اصول، مبانی و روش تفسیر اهل بیت(ع) (۱)
۱۴۰۵/۰۵/۱۴

پرسش:اهل بیت پیامبر اکرم(ص) که خود تجسم عینی عمل به آموزههای وحیانی قرآن کریم بودند، چگونه و با چه اصول و مبانی و روشی قرآن کریم را برای مخاطبان خود تفسیر میکردهاند؟
پاسخ:اهل بیت پیامبر(ص) دارای اصول و مبانی بسیار روشن و مستدل در تفسیر قرآن هستند که همگی برآمده از نصوص و ظواهر قرآن کریم است، عمده این مبانی عبارتند از:
1- قرآن کتابی است که به زبان مردم خود نازل شده است
مبنای نخست تفسیر اهل بیت(ع) با استناد به دو آیه شریفه قرآن کریم است که در آیه اول میفرماید: «فانما یسّرناه بلسانک لعلهم یتذکرون» برای فهم سادهتر قرآن، آن را به زبان خودت یعنی عربی فرستادیم تا شاید(از آموزههای وحیانی قرآن) پند بگیرند.(دخان- 58) و در آیه دیگر میفرماید: نزل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربی مبین» روحالامین(قرآن را بر پیامبر(ص)) نازل کرده است بر قلب پاک تو، تا از انذارکنندگان باشی و آن را به زبان عربی آشکار نازل کرد.(شعرا- آیات 193 تا 195)
با این مبنای قرآنی دو نکته به دست میآید: 1- قابل فهم بودن قرآن 2- حجیت ظواهر قرآن روشن است تا زمانی که آیات قرآن قابل فهم نباشد و نیز ظواهر آن حجت نباشد، پند گرفتن و استفاده از آن ممکن نیست. البته ممکن است فهم صحیح و جامع برخی آیات جز با مراجعه به آیات دیگر ممکن نباشد و همینطور ممکن است ظهور بدوی برخی از آیات حجت نباشد ولی به طور کلی ظواهر آیات قرآن به طور مطلق حجت است و تا زمانی که دلیل قطعی برخلاف آن وجود نداشته باشد، نباید به تأویل متن ظاهری قرآن پرداخت.
2- قرآن کلام خداست نه کلام بشر
مبنای دوم تفسیر اهل بیت(ع) با استناد به این آیه شریفه قرآن کریم است که میفرماید: «افلا یتدبّرون القرآن و لوکان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا» آیا درباره قرآن نمیاندیشند؟! اگر این قرآن از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی را در آن مییافتند.(نساء- 82) آری التزام به این مبنا تفاوت مدلولهای قرآن را با کلام بشری آشکار میسازد. چرا که شخصیت و ویژگیهای هر متکلمی در تعیین مراد او نقش بسزایی دارد، لذا در همه زبانها، واژهها بر حسب آنکه در چه عرفی مورد استفاده قرار گیرد، معانی متفاوتی به خود میگیرد. یک واژه در عین حال که دارای معنای وضعی مشخصی است، اما کاربران مختلف چون فیلسوف، فقیه و متکلم و... از آن معانی متفاوتی اراده میکنند. در روایات ائمه اطهار(ع) بر این نکته تاکید شده که تنزیل قرآن همچون کلام بشر است، اما تاویلش همانند کلام بشر نیست.(بحارالانوار، ج 89، ص 107) از دیگر لوازم این مبنا عدم اختلاف در قرآن کریم است، سطحینگری و عدم تدبر در قرآن سبب شده تا فرقههای مختلف، هر یک با استناد به آیاتی از قرآن، مرام و عقیدهای را برگزینند که هیچگاه همه آنها در یک جا جمع نمیشوند. اهل بیت(ع) یادآور شدهاند که در قرآن به جای اختلاف، وحدت حاکم است. به بیان دیگر آیات قرآن هیچگاه همدیگر را تکذیب نمیکنند، بلکه یکدیگر را تصدیق و تفسیر میکنند و همچنین با یکدیگر تعارض و تناقضی ندارند. امام علی(ع) میفرماید: «ان الکتاب یصدق بعضه بعضا، و انّه لا اختلاف فیه، فقال سبحانه و لو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا» همانا این کتاب قرآن بعضی آیاتش، بعضی دیگر را تصدیق میکند و هیچ اختلافی در آن نیست همانگونه که خدای سبحان میفرماید: «اگر این قرآن از سوی غیرخدا بود، اختلاف فراوانی را در آن مییافتند.»