در بیست و یکمین هفته جنگ، سردرگمی استراتژیک ترامپ بسیار بیشتر از قبل به چشم میآید. در صد و چهل و دومین روز جنگ و هشتمین روز ازسرگیری درگیریها، تلفات سنگین پنتاگون در اردن، رسانهها و تحلیلگران آمریکایی را مبهوت کرد.
اردن، که تکیهگاه و حاشیه امنیت رژیم صهیونیستی بهشمار میرود، پس از تهدیدشدن پایگاههای آمریکا در خلیجفارس و هراس کشورهای میزبان، پذیرفت بخشی از نظامیان سنتکام به این کشور منتتقل شوند. این کار، کاملا سرّی انجام شد. اما ایران با استفاده از منابع اطلاعاتی دقیق توانست آمار دقیق و جزئیات محل استقرار تروریستهای پنتاگون را در چند پایگاه جمعآوری و پردازش کند و آماج حملات مرگبار قرار دهد. بنابراین، آمریکاییها دیگر در اردن هم امنیت نخواهند داشت.
ضربات پیچیده، دقیق و خیرهکننده اخیر ایران، در حالی است که ترامپ ظرف چهار ماه و نیم گذشته، هفتهای چندبار ادعا کرده بود توانمندی نظامی ایران را نابود کرده است! لورنس ایم، رئیس پیشین سازمان اطلاعات نظامی فرانسه در این زمینه اظهار کرد: ترامپ مرتب میگفت ارتش ایران نابود شده اما میبینیم که حملات موشکی ایران توانست سربازان آمریکایی را در فاصله 900 کیلومتری هدف قرار دهد، این یک ناکامی سنگین برای ایالاتمتحده است و نشان میدهد که توانمندی تهدیدآفرینی ایران همچنان باقی است.
دربهدری تروریستهای پنتاگون اینبار در اردن
به دنبال حملات سنگین ایران، سفارت آمریکا در اردن دیروز اعلام کرد که در پی یک تهدید جدی، فرودگاه و بندر دریایی عقبه تخلیه شد. کانال ۱۳ اسرائیل هم گزارش داد: هواپیماهای سوخترسانی آمریکایی پس از حمله به عقبه در اردن، از فرودگاه رامون در جنوب فلسطین اشغالی تخلیه شدند.
همچنین روزنامه اسرائیل هیوم در خبری قابل تأمل نوشت: کابینه امنیتی و سیاسی اسرائیل به طور موقت و غیرقطعی تصمیم گرفته است که استفاده از پهپادهای شخصی در اسرائیل را به مدت ۶ماه ممنوع کند. این تصمیم به دلیل نگرانی از این است که ایران ممکن است از این پهپادها برای ترور چهرههای مهم، از جمله نتانیاهو، استفاده کند.
در همین حال، روزنامه والاستریتژورنال درباره حمله موشکی ایران به اردن به نقل از افراد مطلع نوشت: علاوهبر دو کشته و چند مجروح، چندین هواگرد باسرنشین و بیسرنشین پنتاگون نیز مورد هدف قرار گرفتند. پایگاه هوائی موفق السلطی اردن که توسط سامانه پدافند هوائی ضدبالستیک تاد حفاظت میشود، پیش از این نیز مورد حمله قرار گرفته بود اما تا قبل از این هیچ نظامی در آنجا کشته نشده بود. ارزیابیهای جدید ارتش آمریکا نشان میدهد موشکهای ایران اکنون از قابلیت مانور بیشتری در مرحله نهائی پرواز برخوردارند؛ قابلیتی که رهگیری آنها را حتی برای سامانههای پیشرفتهای مانند پاتریوت دشوارتر کرده است.
