خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۲/۲۶
رابرت کیگن، استراتژيست برجسته آمریکایی:
استراتژيست برجسته آمریکایی گفت: این جنگ پتانسیل پایان یافتن به شکلی بسیار فاجعهبار برای اسرائیل را دارد، دقیقاً به این دلیل که اهرم قدرت و نفوذ در منطقه از ایالات متحده و اسرائیل به سمت ایران و حامیانش در حال جابهجایی است. اگر منصفانه به وضعیت فعلی نگاه کنیم، کشوری که بیشتر از شروع دوباره جنگ میترسد، ایالات متحده است، نه ایران.
رابرت کیگن، استراتژيست برجسته آمریکایی با شبکه پیبیاس گفتوگو کرده است. در این مصاحبه مجری میگوید: «فقط برای اینکه به مخاطبان یادآوری کنیم که با چه کسی گفتوگو میکنیم، میخواهم اشاره کنم که شما یکی از بنیانگذاران یک اندیشکده نو محافظهکار بودید و سالها برای دخالت نظامی آمریکا در عراق تلاش کردید. پس با دخالت نظامی آمریکا در خارج از کشور مخالف نیستید. شما اخیرا گفتهاید: «این درگیری با ایران، آمریکای غیرقابل اتکا و ناتوان از به پایان رساندن آنچه شروع کرده را نمایان کرده است. بنابراین، شکست برای ایالات متحده نه تنها ممکن، بلکه محتمل است.» چرا اینقدر مطمئن هستید که شکست رخ خواهد داد؟»
رابرت کیگن پاسخ میدهد: «خب، من واقعاً گزینههایی که دونالد ترامپ برای بازکردن تنگه هرمز دارد را نمیبینم و اگر ایران این درگیری را همانطور که الان هست به پایان برساند یعنی کنترل تنگه هرمز، واقعاً وضعیت در خلیجفارس را کاملاً تغییر میدهد. الان ایران در صندلی راننده قرار دارد. کنترل تنگه هرمز به ایران اهرم قدرت عظیمی میدهد، نه تنها در برابر ایالات متحده، بلکه در برابر بقیه جهان».
استراتژيست برجسته آمریکایی میافزاید: «اگر ایران بتواند عوارض بگیرد، اگر ایران تعیین کند چه کسی وارد و خارج از تنگه میشود و چه زمانی، این قدرت بسیار عظیمی است. و من گزینهای که ترامپ برای حل این مشکل داشته باشد را نمیبینم. چون آمریکا ۳۷ روز ایران را خیلی مؤثر بمباران کرد. رهبری آنها را از بین برد و با این حال، ایران هیچ امتیازی نداده و هیچ کاری برای باز کردن تنگه انجام نداده است. بنابراین، گزینه باقی مانده یک تهاجم تمامعیار زمینی به ایران است، اگر واقعاً بخواهید رژیم را بردارید و تنگه را باز کنید. فکر نمیکنم دونالد ترامپ یا مردم آمریکا بخواهند این کار را انجام دهند».
وی همچنین اظهار داشت: «ایران میتواند از فواصل مختلف به کشتیهای در حال عبور شلیک کند و آمریکا نمیتواند با آنچه دارد، از هر کشتی در حال عبور از تنگه محافظت کند. همانطور فکر میکنم این جنگ پتانسیل پایان یافتن به شکلی بسیار فاجعهبار برای اسرائیل را دارد، دقیقاً به این دلیل که اهرم قدرت و نفوذ در منطقه از ایالات متحده و اسرائیل به سمت ایران و حامیانش در حال جابهجایی است. اگر منصفانه به وضعیت فعلی نگاه کنیم، کشوری که بیشتر از شروع دوباره جنگ میترسد، ایالات متحده است، نه ایران. البته، غیرممکن نیست که ترامپ دوباره دستور اقدام نظامی بدهد. اما فکر نمیکنم ایرانیها باور کنند الف) که او واقعاً این کار را خواهد کرد، یا ب) که اگر انجام دهد، مؤثر خواهد بود».
