای هوش مصنوعی، خدمات ابری و پروژههای راهبردی دولتها دارند.
در یکی از این موارد، یک مرکز داده شرکت آمازون در بحرین برای دومین بار هدف حمله موشکی قرار گرفت. شرکت آمازون درباره این حملات اظهارنظری نکرده، اما داشبورد خدمات ابری این شرکت از اختلال در منطقه پس از حمله نخست در 30 آوریل خبر داده و تصاویر ماهوارهای نیز خسارات گسترده به این مرکز را نشان داده است.
سپاه پاسداران ایران پیشتر فهرستی از 29 هدف فناوری در منطقه منتشر کرده بود که شامل مراکز مرتبط با شرکتهایی مانند آمازون، گوگل، مایکروسافت، انویدیا و پالانتیر میشد. تهران اعلام کرده بود برخی از این مراکز به دلیل ارتباط با خدمات ابری و قراردادهای دفاعی آمریکا، اهداف نظامی محسوب میشوند.
مراکز داده کشورهای حاشیه خلیجفارس در سالهای اخیر به بخش مهمی از برنامههای توسعه هوش مصنوعی این منطقه تبدیل شدهاند. عربستان سعودی و امارات سرمایهگذاریهای گستردهای در این حوزه انجام دادهاند و چندین شرکت بزرگ فناوری آمریکا نیز در پروژههای مرتبط با هوش مصنوعی در منطقه مشارکت دارند.
کشورهای بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات مجموعاً بیش از 2 تریلیون دلار سرمایهگذاری مرتبط با هوش مصنوعی را با همکاری آمریکا برنامهریزی کردهاند؛ سرمایهگذاریهایی که همزمان با افزایش تنشهای منطقهای، این زیرساختها را در معرض تهدیدهای امنیتی قرار داده است.
کارشناسان معتقدند دلیل اهمیت یافتن این مراکز در جنگهای جدید، نقش حیاتی آنها در اقتصاد و فناوری هوش مصنوعی است. حمله به مراکز داده میتواند با هزینهای نسبتاً پایین، اختلال قابل توجهی در زیرساختهای فناوری ایجاد کند. از سوی دیگر، کشورهایی که این مراکز را هدف قرار میدهند، میتوانند آنها را به دلیل ارتباط احتمالی با خدمات نظامی و دولتی، اهداف مشروع معرفی کنند.
«اندرو ردی»، استاد سیاست عمومی دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، گفت مراکز داده لزوماً برچسب نظامی ندارند، اما ممکن است همزمان میزبان دادههای مرتبط با امور نظامی و فعالیتهای تجاری باشند. به گفته او، از نگاه ایران، شرکتهایی مانند آمازون که خدمات ابری به نهادهای آمریکایی ارائه میکنند، میتوانند بخشی از زیرساختهای مرتبط با قدرت نظامی آمریکا تلقی شوند. به گزارش تسنیم، حملات اخیر نگرانیهایی را برای شرکتهای فناوری و دولتهایی که به دنبال توسعه مراکز داده هستند، ایجاد کرده است. کارشناسان میگویند این مراکز در عمل ساختمانهایی بزرگ با تجهیزات بسیار گرانقیمت هستند و مقاومسازی کامل آنها در برابر حملات موشکی و پهپادی دشوار است.
مدیرعامل آرامکو: هر هفته ۱۰۰ میلیون بشکه نفت در آتش هرمز میسوزد
مدیرعامل آرامکو هشدار داد که در صورت ادامه انسداد تنگه هرمز، بازار جهانی هر هفته ۱۰۰ میلیون بشکه نفت را از دست خواهد
داد.
به گزارش خبرگزاری فارس؛ «امین ناصر» دیروز در یک کنفرانس خبری فوری، هشداری بیسابقه درباره آینده بازار انرژی صادر کرد و افزود که در صورت ادامه انسداد تنگه هرمز، بازار جهانی هر هفته ۱۰۰ میلیون بشکه نفت را از دست خواهد داد.
