جامع مشترك بين نبوت و امامت همان مقام شامخ «ولايت» است؛ هم نبيولي خداست و هم امام ولي خداست و اگر درباره ولايت سخني به ميان بيايد، اين قدر مشترك محفوظ شده است؛ هم مقام شامخ نبوّت و رسالت ارج نهاده شد و هم به مقام شامخ امامت احترام شد.
دشواري وراثت در ولايت
آنچه كه فريقين نقل كردهاند، اين است كه عالمان دين وارثان انبيايند(1). وارث نبي شدن، وارث رسول شدن كار دشواري است؛ امّا وارث ولي شدن دشوارتر است. اين بزرگواران فرمودند: علوم ما و امور ما چند قسم است؛ بعضي از امور است كه سهل است و روان است نظير احكام فقهي و حقوقي و اخلاقي كه براي توده مردم بازگو ميكنند، همگان ميفهمند. هم فهمش دشوار نيست، هم عملش سخت نيست؛ مَا جُعِلَ عَلَيكُمْ فِي الدّينِ مِنْ حَرَج(2) هم در بخش علم است، هم در بخش عمل. فهميدن احكام و دستور فقهي و اخلاقي خيلي دشوار نيست، نظير علوم عادي است كه فراگيرياش آسان است يا لاأقل سخت نيست و عملش هم اينچنين است كه توده مردم هم موفقند؛ شما و ما هم بيتوفيق نيستيم. امّا اگر كسي بخواهد وارث نبي و رسول بشود، اين صَعب است؛ و بخواهد وارث ولي بشود، اين «مُستصعب» است. اينكه فرمودند: امرنا صَعبٌ و مُستَصعَبْ لا يَحتَمِلُهُ إلا نَبِيٌّ مُرسَلْ اُو مَلَكٌ مُقَرَّبْ اُو عَبدٌ اِمتَحَنَ اللهُ قَلبُهُ لِلتَّقوي(3)، همين است.
اگر بحث در ولايت است كه مشترك بين نبوّت و رسالت و امامت است، بايد بكوشيد اوّلاً وارثان راستين نبي و رسول بشويد، و ثانياً وارثان آن مقام شامخ ولايت بشويد. (ولي) آن است كه سرپرست خود باشد و بتواند ديگران را هم سرپرستي بكند. اين ولايتي كه جزء امور مُستصعب است، به معناي سرپرستي ظاهري نيست كه از خيليها برميآيد. اگر كسي بتواند والي مجاري ادراكي و تحريكي خود بشود، يعني حس و وهم و خيال را تحت ولايت عقل ببرد كه خيال، هرزهگري نكند، وهم، هرزهگري نكند، حس، هرزهگري نكند، حديث نفس نداشته باشد، خاطرات نداشته باشد؛ اين هميشه دائمُالحضور باشد كه لاأقل نمازش و قرائت قرآنش و ادعيهاش خالصانه باشد، مزاحمي درون او نباشد؛ اين از نظر علمي ميشود (ولي) كه اين والي مجاري ادراكي مادون است.
لزوم ولايت «عقل» بر حسّ و خيال
اگر شهوت را، غضب را، خواستهها را، آرزوها را، خوف و رجاء را هم به امامت عقل عملي كنترل كرد، اينها را مُولّي عليه قرار داد، آن عقل عملي كه بِهِ يُعبَدُ الرَّحمنْ وَ يُكتَسَبُ الجِنان (4)، آن را والي و ولي قرار داد؛ اين شخص ميتواند خواستههاي خود را هم تملّك كند، يك چنين آدمي ميشود وليّ دروني. آنگاه توفيق آن را احياناً پيدا ميكند كه نسبت به ديگران هم ولي بشود، آن وقت حرف او در ديگران اثر دارد، محضر او هم در ديگران اثر دارد. ما اگر بخواهيم درس بگویيم، اين همه جا هست، سخن بگویيم، نوشتهاي داشته باشيم؛ همه جا هست. امّا آني كه بتواند وليّ دلها باشد و مردم را اصلاح كند، آن جزء امور مُستصعب است به اصطلاح كه خيلي دشوارتر از كارهاي ديگري است.
