به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 13,322
بازدید دیروز: 18,056
بازدید هفته: 31,378
بازدید ماه: 13,322
بازدید کل: 29,947,074
افراد آنلاین: 110
تقویم و تاریخ
یکشنبه ، ۰۱ شهریور ۱٤۰۵
Sunday , 23 August 2026
الأحد ، ۱۰ ربيع الأول ۱٤٤۸
شهریور 1405
جپچسدیش
654321
13121110987
20191817161514
27262524232221
31302928
آخرین اخبار
۲۶۵ - شهيد مطهرى : چرا خود را به ‌گریه‌ زدن (تباکی) هم برای امام حسین(ع) ثواب دارد؟ ۱۴۰۴/۰۴/۲۷

چرا خود را به ‌گریه‌ زدن (تباکی)

هم برای امام حسین(ع) ثواب دارد؟ 

۱۴۰۴/۰۴/۲۷

عزاداری امام حسین(ع) که به حق درباره‌اش گفته شده: «مَنْ بَکی‏ اوْ ابْکی‏ اوْ تَباکی وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ» که حتی برای تباکی (خود را شبیه‌ گریه‌کن ساختن) هم ارزش فراوان قائل‌شده، در اصل، فلسفه‌اش تهییج احساسات علیه یزیدها و ابن‌زیادها و به سود حسین‏‌ها و حسینی‏‌ها بوده. 
در شرایطی که حسین به صورت یک مکتب در یک زمان حضور دارد و سمبل راه و روش اجتماعی معین و نفی‌کننده راه و روش موجود معین دیگری است، یک قطره اشک برایش ریختن، واقعاً نوعی سربازی است. 
در شرایط خشن یزیدی، در حزب حسینی‏‌ها شرکت کردن و تظاهر به ‌گریه کردن بر شهدا، نوعی اعلام وابسته‌بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت نوعی از ‌خود‌گذشتگی است. اینجاست که عزاداری حسین‌بن‌علی(ع) یک حرکت است، یک موج است، یک مبارزه اجتماعی است.
اما تدریجاً روح و فلسفه این دستور فراموش می‌شود و مسئله‌ شکل یک عادت به خود می‌گیرد که مردمی دور هم جمع بشوند و به مراسم عزاداری مشغول شوند، بدون اینکه نمایانگر یک جهت‌گیری خاص اجتماعی باشد و بدون آنکه از نظر اجتماعی عمل معنی‏‌داری به‌شمار رود، فقط برای کسب ثواب (که البته دیگر ثوابی هم در کار نخواهد بود) مراسمی را مجرّد از وظایف اجتماعی و بی‌رابطه با حسین‏‌های زمان و بی‌رابطه با یزیدها و عبیدالله‌های زمان به‌پا دارند.  در چنین مراسمی است که اگر شخص یزید بن معاویه هم از گور به در آید حاضر است که شرکت کند، بلکه بزرگ‌ترین مراسم را به‌پا دارد. در چنین مراسم است که نه‌تنها «تباکی» اثر ندارد، اگر یک من اشک هم نثار کنیم به جایی برنمی‌خورد. 
استاد شهید مطهری، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی 
در صدساله اخیر، ص ۸۳.