او با اشاره به آمارهای تکاندهنده تأکید کرد که این بحران به بزرگترین شوک عرضه انرژی در تاریخ تبدیل شده است.
بر اساس گزارش رویترز، در دو ماه گذشته به دلیل محاصره این گذرگاه استراتژیک، حدود
یک میلیارد بشکه نفت از چرخه عرضه جهانی خارج شده است. وضعیت ذخایر نفتی جهان نیز به شدت بحرانی توصیف شده است.
مدیرعامل آرامکو، هشدار داد که با تداوم این روند، پر کردن مجدد ذخایر جهانی حداقل ۱۸ ماه به طول خواهد انجامید.
ناصر افزود که حتی در خوشبینانهترین سناریو و با فرض بازگشایی فوری تنگه هرمز، بازارهای انرژی ماهها زمان نیاز دارند تا به تعادل
برسند.
مدیرعامل آرامکو تصریح کرد که کاهش شدید ذخایر، به ویژه برای فرآوردههایی مانند بنزین و سوخت جت، نگرانیهای جدی برای تامین انرژی در ماههای پیش رو ایجاد کرده است.
همچنین آمارهای ارائه شده توسط آرامکو نشان میدهد که تردد روزانه در تنگه هرمز از ۷۰ فروند کشتی به تنها دو تا پنج فروند کاهش یافته است. این در حالی است که بیش از ۶۰۰ شناور در منطقه گیر افتاده و ۲۴۰ فروند دیگر در انتظار ورود به خلیجفارس سرگردان هستند.
2/6 میلیارد بشکه نفت به بازار نرسید
همچنین به گزارش خبرگزاری تسنیم، مدیرعامل شرکت آرامکو عربستان اعلام کرد که بحران امنیتی در منطقه خلیجفارس موجب شده دو میلیارد و 600 میلیون بشکه نفت به بازارهای مصرف جهانی نرسد؛ رقمی که ابعاد قابلتوجهی برای بازار جهانی انرژی دارد.
عدم عرضه دو میلیارد و 600 میلیون بشکه نفت خلیجفارس به بازار جهانی در طول پنج ماهه جنگ علیه ایران، معادل حدود 17 میلیون بشکه در روز میشود که با توجه به مصرف روزانه حدود
100 میلیون بشکهای نفت جهان رقم بالایی محسوب میشود.
اهمیت این رقم در آن است که تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. بنابراین، وقتی بحران امنیتی باعث کاهش عبور نفتکشها از این مسیر شود، حتی تولید نفتی که در میدانها ادامه دارد نیز الزاماً نمیتواند بموقع به بازارهای مصرف برسد.
جهان در آستانه بحران نفتی
در چنین شرایطی، بازار با یک شوک همزمان عرضه و حملونقل مواجه میشود. کشورهای مصرفکننده برای جبران کسری ایجادشده به ذخایر تجاری، تولیدکنندگان خارج از منطقه و مسیرهای جایگزین انتقال نفت متوسل میشوند اما هرچه توقف عرضه نفت از منطقه خلیجفارس طولانیتر میشود نقش منابع و راههای جایگزین برای جبران این توقف کمتر و کمتر میشود.
بر این اساس عدد دو میلیارد و 600 میلیون بشکه بیش از آنکه صرفاً یک آمار مربوط به گذشته باشد؛ تصویری از حجم شکاف ایجادشده میان تولید و عرضه واقعی نفت به بازار ارائه میکند. ایران، اعلام کرده که عبور از تنگه هرمز، فقط با اجازه طرف ایرانی ممکن است. به عنوان مثال، به دنبال اظهارات وزیر نفت عراق درخصوص رایزنی کشورش با تهران برای عبور نفتکشها از تنگه هرمز، امروز وزارت نفت عراق از عبور نفتکشهایی از این آبراه خبر داد.
