در تقویم سرخ حماسههای ایران، اسفندماه ۱۴۰۴ با نام مردانی گره خورد که جامه سرداری، برازنده قامت استوار و روح بلندشان بود. سردار سرتیپ پاسدار بهرام حسینیمطلق، فرزند برومند بیجار و مجاهد نستوه جبهههای غرب و جنوب، پس از عمری مجاهدت در مسیر پاسداری از آرمانهای انقلاب، در پی حملات ددمنشانه جبهه شوم استکبار، شهد شیرین شهادت را نوشید و به قافله جاویدان شهیدان پیوست. او که از شانزده سالگی و در نخستین روزهای تشکیل سپاه در کردستان، سلاح دفاع از وطن را به دست گرفته بود، پلههای ایثار را از کمکتیربارچی بودن تا فرماندهی عالی در ستاد کل نیروهای مسلح، نه در پشت میزها، که در میدانهای پرخطر پیمود. مدیریت او در سپاه سیدالشهدا(ع) تهران و سپاه امام حسن مجتبی(ع) البرز، و نیز نبوغ نظامیاش در مقام ریاست دافوس سپاه و اداره عملیات ستاد کل، از او چهرهای راهبردی و در عین حال متواضع ساخته بود. کینه دشمنان از این سردار رشید تا آنجا بود که نام او را در فهرست تحریمهای خود قرار دادند؛ غافل از آنکه برای سربازان ولایت، تحریمِ دشمن، مدال افتخار و شهادت، آرزوی دیرینه است. حاج بهرام که عمرش را صرف امنیت پایدار کردستان و اقتدار ایران عزیز کرده بود، سرانجام در مقام جانشینی معاونت عملیات، اجر مجاهدتهایش را در نبردی مستقیم با متجاوزان دریافت کرد. او که به خوشسیمایی و خوشبیانی شهره بود، با رفتنش داغی بلند بر دل یاران نهاد. پیکر مطهرش در حالی تشییع شد که یاد خاطرات درخشانش در کردستان و نقش بیبدیلش در تقویت بنیه عملیاتی کشور، تا همیشه در حافظه تاریخی ملت ایران باقی خواهد ماند.
«به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید / که میرویم به داغ بلندبالایی...»