به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 11,054
بازدید دیروز: 17,246
بازدید هفته: 85,955
بازدید ماه: 308,139
بازدید کل: 30,718,796
افراد آنلاین: 50
تقویم و تاریخ
جمعه ، ۱۷ مهر ۱٤۰۵
Friday , 9 October 2026
الجمعة ، ۲۸ ربيع الآخر ۱٤٤۸
مهر 1405
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
۳۹۵۷ - نگاهی به نقش فرمانده کل‌قوا در جنگ 12روزه: سابقه درخشان رهبر شهید در مدیریت بحران ۱۴۰۵/۰۷/۰۷
نگاهی به نقش فرمانده کل‌قوا در جنگ 12روزه: 
  سابقه درخشان رهبر شهید در مدیریت بحران
  ۱۴۰۵/۰۷/۰۷

عزیزالله محمدی(امتدادجو)

آغاز جنگ تمام‌عیار معروف به 12روزه بر علیه ایران که با اصل غافلگیری و ایجاد شوک و بحران از سوی رژیم صهیونیستی طراحی شده بود؛ گرچه در بعضی از ابعاد، غافلگیری و شوک و بحران را به‌خصوص با ترور فرماندهان و دانشمندان ایجاد کرد- و بدیهی بود که باید ایجاد می‌شد- اما مهم‌تر و برجسته‌تر از آن، کنترل شرایط و عبور از بحران و تحمیل ضرباتی بود که از سوی ایران با مدیریت و فرماندهی شخص رهبر شهید انقلاب اسلامی و فرماندهی کل نیروهای مسلح صورت گرفت و جهانیان به آن چنین اذعان کردند: راهبرد طراحی شده اسرائیل با تدابیر حضرت آیت‌الله خامنه‌‌ای‌ و رزم جانانه رزمندگان و هوشیاری مردم به رغم چندوجهی و ترکیبی و نامتقارن بودن جنگ و حملات به شکستی مفتضحانه و دردناک و تلخ برای خود آن رژیم تبدیل شد.
در همان زمان به باور همه کارشناسان جهانی گفته می‌شد که این واقعه و حتی به مراتب خیلی کمتر از این واقعه اگر در هر کشور دیگری رخ می‌داد به یقین حاکمیت آن کشور ساقط و فرو می‌پاشید؛ اما ایران اثبات کرد که از قدرت مدیریتی و کنترل بحران بسیار منسجم و هوشمندانه‌ای برخوردار است که همگان آن را مدیون رهبر انقلاب و تدابیر هوشمندانه و افق‌دید او می‌دانند.
چندی بعد از پایان جنگ 12روزه بود که با همین عنوان «فراتر از فرماندهی و مدیریت بحران» به گوشه‌ای از ابعاد و چگونگی کنترل بحران با محوریت بررسی شخصیت رهبر شهید انقلاب اسلامی پرداختیم و با بررسی پیشینه اقدامات ایشان در طول مبارزات انقلابی و دوران دفاع‌مقدس هشت‌ساله، به علل و هستی‌شناسی این توان مدیریتی و قدرت کنترل بحران به‌طور مصداقی در نزد ایشان بر اساس تجارب متعدد رسیدیم.
در آن مطلب با نقبی به مفهوم جنگ و تبعات آن در طول تاریخ و با باز‌تعریف و روایتی ضمنی از جنگ 12روزه به عنوان مدرن‌ترین و پیچیده‌ترین جنگ مدرن و فناوری‌محور تاریخ بشر «دشمن‌شناسی»، «بهره‌گیری از امکانات و ظرفیت‌ها» و «مدیریت زمان» را از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اصول اصلی فرماندهی برشمردیم.
