
یک تحلیلگر امنیتی اسرائیل، عملکرد نظامی ایران در برابر نیروهای آمریکایی را فراتر از تمام معادلات تاریخی توصیف و تأکید کرد هیچ ارتشی در تاریخ، از ویتنام به این سو، نتوانسته چنین ضربات دقیق و کارآمدی به واشنگتن
وارد کند.
«آلون میزراهی» روز شنبه (27 تیر 1405) در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس تأکید کرد که توان رزمی ایران فراتر از محاسبات متعارف واشنگتن و متحدانش است.
میرزاهی در پیام خود نوشت: «هیچ ارتشی در طول تاریخ، به جز ویتکنگ قهرمان در ویتنام، نتوانسته با کارآمدی و دقت نیروهای مسلح ایران، به نیروهای آمریکایی ضربه بزند».
وی با لحنی تحقیرآمیز خطاب به آمریکاییها افزود: «آنها حتی نمیدانند رویارویی با یک ارتش واقعی و کاربلد یعنی چه. و حالا همین ارتش دارد نابودشان میکند».
این تحلیلگر اسرائیلی با اشاره به تبعات روانی این رویارویی بر نظامیان آمریکایی مدعی شد که شمار قابل توجهی از نظامیان این کشور دچار «فروپاشی روانی» شدهاند.
بخش مهمی از روایت میرزاهی به تسلط اطلاعاتی و عملیاتی ایران اختصاص دارد. او میگوید: «تکتک مواضع آمریکا در غرب آسیا شناسایی شده، هر پایگاهی هدف قرار گرفته و همه تأسیساتشان زیر نظر است».
وی سبک نبرد ایران را ترکیبی از فناوری مدرن یک ابرقدرت و «روحیه یک نیروی نظامی مقدس، اسلامی و بومی» توصیف کرد و صحنه نبرد را «نمایشی دیوانهوار» خواند.
میزراهی در ادامه با اشاره به اینکه ایران هنوز تمام توان خود را به کار نگرفته است، تأکید کرد: «ایران هنوز فقط بخش کوچکی از تواناییهایش را به کار گرفته است. نردبان تنش، پلههای بسیار زیادی برای بالا رفتن دارد».
به گزارش فارس، وی در پایان، دامنه این نبرد را فراتر از یک درگیری منطقهای برد و آن را «عظیمترین و حماسیترین نبرد از زمان پیروزی ارتش سرخ بر نازیها در جنگ جهانی دوم» توصیف کرد.
واشنگتن در هفته گذشته، همچون قبل با نقض تفاهمهای موجود با ایران، مواضعی را در خاک جمهوری اسلامی هدف قرار داده و از دو روز پیش، حمله به زیرساختهای غیرنظامی از جمله پلها، تأسیسات آب شیرینکن و نیروگاههای برق را نیز آغاز کرده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در پاسخی قاطع، مواضع آمریکا در منطقه را هدف قرار داده و به واشنگتن هشدار داده است که پاسخ محکمتری در راه خواهد بود.
برخی سلبریتیهای همسو با اسرائیل و رسانههای بیگانه و تشویقکنندگان ترامپ برای حمله به ایران با جنگ روانیِ اشک تمساح برای جنوب، تقلا دارند وحدت مردم و نیروهای مسلح را هدف قرار دهند اما کور خواندهاند.
بار دیگر نقاب از چهره سلبریتیهای همسو با آمریکا و اسرائیل و رسانههای معاند افتاد. ایران اسلامی در برابر تهاجم دیگرباره آمریکا که با زیرپا گذاشتن تفاهمنامه اسلامآباد انجام میشود، محکم ایستاده است. در همین شرایط شاهد وقوع یک پدیده عجیب و تکاندهنده هستیم. برخی سلبریتیها و رسانههایی که در جنگ رمضان و تا همین چند روز پیش، با ولع و اشتیاق خواستار حمله به زیرساختهای ایران بودند و در برابر کشتار دانشآموزان میناب، ناو دنا، لامرد و به خاک و خون کشیدن مردم سکوت کرده بودند، ناگهان تغییر چهره دادهاند و اکنون در لباس دلسوزی و همدردی با مردم جنوب کشور ظاهر شدهاند!
از عامل جنایت و خونریزی در جنوب هم نام نمیبرند و نقش وکیل مردم را بازی میکنند! این دلسوزی ابزاری است برای یک جنگ روانی پیچیده. دیروز خواستار تخریب زیرساختهای کشور بودند، به ترامپ تنکیو میگفتند و دنبال نابودی کشور بودند، اکنون با اشک ساختگی برای مردم جنوب، قصد دارند انسجام را هدف قرار دهند. دیروز جنگ تخریب زیرساخت و کشتار مردم را راه انداختند، امروز هم با جنگ روانی در تقلای همان هدف شوم هستند.