رابرت کیگن میگوید: «در خلیجفارس، ایالات متحده قبلاً هژمون این منطقه بود و بسیاری از کشورها به برتری آمریکا در منطقه و تواناییاش در ایجاد صلح وابسته بودند. ایالات متحده حالا نه تنها نشان داده که نمیتواند این کار را انجام دهد، بلکه حتی نمیتوان به قضاوتهای استراتژیک او اعتماد کرد. بنابراین فکر میکنم حتی کشورهای خلیجفارس که به آمریکا وابسته بودند، باید به جای دیگری نگاه
کنند.
نتیجه برای ایران:
۱- تنگه هرمز حداقل تا دو ماه دیگر باید بسته بماند.
۲- بعد از بازگشایی محدود، عوارض جدی فراموش نشود، حداقل ۱۰ درصد ارزش بار کشتی.
۳- مسیرهای جایگزین تنگه هرمز باید اولویت هدف موشکهای ایران باشند».
در حالی که رسانهها و اندیشکدههای آمریکایی طی روزها و هفتههای گذشته با انتشار گزارشهای متعدد و مستند از شکست قطعی آمریکا در جنگ خبر دادهاند، اندیشکده آمریکایی «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل» در گزارش جدید خود نتیجه گرفته است که آمریکا در جنگ رسانهای نیز از ایران شکست خورده است.
«روندهای امنیتی کلان» نشان میدهد که ماهیت جنگها طی سالهای اخیر تغییرات عمدهای به خود دیده است. تا پیش از این کارشناسان امنیتی پنج حوزه جنگی را تعریف کرده بودند که بهترتیب عبارت بودند از: زمین، هوا، دریا، فضا و حوزه سایبری. طی سالهای اخیر حوزه جدیدی نیز به این حوزهها اضافه شده که «جنگ شناختی» نام دارد. گسترش روزافزون استفاده از رسانهها، شبکههای اجتماعی، پیامهای اجتماعی و فناوریهای دستگاههای تلفن همراه، اهمیت این حوزه جدید از جنگ را دوچندان کرده است.
کارشناسان این حوزه میگویند، در «جنگ شناختی» ذهن انسان به میدان نبرد تبدیل میشود. هدف این است که نهتنها آنچه مردم فکر میکنند، بلکه نحوه تفکر و عمل آنها نیز تغییر کند. اگر جنگ شناختی با موفقیت انجام شود، باورها و رفتارهای فردی و گروهی را شکل داده و تحت تأثیر قرار میدهد تا به نفع اهداف تاکتیکی یا استراتژیک دشمن یا مهاجم تغییر کند. جنگ شناختی در شکل شدید و افراطی خود، این ظرفیت و توانایی را دارد که کل جامعه را بشکند و از هم فرو بپاشد، طوری که دیگر اراده جمعی برای مقاومت در برابر نیات دشمن از بین برود و وجود نداشته باشد.
