رویداد اعتراضی «میناب برای ایران جان داد» مقابل دفتر سازمان ملل در اعتراض به کشتار دانشآموزان میناب توسط آمریکای تروریست برگزار شد.
صبحی که آفتاب هنوز درست بالا نیامده بود، صدای زنگ مدرسه در میناب، آخرین نوایی شد که گوشهای خداترس این سرزمین شنیدند. کلاس درس کودکی با دود و خاکستر بدل شد به جغرافیای خون و بغض. در آن انفجار صهیونیستی ـ آمریکایی، صدوهفتادوشش کودک و معلم، پر کشیدند؛ همانهایی که دفتر مشقشان هنوز باز مانده، و بالهایشان بر صفحه آسمان ادامه درس مقاومت را مینویسد. چند روز بعد، در تهران، مقابل دفتر سازمان ملل، دانشآموزان سراسر کشور گرد آمدند؛ گویی دیگر سکوت معنا ندارد. شعارها،گریهها، و صدای لرزان دختری دهساله که پلاکاردی در دست دارد: «کیف صورتی من، هنوز پر از دفتر ناتمام است». اعتراض امروز تنها نمایش خشم نبود، بلکه شهادتی است از اخلاق، وجدان، و زخم جمعی نسلی که کودکیاش در سیاستهای بیرحمانه آمریکا خاکستر شد. بچههای دبستانی، در مقابل ساختمانی که باید صدای عدالت باشد، تقاضا کردند: «دنیا نگاه کن؛ میناب جان داد تا انسانیت از خواب بیدار شود».
در میان جمعیت، دختری با موهای بافته و کلاه صورتی، عکس «ملینا» را در دست دارد؛ همان کودک سهساله کرمانشاهی که چند ماه پیش، در آغوش پدرش بر اثر حمله مشابهی جان داد. حالا، رنگ صورتی شده نشانهی مشترک دو آسمان ـ آسمان میناب و آسمان کرمانشاه ـ جایی که خون و معصومیت، پیمان ناتمامی از رهایی نوشتهاند.
مردم آمدهاند؛ مادران در سکوتگریه میکنند، خبرنگاران مینویسند، و صدای علیرضا، دانشآموز کلاس پنجم، در بلندگو میپیچد: «ما درس تاریخ خوانده بودیم، اما حالا خودمان تاریخیم.» بچهها بادکنکهای صورتی و سفید را رها کردند تا شاید بالا، به دست ملینا و دوستان مینابیاش برسد. بادکنکها در آسمان گم شدند، اما فریادشان ماند: میناب، هنوز زنگ میزند؛ زنگ بیداری جهانی در برابر جنایت آشکار آمریکا.
گفتنی است حضور اعتراضی «زنگ مدرسه میناب» در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران در اعتراض به حمله به مدرسه شجره طیبه میناب بود؛ حملهای که در آن ۱۶۸ دانشآموز و چند معلم به شهادت رسیدند و شمار شهدا به ۱۷۶ نفر رسید.