«... این آشوب را به پا کردند با عاملیت «ابله مفیدی» به نام رضا پهلوی، سپس شروع کردند به آمارسازی، 30 هزار، 40 هزار، 60 هزار، 70هزار... 100 هزار کشته، در دو شب در حالی که در دو سال بمباران بیوقفه غزه گفته میشود 70 هزار کشته داشته است. پس چطور ممکن است در دو شب آشوب در ایران، شما 70 هزار نفر را بکشید؟!»
این صحبتهای رامین پرهام، مشاور سابق ربع پهلوی در گفتوگو با یکی از رسانهها بود که برخی واقعیات کشته سازی و آمارتراشی کودتای دی ماه 1404 توسط مجموعه شبکههای آمریکایی اسرائیلی را برملا ساخت.
ماجرای کودتای دی ماه 1404 یکی از آشکارترین طرح و برنامههای صلیبی/صهیونی برای زمینهسازی تجاوز نظامی به ایران براساس تحریک احساسات میدانی بود. برنامهای که با اطلاعات و تحریکات شبکه ضدانقلاب خارج کشور و عوامل داخلی آنها و با عاملیت مستقیم و علنی سرویس جاسوسی اسرائیل و عناصر آن طراحی و اجرا گردید. از همین روی بود که در واقع این کودتا را پیام کوتاه موساد در شبکه فارسی زبان این سرویس اطلاعاتی 10 روز پیش از آن کلید زد.
عامل رسمی کودتا
موساد در 29 دسامبر 2025 برابر 8 دی ماه 1404 در یک اقدام بیسابقه (در حالی که پیش از این همواره سعی داشت تا نقش خود را درآشوبها و اغتشاشات پنهان سازد) در پیام کوتاهی و در سرویس فارسی خود نوشت:
«با هم خیابان بیایید. وقتش رسیده. ما همراه شما هستیم. نه تنها از راه دور و شفاهی. در میدان نیز همراهتان هستیم»
موضوع آن قدر آشکار و علنی بود که مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا در 3 ژانویه برابر 12 دی ماه در پیام اینترنتی خود برای تبریک سال نو نوشت:
«سال نو مبارک به همه ایرانیانی که در خیابانها هستند. همچنین به هر مأمور موسادی که در کنارشان قدم میزند»
6 روز بعد و در 18 دی ماه، دستههای سازماندهی شده مسلح به جان مردم و نیروهای حافظ امنیت افتادند که در آن روز اساسا مسلح نبوده و یا اجازه استفاده از سلاح را نداشتند و از همین روی بعضا به فجیعترین وضع توسط اوباش کودتاچی به شهادت رسیدند.
تیمهای تروریستی موساد و عوامل منافقین و دیگر گروهکهای تروریستی در داخل تجمعات اعتراضی نفوذ کرده و علاوه بر کشاندن آنها به طرف اماکن و مراکز نظامی، از پشت سرشان هم شلیک کرده و آنها را به قتل رساندند، به گونهای که این تصور پیش بیاید نیروهای انتظامی، عامل قتل بودهاند!
اعترافات و تحلیلهای بینالمللی
این اقدام عملی از نگاه کارشناسان و ناظران سیاسی بینالمللی پنهان نماند. از جمله لارن ویلکرسون، رئیس دفتر وزیر خارجه سابق آمریکا در11 ژانویه برابر 20 دی ماه نوشت:
«اقدامات موساد، سازمان سیا و امآی6 در ایران...کاری که آنها در ایران انجام میدهند طوری رفتار میکنند که انگار شهروند ایرانی هستند و همزمان ایرانیان را (در جریان تجمعات) میکشند.»
همان روز، تیتر درشت نشریه اسرائیلی جروزالمپست این بود: «ماموران موساد در اعتراضات ایران حضور دارند.» و دو روز بعد تمیر موراگ، مجری شبکه 14 تلویزیون اسرائیل در 13 ژانویه برابر 22 دی ماه گفت:
«عناصر خارجی معترضان در ایران را با سلاح گرم مسلح میکنند، که این امر عامل صدها مرگ در میان اعضای حکومت است.»
