خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۵/۰۵

ایران به یک بازیگر تمامعیار در نبرد سایبری و اطلاعاتی تبدیل شده که نه تنها سفارتها و پایگاههای آمریکا را در غرب آسیا نشانه میگیرد، که اعماق زیرساختهای حیاتی خاک آمریکا را نیز به لرزه درآورده است.
واشنگتن برای نخستین بار دست به تشکیل یک ائتلاف نهادی بیسابقه زده، اما به اعتراف خودش، ابتکار عمل در جنگ سایبری و اطلاعاتی کاملاً در دستان تهران است. ماجرای پهپادهایی که از روزنهای در سفارت ریاض عبور کردند و هکرهایی که به مغز نیروگاههای آمریکا نفوذ کردند، چه معنایی برای معادلات جهانی دارد؟
مقدمه: جنگی که دیگر فقط در میدان نیست
وقتی صحبت از جنگ ایران و آمریکا به میان میآید، ذهن اغلب به سمت موشکها، ناوهای هواپیمابر و تنگه هرمز میرود. اما آنچه در ماههای اخیر، بهویژه از مارس ۲۰۲۶ به این سو، در سایه حملات نظامی رخ داده، پرده از یک واقعیت جدید برمیدارد: ایران به یک بازیگر تمامعیار در نبرد سایبری و اطلاعاتی تبدیل شده که نه تنها سفارتها و پایگاههای آمریکا را در غرب آسیا نشانه میگیرد، بلکه اعماق زیرساختهای حیاتی خاک آمریکا را نیز به لرزه درآورده است.
در یک سوی میدان، گزارشی از خبرگزاری رویترز فاش میکند که تأسیسات فوقمخفی سیا در قلب ریاض و شرق عراق با دقتی خیرهکننده هدف گرفته شدهاند؛ و در سوی دیگر، پنج نهاد امنیتی ارشد آمریکا با صدور یک هشدار فوری و مشترک اذعان میکنند که هکرهای ایرانی به «عمیقترین لایههای» سیستمهای صنعتی ایالات متحده نفوذ کردهاند. این دو رویداد، دو روی یک سکه هستند.
بخش اول: عملیات «سوراخسازی» در قلب متحدان آمریکا
رویترز در گزارشی اختصاصی به نقل از مقامات آگاه نوشت که ایران دستکم دو تأسیسات حیاتی سیا را در جریان جنگ اخیر هدف قرار داده است. مهمترین این تأسیسات، ایستگاه سیا در داخل سفارت ایالات متحده در ریاض بود. اما روش حمله، چیزی فراتر از یک درگیری نظامی معمولی بود.
به گزارش مشرق، جزئیات فنی این عملیات نشان میدهد که ایران از پهپادهای شاهد با نسخههای ارتقاءیافته استفاده کرده است. تاکتیک به کار گرفته شده به طرز شگفتآوری هوشمندانه بود: یک پهپاد ابتدا دیوار سفارت را سوراخ کرد و پهپاد دوم دقیقاً از همان روزنه وارد ساختمان شد و در داخل به انفجار پرداخت. این سطح از هماهنگی، نشان از یک عملیات از پیش طراحیشده بر اساس شناسایی دقیق و طولانیمدت دارد.
اما نکته مهمتر، کاربردیتر از تاکتیک نظامی، محل اصابت است. هدف قرار دادن مستقیم یک ایستگاه سیا در داخل یک سفارت- که به طور همزمان توسط افسران امآی۶ بریتانیا و موساد اسرائیل نیز استفاده میشود- یک پیام روشن دارد: شبکه جاسوسی غرب در منطقه برهنه شده است.
هرچند کاخ سفید و سیا از اظهارنظر رسمی درباره این حملات خودداری کردهاند، اما تحقیقات گسترده آمریکا معطوف به یک سؤال کلیدی است: «دقت غیرمعمول» این حملات از کجا نشأت گرفته است؟
تحلیلگران غربی که نمیتوانستند چنین موفقیتی را صرفاً به ایران نسبت دهند، انگشت اتهام را به سمت مسکو نشانه رفتند و مدعی شدند که روسیه با ارائه سیستم ناوبری پیشرفته «کومتا-ام» (Kometa-M) که اختلالپذیری بسیار پایینی دارد، به ایران در این عملیات یاری رسانده است. اما فارغ از تأیید یا رد این ادعا، آنچه مسلم است، شکست سنگین اطلاعاتی آمریکا در حفاظت از حساسترین تأسیسات خود در منطقه است.
بخش دوم: وحشت در شبکه برق و آب آمریکا
اگر حمله به سفارت ریاض یک ضربه اطلاعاتی-نظامی بود، هشدار مشترک هفتههای اخیر واشنگتن، ابعاد یک فاجعه احتمالی داخلی را نمایان کرد.