استیصال پنتاگون در مقابل مانور سریع موشکهای نقطهزن ایران
این روزنامه افزود: مقامهای آمریکایی میگویند ایران با بهرهگیری از موشکهایی که با سرعتی بسیار بالا پرواز میکنند و در مرحله نهائی مسیر خود، پیش از اصابت، قابلیت مانور دارند، روشهای جدیدی برای عبور از سامانههای دفاع موشکی آمریکا توسعه داده است. مقامهای آمریکایی همچنین نسبت به افزایش چشمگیر دقت حملات موشکی ایران ابراز نگرانی کردهاند. ایران خود را با سیستمهای دفاعی آمریکا وفق داده و موشکهایی را شلیک میکند که با سرعت بسیار بالا حرکت میکنند و هنگام شیرجه به سمت زمین، قابلیت مانور دارند.
مقامهای آمریکایی همچنین گفتند توانایی ایران در هدف قرار دادن اهداف حساس، نگرانیهایی را در واشنگتن درباره احتمال دریافت کمک از چین یا روسیه در زمینه هدفگیری ایجاد کرده است. ایران توانسته است خود را با سامانههای دفاعی آمریکا تطبیق دهد و از موشکهایی استفاده میکند که با سرعت بسیار بالا حرکت میکنند و هنگام حرکت به سوی زمین قابلیت مانور دارند.
ذخایر موشکی کافی و مهارت دور زدن سامانههای پدافند آمریکا
از سوی دیگر، روزنامه نیویورکتایمز نوشت: مقامات آمریکایی جزئیاتی از حملات ۵ روز گذشته ایران به اردن ارائه کردهاند که پنتاگون هنوز بهطور علنی درباره آنها صحبت نکرده است. حمله اول، به یک مجتمع مسکونی در پایگاه هوائی ملک فیصل اصابت کرد و منجر به مجروحشدن دستکم ۵ نظامی آمریکایی شد. حمله دوم پایگاهی در شرق اردن را که محل فعالیت بالگردهای بلکهاوک آمریکایی بود، هدف قرار داد و خسارت شدیدی به تعداد زیادی از آنها وارد کرد. در حمله سوم (۴۸ ساعت قبل)، موشکهای ایرانی پایگاه هوائی موفق السلطی را هدف قرار دادند؛ همان پایگاهی که روز جمعه نیز نیروهای آمریکایی در آن کشته شدند. در حمله اولیه، حدود ۲۰ نیروی آمریکایی که در حال دویدن به سمت پناهگاهها بودند، مجروح شدند. در حمله چهارم و با حمله مجدد ایرانیها به این پایگاه، ۲ نیروی آمریکایی کشته و ۴ نظامی دیگر مجروح شدند.
مقامهای آمریکایی گفتند حملات چند روز اخیر به پایگاههای آمریکا در اردن نشانهای است که ایران نهتنها هنوز ذخایر موشکی کافی دارد، بلکه در دور زدن سامانههای پدافند هوائی آمریکا نیز ماهرتر شده است. اردن که میزبان پایگاههای بزرگ هوائی آمریکا است، در آستانه روزهای ابتدائی جنگ اهمیت بیشتری یافت، چراکه پنتاگون تعدادی از نیروهای خود را از بحرین، امارات و قطر به مکانهای نسبتاً امنتر در اردن و اسرائیل منتقل کرد. مقامهای آمریکایی گفتند که نقش این کشور در عملیاتهای آمریکا افزایش یافته است، چراکه سایر متحدان آمریکا در منطقه، توانایی واشنگتن برای استقرار نیرو و پرواز هواپیماها بر فراز خاک خود را محدود کردهاند.
ژنرال آمریکایی و اهمیت ویژه حمله به اردن
دیوید دپتولا، ژنرال بازنشسته نیروی هوائی آمریکا که یکی از معماران اصلی جنگ هوائی خلیجفارس در سال ۱۹۹۱ بود، به نیویورکتایمز گفت: موقعیت جغرافیایی اردن به ایالاتمتحده اجازه میدهد تا «عملیات هوائی کارآمدتری را در سراسر سوریه، عراق و منطقه گستردهتر انجام دهد. بنابراین حمله اخیر ایران تنها یک حمله به یک پایگاه نبود. این حمله به ائتلاف منطقهای آمریکا و تلاشی برای این بود که هزینه سیاسی میزبانی از نیروهای آمریکایی را بیشتر از منافع امنیتی آن نشان دهد.
