خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۵/۱۷

نشنال اینترست:
ترامپ قبل از آنکه دیر شود از مارپیچ تشدید تنش با ایران خارج شود
نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» با تاکید بر اینکه «هرگونه تشدید بیشتر جنگ با ایران ممکن است نقطه بیبازگشتی را برای ایالات متحده و خاورمیانه رقم بزند» تاکید کرد: دونالد ترامپ باید قبل از اینکه خیلی دیر شود، از مارپیچ تشدید تنش با ایران بیرون بیاید.
رسانه آمریکایی در گزارشی مینویسد، خاورمیانه ممکن است به «خطرناکترین لحظه استراتژیک» از زمان جنگ اعراب و رژیم صهیونیستی در سال ١٩٧٣ نزدیک شود و برای اولین بار، ایران، ایالات متحده، تلآویو و چندین پادشاهی خلیجفارس همگی در آستانه تبدیل شدن به طرفهای مستقیم جنگ در یک درگیری هستند؛ تحولی که نه تنها میتواند یک جنگ منطقهای، بلکه یک بحران اقتصادی جهانی را نیز شعلهور کند.
نشنال اینترست مینویسد، آنچه در ابتدا به نظر میرسید که رویارویی بین ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و ایران باشد، به سرعت در حال تبدیل شدن به یک جنگ واقعاً منطقهای است. حملات ایران به تأسیسات نظامی ایالات متحده در بحرین، کویت و عربستان سعودی، هشدارهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا مبنی بر اینکه ایالات متحده قصد دارد فهرست اهداف خود را گسترس دهد، همراه با احتمال بالای مشارکت مجدد رژیم صهیونیستی در چنین حملاتی، خطر اینکه این درگیری فراتر از توانایی کنترل هر کسی باشد را به طرز چشمگیری افزایش داده است.
براساس گزارش رسانه آمریکایی، جنگ کنونی دیگر صرفاً بخشی از درگیری پنهان چند دههای بین ایران، رژیم صهیونیستی و ایالات متحده نیست؛ این به رقابتی تبدیل شده است که تقریباً همه بازیگران استراتژیک مهم در خلیجفارس در آن شرکت دارند. خطر صرفاً در افزایش تعداد مبارزان نیست، بلکه در تعامل چندین صحنه درگیری است که یکدیگر را تقویت میکنند.
درگیریها در خلیج فارس، دریای سرخ و بالقوه عراق و سوریه، بهطور فزایندهای یک سیستم راهبردی واحد را تشکیل میدهند که در آن تشدید تنش در یک عرصه میتواند به سرعت به عرصههای دیگر سرایت کند. نشنال اینترست مینویسد: «هنگامی که دولتهای خلیجفارس به طور فعال در عملیات تهاجمی علیه ایران شرکت کنند، همانطور که اکنون نیز شروع کردهاند، ناگزیر به اهداف نظامی قانونی در محاسبات استراتژیک ایران تبدیل میشوند.»
این معضل، به ویژه برای عربستان سعودی حاد است که چندین سال را با احتیاط صرف کاهش تنش با تهران کرده است، چراکه میدانست هرگونه درگیری در منطقه میتواند برنامههای بلندپروازانه چشمانداز ۲۰۳۰ آن را به خطر بیندازد. اگر ایران به حمله به تاسیسات آمریکا در خاک عربستان ادامه دهد یا اگر واشنگتن خواستار مشارکت فعال عربستان سعودی در عملیات نظامیشود، ادامه هر دو برنامه مدرنسازی داخلی آن را تهدید میکند. به همین دلیل بود که به گفته ترامپ، ریاض و سایر کشورهای خلیجفارس از او خواستند تا حمله گستردهای را که تهدید به انجام آن علیه ایران کرده بود، لغو کند، زیرا این کار میتوانست فوراً منجر به یک جنگ منطقهای شود.