همچنین با ذکر مثال‌هایی از جنگ‌های حق و باطل تاریخ بشری از جمله واقعه کربلا و دفاع‌مقدس هشت‌ساله ایران مقابل رژیم بعث، به مقایسه این جنگ‌ها در چارچوب اخلاقیات و انسانیت پرداختیم و اقدامات جنایتکارانه رژیم تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در طول عمر منحوس‌شان با تکیه بر مصوب ۹دسامبر ۱۹۴۸مجمع عمومی ‌سازمان ملل متحد ذیل ماده یازده ضدبشری دیدیم. همچنین عیان شد که مسامحه و یا مصالحه و تسلیم در مقابل این دو رژیم جنایتکار که پشتوانه تفکر غربی و طمع استعماری و استثماری و میل به توسعه سرزمینی دارند؛ امری بسیار اشتباه و نابودکننده است و به قول فرمایش امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مراتب هزینه مقاومت و ایستادگی در مقابل آن‌ها از هزینه سازش کمتر است.
این شناخت و تفکر قائد شهید امت که همواره از زمان آغاز نهضت امام‌خمینی(ع) همراه با ایشان بوده، نگرشی ضد امپریالیستی و آینده‌نگرانه بر سرنوشت جامعه اسلامی و حاکمیت اسلامی براساس بصیرت دینی در طول زمان ریاست جمهوری و رهبری ایشان ایجاد و نمود عینی ساخت که تبلور این عینیت در «یقین به نصرت الهی» با «خودبسندگی» و «جهاد خودکفایی» و «مقاومت» و با «تکیه بر علم درون‌زا»، شکل عملی در ماجراهای حمله به عین‌الاسد و یا العدید و... تا جنگ 12روزه به خود گرفت.
در وجه عملی جنگ‌ها و برخوردهایی که بین ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی از هفت اکتبر 2023 به‌بعد صورت گرفته در دو طرف ماجرا یک تفکر واحد وجود دارد که هر دو طرف، آن را «جنگ وجودی و بقا» به ویژه برای رژیم صهیونیستی برمی‌شمارند.
همچنین، تفاوتی فاحش در دو طرف این جنگ وجود دارد که رژیم صهیونیستی و حتی آمریکا با تکیه بر توان نظامی، اطلاعاتی، تجهیزاتی و عملیاتی سایر کشورها از جمله ناتو و مرتجعین عرب و سایر کشورهای منطقه در این کارزار بر علیه ایران حضور دارند؛ اما ایران به تنهایی و با استقلال وجودی در همه ابعاد و با اعتماد به‌نفسی حاکی از اعتقادات و اعتماد به داشته‌های خود در حوزه‌های مختلف تجهیزاتی، تسلیحاتی، اجتماعی، سیاسی و... ظاهر شده است.
این تفاوت مواجه دو طرف با ظرفیت‌های عِده‌ای و عُده‌ای حتی می‌تواند بازگوکننده نوع دیگری از جنگ جهانی با عنوان جنگ جهانی سوم باشد؛ که به رغم جنگ‌های جهانی اول و دوم که دو گروه از کشورها در مقابل هم بودند؛ اما این‌بار ظرفیت جهان سلطه و استعمار و استثمار غربی و عبری با همراهی برخی کشورهای عربی منطقه در مقابل ایران و جبهه مقاومت ایستاده است.
شکست ابهت آمریکا
پیش از این اشاره داشتیم که یک سؤال بسیار اساسی و پاسخ تعیین‌کننده، این است که در جهانی که بعد از جنگ‌ جهانی دوم هیچ ابرقدرت و قدرتی در جهان حتی یک تیر به سمت آمریکا شلیک نکرده است؛ چگونه شد که ایران اقدام به کارزار مستقیم و دست به تقابل آتش با آمریکا برد؟! در حالی‌که جمع کشورهای عربی از عهده رژیم صهیونیستی در جنگ شش‌روزه بر نیامدند؛ اما ایران حیفا و تل‌آویو را به تنهایی به آتش می‌کشد؟ و این دو در حالی به وقوع می‌پیوندند که در سال‌های گذشته و در جنگ‌های برساخته آمریکا در منطقه، ایران با تدابیر رهبر شهید انقلاب از هرگونه ایجاد تنش و جنگ پرهیز داشت و خود را در تله‌های ایجاد تنش و جنگ‌افروزی آمریکا دچار نمی‌کرد.
