خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۲/۲۸
روزنامه اقتصادی و معتبر «بیزینستایمز» چاپ سنگاپور در گزارشی با اشاره تلاش کشورهای عربی خلیج فارس برای یافتن راههای جایگزین جهت دور زدن تنگه هرمز نوشته است اعراب بیخود زحمت نکشند، جایگزینی برای تنگه هرمز وجود ندارد.
جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران زلزله اقتصادی بزرگی در جهان به راه انداخته و اقتصاد جهانی را تا مرز فروپاشی پیش برده است. کارشناسان بر این باورند که ترامپ واکنش ایران به این جنگ را دستکم گرفته بود و اگر اندکی احتمال میداد که ایران با بستن تنگه هرمز بازارهای جهانی انرژی را به هم ریخته و اقتصاد اروپا و آمریکا را به خاک سیاه خواهد کشاند، هرگز به سمت این حماقت نمیرفت. «فاتح بریرول» رئیس آژانس بینالمللی انرژی گفته است بسته ماندن تنگه هرمز بدترین بحران جهانی انرژی را در طول تاریخ رقم زده است. نیویورکتایمز هم درباره تبعات این بحران نوشته: «تنها در هشت هفته میبینیم که چشمانداز اقتصادی جهانی بهشدت بدتر شده است. در این میان، کشورهای فقیرتر از نظر اقتصادی بیشترین آسیب را خواهند دید، زیرا مصرفکنندگان قادر به تحمل افزایش قیمت انرژی نیستند و دولتها نمیتوانند برای جبران هزینهها کمک ارائه دهند. با سختتر شدن شرایط تأمین مالی، هزینه استقراض مورد نیاز این کشورها افزایش مییابد. افزایش قیمت سوخت و کود در حال حاضر به معنای افزایش قیمت مواد غذایی در اواخر سال جاری است. در منطقه آسیا و اقیانوسیه، هم برنامه توسعه سازمان ملل متحد هشدار داده است که میلیونها نفر در معرض خطر سقوط به دام فقر به دلیل جنگ در منطقه هستند.»
غیر از آمریکا و اروپا که با بحران انرژی مواجه هستند به نوشته نیویورکتایمز، بسیاری از کشورهای آسیایی در حال حاضر با کمبود شدید سوخت مواجه هستند که با ادامه جنگ بدتر خواهد شد. بستهماندن تنگه هرمز به سایر حوزههای اقتصادی نیز کشیده شده و گزارشها حاکی است کارخانههای فولاد در هند و خودروسازان در ژاپن تولید خود را بهدلیل افزایش قیمت انرژی و نگرانی از کاهش تقاضا کاهش دادهاند. کارخانههای اسباببازی در چین هم که از قبل از تعرفههای آمریکا رنج میبرند، با نارضایتی هزاران کارگر خشمگین بهخاطر از دست دادن شغل خود مواجه هستند. میلیونها کارگر هندی دیگر، که معمولاً در امارات متحده عربی و عربستانسعودی زندگی و کار میکنند و سالانه میلیاردها دلار به عنوان حواله به خانوادههای خود میفرستند، در خارج از کشور بدون کار ماندهاند.