ادارهی تجسس فدرال(FBI)، آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت (CISA)، آژانس امنیت ملی (NSA)، وزارت انرژی (DOE) و آژانس حفاظت از محیط زیست (EPA)- این پنج نهاد که هر کدام به تنهائی متولی بخش عظیمی از امنیت ملی آمریکا هستند، برای نخستین بار در تاریخ با یک ترکیب واحد و با سطح هشدار قرمز دست به انتشار یک بیانیه مشترک زدند.
ماجرا از چه قرار است؟ بر اساس این هشدار که نخستین بار در ۷ آوریل ۲۰۲۶ منتشر و در ۲۲ جولای ۲۰۲۶ بهروزرسانی شد،
هکرهای وابسته به ایران موفق شدهاند به کنترلکنندههای منطقی برنامهپذیر (PLC) نفوذ کنند. این دستگاهها بهعنوان «مغز» تأسیسات حیاتی شناخته میشوند و وظیفه کنترل فرآیندهای فیزیکی در تصفیهخانههای آب، نیروگاههای برق و تأسیسات شهری را بر عهده دارند.
حملات که از مارس ۲۰۲۶ یعنی دقیقاً همزمان با آغاز درگیری نظامی کلید خورده بود، ابتدا تجهیزات شرکت راکول اتومیشن/آلن-برادلی را هدف گرفت و سپس به برندهای مطرح دیگری مانند زیمنس و اشنایدر الکتریک گسترش یافت. هکرها با بارگذاری فایلهای پروژه مخرب در نمایشگرهای HMI وSCADA، نه تنها دادهها را دستکاری کردند، بلکه توانستند مستقیماً فرآیندهای عملیاتی را مختل سازند. به عبارت سادهتر، آنها میتوانستند فشار آب یک شهر را تغییر دهند یا جریان برق یک ایالت را قطع کنند.
آمریکا اذعان کرده که این حملات تاکنون باعث «اختلال عملیاتی و خسارت مالی» برای سازمانهای هدف شده است. اما آنچه بیش از خسارت مالی نگرانکننده است، اذعان صریح مقامات آمریکایی به این است که ایران ابتکار عمل را در جنگ سایبری به دست گرفته است.
بخش سوم: جنگ ترکیبی؛ از مرکز داده بحرین تا تهدیدات ترامپ
تصویر بزرگتر از این دو رویداد، نشاندهنده یک راهبرد هماهنگ و چندلایه از سوی ایران است. در حالی که هکرهای ایرانی در اعماق شبکههای آمریکا رخنه میکنند، سپاه پاسداران در ۲۲ جولای اعلام کرد که مرکز داده آمازون در بحرین را با موشکهای کروز منهدم کرده است. این مرکز داده به عنوان «نقطه کلیدی تبادل اطلاعات نظامی آمریکا» توصیف شده است.
این یعنی ایران به طور همزمان در دو جبهه به جنگ با زیرساختهای دیجیتال آمریکا رفته است:
۱. جبهه داخلی آمریکا (سایبری): نفوذ به PLCهای آب و برق.
۲. جبهه منطقهای (نظامی): انهدام فیزیکی مراکز داده و پایگاههای اطلاعاتی.
در مقابل، واکنش واشنگتن چیز زیادی برای دفاع ندارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اقدامی که نشان از درماندگی راهبردی دارد، تهدید کرد که اگر ایران به هدفگیری کشتیها ادامه دهد، آمریکا «یک پل یا یک نیروگاه» را در ایران هدف قرار خواهد داد. این تهدید لفظی در شرایطی مطرح میشود که زیرساختهای خود آمریکا هماکنون زیر ضربات سایبری قرار دارند و عملاً یک تقارن تهدید ایجاد شده که پیشتر سابقه نداشته است.
تحلیل نهائی:تغییر معادله بازدارندگی
جمعبندی این دو گزارش- یکی از میدان اطلاعاتی-نظامی و دیگری از جبهه سایبری- صنعتی- نشان میدهد که ایران موفق شده است هزینههای جنگ را از میدان نبرد به داخل خاک آمریکا منتقل کند.
۱. در عرصه اطلاعاتی: هدفگیری تأسیسات سیا در ریاض ثابت کرد که ایران بر هستههای جاسوسی دشمن در منطقه سوار شده است و میتواند به حساسترین نقاط نفوذ کند. این یک شکست اطلاعاتی ساده نیست؛ این به معنای از دست رفتن «مصونیت» سفارتها و پایگاههای دیپلماتیک آمریکا در منطقه است.