کودتای دی ماه 1404 با حضور بموقع مردم و نیروهای حافظ امنیت و با تقدیم شهدای بسیار، شکست خورد. اتفاقات خونین و هولناک بسیاری در جریان این کودتا رخ داد که شاید در تاریخ اینگونه کودتاها بیسابقه بود، سر بریدنها و شکم دریدنها و گلو پاره کردنها و هجمههای ناجوانمردانه گروهی بر سر مامورانی که تک افتاده یا تعدادی قلیل بوده و سلاح هم نداشتند، به شهادت رساندن کودکان و زنان و پرستاران، حمله و هجوم هماهنگ به مساجد و مراکز امدادی و به آتش کشیدنشان به همراه افرادی که در آن گیر افتاده بودند و زنده زنده سوختند!
این فجایع آنچنان تکان دهنده و هولناک بود که رامین پرهام (مشاور سابق ربع پهلوی) هم در همان گفتوگو، اظهار داشت:
«... براساس اطلاعات موثقی که دوستان به من دادند و من صد در صد به آن اطمینان دارم، یک تعدادی از آنها (آشوبطلبان) آدمکشهای حرفهایِ تعلیم دیده بودند. که سر نیروی انتظامی را بریدند و سر بریدهاش را روی سینهاش گذاشتهاند...»
و تحلیل جنجالی اسکات هورتون (Scott Horton)، مدیر مؤسسه آزادی (Libertarian Institute) و سردبیر Antiwar.com، در برنامه پیرس مورگان این بود:
«... آنها معترضان مسالمتآمیز نبودند... درگیری در واقع میان حکومت و گروههای تروریست بود که به ایستگاههای پلیس حمله میکردند، مساجد را آتش میزدند و سعی داشتند حکومت را سرنگون کنند...»
و بالاخره دونالد ترامپ در 7آوریل 2026 (17 فروردین 1405) صریحا اعتراف کرد که کودتاچیان در ایران را از طریق گروههای تجزیهطلب کرد مسلح نموده و در گفتوگو با فاکس نیوز گفت: «ما اسلحههای بسیاری به معترضان ایرانی دادیم...»
و بر همین اساس روزنامه تایمز اسرائیل هم در 22آوریل برابر 2 اردیبهشت از قول او نوشت: «ما برایشان (کودتاچیان) سلاح فرستادیم، سلاحهای خیلی زیاد... که با عوامل رژیم بجنگند...»
و البته اعتراف خود ربع پهلوی در 22 اسفند 1404 به حضور تروریستهایش تحت عنوان «گارد جاویدان» در جریانات کودتای 18 و 19 دی ماه نیز بود که خطاب به آنها گفت:
«... دلاوران گارد جاویدان... فداکاری شما و بهائی را که به ویژه در 18 و 19 دی برای آزادی ایران پرداختید، هرگز فراموش نخواهد شد...»
پیشبینی تجاوز نظامی پس از کودتا
همه ابعاد ماجرا مشخص میکرد که قضیه اساسا با تظاهرات اعتراضآمیز نسبتی نداشت، آنها که روزهای 18 و 19 و پس از آن در خیابانها بودند، اتوبوسها و آمبولانسها و ماشینهای آتشنشانی سوخته و ساختمانهای مخروبه و... را دیدند و زخمیها و پیکرهای له شده و خاکستر شده و سرهای....
داگلاس مکگرگور، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا در همان روزها نوشت:
«اعتراضات در ایران به دلیل مشکلات اقتصادی واقعی آغاز شد، اما سپس به یک عملیات سازمان سیا و موساد تبدیل گردید. خرج کردن پول، دادن استارلینک، تحریک معترضین و حتی سوق دادن جمعیت به سمت تیراندازی به پلیس برای تشدید خشونت. همه اینها در نهایت شکست خورد.»