تداوم بحران انرژی
بسیاری از تحلیلگران معتقدند در صورت بستهماندن طولانی تنگه هرمز، قیمت نفت حتی ممکن است از مرز ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه عبور کند. همچنین بازار گاز طبیعی، بهویژه در آسیا و اروپا، با بحران کمبود عرضه مواجه خواهد شد؛ زیرا قطر یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز مایع جهان است و صادرات آن وابستگی زیادی به این گذرگاه دارد. در بحران کنونی تنگه هرمز (هفته جاری) آمریکا و متحدان اروپاییاش برای جلوگیری از فروپاشی بازار انرژی، بهصورت گسترده از ذخایر استراتژیک خود استفاده کردهاند. براساس گزارشها و ارزیابیهای منتشرشده، آمریکا تاکنون متعهد به آزادسازی حدود ۱۷۲میلیون بشکه نفت از ذخایر راهبردی خود شده است؛ رقمی که یکی از بزرگترین برداشتهای تاریخ ذخایر استراتژیک این کشور بهشمار میرود. همزمان، کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی و برخی اقتصادهای بزرگ آسیایی و اروپایی نیز برنامهای هماهنگ برای تزریق مجموعاً حدود ۴۰۰میلیون بشکه نفت به بازار جهانی تدوین کردهاند تا اثرات ناشی از اختلال شدید صادرات نفت خلیجفارس کاهش یابد. گزارشها نشان میدهد تنها در هفته دوم ماه می، آمریکا حدود ۸٫۶ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی خود برداشت کرده است؛ یعنی بیش از ۱٫۲ میلیون بشکه در روز. با این حال، کارشناسان انرژی هشدار دادهاند که حتی این حجم عظیم آزادسازی نیز فقط میتواند نقش مُسکن موقت داشته باشد. زیرا اختلال در تنگه هرمز روزانه حدود ۲۰میلیون بشکه نفت و بخش مهمی از صادرات گاز جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
آب پاکی روی دست اعراب
با تداوم بستهماندن تنگه هرمز در نتیجه سیاستهای قلدرمآبانه آمریکا کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس به دنبال دور زدن تنگه هرمز و یافتن راههای جایگزین برای صادرات نفت و گاز خود افتاده است اما روزنامه اقتصادی «بیزینستایمز» در گزارشی آب پاکی را روی دست این کشورها ریخته و نوشته است این راهکارها پرهزینه، ناکافی و در برابر حملات هوائی آسیبپذیرند.
به گزارش ایسنا این روزنامه مینویسد: کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس بهدنبال جنگ غیرقانونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در حال بازنگری در ترتیبات امنیتی خود هستند. این جستوجو برای امنیت جدید بیش از هر جای دیگر در بررسیهای فوری جاری در بحرین، کویت، عراق، عمان، قطر، امارات متحده عربی و عربستانسعودی درباره امکانسنجی ساخت خطوط لوله جدید برای تحویل نفت و گاز به مصرفکنندگان جهانی مشهود است. اگرچه کاهش وابستگی به تنگه هرمز از نظر فنی ممکن است اما این تلاش بسیار پرهزینه خواهد بود و بعید است که بهطور کامل جایگزین حجم بسیار بیشتری از نفت و گازی شود که میتواند از طریق دریا از تنگه هرمز حمل شود.
آنطور که «بیزینستایمز» نوشته است: در بهترین حالت، خطوط لوله جدید میتوانند وابستگی به هرمز را کاهش دهند نه اینکه آن را حذف کنند. چشمانداز بسته شدن این آبراه بینالمللی توسط ایران که بخشی از آن در آبهای سرزمینی ایران واقع شده است بهعنوان یک خطر جدی توسط کارشناسان مسائل راهبردی شناخته میشد. این گزارش میافزاید: بهطور معمول حدود یکپنجم تا یکچهارم تجارت جهانی نفت از مسیر تنگه هرمز انجام میشود. برای گاز طبیعی مایع (الانجی) عدم توازن بارزتر است؛ از اینرو که صادرات الانجی از طریق قطر و سایر تولیدکنندگان خلیجفارس بهشدت بر مسیرهای دریایی متمرکز است و گزینههای خط لوله عمدتا بیربط هستند. به همین دلیل هرمز همچنان بحرانیترین گذرگاه انرژی در جهان باقی مانده است. به نوشته این روزنامه صادرات نفت و گاز قطر و کویت بهشدت مختل شده است. حتی عربستان و امارات که به برخی زیرساختهای خط لوله برای دور زدن دسترسی دارند فقط توانستهاند تا حدی این آبراه را دور بزنند. خط لوله شرق به غرب عربستان به منبع در دریای سرخ میتواند تا حدود ۷میلیون بشکه نفت در روز را از میادین نزدیک خلیجفارس به بندری در آن سوی شبهجزیره عربستان منتقل کند. خط لوله حبشان- فجیره امارات نیز میتواند روزانه حدود ۱.۵میلیون بشکه جابهجا کند. با این حال، تاسیسات پایانهای ناکافی در دریای سرخ به این معناست که عربستان فقط میتواند حدود چهار تا پنج میلیون بشکه در روز- حدود ۷۰درصد ظرفیت صادراتی خود- را از طریق خط لوله جایگزین که تنگه را دور میزند، منتقل کند و خط لوله امارات نیز تنها نیمی از ظرفیت صادراتی روزانه این کشور را پوشش میدهد.