۲. در عرصه سایبری: نفوذ به PLCها یک بازی را کاملاً تغییر داده است. تا پیش از این، جنگ سایبری عمدتاً به هک وبسایتها یا سرقت دادهها محدود میشد، اما ورود به لایه کنترل صنعتی یعنی تهدید زیرساختهای آمریکا بدون شلیک یک گلوله. این سطح از توانایی، یک بازدارندگی جدید خلق کرده است که نه با موشکهای قارهپیما، بلکه با خطوط کدهای مخرب تعریف میشود.
۳. نتیجه راهبردی: آمریکا که پیشتر با اتکا به برتری نظامی و اطلاعاتی خود در منطقه حضور داشت، اکنون با یک دشمن چندوجهی روبهرو است که در عرصههای نامتقارن- سایبر و اطلاعات- از آن پیشی گرفته است. حتی اگر نقش روسیه در تأمین برخی تجهیزات ناوبری یا فناوری صحت داشته باشد، اجرای هماهنگ این حملات و شناسایی دقیق اهداف، ناشی از یک دستگاه اطلاعاتی-امنیتی بالغ در داخل ایران است که توانسته است برتری اطلاعاتی غرب را در قلب خلیجفارس به چالش بکشد.
در نهایت، آنچه رویترز و هشدار مشترک آژانسهای آمریکایی روایت میکنند، چیزی فراتر از یک خبر نظامی یا یک هشدار امنیتی است. این گزارشها تصویری از تغییر توازن قوا را ترسیم میکنند؛ توازنی که در آن، خطوط قرمز بازدارندگی دیگر تنها بر اساس برد موشکها تعیین نمیشود، بلکه بر اساس عمق نفوذ در شبکههای دشمن و توانایی در خاموش کردن چراغهای شهرهای او معنا پیدا میکند. تهران ثابت کرده است که در این نبرد ترکیبی، نه تنها عقبنشسته، بلکه در حال نگاشتن قواعد جدید بازی است.
اعتراف سنتکام به بیفایده بودن حملات به جنوب ایران
منابع مطلع میگویند که فرمانده سنتکام به کاخ سفید توصیه کرده حملات به جنوب ایران متوقف شود زیرا بیتأثیر هستند.
بعد از سیزده شب حملات تجاوزکارانه و ددمنشانه ارتش کودککش آمریکا به مناطق جنوبی ایران، اکنون از اعتراف سازمان تروریستی سنتکام (فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا) به بیفایده بودن این تجاوزات خبر میرسد.
وبگاه «آکسیوس» بامداد دوشنبه به نقل از منابع مطلع گزارش داد که «برد کوپر» فرمانده تروریستهای سنتکام به کاخ سفید توصیه کرده حملات به جنوب ایران متوقف شود زیرا بیتأثیر هستند.
این منابع که نامشان فاش نشد، به آکسیوس گفتند که توصیه کوپر، به همراه سایر مقامات کاخ سفید، بر تصمیم «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا در روز جمعه برای توقف حملات علیه ایران تأثیر داشت.
به گزارش فارس، در این گزارش آمده است: «این اذعانی از سوی مشاوران نظامی و غیرنظامی ترامپ بود مبنی بر اینکه محدودیتهایی درمورد آنچه میتوان از طریق اقدام نظامی، به ویژه حملات هوائی به دست آورد، وجود دارد».
آکسیوس در ادامه نوشت: «این تصمیم ترامپ پس از جلسهای با مشاوران ارشد و مقامات نظامی که طرح حمله جدیدی را برای آن روز به او ارائه دادند، گرفته شد».
منابع مذکور توضیح دادند که در روزهای قبل از این جلسه، ترامپ تمایل به بازگشت به جنگ تمامعیار علیه ایران را داشت، اما طرز فکر او از عصر پنجشنبه شروع به تغییر کرد.
این گزارش ادامه میدهد: «فرمانده سنتکام [به ترامپ] گفت گام بعدی احتمالی، از سرگیری عملیاتهای رزمی عمده برای تکمیل ۲۰ درصد از اهدافی است که ارتش آمریکا در طول عملیات خشم حماسی تعیین کرده اما به آنها حمله نکرده است».
به گفته منابع آکسیوس، کوپر تاکید کرد که در غیاب تصمیمی برای بازگشت به جنگ گسترده با ایران، ادامه بمباران دو هفته گذشته هیچ فایدهای ندارد.
سخنگوی سازمان تروریستی به درخواست این وبگاه برای اظهارنظر درباره این گزارش پاسخ نداده است.