شجاعت، فرماندهی، تدبیر، زمان‌شناسی، ظرفیت‌شناسی، دشمن‌شناسی، موقعیت‌سنجی، آینده‌نگری و... مؤلفه‌های رفتاری رهبر شهید در هر دو موقعیت کنترل تنش و ایجاد جنگ در گذشته و به هنگام ورود به جنگ تمام‌عیار و وارد ساختن ضربات مهلک به آمریکا و اسرائیل در مقطع کنونی بودند که به منظور عبور از بحران به‌کار گرفته شدند.
یاد‌آور می‌شویم که در خلال جنگ 12روزه، امیر، احمد‌رضا پوردستان، رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات راهبردی ارتش در برنامه‌ای در میان جمعی از دانشجویان گفت: «صادقانه ‌می‌گویم، ما در جنگ 12روزه هنگ کردیم و دچار شوک شدیم؛ رهبر انقلاب ما را بیدار کرد» این جمله را نباید ساده‌انگارانه و به عنوان یک جمله برای پر کردن زمان جلسه دید. امیر پوردستان، با سوابق طولانی که از دوره دفاع مقدس و سطوح مختلف فرماندهی دارد و به عنوان یک استراتژیست نظامی شناخته ‌می‌شود؛ این نکته را بیان کرده است.
خیال خام رژیم صهیونیستی
باید قبول کنیم که صبح جمعه 23 تیر 1405 عجیب‌ترین و غیرقابل‌باورترین روز بود که بعد از دوره هشت‌سال دفاع ‌مقدس و بعد از شهادت حاج‌قاسم و شهادت شهید رئیسی برای مردم ایران به وجود آمد، به طوری که ‌می‌توانیم بگوییم که تمام طول دوران هشت سال نیز به اندازه این روز غیرقابل‌باور و شوک‌آور نبود و حتی اتفاق‌های خاصی مثل رحلت امام(ره) نیز چنین مردم را در بهت و شوک و بلاتکلیفی نبرده بود؛ چون آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله در فرآیندی شکل گرفت که تحولات مرزی و اظهارنظرهای سیاسی صدام بازگوکننده آن بود و به صورت تدریجی شکل گرفت؛ اما این بار ماجرا فرق ‌می‌کرد و ابعاد جنگی آشکار شد که در تمام طول تاریخ بی‌سابقه و بی‌نظیر بود و ‌می‌توانیم آن را تهاجم گسترده «بحران» و«شوک» بنامیم که رژیم صهیونیستی با توحش تمام دست به خلق آن علیه ایران زد و سیل گسترده ایجاد بحران را -که در بستر زمان همیشه مرتکب ‌می‌شد را این‌بار- به یکباره و در یک زمان فشرده چندساعته به وجود آورد که ‌می‌تواند تاب‌وتوان هر کشور قدرتمند و حاکمیت پرتوان را برهم بزند.
در این عملیات رژیم صهیونیستی گسترده‌ترین، بی‌نظیرترین و بدیع‌ترین عملیات نظامی را به صورت ترکیبی، چندوجهی و نامتقارن و نامتوازن در ابعاد مختلف علیه ایران به‌کار گرفت تا در عرض چند ساعت جمهوری اسلامی تسلیم و حاکمیت آن فروبپاشد.
اساس این عملیات نظامی اجرای غافلگیری و استفاده از زمان شوک بود که سوابق رژیم صهیونیستی در جنگ‌های قبلی از جمله جنگ با اعراب و جنگ موسوم به جنگ شش‌روزه نیز چنین کرده بود و این تاکتیک بارها برای این رژیم در جنگ‌های که هر چند سال یک بار داشته همراه با دستاوردهای بزرگ بوده است.