بیزینستایمز در ادامه آورده است: با توجه به این شرایط رقابت برای توسعه پروژههای جدید خط لوله آغاز شده است. عراق در حال بررسی پروژهای برای ساخت خط لوله از بصره به بندر عقبه اردن در دریای سرخ است که امکان این را فراهم میکند نفت خام عراق کاملا از تنگه هرمز عبور نکند. اما مشکل اینجاست که نفتکشهایی که از دریای سرخ بارگیری میکنند؛ همچنان میتوانند توسط حوثیهای یمن (انصارالله) هدف گرفته شوند. پروژههای دیگر شامل کریدورهای زیرساختی جدیدی هستند که محصولات انرژی را از پالایشگاههای عربستان به بنادر امارات در دریای عمان منتقل میکنند. همچنین احیای خط لوله ترانس عربی (تاپلاین) ساخته شده در دهه ۱۹۴۰ و حتی ایده حفر کانالی از خلیجفارس به دریای عمان نیز مطرح شده است.
طبق تحلیل این رسانه، موانع پیشروی این طرحها همچنان بزرگ است، از جمله ساخت کانالی به اندازه کافی عمیق و عریض برای ابرنفتکشهای امروزی صدها میلیارد دلار تخمین زده میشود، تغییر مسیر صادرات نفت خلیجفارس به سمت غرب با توجه به این که مشتریان اصلی کشورهای شرقی مانند چین و هند هستند نه اروپا چندان منطقی به نظر نمیرسد. همچنین بهدلیل این که خط لوله ترانس عربی در ابتدا برای بارگیری از بندر حیفا طراحی شده بود که زمانی تحت کنترل انگلیس قرار داشت اما اکنون تحت اشغال اسرائیل است، عربستان به حمل نفت از طریق سوریه یا لبنان بدبین است. از سوی دیگر، روابط کنونی عربستانسعودی و امارات نیز چندان خوب نیست. بیزینستایمز در پایان آورده است: بزرگترین مشکل این است که خطوط لوله جدید در برابر حملات هوائی ایران آسیبپذیر باقی میمانند. توانایی ایران برای فشار بر همسایگانش حداقل تا چند سال آینده حداقل بالاست، چراکه هیچ یک از گزینههای در دست بررسی نمیتواند جایگزین حجم نفت و الانجی عبوری از هرمز شود.
رابرت کِیگِن، نظریهپرداز سرشناس جریان نومحافظهکار و از اصلیترین توجیهگران سیاستهای توسعهطلبانه و اشغالگری نظامی ایالات متحده در دوران جرج بوش پسر، نسبت به شکست قطعی واشنگتن هشدار داد.
رابرت کِیگِن، نظریهپرداز سرشناس جریان نومحافظهکار و از اصلیترین توجیهگران سیاستهای توسعهطلبانه و اشغالگری نظامی ایالات متحده در دوران جرج بوش پسر، که اینک موضعی متفاوت از گذشته اتخاذ کرده در تحلیلی عمیق از رویارویی فعلی آمریکا با ایران، هشدار داده است که شکست واشنگتن در این نبرد نه تنها حتمی، بلکه از جنس شکستهای جبرانناپذیر تاریخی خواهد بود.
به نوشته کِیگِن در وبگاه نشریه «آتلانتیک»، برخلاف شکستهای پیشین آمریکا در پرلهاربر، ویتنام، افغانستان یا عراق که به نوعی قابل جبران یا تعدیل بودند، ماهیت شکست در برابر ایران کاملاً متفاوت است. به گفته این تحلیلگر سابق جنگطلب، «نه میتوان آن را ترمیم کرد و نه نادیده گرفت» و «بازگشتی به وضعیت قبل وجود نخواهد داشت».
وی مینویسد که ایران با حفظ کنترل تنگه هرمز به بازیگر محوری در منطقه و یکی از بازیگران کلیدی جهان تبدیل خواهد شد و در مقابل، نقش آمریکا به شدت تنزل مییابد. از نگاه وی، این درگیری برخلاف ادعای حامیان جنگ، به جای نمایش قدرت، چهره «غیرقابل اعتماد و ناتوان» آمریکا را به جهان نشان داده است.