از سوی دیگر، منابع مطلع میگویند که «جان دنیل کِین» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز بهطور خصوصی به «پیت هگزث» وزیر جنگ و ترامپ هشدار داده که کمبود مهمات رهگیر سامانههای پدافندی در غرب آسیا، توانایی محافظت از نیروهای آمریکایی و متحدانشان در منطقه را مختل کرده است.
سفر نتانیاهو به واشنگتن؛ تلاشی برای حفظ حمایت ترامپ در جنگ با ایران
نیویورک تایمز در تحلیلی مینویسد نتانیاهو به دنبال نمایش تداوم روابط نزدیک با ترامپ برای تقویت جایگاه خود در آستانه انتخابات اسرائیل است و میخواهد حمایت ترامپ برای ادامه جنگ علیه ایران را به نحوی تضمین کند.
نیویورکتایمز در تحلیلی نوشت دیدار روز سهشنبه بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در شرایطی برگزار میشود که هر دو رهبر در ماههای آینده با آزمونهای انتخاباتی مهمی روبهرو هستند و همزمان اختلاف دیدگاه آنها درباره پرونده ایران پررنگتر شده است.
نتانیاهو که براساس نظرسنجیها پیش از انتخابات پاییز اسرائیل از رقبای خود عقب افتاده، تحت فشار است تا به افکار عمومی این رژیم نشان دهد همچنان از روابط نزدیک و مؤثر با رئیسجمهور آمریکا برخوردار است؛ موضوعی که میتواند در رقابتهای انتخاباتی برای او اهمیت سیاسی داشته باشد.
به گزارش فارس، در مقابل، ترامپ نیز در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا قرار دارد؛ انتخاباتی که پس از جنگی پرهزینه با ایران برگزار میشود. به نوشته این روزنامه، بسیاری در آمریکا معتقدند واشنگتن تحت تأثیر اسرائیل وارد این جنگ شد؛ جنگی که نه به نابودی برنامه هستهای ایران انجامید و نه هدف اعلامشده تغییر حکومت در تهران را محقق کرد.
بر اساس این گزارش، دولت اسرائیل هیچ تمایلی به پایان جنگ ندارد و همچنان گزینه تداوم درگیریهای نظامی را ترجیح میدهد.
«دنی سیترینوویچ»، فرمانده پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل و کارشناس مسائل ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی این رژیم، در گفتوگو با نیویورکتایمز گفت: از نگاه رهبران اسرائیل، هرگونه توافق آمریکا با ایران به تقویت حکومت در تهران منجر خواهد شد؛ حکومتی که تلآویو همچنان خواهان تضعیف یا سرنگونی آن است.
نماینده کنگره آمریکا با انتقاد شدید از ادامه جنگ ترامپ علیه ایران اعلام کرد: تنها دستاورد وی در این جنگ پایان ذخایر نفتی و تسلیحاتی و افزایش بدهی آمریکا بوده است.
5 ماه از جنگ آمریکا علیه کشورمان میگذرد؛ جنگی که ترامپ مدعی شده بود تنها در ظرق چند هفته میتواند آن را به سرانجام برساند. ترامپ با این جنگ بهدنبال سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، نابودی توان موشکی و پهادی کشورمان و تصاحب 400 کیلو اورانیوم ایران بود با این وجود بعد از 150 روز جنگ نهتنها به هیچیک از این اهداف نرسید بلکه با بستهشدن تنگه هرمز و گرانشدن قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا، شعلههای جنگ دامن خود این کشور را نیز گرفت. اعتراضها در آمریکا نسبت به شکست ترامپ در جنگ روزبهروز بیشتر میشود. نظرسنجی جدید سیبیاسنیوز-یوگاو از مردم آمریکا درباره جنگ ایران نشان میدهد که 83درصد از جوانان آمریکایی خواستار پایان فوری جنگ هستند. استیصال ترامپ و ناتوانی در باز کردن تنگه هرمز با قدرت نظامی وی را تا سر حد جنون رسانده است. کافی است به تصاویر ساختهشده توسط هوش مصنوعی که شامگاه یکشنبه در حساب کاربری وی در تروثسوشال منتشر شده است، نگاهی انداخته شود. در این فیلمها و تصاویر ساختگی، تمامی آرزوهای ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز، اشغال جزایر ایرانی و تصاحب نفت و گاز کشورمان منعکس شده است. آرزوهایی که در واقعیت امکان تحقق ندارد اما به کمک هوش مصنوعی میتوان به این آرزوهای دور و دراز دست یافت. انتشار این پستهای مضحک، ترامپ را به سوژه شبکههای اجتماعی تبدیل کرده است.
دستاوردهای ترامپ در جنگ!