کاهش عرضه نفت از تنگه هرمز و بابالمندب، آمریکا را در آستانه بحران قرار داده است. بر اساس آمارهای رسمی، ذخایر راهبردی آمریکا به
۳۰۴ میلیون و 800 هزار بشکه در روز رسیده و کمتر از پنج میلیون با 300 میلیون بشکه؛ یعنی ورود به سطح بحران نفتی این کشور فاصله دارد. اسناد وزارت خزانهداری آمریکا نشان میدهد که ذخایر نفتی راهبردی، سپر دفاعی آمریکا در برابر شوکهای قیمتی است؛ همان ذخایری که ترامپ برای پر کردنش، به آب و آتش میزند تا تنگه هرمز را باز کند.
آمارهای جدید نشان میدهد؛ ذخایر نفتی راهبردی آمریکا «فقط پنج میلیون بشکه» با سطح 300 میلیون بشکه؛ یعنی بحران، فاصله دارد.
به گزارش خبرگزاری فارس؛ بر اساس آمارهای رسمی، ذخایر راهبردی آمریکا به ۳۰۴ میلیون و 800 هزار بشکه در روز رسیده است. اسناد وزارت خزانهداری آمریکا نشان میدهد که ذخایر نفتی راهبردی، سپر دفاعی آمریکا در برابر شوکهای قیمتی است؛ همان ذخایری که ترامپ برای
پر کردنش، به آب و آتش میزند تا تنگه هرمز را باز کند. حالا ذخایر پر نشده که هیچ، ترامپ دیروز در شبکه تروث سوشال خطاب به شرکتهای نفتی دستور داد، «همین حالا قیمت نفت را پایین بیاورید».
در حالی ذخایر راهبردی آمریکا به عدد بحرانی ۳۰۰ میلیون بشکه نزدیک شده که نفت خام آمریکا هماکنون بالای ۸۰ دلار معامله میشود و متوسط قیمت بنزین در این کشور هم بیش از چهار دلار است.
قیمت نفت به 150 دلار میرسد
همچنین به گزارش سیانان؛ موجودی نفت خام شرکتهای نفتی با سرعتی چشمگیر در حال کاهش است. این وضعیت بهویژه در مرکز «کاشینگ» در ایالت اوکلاهاما، که به عنوان چهارراه خطوط لوله انتقال نفت در آمریکا شناخته میشود به وضوح قابل مشاهده است؛ جایی که سطح ذخایر به میزان قابلتوجهی کمتر از آستانه تنش عملیاتی کاهش یافته است.
بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، موجودی این مرکز حیاتی که نفت تولیدی تگزاس از طریق خطوط لوله به آنجا منتقل، قیمتگذاری، ذخیره و سپس به پالایشگاههای سراسر آمریکا ارسال میشود، در هفتههای اخیر به 18 میلیون و 600 هزار بشکه سقوط کرده است. کارشناسان تأکید دارند که موجودی زیر 20 میلیون بشکه، فشار مضاعفی بر عملیات این تأسیسات عظیم وارد میآورد و برای انتقال نفت از خطوط لوله، به نیروی فشار بیشتری نیاز است در چنین شرایطی، در نهایت تنها مواد تهگرفته در کف مخازن باقی خواهد ماند و قوانین فیزیکی مانع از جریان روان نفت از طریق آن خطوط لوله حیاتی خواهد شد.
کاشینگ تنها مصداق این وضعیت نیست. «کایران تامپکینز»؛ اقتصاددان ارشد اقلیم و کالاهای اساسی در مؤسسه کپیتال اکونومیکس، خاطرنشان کرد که موجودیهای تجاری نفت در سراسر جهان نیز به سطوح تنش عملیاتی نزدیک میشوند و در حال حاضر تنها حدود 57 هفته عرضه را در خود جای دادهاند؛ در حالی که سطح تنش عملیاتی جهانی حدود 55 هفته برآورد میشود.
به باور او، بازار نفت احتمالاً این ریسک را کمتر از ارزش واقعی آن قیمتگذاری میکند؛ زیرا بررسی روندهای تاریخی نشان میدهد که در ادوار پیشین که ذخایر نفت در چنین سطوح پایینی قرار داشته، قیمت نفت معمولاً حدود 20 درصد بالاتر معامله
شده است.
