خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۷/۰۸

خروج نمایشی آمریکا از عراق تیم جاسوسی، ترور و گروهی از نظامیان باقی ماندند!
پنتاگون هم رسما خروج نظامیان آمریکا از عراق را اعلام کرد اما در عین حال گزارشهای رسمی هست که میگویند، تیمهای اطلاعاتی، ترور و بخشی از نظامیان آمریکایی در این کشور باقی ماندهاند! همین عقبنشینی نیز بیش از اینکه حاصل توافق با بغداد باشد، نتیجه فشار مقاومت و ضربات سهمگین ایران به نظامیان و پایگاههای آمریکایی است که ترامپ، بازسازی آنها را مقرون به صرفه
نمیبیند.
مقام وزارت جنگ آمریکا بامداد چهارشنبه رسما اعلام کرد که واشنگتن پس از حدود دو دهه، عملیات نظامی خود در عراق را پایان داد. اما آن طور که والاستریت ژورنال به نقل از مقامات پنتاگون نوشته است، آمریکا قابلیتهای اطلاعاتی و شناسایی قابل استفاده در داخل عراق را حفظ کرده و «تعدادی سامانه پدافندی بههمراه تفنگداران برای محافظت از اماکن و هیئتهای دیپلماتیک» باقی گذاشته است. سامانه پاتریوت مستقر در نزدیکی اربیل به رغم التماس کُردهای مسلح و تجزیهطلب خارج شده، اما این عقبنشینی به معنای ترک کامل صحنه نیست.کتائب حزبالله عراق، عصر دیروز و ساعاتی پس از اعلام خروج رسمی نظامیان آمریکایی خبر داد که پروازهای شناسایی، جاسوسی و جنگندههای متجاوز آمریکایی هنوز در آسمان عراق ادامه دارد و بخش اطلاعات كتائب حزبالله، این تحرکات را مستند کرده است.
دولت عراق اما دیروز، اعلام کرد نیروهای آمریکایی امروز آخرین پایگاهها را همزمان با پایان مهلت مأموریت ائتلاف ترک میکنند و کشور وارد و تعطیلات و جشن چهار روزه «روزهای حاکمیت» میشود. با این حال، بیانیه مشترک سپتامبر ۲۰۲۴ خروج را به دو مرحله تقسیم کرده بود: پایان مأموریت نظامی داخل عراق تا پایان سپتامبر ۲۰۲۵ و تداوم حمایت از عملیات علیه داعش در سوریه تا سپتامبر ۲۰۲۶ (ماه جاری) از طریق پایگاه هوائی اربیل. خبر دیگری که ذکر آن بیحاصل نیست آن که دیروز همزمان با اعلام خبر خروج ائتلاف، مقتدی صدر انحلال تیپ «الیوم الموعود» را اعلام و تاکید کرد «جیش امام مهدی(عج)» نیز به «مؤسسه انصارالمهدی» تبدیل خواهد شد.
ضربات ایران و فشار مقاومت
همانطور که بالا اشاره شد، خروج هرچند نصفه و نیمه نیروهای آمریکایی از عراق بیش از آنکه نتیجه توافق امنیتی با بغداد باشد، پیامد ضربات موشکی و پهپادی ایران و خسارات انسانی و مالی واردشده بر مواضع آمریکاییها در منطقه است. حضور نظامی آمریکا که در اوج سال ۲۰۰۷ از ۱۷۰ هزار نفر فراتر رفته بود، در سالهای اخیر به حدود ۲۵۰۰ سرباز کاهش یافته و اکنون بخش عمده آن به اردن و کشورهای دیگر منطقه منتقل میشود. تجهیزات پدافند هوائی نیز تخلیه میشوند؛ تجهیزاتی که آمریکاییها مدعی بودند در رهگیری موشکها و پهپادهای ایرانی نقش داشتهاند، در حالی که نیروهای مسلح ایران بارها مواضع آنها را هدف قرار دادهاند. این عقبنشینی در عمل پاسخی اجباری به هزینههای سنگین حضور نظامی است، نه نشانهای از احترام به حاکمیت عراق.
دو دهه حضور نظامی آمریکا در عراق به کشته شدن صدها هزار غیرنظامی عراقی، هزاران سرباز آمریکایی و هزینهای بیش از
۲۸۰۰ میلیارد دلار برای مالیاتدهندگان آمریکایی منجر شده است. طبق گزارشها، در این جنگ بیش از ۲۰ ساله حدود ۴۵۰۰ آمریکایی نیز کشته شدهاند. این آمار تنها بخشی از تبعات تهاجم ۲۰۰۳ است که با ادعای مبارزه با تروریسم آغاز شد، اما در عمل ساختار سیاسی و امنیتی عراق را به ابزار نفوذ خارجی تبدیل کرد. خروج فعلی در واقع پایان یک مرحله از همان پروژهای است که پس از عقبنشینی ۲۰۱۱ بار دیگر با احیای داعش در ۲۰۱۴ از سر گرفته شد.