این رسانه با بررسی احتمال شروع مجدد حملات آمریکا و گسترش اهداف در ایران به تاسیسات غیر نظامی بیشتر، تصریح کرد: «از دیدگاه واشنگتن، چنین حملاتی ممکن است با افزایش هزینههای مقاومت مداوم ایران، اهرم فشار را افزایش دهد اما تاریخ نشان میدهد که کشورهایی که با تهدیدهای وجودی مواجه هستند، اغلب به جای محدود کردن، گزینههای نظامی خود را گسترش میدهند.»
نشنال اینترست در ادامه اذعان کرد که ایران ابزارهای نامتقارن متعددی دارد که قادر به تحمیل هزینههای سنگین بدون برابری با برتری متعارف آمریکا هستند. موشکهای بالستیک، موشکهای کروز، پهپادها، عملیات سایبری و گروههای مورد حمایت آن، راههای متعددی را برای تلافی به تهران ارائه میدهند. مهمتر از آن، ایران توانایی تهدید سیستم انرژی جهانی را به شکلی گسترده حفظ کرده است.
بنا بر گزارش رسانه آمریکایی، تنگه هرمز همچنان مهمترین گلوگاه انرژی دریایی جهان است. تقریباً یکپنجم نفت معاملهشده بینالمللی از این آبراه باریک عبور میکند. حتی اختلال موقت نیز باعث نوسانات فوری در بازارهای انرژی جهانی میشود. حق بیمهها افزایش مییابد، هزینههای حمل ونقل به شدت افزایش مییابد و عدم قطعیت خود به یک سلاح اقتصادی تبدیل میشود. و ایران بارها توانایی خود را برای تاثیر بر ترافیک دریایی نشان داده است.
به گفته نشنال اینترست، با این حال، آنچه بحران فعلی را بهطور منحصر به فردی خطرناک میکند، این است که تنگه هرمز دیگر تنها گلوگاه استراتژیک مورد تهدید نیست. رویارویی مجدد بین عربستان سعودی و انصارالله یمن، این احتمال را ایجاد کرده است که تنگه بابالمندب نیز بهطور مؤثر بسته شود. انصارالله طی چندین سال به طور پیوسته قابلیتهای موشکی، پهپادی و دریایی خود را گسترش داده است. آنها پیش از این توانایی خود را برای هدف قرار دادن کشتیهای تجاری در سراسر دریای سرخ نشان دادهاند و در عین حال، کشتیهای مرتبط با کشورهایی مانند عربستان سعودی را که آنها را دشمن میدانند، تهدید میکنند.
براساس این نوشتار، اگر کشتیرانی از طریق تنگه هرمز و بابالمندب مختل شود، عواقب آن بسیار فراتر از خاورمیانه خواهد بود. اختلال همزمان در آنها، تغییر مسیر گسترده کشتیها را به همراه خواهد داشت که بهطور قابل توجهی زمان ترانزیت، هزینههای حملونقل، حق بیمه و در نهایت قیمت مصرفکننده را در سراسر جهان افزایش میدهد.
شوک انرژی به وجود آمده میتواند با بحرانهای نفتی قبلی برابری کند یا حتی از آنها پیشی بگیرد. در این میان، پیامدهای ژئوپلیتیکی به همان اندازه عمیق خواهد بود. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی همگی به شدت به منابع انرژی بیوقفه خلیجفارس وابسته هستند. یک بحران دریایی طولانی مدت، فشار زیادی بر اقتصادهای آسیایی وارد میکند و دولتها را مجبور به بازنگری در روابط امنیتی و استراتژیهای تنوع انرژی خود میکند. از قضا، درگیری که در ابتدا با هدف ادعایی تضعیف ایران در نظر گرفته شده بود، میتواند در عوض، تجدید نظرهای استراتژیک در سراسر اوراسیا را تسریع کند.
همچنین نقش رژیم صهیونیستی، پویایی تشدید تنش را پیچیدهتر میکند. سران رژیم صهیونیستی پیوسته تهدید کردهاند که زیرساختهای نظامی و هستهای ایران باید کاملاً تخریب شوند تا به ادعای آنها تهران هرگز نتواند به طور کامل بهبود یابد، اما واشنگتن باید بپرسد که آیا گسترش درگیری به منافع گستردهتر آمریکا خدمت میکند یا خیر. سؤال مرتبطتر این است که آیا تجاوز نظامی بیشتر لزوماً به ثبات استراتژیک بیشتر منجر میشود یا خیر.