به تعبیر دیگر، برخی سلبریتیها و رسانههایی که با تمام توان، حملات به نیروگاهها و پالایشگاههای ایران را مشروع جلوه میدادند، اکنون دلسوز مردم جنوب شدهاند! این طیف که شهرت و ثروت خود را مدیون نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستند، در برابر جنایات آمریکا و اسرائیل در جنگ رمضان کجا بودهاند؟ چرا در برابر کشتار بیرحمانه دشمن از زنان و مردان تا فرماندهان و دانشمندان و کودکان و نوجوانان سکوت مطلق داشتند؟ وقتی میناب و لامرد خون شد، کجا بودند؟
این پروژه سیا و موساد است. آنها با این روش مکارانه، میخواهند میان صف واحد ملی و وحدت بیمانند مردم، شکاف و اختلاف ایجاد کنند. آنها میدانند در هر سه جنگ تحمیلی مردم در هماهنگی و همدلی کامل با نیروهای مسلح بودهاند و دشمن را ناکام گذاشتهاند. عصبانیت سرویسهای جاسوسی دشمن از اتحاد مردم و نیروهای مسلح به حدی است که حاضرند به این طیف دستور بدهند برخلاف گذشته برای حمله آمریکا به ایران، اظهار ناراحتی کنند.
اینها همان کسانی هستند که با مشاهده تصاویر شهادت مردم بیگناه، به جای سوگواری، پایکوبی میکردند. سربازان ترامپ و نتانیاهو که دستشان به خون مردم این سرزمین آلوده است، نمیتوانند اتحاد پولادین مردم و نیروهای مسلح را به هم بزنند. این سکوت طولانی، نشاندهنده همدلی آنها با مردم نیست بلکه نشاندهنده همکاری و همسویی و همدلی آنها با رژیم تروریست آمریکا و رژیم خونخوار اسرائیل است وگرنه حداقل از عامل شرارت و جنایت در جنوب نام میبردند.
صهیونیستها مشغول غارت خانهها و دولت لبنان دنبال مذاکره و میانجی!
همزمان با ادامه حملات هوایی، پهپادی و توپخانهای رژیم صهیونیستی علیه مناطق جنوبی لبنان و انتشار اخبار مبنی بر غارت و تخریب مدارس و خانههای مردم لبنان به دست اشغالگران، رئیسجمهور لبنان عازم واشنگتن شد تا کارهای مذاکره با اشغالگران را پی بگیرد!
تحولات لبنان بار دیگر نشان میدهد هرگاه میدان در اختیار رژیم صهیونیستی قرار میگیرد، دیپلماسی مورد حمایت واشنگتن نه مانعی برای تجاوز، بلکه پوششی برای تداوم آن میشود، واقعیتی که این روزها بیش از هر زمان دیگری در جنوب لبنان خود را نمایان کرده است. در میانه سکوت و انفعال مدعیان دفاع از حقوق بشر، رژیم صهیونیستی هر روز ابعاد تازهای از سیاست تخریب و ارعاب را در لبنان به نمایش میگذارد.
تخریب لبنان
با تداوم تجاوزهای نظامی رژیم آپارتاید اسرائیل علیه لبنان، مناطق جنوبی این کشور بار دیگر زیر آتش حملات هوایی، پهپادی و توپخانهای قرار گرفت، حملاتی که نشان میدهد تلآویو نهتنها هیچ پایبندی به آتشبس و توافقاتِ ادعایی ندارد، بلکه با شدت بیشتری سیاست تخریب زیرساختها و ارعاب غیرنظامیان را دنبال میکند. در تازهترین دور این تجاوزها، روستاها و شهرهای جنوب لبنان به ویژه استان النبطیه هدف حملات قرار گرفتند و جنگندهها و پهپادهای رژیم اشغالگر چندین نقطه را بمباران کردند.
ارتش رژیم اسرائیل علاوه بر حملات هوایی، عملیات تخریب سازمانیافته منازل مسکونی را نیز ادامه میدهد. انفجارهای شدید ناشی از کار گذاشتن مواد منفجره در خانههای مردم، منطقه «کونین» را لرزاند و همزمان اطراف منطقه «المنصوری» نیز دوبار هدف حملات هوائی قرار گرفت. از سوی دیگر، توپخانه رژیم صهیونیستی منطقه «وادی السلوقی» را زیر آتش گرفت و در منطقه «کفر تبنیت» نیز انفجار دیگری به وقوع پیوست، مجموعه اقداماتی که نشان میدهد اشغالگران همچنان استراتژی پلید زمین سوخته را در جنوب لبنان دنبال میکنند.