دست غارتگری کوتاه نشده است
با وجود عقبنشینی نظامی، آمریکا همچنان عملاً کنترل درآمدهای دلاری حاصل از فروش نفت عراق را که از زمان تهاجم ۲۰۰۳ برقرار است، در دست دارد. پس از اشغال، ائتلاف موقت به رهبری آمریکا «صندوق توسعه عراق» را ایجاد کرد که درآمدهای نفتی در بانک فدرال رزرو نیویورک سپردهگذاری میشد. این سازوکار تا امروز ادامه دارد و نفت که حدود ۹۰ درصد بودجه دولت عراق را تشکیل میدهد، به واشنگتن نفوذی استثنایی بر ثبات اقتصادی و سیاسی بغداد میبخشد. در سال ۲۰۲۰ وقتی دولت عراق خواستار خروج نیروهای آمریکایی شد، گزارشهایی از تهدید محرومکردن عراق از دسترسی به این وجوه منتشر شد و بغداد را وادار به عقبنشینی کرد. در اوایل ۲۰۲۵ نیز تحت فشار آمریکا برای مبارزه با آنچه «قاچاق دلار به نهادهای تحت تحریم» خوانده میشد، عراق به سیستم مزایدههای ارزی پایان داد. این وابستگی مالی، ابزار پایدار مداخله اقتصادی و سیاسی آمریکا باقی مانده است.
همه احتمالات مطرح است
رئیس شورای سیاسی جنبش نجبای عراق، علی الاسدی، تصمیم مقامات عراقی برای ممانعت از فرود هواپیماهای ایرانی را تأسفبرانگیز و نشانه تسلیم در برابر قلدری آمریکا دانست و تأکید کرد عراق نباید در برابر تصمیم غیرمسئولانه واشنگتن در امور داخلیاش تسلیم شود. وی هشدار داد در غیر این صورت شاهد تحرکات مردمی برای اعمال فشار خواهیم بود و گزینههای مردمی وزن بیشتری دارند. الاسدی تصریح کرد حاکمیت یعنی استقلال مطلق در تصمیمگیریهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی و فرستاده آمریکا نباید در این حوزهها دخالت کند. او درباره سلاح نیز گفت اصطلاح انحصار سلاح نادرست است و باید از ساماندهی سلاح سخن گفت؛ مشکل اصلی عراق فساد است و شرط تحویل سلاح به پایان اشغالگری آمریکا و خروج نیروهای خارجی از جمله ترکها گره خورده است. الاسدی افزود جنبش نجبا اطلاعاتی دارد که نشان میدهد تیمی با حضور عراقیها و نظارت مستقیم آمریکاییها برای اجرای ترورها و فتنهانگیزی تشکیل شده تا نسخه جدیدی از شرکت بدنام بلکواتر را جبران خروج نظامیان کند. چندین تلاش برای ایجاد درگیریهای داخلی به بهانه سلاح مقاومت و تحریک عناصر داعش که از سوی آمریکا اداره میشد، خنثی شده است. وی تأکید کرد سر سوزنی به آمریکاییها اعتماد نداریم، زیرا به وعدههایشان احترام نمیگذارند.
چطور است که مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نسبت به کوچکترین تحرکات نظامی در اطراف نیروگاههای اوکراین حساسیت نشان میدهد، اما وقتی پای تخریب تأسیسات هستهای ایران یا ترور دانشمندان برجسته ایرانی به میان میآید، کور و کر میشود؟!
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی بامداد چهارشنبه (۸ مهرماه) در گفتوگو با شبکه «ریانووستی» مدعی شد که این سازمان آماده است تا فوراً بازرسان خود را برای ازسرگیری فعالیت به ایران بفرستد.
وی در پاسخ به سؤالی در مورد زمان احتمالی از سرگیری کامل کار متخصصان آژانس اتمی در ایران گفت: «فوراً- اگر از ما خواسته شود، حتی فردا.» گروسی در پاسخ به اینکه این موضوع چقدر واقعبینانه است، تاکید کرد: «ما دقیقاً میدانیم کجا برویم و چه کار کنیم. اینها فقط حرف نیستند: ما واقعاً این توانایی را داریم. تیمهای ما آمادهاند تا فوراً عازم شوند.»