تکرار حملات ایران نشان میدهد ایران همچنان ذخایر قابلتوجهی از موشکهای خود را حفظ کرده و در عبور دادن موشکها از سامانههای پدافند هوائی آمریکا نسبت به گذشته موفقتر عمل میکند. دقت موشکهای ایران نسبت به ماههای گذشته افزایش یافته و توانستهاند به اهدافی دست یابند که پیشتر در لایههای دفاعی آمریکا محافظت میشدند.
آمریکا هیچ شانسی برای پیروزی در این جنگ ندارد
برت اریکسون تحلیلگر آمریکایی مسائل ژئوپلیتیک در همین زمینه گفت: همه از کشتهشدن دو نظامی آمریکایی در اردن خشمگین و ناراحت هستند؛ و این کاملاً قابل درک است. این یک تراژدی است. اما این اتفاق هیچکدام از واقعیتهای راهبردی این جنگ را تغییر نمیدهد. ما در این جنگ شانسی برای پیروزی نداریم. تلافیجویی هم منطقی نیست. اینکه مرگ دو نظامی را بهانهای برای تشدید این درگیری قرار دهیم، در حالی که تنها نتیجه احتمالی آن یک فاجعه خواهد بود، اقدامی احمقانه است. میتوان برای کشتهشدن این دو نظامی سوگواری کرد، بدون اینکه تصمیمهای غیرمنطقی و احمقانه گرفت.
ایران، گلوگاه عملیاتی آمریکا را زد
مارک هرتلینگ فرمانده پیشین ارتش ایالاتمتحده در اروپا هم اظهار کرد: ایران پایگاه موفقالسلطی را تصادفی انتخاب نکرده؛ این پایگاه، گلوگاه حیاتی عملیاتهای سنتکام و محور پشتیبانی لجستیک برای نبرد با تهران است. هدف اصلی، فلج کردن توانمندی ایالاتمتحده در پشتیبانی عملیاتی از اسرائیل است. سامانههای پدافندی در این حمله شکست خوردند؛ ایران با انهدام رادارها و مراکز فرماندهی، عملاً سیستم دفاعی ما را کور و اشباع کرده است.
معادلات جنگ تغییر کردحملات برقآسا و مرگبار ایران
عبدالباری عطوان سردبیر رأیالیوم میگوید: پاسخ برقآسای ایران به تجاوزات واشنگتن، آن را در دام بزرگی گرفتار کرده است. پاسخ ایران به تجاوز آمریکا برقآسا بود. ترامپ بهشدت آشفته است.
همچنین، سرتیپ الیاس حنا، کارشناس امور نظامی و راهبردی لبنانی معتقد است: هلاکت سربازان آمریکایی به معنای تغییر معادله درگیری است. موشکهای ایرانی قبلاً به اسرائیل رسیدهاند، با وجود اینکه اسرائیل دارای سیستمهای پدافند هوائی پیشرفته، از جمله گنبد آهنین و سیستمهای پیکان است. بنابراین، وجود سامانههایی مانند تاد و پاتریوت در پایگاههای ایالاتمتحده یا در منطقه لزوماً مانع از عبور موشکها و پهپادها از این سامانهها نمیشود.
ترامپ، گرفتار میان دو تنگه
دنی سیترینوویچ رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، در ارزیابی وضعیت میدان گفته است:
آخرین اظهارات (آیتالله سید) مجتبی خامنهای، یک مشکل اساسی در رویکرد فعلی آمریکا را برجسته میکند. در حالی که دولت آمریکا ظاهراً تصور میکند افزایش فشار نظامی میتواند در نهایت ایران را در موضعی ضعیفتر به میز مذاکره بازگرداند، به نظر میرسد رهبران ایران دقیقاً به نتیجهای معکوس رسیدهاند. پیام تهران این است که تصمیمگیران اصلی، بیش از پیش معتقدند بازگشت به توافق با آمریکا، دیگر ارزش راهبردی چندانی ندارد.