فشارها از سوی رسانهها، کارشناسان و افکار عمومی آمریکا به ترامپ برای پایان دادن به جنگ روزبهروز اضافه میشود. بسیاری بر این باور هستند که ترامپ هیچ دستاوردی در این جنگ جز نابودی ذخایر استراتژیک تسلیحاتی و نفتی و افزایش بدهی آمریکا نداشته است. در این راستا «توماس مسی» همحزبی ترامپ و عضو کنگره آمریکا روز یکشنبه با انتقاد شدید از ترامپ گفت: آمریکا «به خاطر اسرائیل» زرادخانه موشکی خود را از دست داده، ذخایر نفتی خود را خالی کرده و بر بدهیهای خود افزوده است. وی اظهار داشت: آمریکا در اثر جنگ با ایران بهشدت تضعیف شده است.
انتقادهای «توماس مسی» براساس گزارشهایی است که این روزها در رسانههای آمریکایی منتشر میشود. طی روزهای گذشته رسانههای مطرح آمریکایی در گزارشهایی کمسابقه از کاهش قابلتوجه ذخایر تسلیحاتی ارتش آمریکا در پی جنگ با ایران پرده برداشته و نوشتهاند ترامپ هرچه زودتر باید به جنگ خاتمه دهد. شبکه آمریکایی سیانان گزارش داده است که در آخرین نشست امنیتی دونالد ترامپ با مقامهای ارشد نظامی، ژنرال
دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، بار دیگر نسبت به کاهش ذخایر مهمات و پیامدهای ادامه عملیات نظامی علیه ایران هشدار داده است. به نوشته این شبکه، نگرانی درباره وضعیت زرادخانه آمریکا یکی از محورهای اصلی این جلسه بود و فرماندهان نظامی تأکید کردند که تداوم یک کارزار نظامی گسترده میتواند توان بازدارندگی آمریکا را در دیگر مناطق جهان نیز تحت تأثیر قرار دهد. والاستریتژورنال هم در گزارشی که دیروز منتشر شد به بررسی وضعیت حساس موجودی موشکهای آمریکا پس از حدود پنج ماه درگیری در جنگ با ایران پرداخته است. این گزارش هم بر نگرانیهای داخلی دولت آمریکا در مورد کاهش شدید ذخایر مهمات دقیق، بهویژه موشکهای تهاجمی و پدافندی تمرکز دارد. براساس این گزارش بازسازی کامل این ذخایر ممکن است ۳ تا ۶ سال طول بکشد، حتی با افزایش تولید.
غیر از نابودی ذخایر موشکی آمریکا گزارشها نشان میدهد بهدلیل حماقت ترامپ در آغاز جنگ علیه ایران و بهدنبال آن بستهشدن تنگههای هرمز و بابالمندب، ذخایر نفتی آمریکا نیز ته کشیده است. براساس گزارش منابع خبری ذخایر راهبردی نفت آمریکا اکنون به حدود 311میلیون بشکه رسیده است که پایینترین سطح از سال 1983 محسوب میشود، این ذخایر در سال 2021 بیش از 612میلیون بشکه بود و در اوج خود به حدود 727میلیون بشکه میرسید. از سوی دیگر، براساس گزارش رسانههای آمریکایی، جنگ با ایران فشار شدیدی نیز بر وضعیت مالی دولت آمریکا وارد کرده و نگرانیها درباره رشد سریع بدهی ملی و کسری بودجه را افزایش داده است. در حالی که آمریکا پیش از آغاز این جنگ نیز با بدهی سنگین روبهرو بود، هزینههای نظامی، استقرار نیروها، مصرف گسترده مهمات پیشرفته و نیاز به تأمین بودجه عملیاتهای طولانیمدت، روند افزایش بدهی را شتاب بخشیده است. براساس برخی برآوردهای کارشناسان اقتصادِ سیاسی جنگ بیش از یک تریلیون دلار هزینه روی دست دولت آمریکا خواهد گذاشت.
زمان رو به اتمام است
رسانههای غربی نیز همچنان به انتشار گزارشهای خود درباره شکست ترامپ در جنگ ادامه میدهند. در ادامه انتشار این گزارشها، نشریه آمریکایی آتلانتیک در مقالهای تحت عنوان «زمان در حال اتمام است و ترامپ نمیتواند ایران را مجبور به بازگشایی تنگه هرمز کند»، نوشت: دونالد ترامپ، در ماه ژوئن(خرداد) در مورد بازگشایی تنگه هرمز حرف زد و مشخص شد که خودش هم میداند با قدرت نظامی نمیتوان این تنگه را باز کرد. این رسانه آمریکایی افزود: موافقت ترامپ با آتشبس با ایران پس از آن صورت گرفت که متوجه شد ادامه بمباران، تنگه هرمز را بازگشایی نخواهد کرد و ادامه جنگ، کشتیهای تجاری را مجبور به اجتناب از آن خواهد کرد، در حالی که ذخایر اضطراری نفت کاهش مییابد. رسانه مذکور آمریکایی با اشاره به تلاشهای ترامپ برای تقویت اتحاد خود با کشورهای خلیجفارس تأکید کرده است: ترامپ نمیتواند تهران را مجبور به توقف تلاشهای خود برای کنترل تنگه هرمز کند. در این شرایط که یک بنبست واقعی است، ترامپ باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد هزینههای اقتصادی گزاف یک جنگ فرسایشی را بپردازد یا اینکه جنگ را گسترش دهد و خطرات آن را به جان بخرد و یا عقبنشینی کند.
