«... شرایط فعلی، خب شرایط دشوارتری هست، تقریبا جزء کم سابقهترین دوران چهل ساله انقلاب هست، با اینکه ما جنگ تحمیلی را هم داشتیم. (اما امروز) در شرایطی که فشار خارجی، آمریکاییها، مسائل ما در منطقه، مسائل داخلی.... سخت شده، شرایط کرونا، شرایط خشکسالی، منابع کشور هم ته کشیده، هم شرایط بودجه دشوار هست، هم شرایط اقتصاد دشوار هست، هم شرایط اجتماعی و خارجی، بالاخره آقای رئیسی تو چنین شرایطی مسئولیت اداره کشور را برعهده گرفتند...»
این جملات اسحاق جهانگیری، معاون اول دولت دوازدهم در آخرین جلسه هیئت آن دولت به تاریخ 13 مرداد 1400 بود که تقریبا شرایط سخت و دشواری که سیاستهای مخرب و تحقیرگرایانه و وابسته دولت به اصطلاح تدبیر و امید در کشور ایجاد کرده بود را تا حدودی اعتراف کرد و طرفه آنکه این اعترافات از سوی منتقدان آن دولت یا ناظران بیطرف و یا مورخین سالهای بعد نیست بلکه از سوی معاون اول رئیس آن دولت بیان شده، آن هم در زمانی که هنوز مسئولیت معاون اولی را برعهده داشت.
چگونه کرونا را پشت سر گذاشتیم
اما اسحاق جهانگیری شرایط طاقتفرسای اجتماعی تابستان 1400 را خیلی کلی و گذرا مطرح نمود. او نگفت که در آن روزها به دلیل کاهلی دولت در واردات واکسن کرونا از منابع مختلف (به جای چشم امید داشتن صرف به آمریکا) و سنگ اندازی و مانع تراشی در راه تولید و در چرخه واکسنهای ایرانی، روزانه تا 700 قربانی کرونا و 50 هزار مبتلا به کرونا را شاهد بودیم.
در حالی که با آغاز دولت سیزدهم و چند تماس تلفنی رئیسجمهوری و تلاشهای هماهنگ وزارت خارجه و بهداشت و... سیل واکسنهای خارجی به کشور وارد گردید. یعنی با ابتکار شخصی شهید رئیسی در 27 مرداد 1400 مشکل ورود واکسن از کشور چین حل شد به طوری که طی یک ماه 100 میلیون دوز واکسن از چین وارد کشور شد. حجم این واردات بهقدری زیاد بود که حتی انتقال و جابهجایی واکسنها مشکل ایجاد نمود.
علاوه بر آن واکسن داخلی هم تولید و موانع از مقابل توزیع آن برداشته شد و واکسنهای برکت و پاستوکووک و سینوفارم و فخرا و... وارد چرخه واکسیناسیون کشور گردیدند. هزاران پایگاه واکسیناسیون در سراسر کشور برپا شد و آن حرکت قطره چکانی دولت دوازدهم تبدیل به اقدامی گردید که در طول فقط 4 ماه، برای اغلب مردم 3 بار واکسیناسیون صورت گرفت و تلفات 700-800 نفری به 18 -19 نفر تقلیل یافت.
روشن کردن خاموشیهای کشنده
جهانگیری در آن جلسه آخر نگفت که در آن تابستان گرم کرونایی، هر روز چندین ساعت برق مناطق مختلف قطع میشد و صنایع و بیمارستانها و مراکز اورژانس و امدادی و... دچار مشکلات عدیده شده بودند.
دولت شهید رئیسی از همان آغاز کار، برای خاتمه مشکل برق در کشور، با محاسبه دقیق عرضه و تقاضا و میزان افزایش هر ساله، برنامهای را در مورد تامین این انرژی تدوین و به مرحله اجرا در آورد که دو تابستان 1401 و 1402 (یعنی دو تابستانی که دولت شهید رئیسی مسئولیت داشت) از معدود فصول تابستانی در یکی دو دهه اخیر بودند که خاموشی برق بر اثر کمبود، وجود نداشت. در دولت سیزدهم، آبرسانی به مناطق محروم مانند برخی نواحی خوزستان و سیستان، با حجم بیشتری صورت گرفت.
تعهد به پیمانی که خود غربیها متعهد نبودند!
اسحاق جهانگیری در آن آخرین جلسه دولت دوازدهم نگفت که وضعیت صنایع خرد و درشت در طی دوران دولت تدبیر و امید به چه جایی رسیده بود! نگفت به دلیل تعهد ناآگاهانه به پیمان اقلیمی 2015 پاریس، قرار شد بسیاری از صنایع با سوخت فسیلی، تعطیل شوند. پیمانی که به اعتقاد برخی کارشناسان، اساسا بامنظور تعطیلی صنایع در کشورهای در حال توسعه طراحی گردیده بود، چراکه بسیاری از کشورهای غربی امضاءکننده پیمان یاد شده، اساسا به آن پایبند نبوده و در مقابل اعتراضات هواداران محیط زیست، حتی معادن زغالسنگ و کارخانههای سوخت با ذغال سنگ (که آلودهسازترین منابع محیط زیست به شمار میروند) را نه تنها تعطیل نکردند، بلکه گسترش دادند و برخی از این کشورها مانند آمریکا اصلا از پیمان یاد شده بیرون رفتند. اما دولت دوازدهم خود را مقید به اجرای سهم ایران (کاهش حدود 12 درصد مصرف سوختهای فسیلی) در پیمان پاریس شد و از این روی برخی از صنایع رو به تعطیلی رفتند.