در همین حال، زوی بارنل، تحلیلگر هاآرتص: ترامپ میان دو تنگه گرفتار شده و ایران نیز هیچ عجلهای برای نجات او ندارد. در حالی که ایالاتمتحده برای باز کردن تنگه هرمز با مشکل مواجه است، تهدید بستن تنگه بابالمندب توسط حوثیها در یمن اکنون مطرح شده است. این خطر برای اقتصاد جهان نیازی به توضیح ندارد.
آمریکا نمیتواند این جنگ را ببرد
جان مرشایمر نظریهپرداز آمریکایی روابط بینالملل در پاسخ این سؤال که آیا دونالد ترامپ در تله تشدید درگیری گیر افتاده است؟، تاکید کرد: در اینباره هیچ شکی نیست. مشکل ترامپ این است که آمریکا این جنگ را باخته است. دلیلش این است که آمریکا، استراتژی نظامی برای شکست ایران نداشت. آمریکا سعی کرد کانال جداگانهای در خلیجفارس از طریق تنگه هرمز باز کند که ایران قبول نکرد. حالا دوباره دوطرف با حملات تلافیجویانه به هم حمله میکنند، اما آمریکا نمیتواند این نبرد را ببرد، درست مثل قبل. بنابراین ترامپ هر چقدر هم تشدید کند، فایدهای ندارد، چون ایرانیها در هر سطحی جواب میدهند و ما هیچ برتری به دست نمیآوریم.
به یاد داشته باشید یکی از دلایل اصلی پایان جنگ هوائی در ۸ آوریل این بود که مهماتمان رو به اتمام بود. آمریکا ذخایر نامحدود مهمات و سلاح برای حمله هوائی بزرگ ندارد. امروز باید خیلی مراقب باشیم که تقریباً همه سلاحهای باقیمانده را مصرف نکنیم. ایران با موشکهای بالستیک و پهپادهایی که دارد، مزیت بزرگی نسبت به سلاحهای گرانقیمت اما محدود آمریکا دارد.
تقریباً همه پایگاههای آمریکا نابود شدهاند
مرشایمر همچنین خاطرنشان کرد: این جنگ عواقب فاجعهباری برای پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و اتحاد با کشورهای خلیجفارس داشته. قبل از شروع جنگ، آمریکا اتحاد و سیستم پایگاه قدرتمندی داشت، اما بعد مشخص شد این پایگاهها بسیار آسیبپذیر در برابر پهپاد و موشکهای ایرانی هستند. ایرانیها تقریباً همه پایگاههای آمریکا را بهشدت آسیب زده یا نابود کردهاند. اگر با آمریکا متحد باشی، کشورت به آهنربا برای موشک و پهپاد ایرانی تبدیل میشود. این فاجعه برای کشورهای خلیجفارس است. بنابراین آنها سیاست خارجیشان را تغییر خواهند داد و بیشتر سعی میکنند با ایران آشتی کنند. هیچ شکی نیست که تنگه هرمز به طور دائمی تحت کنترل ایران خواهد بود. آمریکا امروز داراییهای نظامی فراوانی در خلیج(فارس) دارد و سخت تلاش میکند تنگه را کنترل کند، اما واقعیت این است که ایران تنگه را کنترل میکند. کشتیهایی که عبور میکنند فقط از کانال تحت کنترل ایران عبور میکنند و باید اجازه ایران را بگیرند. ایران کاملاً روشن کرده که قصد دارد تنگه را برای همیشه کنترل کند.
