به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 16,261
بازدید دیروز: 30,778
بازدید هفته: 104,916
بازدید ماه: 151,874
بازدید کل: 29,137,603
افراد آنلاین: 196
تقویم و تاریخ
پنج‌شنبه ، ۱۸ تیر ۱٤۰۵
Thursday , 9 July 2026
الخميس ، ۲٤ محرّم ۱٤٤۸
تیر 1405
جپچسدیش
54321
1211109876
19181716151413
26252423222120
3130292827
آخرین اخبار
۹۸ - روایت ایستادگی «حسین محمدی» از جانبازی پای لانچر تا سربازی در خیابان ۱۴۰۵/۰۲/۰۲

 روایت ایستادگی «حسین محمدی»

از جانبازی پای لانچر تا سربازی در خیابان

  ۱۴۰۵/۰۲/۰۲

دیدار رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران با جانباز سرافراز حسین محمدی

حسین محمدی نه یک سرباز بلکه نمادی از ایستادگی است که میدان و خیابان را یکی می‌داند و پس از رشادت پای لانچر به استقامت در خیابان‌ها روی آورده است. 
حسین محمدی، سرباز وطن و جانباز ۲۲ ساله کرمانشاهی است که برای دفاع از وطن دست و پای خود را پای لانچر جا گذاشت. 
این پاسدار هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درست در همان لحظه‌ای که پهپادهای دشمن آمریکایی-صهیونیستی آسمان غرب را هدف گرفته بودند- در اوج روزهای «دفاع مقدس سوم»- او تنش را سپر ترکش‌ها کرد و هر دو دست و هر دو پای خود را میان خاک وطن به یادگار گذاشت. 
اما تقدیر، روایتش را سخت‌تر و شگفت‌انگیزتر رقم زد، درست در همان روزی که حسین روی خاکریزها مجروح شد و خونش با خاک کرمانشاه عجین گشت، در گوشه‌ای دیگر از این دیار، دخترش چشم به جهان گشود. گویی خدا می‌خواست به همه بفهماند که در این سرزمین، حتی در خونین‌ترین لحظات تاریخ، زندگی و امید نیز متولد می‌شوند. 
 حضور در میدان انقلاب در پنجاه و دومین شب 
این سربازِ سرافراز نه‌تنها پای لانچر و در «میدان رزم» بلکه در خیابان نیز دست از مبارزه برنداشت و با حضور در میدان انقلاب تهران که مملو از جمعیت بود، حدیث ایستادگی را فریاد زد تا در عرصه جنگ نرم و تبلیغاتی- دوشادوش هم‌میهنان خویش- سربازی کند. 
قول یک دختر ایرانی به جانباز لانچر در تجمع میدان انقلاب
پس از آمدن حسین محمدی در تجمع انقلاب (52 شب از حماسه حضور مردم در میادین و خیابان‌ها) یکی از دختران حاضر در جمعیت به جانباز لانچری قول داد که چادرش را برای همیشه بر سر کند.
حسین محمدی شاید دست و پای برای نوازش دخترش نداشته باشد اما امروز بازوان تاریخ و ایمان، او را چون پرچمی بر فراز این مرز و بوم برافراشته نگه داشته‌اند. او با نبودِ اعضای جسمش، چنان حضوری کامل یافته که گاه آدمی از خود می‌پرسد: آیا ما، با همه دست‌ها و پاهای سالم‌مان، می‌توانیم به اندازه یک وجب از ایمان و ایثار او باشیم؟
داستان حسین محمدی، تنها روایت یک مجروح جنگی نیست؛ حکایت مردی است که مرزهای ایثار را از میدان نبرد به عرصه اجتماع کشاند؛ حسین محمدی امروز، بیش از یک فرد، به نمادی از پایداری تبدیل شده است؛ نمادی که یادآوری می‌کند ایستادگی، پیش از آنکه به توان جسم وابسته باشد، ریشه در باور و ایمان دارد. 
حضور در میان مردم، برای امثال حسین نوعی بازگشت آگاهانه به صحنه جنگ است، جنگی که تن او را مجروح کرده است اما روحش را مقاوم‌تر. 
حضور حسین میان جمعیت- بی‌آنکه سخنی طولانی بگوید- پیامی روشن منتقل می‌کنند: محدودیت‌ها همیشه به معنای توقف نیستند. همین حضور می‌تواند برای بسیاری از افراد، یادآور قدرتی باشد که در دل شرایط سخت نهفته است؛ حسین محمدی امروز، فراتر از یک تجربه شخصی، به روایتی زنده از ایستادگی بدل شده است.