به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 13,871
بازدید دیروز: 15,727
بازدید هفته: 47,654
بازدید ماه: 29,599
بازدید کل: 29,963,321
افراد آنلاین: 81
تقویم و تاریخ
دوشنبه ، ۰۲ شهریور ۱٤۰۵
Monday , 24 August 2026
الاثنين ، ۱۱ ربيع الأول ۱٤٤۸
شهریور 1405
جپچسدیش
654321
13121110987
20191817161514
27262524232221
31302928
آخرین اخبار
۱۷۶ - خاطره مجتبی رحماندوست از دبیرکل شهید حزب‌الله لبنان: ماجرای قلمی که نصرالله هدیه داد ۱۴۰۳/۰۷/۱۴
خاطره مجتبی رحماندوست از دبیرکل شهید حزب‌الله لبنان:
ماجرای قلمی که نصرالله هدیه داد
  ۱۴۰۳/۰۷/۱۴
مجتبی رحماندوست نویسنده، شاعر و نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی درباره ضرورت ثبت و پرداخت ادبی خاطرات رهبر محور مقاومت گفت: وی با وجود شرایط سال‌های اخیر که زندگی مخفی و پنهانی داشت، هرساله در دهه‌ اول محرم بسیار آزادانه در هیئت‌ها و محافل ویژه امام حسین‌(ع) حضور پیدا ‌می‌کرد و به سخنرانی می‌پرداخت.
وی ادامه داد: در این ایام که با انواع روش‌های پیچیده توانستم با وی ملاقات کنم، احساس کردم سیدحسن نصرالله، شخصیتی بسیار منحصربه‌فرد، متفاوت و متمایز از دیگر افراد است به طوری‌که اگر بگوییم وی خمینی جهان عرب است، بیراه نگفته‌ایم.
وی همچنین با یادآوری خاطراتی از سفر به لبنان و دیدار با سیدحسن نصرالله گفت: ۱۵ یا بیست سال پیش در ماموریتی به همراه دوستانی چون آقای کمره‌ای به لبنان رفتم. در نزدیکی روستای خیام خانم مسیحی بود که لوازم خرازی فروشی داشت. آقای کمره‌ای درباره سیدحسن نصرالله از او پرسید و من سخن وی را ترجمه کردم. خانم مسیحی در جواب گفت زبان بشر از توصیف وی قاصر است بنابراین ممکن است برخی از افراد مسلمان نباشند اما همه طرفدار و مدافع سیدحسن نصرالله و حزب‌الله هستند.
رحماندوست افزود: سیدحسن نصرالله در بین گروه‌های مقاومت بعد از ایران که در رتبه نخست قرار گرفته، در کشورهای لبنان، سوریه و عراق سمبل مقاومت در منطقه است و به همین علت وی تقریبا در بین تمام جهان عرب و مردم بالاترین جایگاه را دارد.
این نویسنده همچنین در اشاره به خاطره دیدار با سیدحسن نصرالله یادآور شد: زمانی‌که به بیروت و ملاقات سیدحسن نصرالله رفتم، نماینده مجلس نهم بودم، بعد از صحبت با وی عکس گرفتیم و شام خوردیم. آن شب به سیدحسن نصرالله گفتم که به من قلمی بدهد که من داستان‌هایم را با قلم حزب‌الله و جوهر و مرکب آن بنویسم. 
سیدحسن نصرالله روان‌نویسی که در دست دارم را به همراه یک انگشتر به من هدیه کرد. به همین دلیل هم انگشتر در عکس اول این ملاقات در دست وی و در عکس دوم در دست من است. این انگشتر و روان‌نویس پیش من است و هر وقت می‌خواهم مطلب بسیار مهمی بنویسم که برکت خون شهدای لبنان و مقاومت و اقتدار و توانمندی‌های این حزب در آن ظهور پیدا کند از آن روان‌نویس استفاده می‌کنم.