جنگ به جای نابودی ایران را قدرت غالب منطقه کرد
روزنامه صهیونیستی هاآرتص میگوید: جنگ به جای نابودی، ایران را تبدیل به قدرت غالب در منطقه کرد. نخبگان دانشگاهی و منابع سیاسی و امنیتی اسرائیل هشدار میدهند که تاریخ تکرار خواهد شد و ایران باز هم در برابر حمله آمریکا مقاومت خواهد کرد. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و نتایج آن نشان داد که ایالاتمتحده دیگر فضای مانوری را که به مدت سه دهه از زمان جنگ خلیجفارس از آن برخوردار بود، ندارد و این تصادفی نیست که رابرت کاگان، متفکری که بیشترین ارتباط را با نومحافظهکاری و ایده هژمونی آمریکا داشت، عنوان «کیش و مات در ایران» را برای مقاله پس از جنگ خود در مجله آتلانتیک انتخاب کرد. کیگان قبلاً با لحنی کنایهآمیز خاطرنشان کرد: قرار بود این جنگ موجب مهار و تضعیف ایران شود، اما نتیجه، آن بود که ایران را تبدیل به یک قدرت منطقهای غالب در خلیجفارس کرد و این دقیقاً همان معنای کاهش حاشیه خطای آمریکا را در پی دارد؛ به این معنا که ایالاتمتحده دیگر نمیتواند هر طور که دلش میخواهد رفتار کند و هر اشتباهی را انجام دهد.
آمریکا گیر افتاده و اسرائیل را مقصر میداند
از سوی دیگر، موشه یعلون وزیر جنگ پیشین رژیم صهیونیستی گفته است: معتقدم ما در جنگ شکست خوردیم و هیچیک از اهداف محقق نشد.. ما جنگ را با سه هدف آغاز کردیم، سرنگونی نظام ایران، نابودی برنامه هستهای و آسیب زدن به پروژه موشکی، اما هیچیک از این اهداف محقق نشد. تلآویو به هیچیک از اهداف اعلامی خود علیه ایران دست پیدا نکرد و عملیاتها علیه ایران شکست خورد و هیچیک از این اهداف محقق نشد. معتقدم ما دچار شکست شدیم؛ بدتر از آن، ایالاتمتحده نیز ما را مقصر میداند.
جان کریکو افسر سابق سازمان سیا نیز با اشاره به نقش صهیونیستها گفت: اسرائیلیها، ترامپ را قانع کردند که جنگ ایران، دو یا سهروزه است. اما اکنون آنجا گیر افتادهایم. بزرگترین حامیان مالی دونالد ترامپ، منافع مشخصی در جنگ با ایران دارند. و فکر میکنم اسرائیلیها هم از طرف خودشان توانستند دونالد ترامپ را قانع کنند که این قرار بود جنگی دو یا سهروزه باشد؛ اینکه وقتی رهبری حکومت ایران از بین برود، وقتی فرماندهان نظامی کشته یا از میدان برداشته شوند، کل حکومت فرو بریزد. ما هیچ پلن B نداشتیم و اکنون گیر افتادهایم.
سودای احمقانه ترامپ تله خوبی برای ایران است
در همین حال، مارک مونتگومری دریابان پیشین ارتش آمریکا در گفتوگو با بیبیسی اظهار کرد: تهدید ترامپ به تصرف و کنترل جزیره خارک توسط آمریکا، خیلی احمقانه است؛ چراکه آمریکا نیروهای نظامی خود را در معرض خطر شدید پهپادهای انتحاری ایران قرار میدهد. ما استراتژی واحدی در ارتش آمریکا نمیبینیم و آنها هدف مشخص و یکسانی در این جنگ ندارند.
ویل شرایور تحلیلگر آمریکایی در همین زمینه میگوید: همانطور که در ماههای اخیر بارها گفتهام، اگر جای ایران بودم و مشخص میشد که آمریکا واقعاً قصد اجرای یک عملیات زمینی را دارد، حتماً اجازه میدادم دستکم ۳۰۰۰ نفر از نیروهایش را وارد میدان کنند. آن وقت، ماجرا شبیه نبرد «لیتل بیگهورن» میشد. (نبرد «لیتل بیگهورن» (۱۸۷۶) یکی از بزرگترین شکستهای ارتش آمریکا بود؛ جایی که نیروهای ژنرال کاستر پس از پیشروی، محاصره شدند و همگی کشته شدند. امروزه از آن بهعنوان نماد یک عملیات نظامی فاجعهبار یاد میشود.)