در این یادداشت با اشاره به تنگنای راهبردی که ترامپ در این جنگ در آن گرفتار شده، آمده است: واشنگتن در تلاش است تا از هستهایشدن ایران جلوگیری کند، تعهدات اقتصادی و فناورانه جدیدی به کشورهای حاشیه خلیجفارس ارائه دهد، از دو مسیر دریایی راهبردی(تنگه هرمز و بابالمندب) محافظت کند و جنگی هوایی با پایانی نامعلوم را پیش ببرد، در حالی که ذخایر انرژی و صبر سیاسی لازم برای تداوم این اقدامات رو به کاهش است. آنطور که آتلانتیک نوشته، ترامپ ممکن است فشار بیشتری بر ایران وارد کند، اما این امر بعید است تهران را مجبور به ترک تلاش برای کنترل تنگه هرمز کند. شاید ایران انعطاف نشان دهد، اما اگر دوطرف در بنبست باقی بمانند، ترامپ باید تصمیم بگیرد که آیا هزینه اقتصادی ادامه یک جنگ با شدت پایین را به طور نامحدود بپذیرد، درگیری را با تمام خطرات آن شدت بدهد یا عقبنشینی کند. مجله آتلانتیک خاطرنشان کرده است: روسیه صادرات گازوئیل خود را کاهش داده است، کاهش ذخایر نفت خام و استراتژیک ایالاتمتحده به سطوح بیسابقهای رسیده است و مصرف چین در حال کاهش است. شاخصهای بازار در حال حاضر به خطر تورم اشاره دارند و ترامپ شانس کمی برای دستیابی به توافق قبل از ایجاد یک اختلال دیگر دارد که شوک شدیدی به قیمت سوخت و وضعیت مالی، شاید در اواسط تا اواخر سپتامبر، وارد کند.
گرفتار در باتلاق جنگ
روزنامه نیویورکتایمز هم در تحلیلی درباره گزینههای ترامپ در قبال ایران نوشته است، رئیسجمهوری که تصور میکرد قدرتش هیچ مرزی نمیشناسد، اکنون دریافته است که با محدودیتهای متعددی روبهروست؛ محدودیتهایی که او را بیش از گذشته سرخورده، آشفته و در تصمیمگیری و رفتار، غیرقابل پیشبینی کرده است. به گزارش فارس، نیویورکتایمز با اشاره به این که هیچکدام از اهداف جنگی آمریکا محقق نشده، نوشته است: ترامپ با محدودیتهایی در اعمال قدرت روبهرو شده که احتمالاً هنگام آغاز عملیات گسترده نظامی علیه ایران در ۲۸ فوریه(9 اسفند) هرگز تصورش را نمیکرد. آن زمان، هدف او پایان سریع برنامه هستهای ایران و سرنگونی حکومت این کشور بود. اکنون، پنج ماه بعد، تقریباً هیچیک از این اهداف محقق نشده است. ترامپ که پیشتر مطمئن بود با تکیه بر قدرت نظامی میتواند آنچه را «مدل ونزوئلا» مینامید یعنی تغییر حکومت و روی کار آوردن دولتی همسو با منافع آمریکا در ایران نیز اجرا کند، اکنون درباره ورود دوباره به یک عملیات نظامی گسترده تردید دارد؛ زیرا ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد چنین رویکردی در ایران به احتمال زیاد موفق نخواهد بود. به نوشته نیویورک تایمز ترامپ در باتلاق جنگ با ایران گرفتار شده است؛ حتی با وجود آنکه قدرتمندترین ابزار اعمال قدرت جهان را در اختیار دارد.