(نهجالبلاغه- خطبه 18) رعایت این مبنا در تفسیر متشابهات، یکی از ضروریات موکد است، همانگونه که امام رضا(ع) میفرماید: «من رد متشابه القران الی محکمه هدی الی صراط مستقیم» کسی که در تفسیر آیات متشابه قرآن آنها را به آیات محکم ارجاع دهد (تا معنای آن شفاف شود) به صراط مستقیم الهی هدایت شده است. (مسند امام رضا(ع)، ص 307)
اصول، مبانی و روش تفسیر اهلبیت(ع) (۲)(پرسش و پاسخ)
پرسش:اهل بیت پیامبر اکرم(ص) که خود تجسم عینی عمل به آموزههای وحیانی قرآن کریم بودند، چگونه و با چه اصول و مبانی و روشی قرآن را برای مخاطبان خود تفسیر میکردند؟
پاسخ:در بخش نخست پاسخ به این سوال به دو مبنای قرآنی که اهل بیت(ع) بر اساس آیات قرآن به آنها استناد میکردهاند، شامل: 1- قرآن کتابی است که به زبان مردم خود نازل شده است. 2- قرآن کلام خداست نه کلام بشر پرداختیم. اینک در ادامه دنباله مطلب مرا پی میگیریم.
3- التزام به وحی بیانی و تفصیلی
سومین مبنای تفسیر قرآن اهل بیت(ع)، التزام به وحی بیانی و تفصیلی است. آیات قرآن در بسیاری از موارد، به صورت کلی آمده است و تفصیل آن در قرآن نیامده است. همچنین در موارد فراوانی، آیات قرآن وجوه مختلفی را پذیرا است. در این دو گروه از آیات، ما فقط سخن کسانی که با وحی ارتباط دارند و معصومانه سخن میگوید، حجت قاطع است. خداوند با ولی بیانی «ثم ان علينا بیانه»، همچنین بیان و توضیح دادن قرآن هم با ما است (قیامت - ۱۹) آنچه را که لازم بوده به پیامبرش آموخته و آن حضرت نیز برای مردم بیان کرده است. امام باقر(ع) فرمود: «خداوند در قرآن فرمان خواندن نماز را بر پیامبر(ص) نازل کرد، ولی در مورد سه رکعت یا چهار رکعت بودن آن، سخنی به میان نیاورد و پیامبر اکرم(ص) آن را تفسیر کرد.»(بحارالانوار، ج 35، ص 211)
امام علی(ع) در احتجاج با خوارج با اشاره به ذو وجوه بودن برخی از آیات قرآن به ابن عباس فرمود: «لا تخاصمهم بالقرآن، فانّ القرآن حمال ذووجوه، تقول و یقولون، ولکن حاججهم بالسنه، فانهم لن یجدوا عنها محیصا» با خوارج با قرآن مناقشه نکن، چرا که قرآن (برخی آیاتش) دارای وجوه معانی مختلفی است، تو میگویی و آنها هم (با آیات دیگر) میگویند، اما با آنان با سنت پیامبر(ص) احتجاج و مناقشه کن چرا که در این صورت هیچگونه گریزگاهی را نخواهند یافت.(نهجالبلاغه- نامه 77) بنابراین اهل بیت(ع) تفصیل موارد مجمل قرآن و نیز وجه صحیح از وجوه محتمل آیات متشابه قرآن را با استناد به احادیث و سنت پیامبر اکرم(ص) بیان میکردند. امام صادق(ع) میفرماید: «چنانکه (در تفسیر قرآن) به رای خود سخن بگوییم از هلاکشوندگان خواهیم بود. آنچه میگوییم، همه آثار و گنجینههای دانشی است که پدران ما، یک به یک از رسول خدا(ص) اندوختهاند.» (بصائرالدرجات، ص 319)
4- یاری جستن از قواعد عقلی
چهارمین مبنای تفسیر قرآن اهل بیت(ع) یاری جستن از قواعد و استلزامات عقلی است. خداوند مردم را با دو رسول راهنمایی کرده است. رسول ظاهری(پیامبران) و رسول باطنی(عقل).