به گفته این کارشناس، بدون افزایش چشمگیر و پایدار در جریان انرژی از طریق خلیجفارس، بازار نفت در نهایت به «نقطه عطفی» خواهد رسید؛ دورهای که در آن دیگر امکان جبران عرضه ازدسترفته نفت از طریق کاهش ذخایر وجود نخواهد داشت.
در آن نقطه عطف، تنها راهکار ممکن، جهش شدید قیمت نفت به منظور کاهش تقاضا و بازگشت تعادل به بازار خواهد بود. برای نیل به این هدف، ممکن است قیمت نفت نیاز به فراتر رفتن از مرز 150 دلار در هر بشکه داشته باشد؛ رقمی که بسیار فراتر از بالاترین رکورد تاریخی آن محسوب میشود.
کارشناسان تأکید دارند که این سناریو میتواند در کوتاهترین زمان ممکن محقق شود. البته اگر سیگنالهای صادره از ایران، به نفع روایت ترامپ تمام نشود.
ادامه سقوط ین
بحران انرژی ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ارزش پول ملی ژاپن در ماههای اخیر را بهگونهای دچار سقوط کرده که دولت ژاپن با همراهی ایالات متحده، وارد مداخله هماهنگ در بازار ارز شده تا روند نزولی ین را متوقف کنند.
کاهش ارزش ین در برابر دلار که به پایینترین سطوح خود از سال 1986 رسیده، تنها یک مسئله پولی برای ژاپن نیست؛ بلکه به یک بحران چندبعدی اقتصادی تبدیل شده است؛ بحرانی که از یکسو هزینه واردات انرژی و کالاهای اساسی را افزایش داده و از سوی دیگر فشار تورمی بر خانوارهای ژاپنی را تشدید کرده است.
دولت ژاپن در اواخر آوریل حدود 74 میلیارد دلار برای حمایت از ارزش ین هزینه کرد، اما این مداخله نتوانست روند بلندمدت کاهش ارزش این ارز را تغییر دهد و ین، بار دیگر تا اواخر ژوئیه تحت فشار قرار گرفت.
روزنامه انگلیسی گاردین نوشته است، شگرد معاملات املاکی ترامپ اینبار شکست خورده است چرا که با سد محکمی به نام جمهوری اسلامی ایران برخورد کرد.
«ترامپ به سد مستحکم جمهوری اسلامی ایران برخورد کرده است». این چکیده تمام گزارشهایی است که این روزها در رسانههای غربی و به صورت انبوه درباره جنگ ایران با دو قدرت اتمی منتشر میشود. افزایش قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا و به دنبال آن افزایش تورم در این کشور زیر سایه جنگ، افکار عمومی مردم آمریکا را نیز علیه ترامپ کرده است. نظرسنجیها نشان میدهد که دو سوم مردم آمریکا خواهان پایان جنگ هستند و ترامپ را مقصر این وضعیت میدانند.
در همین رابطه روزنامه نیویورک تایمز با انتشار تصویری بدون روتوش از آمریکا، ابعادی از فقر شدید مردم آمریکا را در میانة این جنگ فاش کرده و نوشته است مردم آمریکا در فقر و فلاکت دست و پا میزنند و برای امرار معاش پلاسمای خون خود را میفروشند اما ترامپ دهها میلیارد دلار از پول این مردم را صرف جنگ بیفایده ایران کرده است. شخصیت خودشیفته و متوهم ترامپ اما قادر به دیدن واقعیت شکست مقابل ایران نیست او روز دوشنبه و در ادامه ژستهای پیروزی خود شبکه تروث سوشال نوشته است: «آمار واقعی نظرسنجیهای من، نه آن اعدادی که رسانههای جعلی منتشر میکنند، در بهترین وضعیت خود در تمام دوران قرار دارد. و چرا نباید چنین باشد؟ وقتی که بزرگترین کاهشهای مالیاتی و بالاترین آمار اشتغال در تاریخ را داشتهایم، بزرگترین میزان سرمایهگذاری خارجی در تاریخ جهان در آمریکا انجام شده، مرزها کاملاًً امن شدهاند، یک پیروزی بزرگ در ونزوئلا به دست آمده، ایران خلع سلاح هستهای شده، احترام و موفقیت آمریکا در سراسر جهان بیسابقه است و موارد بسیار بیشتری وجود دارد.به اعداد جعلی نظرسنجیهای چپ افراطی باور نکنید. آنها فاسد و نادرست هستند». ترامپ در طول 5 ماه گذشته بارها ژست پیروزی گرفته و حداقل 40 بار مقابل رسانهها ادعای پیروزی یا تسلیم ایران را داشته است. او آن قدر از این ادعاهای بدون پشتوانه مطرح کرده است که خود رسانههای آمریکایی نوشتهاند «حرفهای ترامپ را نباید جدی گرفت.»