و لری جانسون، افسر سابق سازمان سیا هم تحلیل نمود: «هرج و مرج اخیر در ایران یک قیام طبیعی نبود، بلکه یک عملیات اطلاعاتی حسابشده سازمان سیا و موساد بود.»
اما تحلیل دوراندیشانه را جان مرشایمر، استاد مشهور روابط بینالملل از حمله قریبالوقوع آمریکا و اسرائیل پس از شکست کودتای فوق ارائه داد:
«آنچه در ایران در حال رخ دادن است، دقیقاً بر اساس کتاب دستورالعمل آمریکا و اسرائیل پیش میرود و چند عنصر دارد:
گام اول این است که ما یک کشور را تحریم میکنیم، اقتصاد آن را ویران و مردم آن را تنبیه میکنیم. گام دوم این است که در مقطعی تصمیم میگیریم اعتراضهای گسترده را دامن بزنیم و آنها را تغذیه کنیم. گام سوم در این فرآیند، دامنزدن به یک کارزار گسترده اطلاعات نادرست است، هدف این است که همه در غرب قانع شوند که این اعتراضها از درون شکل گرفتهاند. گام چهارم در این فرآیند، ورود ارتش ایالات متحده و احتمالاً ارتش اسرائیل برای ضربه به زیرساختهای حیاتی است.»
ماه بعد لستر کروک، دیپلمات سابق انگلیسی نیز با تحلیل کودتای دی ماه، تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل را پیشبینی کرد:
«یک گروه کوچک و بسیار خشن از آشوبگران در ایران توسط سازمانهای غیردولتی خارجی و سایر نهادهای اطلاعاتی غربی آموزش دیده بودند. این سازمانها هرج و مرج در ایران را مهندسی کردند تا زمینه را برای مداخله ایالات متحده/اسرائیل فراهم کنند.»
آمارتراشی و کشتهسازی برای به راه انداختن جنگ
از اینجا بود که آمارتراشیها و کشتهسازیهای نجومی و جعلی بدون ارائه هیچگونه سند و مدرک و حتی اسم و مشخصات آغاز شد. از 12 هزار و 16 هزار تا 30 هزار و 40 هزار و 50 هزار و 70 و حتی 90 هزار نفر در گزارشها و خبرها و بحثها و سخنرانیهای مختلف حتی خود از زبان خود ربع پهلوی هم گفته شد!
اسکات هورتون در همان برنامه معروف پیرس مورگان با نقد تند سیاستهای رسانهای غرب، ادعای کشته شدن «۴۰ هزار نفر» در حوادث دی ماه ۱۴۰۴ ایران را یک «دروغ مضحک» و «پروپاگاندای جنگطلبانه» خواند. او با مقایسه این آمار با فجایع بزرگی مانند نبرد گتیسبرگ (خونینترین نبرد جنگ داخلی آمریکا در ژوئن 1863 میلادی) و کشتار «بابی یار» توسط نازیها، تناقضات آشکار در گزارشهای منتشر شده را به چالش کشید. او گفت که روایت مربوط به «کشتار ۴۰ هزار معترض» در ایران، یک «دروغ تبلیغاتی» برای توجیه جنگ و هیولا نشان دادن ایران بوده است.
و بالاخره کیوان عباسی مدیر شبکه ضدایرانی «من و تو» در یکی از آخرین جلسات این شبکه و در آستانه تعطیلی آن، طی گفتوگویی اعتراف کرد:
«... ما نتوانستیم که بفروشیم 45 هزار یا 42 هزار تا در طول 24 ساعت کشته شدند. خب اپوزیسیون نتوانسته از عوامل مرتبط داخل کشور (حتی) یک آمار درست بگیرد؟! ما خودمان در من و تو تا الان اسمهایی که درآوردیم... هزار و سیصد تا را درست کردیم و...»