از منظر محاسبات رژیم صهیونیستی، روی کاغذ همه‌چیز برنامه‌ریزی شده، صحیح و دقیق بود؛ جز، دو چیز. 1- الطاف الهی که دل‌های مردم را به هم نزدیک و روحیه ملی را تقویت کرد. 2- تدابیر و قدرت رهبری و فرماندهی کل قوا در مواجهه با بحران به وجود آمده که طی آن، علاوه بر حمله به توان و زیرساخت‌های دفاعی و پدافندی، فرماندهان اصلی و مؤثر نظامی مورد ترور قرار گرفتند تا با فلج شدن شبکه کنترل فرماندهی، عملا عرصه برای هرگونه اقدامات بعدی رژیم صهیونیستی آماده و مهیا باشد.
ایران جهان را در حیرت فرو برد
برآوردهای کارشناسی ساعات اولیه در سرتاسر جهان حاکی از آن بود که کار ایران و جمهوری اسلامی ایران تمام شده است و رژیم صهیونیستی هم بر اساس سناریوهای طراحی شده خودش، بنا را بر اصل غافلگیری و ایجاد شوک و استفاده از بستر شوک برای اقدامات بعدی گذاشته بود تا همانند سوریه و لبنان تمام ساختار نظامی و دفاعی را با حملات بی‌وقفه در فاصله زمانی بسیار کوتاه از بین ببرد؛ اما باید پرسید که چرا رژیم صهیونیستی که تقریبا در عملیات‌های نظامی به همه جزئیات و عوامل مؤثر دقت‌ نظر خاص مبتنی بر اطلاعات عمیق و دقیق دارد؛ دچار چنین خطایی شد که در نهایت خودش پیشنهاد توقف جنگ را ارائه داد؟
الگوریتم و مدل ثابت رفتاری ایران طی چند سال گذشته بعد از اتفاقاتی که منجر به عملیات‌های وعده صادق یک و دو و همین‌طور شهادت سیدابراهیم رئیسی و یا موارد دیگر بود؛ بازگوکننده آن بود که ایران در چنین مواقعی ابتدا به شوک و سپس به سوگواری و بعد از آن با صبر استراتژیک به صورت تعدیل شده و با عقلانیت حاکم بر صرف کمتر هزینه و با کنترل و مدیریت اقدام ‌می‌کند.
رژیم صهیونیستی در برآوردهای خودش به این نتیجه رسیده بود که ایران مطابق معمول این‌بار هم بعد از شهادت فرماندهان ارشد و تأثیرگذار نظامی خود، حتما ابتدا به سوگواری و سپس تشیع و تدفین خواهد پرداخت و بعد از پایان عزای عمومی اقدامی را متناسب با صبر و کنترل صحنه نبرد انجام خواهد داد و تا این مراحل طی شود؛ او بهترین و دست‌نیافتنی‌ترین فرصت و مجال را دارد تا سایر برنامه‌های خود را در شکل ترکیبی و چندوجهی به پیش ببرد.
تا ساعت حدود 9:30 صبح روز اول جنگ نیز دقیقا همین برنامه پیش ‌می‌رفت؛ در حالی‌که سامانه‌های راداری نیز هک شده بود و رژیم صهیونیستی به هر هدفی که ‌می‌خواست از فرودگاه ها، نقاط حساس و شهرهای موشکی تهاجم هوایی داشت و توأمان عوامل میدانی اجیر شده در سطح شهرها نیز با ریزپرنده‌ها و دوش‌پرتاب‌ها، سایر اهداف را مورد هجوم و اصابت قرار ‌می‌دادند؛ تا به‌طور کامل، نیروهای نظامی مختل و قدرت تصمیم‌گیری در سطح کلان شبکه فرماندهی ساقط شود که این یعنی، دقیقا ایجاد بحران وسیع‌تر در سطوح و حوزه‌های مختلف و بهره‌برداری از فضای شوک به‌وجود آمده است.
بازیابی توان رزم در کمترین زمان
تلویزیون به طور معمول و حتی ویژه‌تر نوار مشکی بر گوشه قاب نمایشی خود زده بود و ظاهر برنامه‌های در حال پخش و حتی بخش‌های خبری شبکه خبر و زیرنویس‌های سایر شبکه‌ها در حالی که فضای مجازی در تب و تاب تبادل اخبار و در التهاب عجیبی قرار داشت؛ گویای این بود که همان طی مراحل سوگواری و مابقی ماجراها و مراسماتی که در موارد قبلی وجود داشته این بار نیز در حال تکرار است و تداوم این کار، عملا یعنی ایجاد فرصت برای رژیم صهیونیستی تا بخواهد به ادامه ماجراجویی‌های خود بپردازد.