آمریکا را امپراتوری در حال افول بدانید
روزنامه نیویورکتایمز با بیان اینکه «آمریکا را رسماً یک امپراتوری در حال افول بدانید»، یادآور شد: حمله آمریکا به ایران فقط اشتباه نبود؛ این حمله به نقطه عطفی در افول امپراتوری آمریکا تبدیل شده است. امپراتوریها وقتی بیشازحد گسترش پیدا کنند، به نقطۀ پایان خودشان میرسند. آمریکا با آغاز جنگ علیه ایران به چنین نقطهای نزدیک شده است.
فرض غالب در واشنگتن طی دهه گذشته این بوده که چین بهزودی ممکن است نهفقط از نظر ظرفیت نظامی و صنعتی، بلکه در حوزه فناوری اطلاعات نیز از آمریکا پیشی بگیرد. آمریکا باید خودش را آماده نبردی تمدنی با چین میکرد. اما حمله به ایران را نمیتوان در چارچوب آن راهبرد کلان فهمید. این اقدام نه نوعی تحکیم دفاعی، بلکه ماجراجوییای خطرناک بود. ایالاتمتحده از توان نظامی لازم برای تحمیل اراده خود به ایران در یک جنگ طولانی برخوردار نیست. اگر آمریکا بخواهد حتی شانس معقولی برای وادار کردن ایران به تسلیم داشته باشد، باید بخش قابلتوجهی از نیروهای مسلح خود را به این جنگ اعزام کند یا انبارهای ذخیره سلاحهای دورایستای خود را تمام کند. هر دوی آنها در وضعیت کنونی ایالات متحده بسیار خطرناک و تقریباً ناممکن است.
چالش اصلی، وادار کردن ایران به مذاکره دوباره
دن هافمن، رئیس پیشین بخش خاورمیانه و مدیر ایستگاههای منطقهای سازمان سیا به فاکسنیوز گفت: دونالد ترامپ احتمالاً گزینههای نظامی و دیپلماتیک مختلفی را بررسی میکند، اما چالش اصلی وادار کردن تهران به مذاکره درباره برنامه هستهای، موشکهای بالستیک و حمایت از گروههای نیابتی است.
هافمن افزود: آمریکا نمیخواهد ایران را در شرایطی رها کند که ضمن کنترل تنگه هرمز، بتواند توان نظامی خود را بازسازی کند و بار دیگر تهدیدی برای آمریکا در منطقه و فراتر از آن باشد.
هیس... دیگه درباره کارتر هیچی نگو!
خبر آخر درباره تغییر ادبیات ترامپ نسبت به کارتر است که دائماً او را مسخره و تحقیر میکرد. خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد: لحن ترامپ درباره جیمی کارتر در بحبوحه دستوپنجه نرم کردن با ایران، تورم و میراث شخصی خود تغییر کرده است. ترامپ که پیشتر از جیمی کارتر به عنوان نماد ضعف سیاسی یاد میکرد، اکنون در مواجهه با چالشهای مشابه، تغییر لحن داده است. با طولانیشدن جنگ ایران، تلاش برای کنترل تنگه هرمز و تداوم تورم که ترامپ وعده مهار آن را داده بود، شباهتهای وضعیت فعلی او با دوران کارتر بیشتر شده است. ترامپ اخیراً با اشاره به عملیات ناکام سال ۱۹۸۰ برای آزادی گروگانها که به شکست انتخاباتی کارتر انجامید، اعتراف کرده که تمایلی به تکرار تجربه او ندارد. در حالی که کاخسفید این مقایسهها را رد میکند، تحلیلگران معتقدند ترامپ نسبت به میراث سیاسی خود و احتمال تکرار سرنوشت کارتر نگران است.