ارتباط با خداوند موجب آساني دشواريها
امّا اينكه فرمودند: امر ما و علم ما صعب است، مُستصعب است؛ فرمايشي است درست كه ائمه (عليهم السَّلام) فرمودند. نسبت به ما مُستصعب است، صعب است، با شرایط عادي بخواهيم به اين مقام برسيم سخت است؛ امّا آیا نسبت به قدرت ذات أقدس إله هم صعب و مُستصعب است يا نه؟ يقيناً نه. اگر چنانچه نسبت به قدرت ذات أقدس إله صعب و مُستصعب نيست، ما با او كه رابطه برقرار كنيم، آن صعب را براي ما آسان ميكند؛ اين فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسرَي همين است! يعني ما آن «عَسير» را يَسير ميكنيم، آن دشوار را سهل ميكنيم؛ اَمّا مَنْ اَعطَي وَ اتَّقَي. وَ صَدَّقَ بِالحُسنَي. فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسرَي(5). چه را نُيَسِّرُهُ، يعني آن كار دشوار را براي او آسان ميكنيم! چيزي كه دشوار است، چيزي كه صعب و مُستصعب است؛ ما براي او سهل و روان ميكنيم؛ به اين شرط كه اَمّا مَنْ اَعطَي وَ اتقَي. وَ صَدَّقَ بِالحُسنَي. پس اين راه رفتني است، شرطش هم همين اموري است كه به دست ماست.
مراد از (علم غير نافع)
راهي كه ما را وارث اين ذوات مقدّس ميكند، وجود مبارك پيامبر (ص) تبيين كرده. به ما گفتند: شما در قنوت، در غير قنوت، در نماز، در تعقيبات نماز از خدا علم طلب بكنيد، شرح صدر طلب بكنيد، مزيد علم طلب بكنيد، رَبِّ زِدنِي عِلماً(6) بگویيد و مانند آن. بعد هم در تعقيبات، در ادعيه از آن علم بياثر به خدا پناه ببريد، اَعُوذُ بِكَ مِنْ عِلمٍ لا يَنفَع، مِنْ قَلبٍ لا يَخشَع وَ نَفسٍ لا يَشبَع (7)؛ گفتند از اينها هم به خدا پناه ببريد. هم مثبتش را گفتند، هم منفياش را گفتند؛ هم زشتش را گفتند، هم زيبا را گفتند. گفتند: از خدا علم بخواهيد، علم نافع طلب بكنيد؛ و علمي كه نافع نيست، از آن علم به خدا پناه ببريد دَفعاً و رَفعاً؛ كه دنبال يك چنين علمي نرويد يا اگر چنين علمي ياد گرفتيد، آن را رها كنيد.
علمي كه نافع نيست مصاديق روشني دارد. آن سحر و شعبده و كهانت و اينها علم نافع نيست، بله اينها را همه ما مي دانيم؛ بعضي از علوم است كه تاريخ مصرفش گذشته، آنها را هم ميفهميم كه اينها علم نافع نيست. اگر منظور از علم غير نافع همينهاست: اَعُوذُ بِكَ مِنْ عِلمٍ لا يَنفَع! يعني من به دنبال سحر و شعبده و اينها نروم، به علمي كه تاريخ مصرفش گذشته، مبانياش باطل شده، به دنبال اينها نروم؟ يا نه، همين علوم رایج حوزوي ما را ميگويند، علوم دانشگاهي ما را ميگويند؟
اين را وجود مبارك رسول گرامي (ص) تبيين كرده، فرمود: اگر كسي علمي فرا گرفت، نگفت من خودم رفتم درس خواندم و عالم شدم، چون علم را بالأخره از جاي ديگر به آدم عطاء ميكنند؛ اگر كسي عالم شد و اهل گريه نبود، اگر كسي علمي فرا گرفت، مَنْ اُوتِيَ عِلماً لا يُبكيه، اين علم، او را به گريه در نياورد؛ اين لَحَقيقٌ اَنْ يَكُونَ مِمَّنْ اُوتِيَ عِلماً لا يَنفَعُه (8)، این جزو کسانی است که علم غیر نافع به او داده شده است، اين مضمون از وجود مبارك آن حضرت رسيده است.