اما ناگهان همه چیز تغییر کرد! تلویزیون نوار مشکی را برداشت و گزارش‌های رسانه‌‌ای‌ حاکی از این بود که مردم به طور جدی پاسخ ایران به این رژیم گستاخ را ‌می‌خواهند که با این حجم از مطالبه عمومی برای انتقام از اسرائیل، عملا حاکمیت علاوه‌ بر تصمیم باید پاسخگوی مطالبه مردم نیز ‌می‌شد و به این طریق حاکمیت و مردم همسو با‌هم به یک هدف و موضوع بر اساس منافع ملی، میهن‌دوستی، عزت و اقتدار ‌می‌اندیشیدند و به خلق حماسه‌‌ای‌ بزرگ.
ساعتی بعد و قبل از اذان ظهر و مشخص شدن قطعی اسامی و تعداد شهدای تهاجم تروریستی که شبانه صورت گرفته بود؛ خبری متفاوت تا حدودی دل‌ها را قرص و آرامش را به جامعه بازگرداند.
خبر حاکی از این بود که فرمانده کل قوا بلافاصله جایگزین تمام فرماندهان شهید را انتخاب و معرفی کرده است که در رأس این انتخاب‌ها تحول بزرگی وجود داشت و برای اولین‌بار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل ستادکل نیروهای مسلح، عنوان «رئیس ستادکل نیروهای مسلح» به یک ارتشی سپرده شد و به طور عملی امیر، سید عبدالرحیم موسوی به ریاست ستادکل نیروهای مسلح منصوب شد و در ذیل آن، فرمانده سپاه و سایر فرماندهان در هوافضای سپاه و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء نیز منصوب شدند تا سلسله مراتب فرماندهی و سر شبکه آن خالی از قدرت فرماندهی نباشد. این تغییر رویکرد و حضور یک ارتشی در راس ستادکل نیروهای مسلح اقدامی چندوجهی در آن مقطع زمانی از سوی رهبر انقلاب بود که در قالب یک تاکتیک کنترل وضعیت و مدیریت بحران براساس ظرفیت‌های موجود شکل گرفت و پیامی روشن و شفاف برای دشمن صادر شد. به طور مسلم به دلیل اهمیت و ارزش و تأثیر وجوه این اقدام در فرصتی دیگر و به طور مفصل به بررسی و بازخوانی آن در مطلبی مجزا خواهیم پرداخت.
تزریق روحیه به جامعه با تدابیر رهبر شهید
انتخاب فرماندهان جدید نیز باتوجه به شخصیت و جایگاه و نگرش این افراد از سوی آیت‌الله خامنه‌‌ای‌ حائز نکات و پیام‌هایی هم به داخل، و هم به بیرون از مرزها بود که سریعا بیانیه‌های لازم برای آگاهی عموم صادر و اقدامات عملی در پی آن آغاز شد و هم‌زمان رسانه‌ها به طور مرتب از سوی مردم خواستار پاسخ کوبنده به رژیم صهیونیستی بودند؛ اما هر عقل سلیم و کارشناس امور نظامی در جهان این را ‌می‌دانست که با توجه به وقایع صورت گرفته، احتمالا امکان پاسخ به این زودی نمی‌تواند وجود داشته باشد.
عصر همان روز به رغم پیش‌بینی‌های کارشناسان در سرتاسر دنیا و در داخل سرزمین‌های اشغالی، ایران به صورتی کاملا کوبنده و در حجمی زیاد، آغاز عملیات «وعده صادق3» را اعلام کرد و به موشک‌باران اهداف تعیین شده پس از عبور از حدود 12لایه پدافندی بازگو شده و معلوم پرداخت که تعجب و غافلگیری بزرگی را برای جهانیان رقم زد.