به گزارش ایسنا، نمونههایی از مداخلات آمریکا در عراق، افغانستان و لیبی همگی نشان میدهند که چگونه گزینههای نظامی موقت اغلب بیثباتی سیاسی طولانیمدت ایجاد میکنند. و ایران بهطور قابل توجهی بزرگتر، پرجمعیتتر و از نظر استراتژیک موقعیت بهتری نسبت به هر یک از این موارد دارد. این کشور از قابلیتهای نظامی بومی پیشرفته، شبکههای منطقهای گسترده و تجربه قابل توجهی در سازگاری با فشار خارجی مداوم برخوردار است.
نشنال اینترست مینویسد، بنابراین، هدف اصلی آمریکا باید جلوگیری از تشدید تنشهای منطقهای باشد، نه دنبال کردن اهداف نظامی حداکثری. این امر مستلزم حفظ مسیرهای خروج دیپلماتیک است. متحدان خلیجفارس آن نیز دلایل قانعکنندهای برای اجتناب از مشارکت کامل در یک جنگ منطقهای بیپایان دارند که پیامدهای اقتصادی آن بهطور نامتناسبی بر دوش آنها خواهد بود.
فاکتور ۵۸ میلیارد دلاری گاوچران روی میز شیوخ!
رویترز از معامله ۵۸ میلیارد دلاری آمریکا با شیوخ خلیجفارس خبر داد؛ قراردادی تحقیرآمیز که بار دیگر نشان میدهد واشنگتن کسری موشکی خود را با شیردوشی از حکام مرتجع منطقه جبران میکند.
وابستگی بیحدوحصر و ننگین برخی حکام شیوخنشین حاشیه خلیجفارس به کاخسفید، اینروزها ابعاد خفتبارتری به خود گرفته است. خبرگزاری رویترز در گزارشی افشاگرانه پرده از یک معامله تحقیرآمیز دیگر برداشت و نوشت: «در یکی از بزرگترین قراردادهای نظامی تاریخ خاورمیانه، ایالات متحده مجوز فروش ۵۲۵۰ موشک رهگیر از نوع پاتریوت و تاد را به بحرین، کویت، قطر و امارات صادر کرده است.»؛ قراردادی هنگفت به ارزش ۵۸ میلیارد
و ۶۰۰ میلیون دلار که بار دیگر عمق وابستگی تسلیحاتی این کشورها را به نمایش میگذارد. ماجرا اما به همین کاسبی عریان ختم نمیشود. تا دیروز ترامپ در قامت یک دلال، دلارها و پولهای مفت نفتی را تحت عنوان حقالحمایه از دست این شیوخ میقاپید، اما در «جنگ تحمیلی رمضان»، مشخص شد همان موشکهایی که با سرمایه عربی خریده شده، صرفاً برای دفاع از پایگاهها و نیروهای اشغالگر آمریکایی شلیک میشوند! یعنی حکام منطقه نهتنها از جیب ملتهای خود هزینه سامانهها را میدهند، بلکه عملاً هزینه تامین امنیت سربازان آمریکایی را میپردازند که از اساس قرار بود امنیت خود این کشورها را تامین کنند.
در جریان پاسخهای موشکی و پهپادی پرقدرت جمهوری اسلامی به مبدأ متجاوزان، حکام منطقه به جای برچیدن بساط این پایگاههای شوم، رفتاری مظلومنما اتخاذ کردند. شاه بحرین که کشورش مبدأ پرواز هواپیماهای جنایتکار آمریکایی در تهاجم به مدرسه میناب و شهادت بیش از ۱۲۰ کودک بیگناه بود، عاجزانه از ایران خواست حملات را متوقف کند! اعتراف کارشناس کویتی در شبکه تلویزیونی دقیقاً عصاره این خفت است که گفت: «با وجود پرداخت باجهای میلیاردی به داماد ترامپ، هم پول دادیم و هم موشک خوردیم!»