قرآن کریم اندیشهمداری و خردورزی را ستوده، و به عکس، سطحینگری و عدم تعقل را بسیار نکوهیده است تا جایی که جمله «افلا تعقلون» ترجیعبند بسیاری از آیات قرآن در خطاب و عتاب با انسان است. از این رو قرآن کریم که رهآورد رسول ظاهری(پیامبر(ص)) است، هیچگاه با رهاورد رسول باطنی(عقل) مخالف نخواهد بود. کلما حکم به العقل، حکم به الشرع و کلماحکم به الشرع حکم به العقل» بنابراین پیوند میان عقل و شرع هم سنخ و ناگسستنی است. بر این اساس چه بسا برخی از آیات قرآن کریم، تنها با استناد به قواعد و الزامات عقلی قابل تفسیر باشند و عدم توجه به قواعد قطعی عقلی، انحراف در تفسیر را موجب شود.
5- جاودانگی قرآن
پنجمین مبنای تفسیر قرآن اهل بیت(ع) جاودانگی آموزههای وحیانی قرآن کریم تا روز قیامت است. قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی است که برای هدایت الهی بشر و حجت قاطع از زمان نزول تا آستانه روز قیامت آمده است. از این رو باید بتواند تا روز قیامت نقش هدایتگر خویش را در میان نسلها در عصرهای مختلف ایفا کند. با توجه به این مبنا آیات قرآن دارای باطنی عمیق است، به طوری که برای همه انسانها در همه زمانها و مکانها حیاتبخش و راهگشا بوده و خواهد بود.
امام باقر(ع) میفرماید: «اگر اینطور باشد که وقتی آیهای درباره قومی نازل شد، پس از آنکه آن قوم مردند، آن آیه نیز بمیرد، از قرآن چیزی باقی نمیماند، لکن همه قرآن تا آسمانها و زمین هست جاری است.» (تفسیرالعیاشی، ج 1، ص 11) همچنین امام صادق(ع) میفرماید: «قرآن تاویلی دارد که بسان روز و شب و مه و مهر در جریان است.» (بحارالانوار، ج 23، ص 79)
اصول، مبانی و روش تفسیر اهلبیت(ع) (۳)
پرسش:اهل بیت پیامبر اکرم(ص) که خود تجسم عینی عمل به آموزههای وحیانی قرآن کریم بودند، چگونه و با چه اصول و مبانی و روشی قرآن را برای مخاطبان خود تفسیر میکردند؟
پاسخ: در دو بخش قبلی پاسخ به این سؤال به مبانی تفسیر قرآن اهل بیت(ع) در پنج مبنا شامل: 1- قرآن کتابی است که به زبان خود مردم نازل شده است ۲- قرآن کلام خداست نه کلام بشر 3- التزام به وحی بیانی و تفصیلی 4- یاری جستن از قواعد عقلی ۵- جاودانگی قرآن پرداختیم. اینک در ادامه، دنباله مطلب را پی میگیریم.
روششناسی تفسیر اهل بیت(ع)
مهمترین شاخصهها در روش تفسیر، منابعی است که مفسر با استناد به آنها به بیان مراد خداوند از آیات قرآن میپردازد. این منابع بنا بر مبانی مفسران، متفاوت است. با توجه به مباحثی که در مبانی تفسیر اهل بیت(ع) آمده میتوان چنین استنباط کرد که روش تفسیر اهل بیت(ع) مستند به: لغت و قواعد زبان عربی: آموزههای قرآن کریم، سنت پیامبر(ص)، و عقل میباشد. در اینجا به ذکر نمونههایی از روش تفسیر اهل بیت(ع) که بر اساس هریک از این منابع صورت گرفته است میپردازیم:
۱- روش تفسیر قرآن با استناد به قواعد عربی
در روش تفسیر اهل بیت(ع) مشاهده میشود که گاهی با استناد به معنای دقیق واژهها و نیز ارتباط بین اجزای کلام، نکتهای بدیع به عنوان تفسیر آیات بیان شده است. نمونههای زیر از این قبیل است: 1-«زراره میگوید: به امام باقر(ع)، عرض کردم: ممکن است بفرمایید از کجا دانستید که تنها بر قسمتی از سر و قسمتی از پا مسح لازم است؟ آن حضرت پس از تبسمی فرمود: ای زراره! این حکم را پیامبر(ص) اینگونه فرمود، و خداوند نیز در قرآن اینچنین نازل کرد. زیرا خدای متعال میفرماید: «فاغسلوا وجوهکم» (مائده-۶) پس ما دانستیم سزاوار است تمام صورت شسته شود. سپس فرمود: «و ایدیکم الى المرافق». آنگاه حکم مسح را چنین بیان کرد: «و امسحوا برؤوسکم» پس ما از مدلول حرف «باء» در «برؤوسکم» فهمیدیم که مسح تنها بر بخشی از سر واجب است. آنگاه همانطور که «ایدیکم» را به «وجوهکم» وصل کرد، «ارجلکم» را به «رؤوسکم»، عطف نمود و فرمود: «و ارجلکم الی الکعبین»، پس ما دانستیم که باید بخشی از دو پا را مسلح کرد. (کافی، ج ۳، ص۳۹، ح ۴) ۲- امام رضا(ع) در تفسیر آيه «والسماء ذات الحبك»(ذاریات-7) میفرماید: «آسمان (با ستونهایی که بین آنها و زمین است) استوار گشته است. راوی میپرسد: «چگونه چنین ستونهایی آسمان را استوار کرده و نگهداشتهاند در حالی که خداوند میفرماید: «رفع السموات بغير عمدترونها»(رعد-۲) امام رضا(ع) در پاسخ فرمود: سبحان الله! مگر خداوند نفرمود: «بغیر عمدترونها»؟ راوی میگوید: بلی، حضرت فرمود: پس در آنجا ستون هست، لکن شما آن را نمیبینید. (تفسیر نورالثقلین، ج12،ص481).
در روایت دیگری از امام علی (ع) این ستونهای نامرئی به ستونهای نورانی تفسیر شده است. بنابراین امام رضا(ع) با استناد به این که جمله «ترونها»، صفت برای «عمد» است و در این جمله، موصوف به طور مطلق نفی نشده است، بلکه با وصف مذکور نفی شده است، آیه را تفسیر کرده است.
۲- روش تفسیر قرآن به قرآن
در روش تفسیر قرآن اهل بیت(ع)، خودآموزههای قرآن کریم مهمترین منبع تفسیر است. فرهنگ قرآن، سیاق آیات و آیاتی که دارای وحدت موضوعیاند، و نیز استفاده از آیات محکم در تفسیر آیات متشابه از اهم اموری است که مورد توجه اهل بیت(ع) بوده است. در اینجا نمونههایی از این روش تفسیر را گزارش میکنیم:
۱- از امام رضا (ع) نقل شده که حضرت در تفسیر آیه: «ختم الله على قلوبهم و على سمعهم» (بقره-۷)، فرمود: «ختم» مهری است که بر دلهای کافران زده میشود و این مجازاتی است که در مقابل انتخاب راه کفر میبینند، همانطور که خداوند فرمود: «بل طبع الله عليها بكفرهم فلا يومنون الا قليلا» بلکه خداوند از سر بیدینشان مهر بدبختی بر دلهایشان زده و برای همین جز عده کمیشان ایمان نمیآورند. (نساء- ۱۵5)
اصول، مبانی و روش تفسیر اهل بیت(ع) (۴)
پرسش:اهلبیت(ع) پیامبر اکرم(ص) که خود تجسم عینی عمل به آموزههای وحیانی قرآنکریم بودند، چگونه و با چه اصول و مبانی و روشی قرآن را برای مخاطبان خود تفسیر میکردند؟
پاسخ:در سه بخش قبلی پاسخ به این سوال به مبانی تفسیر قرآن اهلبیت(ع) در پنج مبنا شامل: 1- قرآن کتابی است که به زبان خود مردم نازل شده است 2- قرآن کلام خداست نه کلام بشر 3- التزام به وحی بیانی و تفصیلی 4- یاری جستن از قواعد عقلی 5- جاودانگی قرآن و روششناسی تفسیر اهلبیت(ع) شامل: 1- روش تفسیر قرآن با استناد به قواعد عربی 2- روش تفسیر قرآن به قرآن پرداختیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی میگیریم 2- امام صادق(ع) در تفسیر «عفو» در آیه «يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ» (بقره-219) فرمود: مراد از عفو در این آیه همان است که خداوند فرمود: «الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً » (فرقان-67) در خرج کردن هم نه ولخرجی میکنند و نه خسیسبازی در میآورند، بلکه راه میانه این دو را پیش میگیرند
3- روش تفسیر قرآن با استناد به حدیث پیامبر(ص)