نیویورکتایمز در ادامه گزارش خود آورده است: ترامپ همچنین نتوانسته افزایش قیمت نفت و پیامدهای آن بر بازارهای مالی را مهار کند. کشتیرانی در تنگه هرمز که برای مدت کوتاهی از سر گرفته شده بود، بار دیگر بهشدت کاهش یافته و اکنون گذرگاه مهم دیگری میان دریای سرخ و خلیج عدن نیز در معرض تهدید قرار دارد. به گفته دستیاران ترامپ، این محدودیتها او را بهشدت ناامید کرده و حتی نسبت به گذشته نیز رفتارهای غیرقابل پیشبینیتری از خود بروز میدهد.
این روزنامه آمریکایی با اشاره به محدودیتهای ترامپ در برابر ایران تأکید میکند اکنون ترامپ سه گزینه اصلی پیشرو دارد: تشدید عملیات نظامی، افزایش فشارهای اقتصادی یا اعلام پیروزی و خروج از جنگ. این گزینهها طی هفتههای اخیر در جلساتی با جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، پیت هگزت، وزیر جنگ، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، جرد کوشنر، داماد ترامپ، و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه او، مورد بررسی قرار گرفتهاند. اما هر یک از این گزینهها به دلایل مختلف، برای ترامپ نامطلوب به نظر میرسند.
خانم منصوری، در نسخه شما دشمن «مقصر» نیست!
رئیس غیرقانونی جبهه اصلاحات بدون در نظر گرفتن نیت، مطامع و اقدامات خصمانه ترامپ و نتانیاهو و غافل از اینکه دشمن با انگیزه «تسلیم بیقید و شرط» به «جنگ» و «مذاکره» میپردازد، «عزت»، «مصلحت» و «حکمت» را بدل و قرینه «صلح» گرفت.
آذر منصوری در نشست مجمع عمومی جبهه مدعی اصلاحات بیاعتنا به جنایات دشمن و بیتوجه به سیل مردمی که فریاد خونخواهی سر دادند، گفت: «باور ما این است که اکثریت قاطع مردم ایران، فارغ از هر گرایش سیاسی، خواهان صلح هستند».
رئیس غیرقانونی جبهه مدعی اصلاحات با علم به بدعهدی آمریکا و با اذعان به این مسئله که ضمانتی برای پایبندی آمریکا به توافق وجود ندارد، اظهار داشت: «ایالات متحده آمریکا بارها در عمل نسبت به تعهدات خود پایبند نبوده و با اعمال تحریمهای گسترده، خروج از توافقات و نیز اقدامات تجاوزکارانه، اعتماد میان دو کشور را بهشدت آسیب زده است». سپس گفت: «صلح در خارج یعنی تلاش برای استفاده حداکثری از ظرفیت دیپلماسی».
تجربه تاریخی و قواعد بینالمللی نشان داد که چانهزنی در مذاکرات و حفظ دستاوردها از طریق قدرت میسر میشود و هزینه مقاومت به مراتب کمتر از هزینه توافق است.
منصوری با طرح این پرسش که «آیا قاطبه ملت بزرگ ایران رؤیا یا آرزویی جز امنیت، آرامش، اشتغال، رفاه و آیندهای مطمئن برای فرزندان خود دارند؟» تصمیمسازان را به صلح با عامل مشکلات و معضلاتی چون «تحریم» و «جنگ» خواند در حالی که جای «مقصر» در نگاه و سخن او خالی است.
از جیب مالیاتدهندگان آمریکا به کیسه صهیونیستهای تلآویو
جنگ نیابتی ترامپ با ایران موجب تحمیل هزینههای بسیار به اقتصاد آمریکا شد و مالیاتدهندگان آمریکایی را به انتقاد از سیاستهای مالی و نظامی آمریکا ترغیب و تشویق کرد.
ماجراجویی مجدد آمریکا، جنگی به نیابت از رژیم صهیونیستی و در راستای مطامع نتانیاهو بود که رژیم کودککش ظاهراً خود را از آن منها کرد؛ با این وجود کمکهای مالی و نظامی آمریکا به بهانه جبران آسیب و تقویت نظامی این رژیم در این دوران نیز ادامه داشت.
25 تیر 1405 مجلس نمایندگان آمریکا با 314 رای مخالف در برابر 104 رای موافق مانع «عدم پرداخت کمک» به اسرائیل شد و کمافیالسابق تجهیز و تامین اسرائیل ادامه یافت.
با رای نمایندگان ایالات متحده، 3.3 میلیارد دلار از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی به کیسه صهیونیستهای تلآویو رفت؛ درحالی که درخواست ۱۱ میلیارد دلاری وزیر کشاورزی برای جبران آسیبهای ناشی از بلایای طبیعی در سال 2025 در جلسه استماع کنگره «طنزآمیز» قلمداد شد.
«توماس مسی»، سناتور جمهوریخواه «کنتاکی» در جلسه استماع که روز 31 تیر 1405 در کنگره آمریکا برگزار شد، درخواست جبران خسارت کشاورزان آمریکایی را «مضحک» خواند و به مخالفت با آن پرداخت.