نکته قابل توجه اینجاست که ارتش آمریکا پس از مصارف سنگین پدافندی در درگیریهای اخیر، با بحران شدید و درز اطلاعات درخصوص کمبود ذخایر استراتژیک موشکهای رهگیر مواجه شده است. حالا گزارش رویترز تایید میکند که واشنگتن قصد دارد کسری زاغههای خالیشده خود را تماماً از جیب اعراب بازسازی و تامین کند.
تحلیلگران معتقدند که واشنگتن با بهرهگیری از هراس خودساخته در منطقه، شیوخ خلیجفارس را به انبار نهائی تسلیحات خود تبدیل کرده است. در واقع این کشورها متعهد شدهاند تاوان خطاهای محاسباتی و شکستهای نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را از صندوق ذخیره ملی خود بپردازند؛ آن هم برای موشکهایی که حتی مشخص نیست در روز مبادا صرف دفاع از خاک اعراب خواهد شد یا فوراً برای حفظ امنیت تلآویو و واشنگتن بارگیری میشود.
ترامپ از «طراحی جنگی» به «طراحی داخلی» روی آورد
در پی عملیاتهای محکوم به شکست ترامپ و پس از بار شدن هزینههای گزاف نظامی، هرچه از «هزینهکرد»، بودجه و شکوه طراحی جنگ آمریکا کاسته شد به زرق و برق کاخ سفید اضافه گشت.
«امیدوارم پس از پایان دوره ترامپ به عنوان «وزیر جمعآوری طلا» به کاخ سفید بروم»؛ این عبارات طعنهآمیز، بخشی از گفتوگوی وزیر خارجه دولت «باراک اوباما» در مورد تغییراتی است که دونالد ترامپ در کاخ سفید به وجود آورده است.
ترامپ پس از ناکامی در عرصه نبرد، از «طراحی جنگی» به «طراحی داخلی» روی آورد و به «زرق و برق» کاخ سفید افزود؛ او که حزب جمهوریخواه را «فرقه» و کاخ سفید را خانه خود میداند، مدتی است که مشغول بازطراحی کاخ ریاست جمهوری آمریکا است.
«هیلاری کلینتون» در گفتوگو روز جمعه (7 آگوست 2026) با برنامه پادکست «Pivot» به مقایسه صدام حسین و دونالد ترامپ پرداخت و با انتقاد از تغییرات کاخ سفید در دوران ترامپ اظهار داشت: چیدمان «مبتذل و پرزرقوبرقِ» ترامپ، یادآور کاخهای صدام حسین، دیکتاتور عراق، است؛ جلساتی که در کاخهای صدام حسین داشتم، بسیار یادآور چیزی است که اکنون در کاخ سفید میبینیم؛ واقعاً دیوانهکننده است.
وزیر خارجه پیشین آمریکا ادامه داد: ترامپ مردی است که ذهنش به جای اینکه درگیر این باشد که «چگونه بدون آنکه مثل یک بازنده تمامعیار به نظر برسم، از ایران خارج شوم؟» معطوف به این است که «کجا میتوانم طلای بیشتری اضافه کنم؟».
کلینتون در گفتوگو با «کارا سویشر»، مجری پادکست گفت: افزودن به تزیینات و زرق و برق کاخ، بازتابی از شخصیت خودشیفته ترامپ و نیازش به احساس مهم بودن است.
وزیر خارجه پیشین آمریکا عامداً به خودشیفتگی ترامپ و مقایسه کاخ سفید و کاخ صدام اشاره کرد و پس از آن در رابطه با «باتلاق ایران» سخن گفت؛ این اظهارات کلینتون بیانگر این واقعیت است که دموکراتها، آمریکا را ناکام و ترامپ را همچون صدام در دام افتاده میبینند.
وقتی خارپشت آمریکایی تیغ کم میآورد!
ارزیابیهای اخیر رسانههای غربی از وضعیت دفاعی واشنگتن، تصویر رژیمی را ترسیم میکند که پشت ویترین پر زرق و برق نظامیاش، با بحران عمیق کمبود تسلیحات روبهرو است؛ حکایت قدرتنمایی «خارپشتی که تیغهایش ته کشیده است.»