بدون تردید اهلبیت(ع) وارثان علم پیامبر(ص) هستند، از اینرو در بسیاری از موارد، بهویژه آیات احکام که جزئیات آن به تفصیل در قرآن بیان نشده است، با استناد به گفتار و رفتار رسول گرامی اسلام(ص) به تبیین آیات قرآن میپرداختند. همانگونه که در تفسیر آیه: «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ» دیدیم که امام باقر(ع) فرمود: پیامبر اکرم(ص) فرموده است که مراد از این آیه، مسح بر بخشی از سر است. همچنین امام صادق(ع) نیز میفرماید: «پیامبر اکرم(ص) در تفسیر: «وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ» فرمود: «كَادَ اَلْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً وَ كَادَ اَلْحَسَدُ أَنْ يَغْلِبَ اَلْقَدَرَ » (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 722، ح 31)
4- روش تفسیر قرآن با استفاده از قواعد عقلی
روش تفسیر اهلبیت(ع) براساس قواعد عقلی در آیات قرآنکریم جلوه بارزی دارد، بهویژه در جایی که معنای ظاهری لغوی مخالف با استلزامات عقلی باشد. در اینجا به دو نمونه اشاره میکنیم: 1- از امام صادق(ع) در مورد تفسیر آیه: «وَهُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الْأَرْضِ» (انعام- 3) سوال شد: آن حضرت فرمود: آیه دلالت دارد بر اینکه خداوند در همهجا هست. راوی گوید: آیا خودش در همهجا هست؟ حضرت فرمود: «وای بر تو! مکانها دارای اندازههای خاصی هستند، اگر بگویی که خداوند در یک مکان خاصی است، لازم میآید که او را دارای اندازه بهشمار آوری. لکن خداوند جدا از محدودیتهای آفریدگانش است. او بر آنچه آفریده است، کاملا احاطه دارد، هم از نظر علم، هم از جهت قدرت و سلطنت و فرمانروایی. (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 704، ح 20)
۲- از امام رضا(ع) در مورد آیه: «بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ»(مائده - ۸۴) سوال شد که آیا منظور از ید در آیه دستی به مانند دست انسان است؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: خیر، اگر چنین باشد لازم میآید که خداوند مخلوق باشد.(همان ، ص 650، ح 279)
ارزش و اعتبار تفسیر اهلبیت(ع)
از آنجا که بنابر نص قرآنکریم، اهلبیت(ع) مطهر و معصوم هستند، بیان آن بزرگواران در تفسیر قرآنکریم نیز همچون دیگر کارهایشان معصومانه است. قرآنکریم میفرماید: ««إِنَّمَا يُرِيدُ اللَهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» خداوند میخواهد هرگونه ناپاکی را فقط از شما اهلبيت(ع) (محمد، علی، فاطمه، حسن و حسين عليهمالسلام» دور نگه دارد و نیز شما را کاملا پاک و پاکیزه نگه دارد.(احزاب-۳۳) بنابراین اگر ثابت شود که سخنی از اهلبیت(ع) صادر شده است، در حجیت آن نمیتوان تردیدی روا داشت. زیرا آن بزرگواران با استناد به منابع متقن علاوه بر ملکه عصمت خود، سخن گفتهاند. امام صادق(ع) میفرماید: خداوند حلال و حرام و تأویل را به پیامبر(ص) آموخت و آن حضرت نیز همه آنها را به حضرت علی(ع) تعلیم داد. از اینرو علوم پیامبر(ص) که به علی(ع) سپرده شد و پس از آن در اختیار اهلبیت(ع) قرار گرفت. همچنان که امام صادق(ع) میفرماید: «نَحنُ تَراجِمَةُ وَحيِ الله»، ما ترجمان عملی آموزههای وحیانی قرآن هستیم(کافی، ج ۱، ص۱۹۲). علامه طباطبایی(ره) در تفسیر آیه: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ»(نحل-44) میفرماید: این آیه بر حجیت سخن (تفصیلی) در صورت آیات قرآن دلالت دارد. همچنین بهدلیل حدیث متواتر ثقلین و دیگر احادیث، بیان اهلبیت پیامبر(ص) نیز از این حجیت برخوردار است.(المیزان، ج ۱2، ص 261)