جنگ آمریکا تا قبل از جلسه استماع ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه به مالیاتدهندگان ایالات متحده تحمیل کرد؛ با این حال فرستادگان ترامپ، روز 31 تیر به کنگره رفتند تا 70 میلیارد دلار دیگر برای مطامع رژیم صهیونی بودجه درخواست کنند.
در همین فضا، «استیو هانکه»، استاد اقتصاد دانشگاه «جانزهاپکینز» با انتشار کارتونی در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «ترامپ از کنگره ۷۰ میلیارد دلار دیگر برای پر کردن دوباره انبارهای مهمات درخواست کرده است. پیشبینی من این است که وقتی گرد و غبار فرو بنشیند هزینه دولت آمریکا بهخاطر جنگش علیه ایران از یک تریلیون دلار عبور خواهد کرد».
«پیت بودجج»، وزیر ترابری سابق آمریکا نیز روز شنبه (3 تیر 1405) در مصاحبه با «فاکسنیوز» به سیاستهای مالی و نظامی ترامپ تاخت و صدای مالیاتدهندگان آمریکا شد.
او تامین هزینه از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی را زیر سؤال برد و با انتقاد از جنگ نیابتی ترامپ، گفت: پول مالیات ما به جنگی بینتیجه میرود که در بهترین حالت و سناریو، وضعیت ما را بدتر از قبل خواهد کرد.
ترامپ از ماجراجویی نتانیاهو خسته شد
یک روزنامه صهیونیستی مدعی شد که ترامپ از جنگ نیابتی به نفع نتانیاهو و اسرائیل خسته شده و یارای ادامه آن را ندارد.
روزنامه صهیونیستی «معاریو» در تحلیلی با تیتر «اسرائیل طبل جنگ با ایران را به صدا درآورده، اما ترامپ با این آهنگ همراهی نمیکند» مدعی شد: ترامپ از ادامه جنگ با ایران خسته شده و از پذیرش این مسئولیت گریزان است.
این رسانه عبریزبان نوشت: پس از دو روز ابهام، سرانجام دلیل یا شاید بهانهای برای تعویق چندباره حمله گسترده آمریکا به ایران مطرح شد.
اگرچه ادعای معاریو مبنی بر خستگی ترامپ در حمایت از اسرائیل (جنگ نیابتی 13 روزه به جای رژیم) با سیاستهای کلان آمریکا و دولتمردان این کشور سازگار نیست؛ اما افکار عمومی آمریکا با حمایت بیحد و حصر دولتمردان از اسرائیل همراه نیست و به آن نقد دارد، نمونه این مخالفت را میتوان در تظاهرات ضد جنگ طی سالهای 2023 و 2024 در شهر واشنگتن جستوجو کرد.
نتانیاهو در حالی خواستار ادامه جنگ است که در جایگاه تماشاچی نشسته و هزینه جنگ از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی تامین میشود.
تبعات اقتصادی جنگ از جمله افزایش نرخ بنزین تا 4.8 دلار به ازای هر گالن در آمریکا و بیش از 5 دلار در برخی ایالتها موجب شد که مطالبات ضد جنگ از سطح «درخواست انسانی» به سطح «اقتصادی» رسیده و نخبگان این کشور (ایالات متحده) با ادله بیشتر، نسبت به جنگ نیابتی اعتراض کنند.
علاوهبر تبعات اقتصادی تلفات انسانی و فشار رسانهها برای به روزرسانی آمار دیگر مسئلهای است که پاپیچ ترامپ و کابینه او شد.
همزمان با فشار رسانهها به پنتاگون برای بهروزرسانی آمار تلفات، توقف آتش از سوی آمریکا رخ داد؛ به نظر میرسد دولت ترامپ توجیه مناسبی برای تعداد زخمیها و کشتگان نداشته است.
شبکه خبری «سی.ان.ان» گزارش داد: «پنتاگون بیسر و صدا محاسبات خود را در مورد تلفات جنگ ایران تغییر داد و پایگاه داده خود را بهروزرسانی کرد».
به گزارش این شبکه آمریکایی، بیش از ۱۴۰ سرباز زخمی آمریکایی به آمار اضافه شدند. با توجه به هزینههای مالی و انسانی آمریکا گزارش معاریو مبنی بر خستگی ترامپ از جنگ دور از منطق به نظر نمیرسد؛ اما به گواه تاریخ پیوند آمریکا و اسرائیل ناگسستنی است و اندیشه عدم حمایت آمریکا از صهیونیستها خام و نارس به نظر میرسد.