در کنار ویرانی خانهها، اینبار مراکز آموزشی نیز از تعرض نظامیان صهیونیست در امان نماندند. ریما کرامی، وزیر آموزشوپرورش لبنان، اعلام کرد که نظامیان اسرائیلی پس از غارت کامل تجهیزات و محتویات سه مدرسه دولتی در خیام و بنتجبیل، این مراکز آموزشی را با کار گذاشتن مواد منفجره منفجر کردند. به گفته وی، یک مدرسه ابتدائی، یک مدرسه متوسطه و یک مدرسه راهنمایی به تلی از خاکستر تبدیل شدند، اقدامی که حتی با ابتدائیترین اصول حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل نیز در تضاد آشکار است. کرامی با اشاره به اینکه مدارس در همه جنگها باید امنترین پناهگاه برای مردم باشند، تأکید کرد که دیگر صرف محکومیت لفظی پاسخگوی این حجم از جنایت نیست و جامعه جهانی باید برای توقف این روند وارد عمل شود.
بهدنبال سراب
در شرایطی که جنوب لبنان همچنان زیر آتش قرار دارد و رژیم صهیونیستی حتی مدارس و خانههای مردم را نیز از تعرض خود مستثنا نمیکند، جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، راهی واشنگتن شد، سفری که به دعوت دونالد ترامپ و با هدف گفتوگو درباره تثبیت آتشبس، خروج اشغالگران و اجرای توافق چارچوب انجام میشود. این در شرایطی است که عملکرد میدانی رژیم صهیونیستی عملاً نشان داده است نه به آتشبس پایبند است و نه برای خروج از مناطق اشغالی جدول زمانی مشخصی دارد. از همینرو، منتقدان معتقدند تکرار مذاکرات و امید بستن به میانجی آمریکایی، در حالی که واشنگتن مهمترین حامی سیاسی و نظامی تلآویو محسوب میشود، بیش از آنکه راهکاری برای پایان اشغال باشد، به فرصتی برای خرید زمان از سوی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است، رژیمی که همزمان با مذاکره، سیاست تخریب و اشغال را نیز پیش
میبرد.
عقبنشینی اشغالگران پیششرط هر گفتوگو
پیش از عزیمت رئیسجمهور لبنان به آمریکا، تماسهایی میان وی و شخصیتهای سیاسی این کشور از جمله نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، انجام شد. بری در این گفتوگوها تأکید کرد که عقبنشینی کامل رژیم صهیونیستی از تمام اراضی اشغالی لبنان، شرط اساسی و غیرقابل چشمپوشی برای هرگونه روند سیاسی یا امنیتی آینده است. این موضع در واقع پاسخی به تلاشهایی است که میکوشند مذاکرات را جایگزین پایان اشغالگری کنند؛ در حالی که استمرار حضور نظامیان صهیونیست در خاک لبنان، هر توافق یا آتشبسی را از محتوا تهی میکند.
در همین راستا، علی خریس، نماینده مجلس و عضو فراکسیون «توسعه و آزادی»، نیز با انتقاد از مذاکرات مستقیم، توافق چارچوب و طرح ایجاد مناطق موسوم به «آزمایشی» تأکید کرد که تنها راهحل، عقبنشینی کامل و بیقید و شرط اشغالگران است. وی با اشاره به ادامه تخریبها و انفجارهای رژیم صهیونیستی گفت لبنان همچنان در وضعیت جنگی قرار دارد و دولت باید تمرکز خود را بر بازسازی کشور و استقرار ارتش در سراسر خاک لبنان قرار دهد. خریس همچنین با اشاره به سابقه رژیم صهیونیستی در نقض تعهدات، تصریح کرد که این رژیم همواره با فریب، دروغپردازی و وقتکشی تلاش کرده است اهداف اشغالگرانه خود را پیش ببرد و نمیتوان به وعدههای آن اعتماد کرد.
هزینه بازی در زمین صهیونیستها
خبر دیگر آنکه همزمان با افزایش فشارهای آمریکا و برخی کشورهای عربی برای کشاندن دمشق به تقابل با حزبالله، منابع لبنانی از ارسال پیام هشدارآمیز بغداد به دولت سوریه خبر دادند. براساس این گزارش، مقامهای عراقی به دمشق اعلام کردهاند که هرگونه دخالت در پرونده لبنان یا فراهم کردن زمینه اقدام علیه حزبالله، با واکنش متقابل گروههای مقاومت عراق روبهرو خواهد شد و چنین مسیری نهتنها بحران جدیدی در منطقه ایجاد میکند، بلکه روند تثبیت اوضاع داخلی سوریه را نیز با مخاطره مواجه خواهد ساخت. هرچند احمد الشرع (یا همان ابومحمد جولانی) اعلام کرده است که درخواست آمریکا برای ورود به پرونده لبنان و موضعگیری علیه حزبالله را نپذیرفته و حفظ ثبات داخلی سوریه را در اولویت میداند، اما این هشدار بغداد نشان میدهد هرگونه حرکت در مسیر خواستههای واشنگتن و تلآویو، میتواند هزینههای سنگینی برای دولت جدید سوریه و منطقه به همراه داشته باشد.