این حجم از شتابزدگی و اشتیاق عجیب گروسی برای گسیل داشتن بازرسان به تهران، درست روی دیگر سکه لال شدن او در برابر تجاوزات جنایتکارانه به تأسیسات هستهای ایران است. مدیرکل آژانس که اینروزها خود را به ابزار مستقیم پیشبرد سیاستهای دیکتهشده آمریکا و غرب بدل کرده تا وفاداری کاملش را به صاحبان قدرت اثبات کند، حتی از صدور یک بیانیه ساده در محکومیت حملات نظامی به تأسیسات تحت پادمان ایران دریغ ورزید.
چطور است که آقای مدیرکل نسبت به کوچکترین تحرکات نظامی در اطراف نیروگاههای اوکراین حساسیت نشان میدهد، اما وقتی پای تخریب تأسیسات هستهای ایران یا ترور دانشمندان برجسته ایرانی به میان میآید، کور و کر میشود؟
امروز استاندارد دوگانه آژانس به رسوایی بزرگ سیاسی تبدیل شده است. رژیم صهیونیستی به عنوان تنها دارنده کلاهکهای اتمی در منطقه، هرگز به NPT نپیوسته و هیچ بازرسی از تاسیساتش صورت نمیگیرد؛ امری که به قول رئیسجمهور پزشکیان نشان میدهد معادله غرب ساده است: «بمب اتم در اسرائیل، بازرسان آژانس در ایران!» ایران به عنوان عضو مسئولیتپذیر NPT تحت شدیدترین بازرسیهای تاریخ قرار میگیرد، به بهانههای واهی تحریم میشود، هدف حمله نظامی قرار میگیرد و پروندهاش به شورای امنیت میرود، اما در مقابل، آژانس حتی گرای حملات و اطلاعات دانشمندان ما را در اختیار تروریستها میگذارد.
تهران پیش از دو جنگ اخیر رسماً خواسته بود «ممنوعیت حمله به سایتهای هستهای» در دستور کار قرار گیرد. پاسخ ایران در عدم اجازه بازرسی به سایتهای آسیبدیده، حداقل واکنش طبیعی به این چرخه خبیثانه (حمله، سکوت، بازرسی، قطعنامه) است.
بازی یکطرفه آژانس
بیاعتباری استقلال آژانس دقیقاً در همین نقطه به اوج میرسد؛ تمام مراکزی که اخیراً هدف تجاوزات نظامی قرار گرفتهاند، پیشتر در آژانس ثبت شده و بهطور مداوم زیر ذرهبین بازرسان بودهاند. عدم واکنش و حتی دریغ از یک محکومیت ساده از سوی آژانس، صلاحیت فنی و استقلال ادعایی این سازمان را رسماً زیر سؤال برده است.
در شرایطی که ایران بر اساس پادمان، اجازه بازرسی از مراکز آسیبندیده را داده است، وضعیت سایتهای هدف قرارگرفته تابع قانون مصوب مجلس شورای اسلامی خواهد بود. آژانس ابتدا باید تکلیف خود را با امنیت سایتها روشن کند و پاسخ دهد که طبق کدام پروتکل بینالمللی، مراکزی که مورد حمله نظامی قرار میگیرند باید بلافاصله بازرسی شوند؟!
حقیقت آشکار این است که آژانس هیچ پروتکلی برای این وضع ندارد و سکوت اختیار کرده، اما تحت فشار واشنگتن و تلآویو اصرار دارد وارد مراکز تخریبشده شود. این فشارها هدفی جز «ارزیابی خسارت و سنجش میزان موفقیت عملیات نظامی اسرائیل و آمریکا» برای غلط بعدی ندارد. در شرایطی که وضعیت کشور همچنان جنگی است و امنیت کامل سایتها برقرار نشده، آژانس خوب میداند که تا زمان تدوین، تصویب و ابلاغ ضوابط ویژه برای بازرسی از سایتهای جنگزده، ادعای بازرسی تنها یک خوش خدمتی و پیشبرد اهداف متجاوزین است.
از طرفی واقعیت آن است که ماندن در NPT و زیر چتر آژانس، نه تنها هیچ امنیتی برای زیرساختهای ملی ما ایجاد نکرده، بلکه آژانس را به «سوراخ دعا» و جاسوسخانه غرب مبدل ساخته است. وقت آن رسیده که مسئولان دیپلماسی و هستهای کشور از رویکرد سادهانگاری عبور کنند. در صورت هرگونه شیطنت و حمله احتمالی به مراکزی چون «کوه کلنگ»، پاسخ ایران نباید صرفاً یک پاسخ نظامی متقابل باشد؛ بلکه بخشی از دکترین پاسخگویی باید کاملاً «هستهای»، قاطع و با تجدیدنظر اساسی در راهبرد هستهای و سطح همکاری با آژانس همراه شود.