حمله برخط ایران به دشمن
جنگ رمضان را میتوان میدان پیاده سازی همه تاکتیکها و راهبردهای جنگ شناختی دانست که جمهوری اسلامی ایران بهخوبی توانست از آنها علیه دشمن استفاده کند. بهعنوان مثال فعالیت حسابهای کاربری سفارتخانههای ایران در ایکس (توئیتر سابق) طی جنگ اخیر، بازتاب گستردهای در میان کاربران سراسر جهان و رسانههای غیرایرانی داشت و جلوهای جدید از استفاده از دیپلماسی عمومی را در جنگ ترکیبی به نمایش گذاشت چراکه اینجا، انتشار محتوا از آن حالت سنتی و بومی خارج شده و به زبان جهانی و جذاب منتشر میشد. براساس گزارشها از
۹ اسفند تا ۲۱ فروردین، در مجموع ۹۲ حساب کاربری وابسته به سفارتخانههای ایران 8هزار و 497 پیام منتشر کردند و این پیامها بیش از ۱۰ میلیون «لایک» و حدود ۳۶۰ میلیون بازدید از سراسر جهان به دست آوردند. در میان این حسابها، صفحه سفارت ایران در آفریقایجنوبی با اختلاف قابلتوجهی بیشترین میزان فعالیت و بازدید را به خود اختصاص داد. پس از آن، حسابهای وابسته به سفارتخانههای ایران در زیمبابوه، ژاپن و هند بیشترین توجهها را به خود جلب کردند. طی روزها و هفتههای گذشته رسانهها و اندیشکدههای غربی گزارشهای مستند زیادی از شکست آمریکا در جنگ نظامی و میزان خسارتهای اقتصادی و نظامی وارده به آمریکا منتشر کردهاند. حالا یک اندیشکده مطرح آمریکایی گزارشی را منتشر کرده است که براساس آن آمریکا در جنگ ترکیبی نیز از جمهوری اسلامی ایران شکست خورده است. اندیشکده آمریکایی «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل» نوشته: «ایران بهصورت برخط (آنلاین) نیز به آمریکا و اسرائیل حمله کرد. ایران به همان اندازه که با رگبار موشکهای بالستیک و پهپادها میجنگید بهصورت آنلاین نیز ضدحملاتی انجام داد... جنگ اطلاعاتی ایران از رأس، یعنی با رسانههای دولتی ایران شروع میشود. سفارتخانههای ایران و چهرههای رسانهای دولتی، محتوای شبکههای هماهنگ حامی ایران را تقویت کردند. در عرض چند ساعت پس از اولین حملات، شبکههای هماهنگ پلتفرمهای رسانههای اجتماعی را با تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی از نابودی داراییهای آمریکا و اسرائیل در خارج از کشور توسط موشکهای ایران، از جمله سفارتخانهها، پایگاههای نظامی، ناوهای هواپیمابر و شهرها اشباع کردند.
هدف قرار دادن نارضایتی مردم
به گزارش فارس این اندیشکده آمریکایی در گزارش خود میافزاید: جنگ اطلاعاتی ایران همچنین نارضایتیهای پیشین در میان مردم آمریکا را هدف گرفته است. چارچوببندی جنگ به عنوان درگیری پرهزینه با پایانی نامشخص، کار سختی نیست. آمریکاییها نسبت به درگیریهای طولانی در خارج از کشور بدبین هستند و پیامدهای اقتصادی غیرمنتظره و غیرقابل پیشبینیِ احتمالاً چنین درگیریهایی را مردود دانسته و تحمل نمیکنند. برای مثال، تخمین زده میشود ۶۹درصد از آمریکاییها نگران افزایش قیمت بنزین ناشی از جنگ هستند.در بخش دیگری از این گزارش آمده: «ایران با نشان دادن این درگیری بهعنوان پروژهای از یک طبقه حاکم جدا از مردم، از این آسیبپذیری بهرهبرداری کرد. در یک نمونه، حسابهای ایرانی ادعاهایی مبنیبر خرید قراردادهای آتی نفت توسط خانواده رئیسجمهور ترامپ پیش از حملات اولیه را با این پیامها جفت کردند که مردم عادی آمریکا هزینه بیشتری برای انرژی میپردازند، هزینه انسانی تشدید درگیری را متحمل میشوند و برنامههای داخلی (مانند بهداشت و درمان، کمک غذایی اسنپ) را بهخاطر جنگی دیگر در خاورمیانه از دست میدهند. رشتهپیام دیگری، جنگ را بهعنوان حواسپرتی از پروندههای افشاگرانه (اپستین) نشان میداد».
پیامهایی با یک میلیارد بازدید
این گزارش میافزاید: «برخی از پستهای ایکس توسط حسابهای دیپلماتیک تأییدشده ایرانی و روسی بازنشر شدند و دسترسی به مخاطبان گستردهتری را افزایش دادند. دو شبکه از این دست که در ایکس شناسایی شدند، پستهایی داشتند که در ماه اول جنگ بیش از یک میلیارد بازدید ایجاد کردند. روسیه و چین نیز روایتهای همسویی را که بر ضعف آمریکا و فساد نخبگان تأکید داشت، تقویت کردند.»