این نظریهپرداز پیشین نومحافظهکار با اشاره به حملات 40 روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران میگوید: «علیرغم بمباران ویرانگر و کشتن بخش زیادی از رهبری و نابودی بخش اعظم ارتش ایران، نتوانستند رژیم را ساقط کنند یا حتی کوچکترین امتیازی بگیرند»
وی تأکید میکند که حکومتی که پنج هفته حمله نظامی بیامان آن را به زانو درنیاورده، در برابر فشار اقتصادی محض نیز تسلیم نخواهد شد.
کِیگِن با استناد به اظهارات سوزان مالونی، ایرانپژوه آمریکایی، خاطرنشان میکند که رژیم ایران «کاملاً آماده است تا سختیهای اقتصادی را تحمل کند».
این نویسنده که روزگاری از چهرههای برجسته تئوریک جنگافروزی در خاورمیانه بود، تصریح میکند که هرگونه اقدام نظامی بیشتر نه تنها بینتیجه است، بلکه ایران را به تلافی علیه تأسیسات نفت و گاز همسایگان وادار میکند که خسارات آن «سالها طول میکشد تا تعمیر شود».
به گفته وی، همین محاسبات ریسکی بود که باعث شد ترامپ مجبور به عقبنشینی و اعلام آتشبس شود، در حالی که ایران «حتی یک امتیاز هم نداده بود».
کِیگِن در ادامه با لحنی شکستخورده مینویسد: «اگر این کیش و مات نباشد، به آن نزدیک است» و تأکید میکند که امید به فروپاشی رژیم ایران، استراتژی واقعبینانهای نیست. وی میگوید حتی اگر ترامپ تهدید خود برای نابودی «تمدن» ایران را عملی کند، ایران قبل از سقوط فرضی، قادر به پرتاب موشکها و پهپادهای بسیاری است که میتواند زیرساخت انرژی منطقه را برای دههها فلج کرده و جهان را در بحران اقتصادی طولانی فرو برد.
وی در بخش دیگری از تحلیل خود به پیامدهای ژئوپلیتیک شکست آمریکا میپردازد و مینویسد: «ایران کنترل تنگه هرمز را در دست دارد. فرض رایج مبنی بر بازگشایی تنگه پس از بحران بیاساس است. ایران علاقهای به بازگشت به وضعیت قبل ندارد».
به گفته کِیگِن، ایران نه تنها میتواند برای عبور از تنگه عوارض دریافت کند، بلکه ترانزیت را به کشورهایی که روابط خوبی با آنها دارد محدود خواهد کرد و از این طریق قدرت مجازات کشورهای ناهمسو را خواهد داشت.
این نظریهپرداز سابق نومحافظهکار تصریح میکند که قدرت ایران در کنترل تنگه، «بزرگتر و فوریتر از قدرت نظری برنامه هستهای» آن است و این اهرم، تهران را قادر میسازد کشورها را به لغو تحریمها و عادیسازی روابط وادارد. به گفته وی، «اسرائیل خود را بیش از هر زمان دیگری منزوی خواهد یافت».
کِیگِن با نگاهی به آینده، خروج آمریکا از خلیجفارس را به مثابه اثبات «ببر کاغذی» بودن این کشور ارزیابی میکند و میگوید کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس «به ناچار به سمت گدایی از تهران خواهند رفت». همچنین کشورهای وابسته به انرژی خلیجفارس ناگزیر به انعقاد ترتیبات جداگانه با ایران خواهند بود، زیرا «اگر آمریکا با نیروی دریایی قدرتمندش نتواند تنگه را باز کند، هیچ ائتلافی قادر به این کار نیست».
به گزارش مشرق، این تحلیلگر که اکنون با صراحت از شکست آمریکا سخن میگوید، مینویسد که «تطابق جهانی با جهان پساآمریکایی شتاب میگیرد» و «موقعیت مسلط سابق آمریکا در خلیجفارس فقط اولین قربانی از بسیاری از قربانیان است». به گفته کیگان، اکنون متحدان آمریکا در اروپا و شرق آسیا ناگزیر به تردید در قابلیتهای این کشور برای رویاروییهای آینده خواهند بود.
این گزارش حاکی است که اظهارات صریح کِیگِن، که زمانی از چهرههای مؤثر در توجیه جنگهای آمریکا در منطقه بود، اکنون بازتاب گستردهای در محافل تحلیلی داشته و بسیاری آن را نشانهای از افول قطعی هژمونی واشنگتن ارزیابی میکنند.