روزی نامه های غرب گدای ...
۱۴۰۵/۰۶/۲۷
.jpg)
پشتپرده اشتیاق غربگرایان برای بازگشت خبرچین ساواک!
اعلام آمادگی مسعود بهنود، مهره کارکشته ساواک و تهیهکننده سابق بیبیسی فارسی برای بازگشت به کشور، با استقبال و اشتیاق تأملبرانگیز جریان مدعی اصلاحات مواجه شده است.
این رسانهها با سانسور گذشته تاریک او، درصدد سفیدشویی کارنامه سیاه یکی از شاخصترین عناصر خائن خارجنشین برآمدهاند.
نگاهی به کارنامه بهنود، ابعاد متناقض این فضاسازی را آشکار میکند. او پیش از انقلاب، بر اساس اسناد غیرقابلانکار، از عوامل تشکیلات «سام» و «خبرچین ساواک» بود که با سردبیری مجله «تهران مصور» و اجرای برنامههایی چون «تیتر اول» در تلویزیون شاهنشاهی، وظیفه تطهیر سازمان جنایتکار ساواک را برعهده داشت؛ ارتباطی نزدیک که حتی در فیلمهای آرشیوی نشستهای مطبوعاتی پرویز ثابتی و حضور او در ردیف اول خبرنگاران گزینششده مشهود است.
او پس از پیروزی انقلاب اسلامی با ظاهرسازی، نگارش فیلمنامه «خانه عنکبوت» و افشاگری علیه سران رژیم گذشته تقلا کرد خود را از محاکمه برهاند. با این حال، در دهه هفتاد و از سال ۱۳۷۶ با حضور در روزنامه «جامعه» و راهاندازی نشریات زنجیرهای در کنار عناصری چون اکبر گنجی، محسن سازگارا و ابراهیم نبوی، بستر اصلی تشویش اذهان عمومی، افترا به نیروهای مسلح و هجمه به مقدسات را فراهم ساخت.
بهنود در آذرماه ۱۳۷۹ به اتهامات متعددی از جمله تبلیغ علیه نظام، عبور از خطوط قرمز، همکاری با رسانههای بیگانه و اتهامات اخلاقی به دادگاه فراخوانده شد و پس از محکومیت، از کشور گریخت. او در لندن به عنوان مواجببگیر بیبیسی فارسی و راهانداز وبسایت «روزآنلاین»، نقش کارچاقکن رسانههای معاند را ایفا کرد و با تطمیع روزنامهنگاران جوان و حتی همکاری با عناصری همچون نازنین زاغری، شبکه جذب نیرو برای رسانههای ضدایرانی را هدایت نمود.
پهن کردن فرش قرمز برای این پادوی کهنهکار دشمن، پیامآور پروژهای خطرناک برای سفیدسازی خائنان و اعلام پیوند دوباره جریان تندرو داخلی با شبکه عنکبوتی معاندین است؛ امری که هوشیاری و برخورد قاطع نهادهای قضائی و امنیتی را میطلبد.
به جای طلبکاری از مردم جلوی رانت و بیتدبیری را بگیرید!
یوسف پزشکیان، فرزند رئیسجمهور، در یادداشتی در شبکه اجتماعی نوشته است: «شما که مدعی هستید، پیشتاز بشید، مثل مردم یمن زندگی کنید؛ یارانه نگیرید، از برق سراسری استفاده نکنید، هزینههای زندگی را نصف کنید. اگر همین مردم جانفدا بتوانند هزینه زندگی خود را نصف کنند، دولت هم زبانش در مقابل دشمنان دراز میشود!»
مشخص نیست آقازاده رئیسجمهور با کدام صلاحیت و بر اساس چه تجربهای درباره همهچیز نظر میدهد و برای «ملت جانفدا» نسخه ریاضت میپیچد؟ آن هم در دولتی که مدام از وفاق دم میزند!
این اظهارات طلبکارانه در حالی مطرح میشود که «جانفدا»ها نماد واقعی جمهوریت، تابآوری و اقتدار ملی در برابر تهدیدات دشمن هستند. مردمی که بیش از ۲۰۰ روز است با ایستادگی بیمنت و با وجود تورم افسارگسیخته، پای کار کشور و انقلاب ماندهاند و معنای راهبردی حضورشان، دفاع از تمامیت ایران است.
نکته اساسی اینجاست که این طبقه فداکار، عموماً از قشر ضعیف جامعه هستند؛ صاحبان خانههای کوچک، خودروهای کمتعداد، مصرف آب و برق و بنزین حداقل و کسانی که تمام سهمشان از سفره انقلاب، یارانه ناچیز نهایتاً ۴۰۰ هزار تومانی است. این مردم از ابتدای جنگ کف خیابان بوده، معیشت سخت را تحمل کرده و برعکس برخی مدیران و مسئولان گلایه و شکایتی نداشتهاند.