علاوهبرآن، به دلیل اجرای ناقص و غلط طرح خصوصیسازی صنایع، بسیاری از آنها به جای بخش خصوصی به واسطهها واگذار شد و به جای گسترش و شکوفایی، تعداد زیادی از کارخانهها به تغییر کاربری و حتی تعطیلی و اخراج و بیکاری گروه کثیری از کارگران کشانده شدند:
- پلی اکریل اصفهان یکی از بزرگترین تولیدکنندههای نخ و الیاف کشور که 400 واحد کوچک و بزرگ نساجی کشور را تامین میکرد، در زمستان 1395 به حالت تعطیل درآمد.
- سدید یکی از سه کارخانه بزرگ لوله سازی با ظرفیت 700 هزار تن در سال 1394 با تعدیل نیرو به دلیل مشکلات اقتصادی، مواجه شد و سپس با واردات بیرویه محصولات مشابه از خارج، تعطیل گردید.
- تولیدات کارخانه ارج از قدیمیترین تولیدکنندگان ایران در سال 1395 همراه با رکود اقتصادی، پس از 79 سال به صفر رسید و با تعطیلی آن، صدها کارگر این کارخانه بیکار شدند.
- کارخانه روغن نباتی جهان که در سال 1334 تاسیس شده بود پس از دههها فعالیت، در سال 1395 به مشکلات مالی برخورد و صدها کارگر این کارخانه از کار بیکار شدند.
- کارخانه چوکا، از بزرگترین کارخانههای صنایع چوب کشور. پس از 41 سال فعالیت در سال 1394 تعطیل شد و حداقل 600 کارگر بیکار شدند.
- شرکت فرآوردههای بهداشتی داروگر که در سال 1307 تاسیس شده بود، پس از 90 سال از عید سال 1396 با بحران شدید مالی به حالت تعطیلی درآمد.
چرخیدن چرخ کارخانهها
اما دولت سیزدهم با رویکردی جامع و با همکاری دستگاههای متولی، برنامهای را برای احیای واحدهای تولیدی تعطیل یا نیمهفعال آغاز کرد. تا آن حد که امام شهید انقلاب در بیانات مختلف خود، این اقدام را ستودند و آن را نمونهای از «اقتصاد مقاومتی» دانستند.
دولت سیزدهم با فعالسازی واحدهای تولیدی راکد، به توسعه اقتصاد مقاومتی و ایجاد اشتغال پرداخت. آمار نشان میدهد که دولت در کمتر از دو سال موفق شد تا مهر ۱۴۰۱ حدود 2 هزار واحد و تا اردیبهشت 1403، حدود ۸ هزار واحد کارگاهی و کارخانهای را به فعالیت برگرداند.
امام شهید در 20 اردیبهشت 1404 و در دیدار با جامعه کارگری، مجددا به احیای ۸ هزار کارخانه در دولت شهید رئیسی اشاره کردند و گفتند:
«این حرکت نشان داد که میتوان از تعطیلی کارخانههای یا کاهش ظرفیت تولید آنها جلوگیری کرد که این یکی از افتخارات آن شهید (شهید رئیسی) بود».
سیاست خارجی شکوفا
در سیاست خارجی، دولت شهید رئیسی با یک دیپلماسی فعال و با حضور دیپلمات و وزیر خارجه متعهد و انقلابی یعنی شهید امیرعبداللهیان، ضمن حفظ عزت و اقتدار و استقلال ملی، فضای گستردهای به خصوص برای ارتباط با همسایگان و سپس کشورهای منطقه و بعد سایر کشورهای دنیا به وجود آورد تا حدی که حتی روابط تیرهای که در طی چهل سال با کشوری همچون مصر وجود داشت به سوی بهبود رفت، به طوری که شهید رئیسی خود تلفنی با رئیسجمهوری مصر صحبت کرد و به طور رسمی دستور برقراری روابط سیاسی ایران و مصر را داد.
در دولت سیزدهم روابط خدشه دار شده با کشورهایی مانند عربستان و آذربایجان اصلاح گردید تا حدی که سفارت این دو کشور در ایران بازگشایی شد و شهید رئیسی به عنوان یک رئیسجمهوری اسلامی پس از 11 سال به عربستان سفر کرد و با آذربایجان، پروژههای مختلف سازندگی را به اجرا درآورد. پس از بازگشت از افتتاح یکی از همین پروژههای مشترک بود که آیتالله رئیسی و همراهانش به شهادت رسیدند.
دولت سیزدهم، افقهای تازهای را فراتر از فضاهای بسته و محدود اروپای غربی و آمریکا برای همکاریهای سیاسی و اقتصادی، برای ایران گشود و برای اولین بار کشور را عضو دو سازمان بزرگ همکاریهای بریکس و شانگهای گردانید.
فعالیتهای سیاسی و بینالمللی دولت شهید رئیسی خط باطلی بر ادعاهای کرکننده و توخالی رئیس دولت به اصطلاح تدبیر و امید بود که فقط لاف توانایی گفتوگو و ارتباط با جهان و کشورهای دیگر را میزد، در حالی که تنها به اصطلاح توافقش با آمریکا و اروپا یعنی «برجام،» یک برگ بازنده و سیاه در کارنامه دولتش بود. چنانکه خود همکاران ارشد دولت وی اعتراف کردند:
ولیالله سیف، رئیس وقت بانک مرکزی دولت یازدهم در شورای روابط خارجی آمریکا (فروردین 1395):
«... برجام، تاکنون «تقریباً هیچ» دستاورد اقتصادی برای تهران دربر نداشته است...»
علی طیب نیا، وزیر اقتصاد دولت یازدهم (مرداد ۹۵):
«...برای ارتباط با بانکهای بزرگ جهانی دچار مشکل هستیم و آنها با ما کار نمیکنند. انتظار ما این بود که بعد از برجام بتوانیم با بانکهای بزرگ کار کنیم...»