موجی از خوشحالی و انگیزه و روحیه در کمتر از حدود 17ساعت با وجود آن حجم از شوک و ناراحتی که وارد شده بود؛ ایران و سایر ملت‌های آزاده منطقه و جهان‌ را فراگرفت طوری که مردم حتی در اروپا و سایر کشورها به ایرانیان ساکن این کشورها تبریک ‌می‌گفتند و نگارنده شاهد چند مورد به طور خاص هستم که دوستان ساکن در این کشورها با بنده تماس گرفتند و پاسخ کوبنده ایران را تبرک گفتند.
جنگ بعد از 11 روز دیگر به صورت کاملا کوبنده و هدفمند از سوی دو طرف پیگیری شد و اسرائیل در نهایت با واسطه‌تراشی آمریکا برای ورود به جنگ و نیز برای خروج از جنگ با شرح وقایعی که نیاز به بازگوی آن در این مجال نیست درخواست آتش‌بس داد و جنگ علی‌الظاهر در یکی از وجوه چندوجهی آن، یعنی در «بعد نظامی» متوقف گردید؛ اما آنچه باقی ماند فارغ از نتایجی که قابل بررسی تحت عنوان پیروزی و یا شکست است؛ نوع «مدیریت بحرانی» بود که ایجاد شده بود و ایران توانست از این بحران و شوک وارده با سربلندی و پیروزی خارج شود.
مدیریت هوشمندانه، مدبرانه و تأثیرگذار این وضعیت را که امکان خروج از آن را لااقل در روزهای اول کسی پیش‌بینی ‌نمی‌کرد؛ رهبر شهید انقلاب اسلامی برعهده داشت که همین نوع مدیریت نه تنها وفاق و انسجام اجتماعی و بازگشت گروه‌های خاکستری به دامن انقلاب اسلام را رقم زد؛ بلکه به طرف مقابل یعنی رژیم صهیونیستی شوک متقابل وارد کرد و کارشناسان برجسته نظامی و اجتماعی و سیاسی را نیز در غرب و سایر نقاط جهان در بهت و حیرت فرو برد.
سابقه درخشان رهبر شهید در مدیریت بحران
به‌طور قطع براساس سوابق و موارد بی‌شماری که در نوع مواجهه‌های موضوعی نسبت به مدیریت بحران یا پیش‌بینی از وضعیت‌های ممکن تاکنون وجود داشته، چگونگی این مدیریت بحران را اگر کسی جز آیت‌الله خامنه‌‌ای‌ برعهده داشت؛ با کیفیتی بسیار متفاوت به اجرا در ‌می‌آمد؛ اما این اتکاء به خدا، نگرش، شخصیت و تجربه و درایت ایشان بود که با کوله‌باری از تجربه از سال‌های جوانی و مراحل مبارزاتی با رژیم طاغوت شاهنشاهی و دوره 2ساله اول انقلاب و دوره جنگ هشت‌ساله و دوره فتنه‌های رنگی و مخملی و مهسایی و بنزینی و... توانست شکست را بر دشمن تحمیل کند.
تجربه‌های بی‌شمار رهبر انقلاب اسلامی در طول تحولات و وقایع چهل‌و‌پنج ساله انقلاب اسلامی و دوران مبارزات انقلابی، باعث شد که او حتی با وجود شکل‌گیری جنگی چندوجهی و ترکیبی، باز هم با مدیریتی صحیح و تأثیرگذار و نتیجه‌بخش بتواند وضعیت را ابتدا کنترل و سپس به سمتی معین هدایت کند.