دژ مستحکمی به نام ایران
تفاوت دنیای خیالی ترامپ با واقعیت موجود دربارة جنگ را میتوان در رسانههای غربی به خوبی مشاهده کرد. به جرأت میتوان گفت حتی یک رسانه معتبر غربی را هم نمیتوان این روزها پیدا کرد که بر این باور باشد ترامپ در جنگ پیروز شده است. همه او را بازنده جنگ دانسته و نوشتهاند«ایران شکستی راهبردی بر آمریکا تحمیل کرده است». روزنامه گاردین در گزارشی مینویسد: شگرد املاکی ترامپ در مواجهه با بحرانها دیگر کارساز نیست چون این بار با سدی سرسخت به نام جمهوری اسلامی ایران مواجه شده است». گاردین در گزارش خود درباره راهبرد شکست خورده ترامپ علیه ایران نوشته است: «او از استاد قدیمیاش، روی کوهن وکیل معروف نیویورکی، این درس را آموخته که همیشه ادعای پیروزی کند و هرگز شکست را نپذیرد. اما این بار ترامپ با طرفی روبهرو شده که به همان اندازه سرسخت و غیرقابلانعطاف است: جمهوری اسلامی ایران. به عبارت دیگر، شگرد همیشگی ترامپ در این مواجهه دیگر کارساز نیست، چون طرف مقابل حاضر نیست بازندة داستان باشد. گاردین نوشته است: «با وجود ادعاهای مکرر ترامپ دربارة آغاز مذاکرات تازه با تهران، این ایران است که عملاً ابتکار عمل را در دست دارد. تهران با شلیک موشکهای بالستیک به پایگاههای آمریکا در منطقه و حفظ کنترل خود بر تنگة هرمز نشان داده که قادر است هر زمان بخواهد آتش درگیری را دوباره شعلهور کند. این در حالی است که زمان به ضرر ترامپ در حال گذر است؛ هم به دلیل نزدیک شدن به یک بحران انرژی جهانی و هم به دلیل انتخابات میاندورهای که برای او و حزب جمهوریخواه میتواند بسیار پرهزینه باشد. به گزارش فارس گاردین میافزاید: ترامپ از آغاز جنگ بارها ادعا کرده توافق با ایران قریبالوقوع است، و آخرین ادعای او مبنی بر اینکه مذاکرات جدید میتواند ظرف چند روز به توافق صلح برسد، بیش از هر چیز نشاندهنده استیصال دولتش برای بازگشایی تنگة هرمز و یافتن راهی برای خروج از این بحران است.
شکست ایران شبیه به افسانه است
«فارن پالیسی» هم در گزارشی از شکست راهبرد ترامپ مقابل ایران مینویسد: «این یک افسانه در واشنگتن است که فشار میتواند ایران را بشکند. نزدیک به پنج دهه فشارهای آمریکا برای وادار کردن ایران به اطاعت جواب نداده است.» بر اساس این گزارش، در واقعیت، اهرمهای چانهزنی آمریکا با پیشرفت جنگ کاهش یافته و احتمالاً با اتمام مهمات و افزایش پیامدهای سیاسی داخلی، باز هم بیشتر فرسایش خواهد یافت.