سیانان گزارش داده معضل خالی شدن ذخایر استراتژیک به «مرحلهای خطرناک» رسیده؛ بحرانی که حتی هشدار پیش از جنگ ژنرال کین به ترامپ درباره پیامدهای تنش طولانیمدت و مصرف بیرویه مهمات برای حمایت از تلآویو و کییف نیز نتوانست مانع آن شود. افت شدید این توانمندی، سنتکام را مجبور به بازنگری در راهبردهای منطقهای و طلب پیشنهادات «خلاقانه و غیرمتعارف» برای ادامه فشار بر ایران کرده است؛ درخواستی که به اذعان ناظران، گواهی روشن بر بنبست نظامی و خارج شدن قطار جنگ از ریل محاسبات آمریکا
است.
افشای این پیامدهای خفتبار که توان مقابله واشنگتن با سایر رقبای بزرگ مانند چین و روسیه را به شدت محدود میکند، چنان ترامپ را آشفته کرده که طبق گزارش والاستریت ژورنال و واشنگتنپست، جلسه سطح بالای کمپدیوید به درگیری لفظی شدید او با پیت هگست، وزیر جنگ، و دستور فوری برای پیگیری عاملان درز اطلاعات منجر شده است. حقیقت اما پنهانشدنی نیست، خارپشت آمریکایی امروز خالیتر و عریانتر از هر زمان دیگری در برابر موشکها و پهپادهای بومی ایران قرار گرفته است.
دادههای اصلاحطلبان و طعنههای «فاکس نیوز»
«رئیسجمهور ایران از «قدرت» سخن میگوید و روزنامهها از دزدی غذا برای بقا»؛ این تصویری است که «فاکس نیوز» با استفاده از گزارشِ نشریاتِ زنجیرهای منعکس کرد.
یک روزنامه زنجیرهای نوشت: «این روزها که پولدرآوردن در این مملکت بیش از هر زمان دیگری بهمبارزه تنبهتن در قفس شیر شباهت پیدا کرده برخی افراد از سر ناچاری و فقر مطلق در فروشگاهها بهویژه فروشگاههای بزرگ مواد غذایی دست بهسرقت اقلام خوراکی میزنند».
روزنامه «جهان صنعت» چهارشنبه 14 مرداد 1405 ذیل تیتر «تقاطع فقر و بقا» گزارش داد: «کسانی ایستادند که برای سیر کردن شکمشان دست بهسرقت میزنند...گاهی فقط یک قوطی پنیر، یک بسته نان یا چند قلم خوراکی ساده»؛ فاکس نیوز با استفاده از دادههای این گزارش به سخنرانی چهارشنبه شب رئیسجمهور اشاره کرد و «احترام» و «قدرت» ایران را در مقابل «گرسنگی» و «دزدی» قرار داد؛ سپس نتیجه گرفت که حرفهای رئیسجمهور متضاد با واقعیت جامعه است.
این رسانه آمریکایی ضمن «مانور» روی دادههای این جریده و با اشاره به اینکه «ضعف اقتصادی» دستمایه ناامنی و موج سواری خواهد شد، نوشت: «تشدید ناامنی غذایی میتواند به عاملی برای آغاز دوباره تظاهرات تبدیل شود».
فروردین ماه 1403 نیز جراید زنجیرهای گزارشهایی مشابه از افزایش سرقت دادند؛ «آرمان ملی» با عنوان «افزایش سرقت از سوپرمارکتها با فقیرتر شدن مردم» نوشت: «هایپرمارکتی در خیابان مطهری هم از خسارت ماهانه ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان بابت دزدی اجناسش گلایه دارد».
این رسانه زنجیرهای در ادامه گزارش ادعا کرد: «میزان سرقت از سوپرمارکتها سال به سال افزایش داشته و از اواخر سال ۱۴۰۰ تاکنون همواره رو به افزایش بوده است».
درحالی که نشریات آمریکایی مشغول رصد شرایط ایران هستند و از کاه، کوه میسازند؛ جراید زنجیرهای دادههای لازم برای موجسواری این رسانهها را فراهم میکنند.