او از اوان جوانی و هم‌زمان با آغاز نهضت حضرت امام(ره) با توجه به نگاه خاصی که به موضوع دین و اسلام و ظلم‌ستیزی داشت به طور عملی یک مبارز بود که توجه خاصی نیز به نگاه تشکیلاتی از همان موقع داشت و وقتی هم که با حضرت امام(ره) بیشتر آشنا شد و در حلقه شاگردان ایشان درآمد؛ در تمام مدت تا پیروزی انقلاب اسلامی که شش بار دستگیر و به بازداشتگاه و زندان افتاد و تبعیدها را دید و لمس کرد؛ همواره سعی ‌می‌کرد با کنترل شرایط و وضعیت، طوری به پیش برود که نه‌تنها در مسیر تعیین شده خود قرار داشته باشد؛ بلکه محیط و اطراف و اشخاص پیرامونی را نیز در مواقع حساس بتواند کنترل و هدایت کند.
حضور در شورای مرکزی انقلاب اسلامی و کمیته فرهنگی این شورا و ستاد استقبال از امام(ره) او را در مراحلی قرار داد که بازهم باید برای وقایع حساس آن دوران تصمیمات مدیریتی اتخاذ ‌می‌کرد و همین عامل بسیار مؤثر بر فرایند پیروزی انقلاب اسلامی در کنار سایر موارد و مؤلفه‌ها بود؛ اما آنچه مسلم است توجه امام و شورای مرکزی انقلاب به ایشان به عنوان یک عنصر تأثیرگذار انقلابی و فرهنگی در بسیاری از موارد خاص، گره‌گشا و نتیجه‌بخش بوده که مثال‌های متعددی برای آن وجود دارد.
تجربیاتی گرانبها از سال‌های نخست انقلاب
2 سال اول پیروزی انقلاب که همراه با چالش‌های کمر‌شکن برای هر کشور و یا حاکمیت ‌می‌تواند باشد؛ دامن ایران و انقلاب اسلامی را 
فرا گرفت که ابتدای آن مباحثی چون انحلال ارتش و یا خروج آمریکایی‌ها و یا فروش هواپیماهای جنگنده بود که او تحت عنوان نماینده امام در ارتش و عضو شورای مرکزی انقلاب در هرکدام از این بحران‌های جدی امنیتی و حاکمیتی بی‌واسطه و مستقیم آنچنان نقش مدیریتی و یا کارشناسی ایفا کرد که آثار آن را تا سال‌های سال و حتی امروز هم بعد از حدود 45 سال ‌می‌توانیم احساس کرده و مشاهده کنیم؛ گرچه او هیچ‌گاه نظامی نبوده و دوره‌های نظامی را پیش از این ندیده بود.
نگاه او به موضوعات امنیتی و نظامی، چنان با اصول حرفه‌‌ای‌ و دینی سازگار بود که سپهبد قرنی به او پیشنهاد اعطای درجه سرهنگی ‌می‌دهد و یا بعدها در جریان روزهای آغازین جنگ در کنار دکتر چمران مسئولیت امور خاصی از ستاد جنگ‌های نامنظم را برعهده ‌می‌گیرد و حاج‌قاسم با دو دست به سینه به او احترام ‌می‌گذارد.
واکاوی هرکدام از این موارد ‌می‌تواند به شناخت ویژگی خاصی که او دارد یعنی «مدیریت بحران» کمک کند و مضاف بر آن موارد در همین ایام سال‌های آغازین حاکمیت جمهوری اسلامی، ماجراهای کش‌مکش‌های سیاسی و یا تجزیه‌طلبی‌ گروهک‌های خاص و یا جریانات ترور موضوعاتی بودند که باز هم نیاز به مدیریت بحران داشتند و در تمام این وقایع او با عناوین مختلف در مقابل این حجم از بحران‌ها ایستاد و قطار انقلاب را هرکجا که احساس ‌می‌شد دچار ضعف یا اشکال و یا محدویت و موانع شده است به پیش برد؛ تا به آنجائیکه خناسان چشم طمع به جان او دوختند و خود او را جزء اولین اهداف ترور قرار دادند.