سفر به چین، یک رسوایی تمامعیار دیگر
خبر دیگر این که، با گذشته دو روز از پایان سفر ترامپ به چین، رسانههای آمریکایی هنوز این سفر و حواشی آن را برجسته کرده و رئیسجمهور آمریکا را به باد انتقاد گرفتهاند. تارنمای پولیتیکو با انتقاد از این سفر نوشته است: نشست دو روزه دونالد ترامپ با شی جین پینگ، رئیسجمهوری چین هیچ پیشرفتی در مورد مسائل کلیدی روابط آمریکا و چین نداشت. «چاک شومر»رهبر اقلیت دموکراتهای سنا هم در پیامی تاکیدکرد که سفر دونالد ترامپ به چین هیچ دستاوردی برای مردم آمریکا نداشت و فقط یک رسوایی تمامعیار بود. به گزارش ایرنا، شومر در پیامی در حساب کاربری خود در رسانه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) نوشت: این سفر که با کلی تشریفات انجام شد، هیچ دستاوردی برای مردم آمریکا در مورد تعرفهها، تجارت، فنتانیل، تنگه هرمز، درگیریها در خاورمیانه و یا جنگ در اوکراین به همراه نداشت. رهبر اقلیت دموکراتهای سنای آمریکا همچنین به ناکارآمدی ترامپ در سیاستهای داخلی اشاره و تأکید کرد: او در خارج از کشور هم به همان اندازه ناکارآمد است و تنها چیزی که با خود به خانه میآورد این است که شی جینپینگ درباره موضوع تایوان او را مؤاخذه کرده است. شومر در پایان تصریح کرد: این سفر یک رسوایی تمامعیار و یک شرمساری محض و مطلق بود.نیویورکپست هم درباره حواشی سفر نوشته است: ترامپ در سفر دو روزهاش به پکن اجازه استفاده از تلفن همراه شخصیاش را نداشت؛ اقدامی که بهگفته مقامهای آمریکایی برای جلوگیری از هک و حفاظت از دادهها انجام شده است. نیویورکپست همچنین نوشته است اقلام اهدایی چینیها به هیئت آمریکایی پیش از سوار شدن اعضای هیئت آمریکایی به هواپیمای ریاستجمهوری آمریکا موسوم به «ایرفورس وان» کنار گذاشته یا معدوم شدهاند.
افزایش انتقادها از هزینههای جنگ
از سوی دیگر هزینههای جنگ ترامپ علیه ایران نیز روز به روز بیشتر مردم آمریکا را از خود متأثر میکند. دیروز رسانههای آمریکایی نوشتند بازار سهام آمریکا تحت تأثیر سه عامل؛ جهش ناگهانی بازدهی اوراق خزانه، افزایش دوباره قیمت نفت و تداوم نگرانی از جنگ علیه ایران، کاهش هزار میلیارد دلاری را تجربه کرد. سناتورهای دموکرات آمریکا هم با انتقاد از جنگ دولت «دونالد ترامپ» علیه ایران، تأکید کردند این درگیری باعث افزایش شدید هزینه انرژی، سوخت و کود شیمیایی در آمریکا شده و فشار اقتصادی بیشتری بر شهروندان و کشاورزان آمریکایی وارد کرده است. به گزارش شبکه خبری الجزیره، «تمی بالدوین» سناتور آمریکایی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «جنگ انتخابی رئیسجمهور ترامپ علیه ایران، هزینه کود شیمیایی و بنزین را برای کشاورزان ما بهشدت افزایش داده است». همچنین «مارک وارنر» رئیس کمیته اطلاعات سنای آمریکا گفت: «از قیمت بنزین گرفته تا هزینه مسکن، جنگ انتخابی ترامپ باعث شده تأمین زندگی مطلوب برای مردم هر روز سختتر شود». به گزارش ایسنا «مارک کلی» سناتور آمریکایی نیز تأکید کرد جنگ ترامپ علیه ایران «هیچ هدف مشخصی ندارد» و آمریکاییها هماکنون هزینه آن را از طریق افزایش قیمت انرژی پرداخت میکنند.