ترامپ در باتلاق
در ادامه تحلیلهای رسانهای غربی از بحرانی که آمریکا و متحدانش گرفتار آن شدهاند، مجله انگلیسی اکونومیست هم در مقالهای تحت عنوان «ترامپ در باتلاق ایران: نه جنگ قاطع، نه صلح پایدار»، به بررسی گزینههای پیچیده آمریکا مقابل ایران پرداخته و نوشته است: ترامپ با گزینههای دشواری روبهرو است. تشدید درگیری خطرات قابل توجهی را به همراه دارد، در حالی که پذیرش کنترل تنگه هرمز توسط ایران برای او در داخل آمریکا شرمآور و برای متحدان خلیجفارس او نگرانکننده خواهد بود. بر همین اساس به نظر میرسد که ترامپ در حال وقت کشی است. به گزارش تسنیم به نقل از اکونومیست ترامپ امیدوار بود که با محاصره بنادر ایران اقتصاد این کشور را بیشتر تحت فشار قرار دهد و جنگ را در حالت متعادل نگه دارد، اما حملات ایران به اردن نشان داد که کنترل سرعت این جنگ به تنهائی در دست آمریکا نیست. در این میان متحدان آمریکا در منطقه، احساس اضطراب و سردرگمی دارند.
ابتکار عمل در دست ایران
نشریه انگلیسی فایننشال تایمز هم نوشته است، تحلیلگران و کارشناسان معتقدند ایران پس از ۶ ماه دفاع در برابر ارتش تروریستی آمریکا ابتکار عمل را به دست گرفته است و با آمادگی برای اتخاذ رویکردی تهاجمی در میدان و بالا بردن هزینه تداوم تهدیدها و شرارتها برای واشنگتن توانسته واشنگتن را وادار به جنگیدن با سرعتی کند که تهران تعیین میکند.
به گزارش ایسنا، فایننشال تایمز از قول «دنی سیتریونوویچ»، تحلیلگر اسرائیلی در مسائل غرب آسیا که سابقه فعالیتی طولانی در تشکیلات اطلاعاتی-امنیتی رژیم صهیونیستی دارد نوشته است: آنها(ایران) تسلیم نخواهند شد و بر بهائی که همه در صورت حمله به آنها خواهند پرداخت، تأکید میکنند رویکرد جسورانهتر ایران نشاندهنده تغییرات عمیقتری در تهران پس از به شهادت رساندن حضرت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی است. به گفته وی این ایران جدید است. آنها معتقدند که وقت استفاده از توانمندیهایشان فرا رسیده است.
مایه شرمساری
نشریه نیویورکتایمز در گزارشی به بررسی پیامدهای جنگ آمریکا علیه ایران پرداخته و معتقد است این جنگ نهتنها اهداف واشنگتن را محقق نکرده، بلکه به یک شکست راهبردی برای آمریکا تبدیل شده است. نیویورک تایمز از قول «رابین نیبلت»، مدیر پیشین اندیشکده چتمهاوس، مینویسد: نتیجه جنگ تاکنون «یک باخت راهبردی و مایه شرم» بوده است؛ زیرا متحدان آمریکا اکنون به این نتیجه رسیدهاند که دیگر نمیتوانند برای امنیت خود به واشنگتن اعتماد کنند. به نوشته نیویورکتایمز، کشورهای اروپایی و خاورمیانهای که سالها امنیت خود را بر آمریکا بنا کرده بودند، اکنون به سمت کاهش وابستگی به واشنگتن، بهبود روابط با ایران و گسترش همکاری با اروپا، چین و روسیه حرکت کردهاند. به گزارش تسنیم نیویورکتایمز معتقد است مهمترین پیامد جنگ ایران، نه صرفاً هزینههای نظامی، بلکه ضربه به اعتبار راهبردی آمریکا بوده است؛ جنگی که اعتماد متحدان را متزلزل کرده، دشمنان واشنگتن را امیدوار ساخته و ایران را همچنان در موقعیت اثرگذاری بر معادلات منطقهای نگه داشته است.