روز آغاز جنگ در 31 شهریور 1359 یک روز خاص و نیاز به مدیریت بحران داشت که حضرت آیت‌الله خامنه‌‌ای‌ به‌عنوان نماینده مجلس و نماینده امام در شورای عالی دفاع در آن روزگار نیز نقش بی‌بدیل و تاریخی را ایفا کردند. بماند که پیش‌‌از این، یعنی در 18تیر نیز ماجراهای کودتای نقاب در ارتش به وجود آمده بود و هنوز جامعه متاثر از آن علیه ارتش بود و باز هم وجود او حتی مانع از شکل‌گیری این کودتا شد که پژوهشگران و خوانندگان را مجددا دعوت ‌می‌کنم تا ماجرای آن خلبانی که کودتا را به آقای خامنه‌‌ای‌ در شب قبل از انجام آن خبر داد مطالعه کنند.
31 شهریور 1359 روز بسیار حساس و تعیین‌کننده برای مردم ایران و حاکمیت نوپای جمهوری اسلامی بود؛ فرودگاه‌ها مورد اصابت قرار گرفته بودند و آنچه از ماه‌ها پیش از طرف بعضی از فرماندهان ارتش گفته شده بود به وقوع پیوست و صدام بعد از پاره‌کردن قرار‌داد 1975 الجزایر عملا جنگ با ایران را با تعیین اهداف و مدت‌زمان آغاز کرد.
دانشگاهی به نام 8سال دفاع مقدس
ایران در زمینه جنگ در چنین وسعتی و با این شکل صاحب تجربه نبود. کش‌مکش‌های سیاسی در شدیدترین حالت ممکن قرار داشت. گروهک‌های جدایی‌طلب فرصت را غنیمت شمرده و اقدامات مسلحانه زیادی داشتند. کودتای نقاب تازه کشف شده بود و مردم اعتماد خودشان را از دست داده بودند. ارتش بعد از پاکسازی‌های اولیه و بعد از پیروزی انقلاب، آن سازمان لازم را برای جنگ همه‌جانبه با یک کشور کاملا مسلح و دارای برنامه نداشت.
اما آنچه که به وقوع پیوست خروجی جلسه شورای عالی امنیت پس از نشست در اتاق جنگ بود که بیانیه‌ای را آیت‌الله خامنه‌ای بعد از طرح مسئله آرامش اجتماعی به پیشنهاد اعضاء خودش ‌می‌نویسد و خودش آن را در مقابل خبرنگاران قرائت ‌می‌کند.
متن این بیانیه آنچنان دارای ابعاد روانشناسی، جامعه‌شناسی، رجز خوانی، زمان‌شناسی، دشمن‌شناسی، آینده‌نگری و... است که ‌می‌تواند به عنوان یک سرفصل درسی «مدیریت بحران» در دانشگاه‌ها تدریس شود؛ اما متاسفانه تاکنون به آن پرداخته نشده است.
انطباق و مقایسه متن این بیانیه که حدود 45 سال پیش نگارش و قرائت شده را ‌می‌توانیم با همین بیانیه روز اول جنگ 12روزه که توسط ارتش صادر شد انجام بدهیم که کلمه به کلمه و جمله به جمله با آن بیانیه شهریور 59 نگارش شده توسط آیت‌ا... خامنه‌ای یکسان است و در کمال ناباوری باید گفت که بیانیه صادر شده ارتش درواقع همان بیانیه با اندک تغییر در بعضی از افعال بود.
ضمن اینکه نمی‌توانیم این کار ارتش را ارزشگذاری کنیم که آیا این کار خوب بوده و یا بد، اما آنچه قابل تامل است این است که یک بیانیه‌‌ای‌‌که 45سال پیش صادر شده آنچنان دارای ابعاد همه‌شمول و جامع‌الاطراف نسبت به موضوع جنگ است که حتی بعد از چهل‌و‌پنج سال دیگر نیز هنوز قابل استفاده و به‌روز است و کسی که این بیانیه را در زمانی که باید مدیریت بحران در سال 59 انجام می‌شد را به رغم حضور خیلی از بزرگان و نظامیان و سیاسیون دیگر نوشته است، امروز در میدان نبرد و در مقام فرماندهی کل قوا قرار دارد که تسلط کامل به موضوعات پیش آمده دارد و لحظه‌لحظه بحران شکل گرفته را مدیریت و آن را خنثی ‌می‌کند.