سؤال اصلی از مدعیان این است: چرا زور مسئولان فقط به این قشر میرسد؟ چرا یارانههای کلان ثروتمندانی که دهها خودرو و ویلاهای پرمصرف دارند و هر هفته در سفرند قطع نمیشود؟ چرا درباره سرمایههای اصلی کشور که در بانکها و شرکتهای دولتی حیفومیل میشود، حقوقهای نجومی و پاداشهای میلیاردی حرفی زده نمیشود؟
مشکل اصلی، هزینههای پایین مردم «جانفدا» نیست، بلکه مدل مدیریتی و بریزوبپاشهای غیرضروری، حقمأموریتهای لاکچری و سفرهای میلیاردی، بیبرنامگی و ناکارآمدی است. اگر جلوی این حیفومیلها گرفته شود، نیازی نیست از مردمی که خود بار اقتصاد را بر دوش میکشند خواسته شود مانند یمنیها زندگی کنند! ملت مبعوث ایران، الگوی ملتها و آزادگان جهاناند. این حجم از طلبکاری از ملّت، عنوانی جز بیتدبیری و وقاحت ندارد.
بازی تکراری حجاب در پازل اسرائیلی
ناکامی در جبهه نظامی بار دیگر زمینه توطئه علیه مقدسات را فعال کرد؛ این بار البته هیچ یک از ملت مبعوث شده در هیچ پلاکاردی خواستار مقابله با بدحجابی و عریاننمایی نشده است؛ اما، شاید زامبیهای توئیتری پروژه بگیر، افاضات معاون زنان و خانواده رئیسجمهور را نادیده بگیرند و ملت مبعوث شده را عامل تفرقه و اقدامات ضد انسجام ملی معرفی کنند! درست زمانی که نسبت به سالهای گذشته وضعیت عریاننمایی برخی بانوان در خیابانهای تهران حتی موجب انزجار افراد غیرمذهبی شده است و درست در سالگرد ایام شروع پروژه صهیونیستی «زن، زندگی، آزادی» در سال 1401 معاون زنان و خانواده رئیسجمهور عنوان میکند که «حجاب یک موضوع فرهنگی است و موضوع فرهنگی را نمیتوان با ضربه باتوم اصلاح کرد». آری، حجاب یک موضوع فرهنگی است پس چرا در دو سال گذشته هیچ اقدام فرهنگی برای بهبود وضعیت حجاب توسط دولت انجام نشده است؟ آیا معاون زنان رئیسجمهور و دیگر وزرا و مدیران حوزه فرهنگی در دولت چهاردهم خود را ملزم به تلاش و اقدامات مؤثر برای بهبود وضعیت حجاب نمیدانند؟ چرا در دولت چهاردهم از وضعیت بد حجابی بانوان به عریاننمایی رسیدهایم؟
شکی نیست که دشمن آمریکایی- صهیونیستی از مقابله نظامی ناکام مانده است و درصدد ایجاد تنش اقتصادی و اجتماعی در داخل ایران است. پس چرا به جای اقدامات مؤثر مدیران فرهنگی دولت در زمینه حجاب اظهاراتی میشنویم که نه تنها مطالبهگری از آنها را افزایش میدهد؛ بلکه موجب تکدرخاطر مردمی است که بیش از 200 شب برای دفاع میهنی هر شب در میادین شهرهای سراسر کشور اعلام حضور کردهاند. خانم زهرا بهروز آذر در مصاحبه اخیر میگوید؛ «تمام تلاش و دغدغه ما باید این باشد که دو گروهی که حجاب دارند یا ندارند، همچنان خواهر و برادر یکدیگر باقی بمانند در تمام این 22 ماه تلاش کردیم اجازه ندهیم موضوع حجاب به عاملی برای ایجاد شکاف و شکلگیری دوقطبی در جامعه تبدیل شود. نسبت ما با لایحه حجاب نیز همین بود.» ای کاش تمام تلاش شما در دولت این بود که با اقدامات فرهنگی که مدعی آن هستید وضعیت حجاب را بهبود میدادید که نه تنها این کار را نکردید، بلکه امروزه در خیابانهای تهران با پدیده عریاننمایی مواجه هستیم. مواضع مطرح شده در این مصاحبه گویای این مهم است که دولت به رهایی مسئله حجاب افتخار میکند و هیچ برنامه مؤثری در این زمینه ندارد.
در این بین عزتالله ضرغامی وزیر گردشگری و میراث فرهنگی دوره شهید رئیسی در توئیتی بیان میکند «...ولی امروز همه تصمیمگیران و تصمیمسازان، تندرو و کندرو، بر اشتباه بودن روش گشت ارشاد اتفاق نظر دارند. ظاهرا همیشه باید مصیبتها و مقاومتها ما را به راه و روش درست هدایت کند!» صرف انتقاد هنر فردی که سالها مسئولیت فرهنگی در کشور داشته اعم از وزارت گردشگری و ریاست بر صدا و سیما نیست؛ بلکه، ارائه راهکار علمی و مؤثر برای بهبود وضعیت عریاننمایی و بدحجابی در کشور انتظار ملت مبعوث شده از آقای ضرغامی است. بهتر است این مدیر فرهنگی باسابقه اولاً مواضع خود در زمان مناسبتر بیان کند و ثانیاً به صرف انتقاد بسنده نکند، بلکه در مقام وزیر و رئیس سابق صدا و سیما راهکار ارائه دهد.