استشهاد وجود مبارك حضرت هم به آيات قرآن است، فرمود كه ذات أقدس إله در وصف عالمان دين اينچنين فرمود: إنَّمَا يَخشَي اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماء(9)، يعني اَيُّهَا العُلَماءْ اِخشَعُوا الله. پس اين جُمَل خبريّه صرف وصف نيست كه يك خبر باشد، بلكه به داعي انشاء القاء شده. خداي سبحان در قرآن كريم در نَعت عالمان دين اينچنين فرمود: عالمان دين كسانياند كه: يَخِرُّونَ لِلاَذقانِ سُجَّداً (10)، بعد به اينجا ميرسد كه: وَ يَبكُونَ وَ يَزيدُهُم خُشُوعاً (11). عالمان دين كسانياند؛ وقتي احكام الهي، آيات الهي براي اينها خوانده ميشود، اينها با چانهشان سجده ميكنند و اشك ميريزند، نقيض این چيست؟ عكس و نقيضش اين است كه اگر كسي اهل خشيت و گريه نبود عالم نيست! عالم نيست يعني آیا علم ندارد يا اين علمش به حال او نافع نيست؟ اين علمش به حال او نافع نيست. پس اينكه ما در دعاها ميگویيم: اَعُوذُ بِكَ مِنْ عِلمٍ لايَنفَع، راه آزمونش را هم به ما نشان دادند كه آيا اين علمي كه ما ياد گرفتيم به حال ما نافع است يا نافع نيست؟! اگر اينچنين بوديم، به حال ما نافع است؛ اگر خداي ناكرده اينچنين نبوديم، نافع نيست.
بيانات حضرت آيتالله جوادي آملي (دامت بركاته) در ديدار با جمعی از طلاب، دانشجويان و اقشار مختلف مردم ـ قم؛ 18/1/1384
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) ر. ك: الكافي/ 1/ 32 ـ بابُ صِفَهِ العِلم وَ فَضلِهِ وَ فَضلِ العُلَماء
(2) حج/ 78 (3) بصائر الدّرجات/ 26
(4) الكافي/ 1/ 10 ـ ( كِتابُ العَقلِ وَ الجَهل)؛ با اندكي تفاوت
(5) ليل/ 5 تا 7 (6) طه/ 114
(7) مستدرك الوسائل/ 5/ 70
(8) بحار الأنوار/ 74/ 81 ـ ( مَا اُوصي بِهِ رَسول الله (ص) اِلَي اَبي ذَر)
(9) فاطر/ 28 (10) اسراء/ 107 ـ با تلخيص
(11) اسراء/ 109
منوی اصلی
ورود اعضا
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: | 5,390 |
---|---|
بازدید دیروز: | 10,693 |
بازدید هفته: | 5,390 |
بازدید ماه: | 140,019 |
بازدید کل: | 25,750,580 |
افراد آنلاین: | 26 |
اوقات شرعی
اوقات شرعی به وقت زنجان
اذان صبح: | |
---|---|
طلوع خورشید: | |
اذان ظهر: | |
غروب خورشید: | |
اذان مغرب: |
تقویم و تاریخ
شنبه ، ۱۶ فروردین ۱٤۰٤
Saturday , 5 April 2025
السبت ، ۷ شوّال ۱٤٤۶
فروردین 1404 | ||||||
---|---|---|---|---|---|---|
ج | پ | چ | س | د | ی | ش |
1 | ||||||
8 | 7 | 6 | 5 | 4 | 3 | 2 |
15 | 14 | 13 | 12 | 11 | 10 | 9 |
22 | 21 | 20 | 19 | 18 | 17 | 16 |
29 | 28 | 27 | 26 | 25 | 24 | 23 |
31 | 30 |
آخرین اخبار
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی ۱۴۰۴/۰۱/۱۱ ۰٤/۰۱/۱۲
(70 بازدید)
(70 بازدید)
پزشکیان در جلسه بررسی راهکارهای رفع ناترازی انرژی: هر طرحی در زمینه رفع ناترازی باید مبتنی بر عدالت برای همه شهروندان باشد ۱۴۰۳/۱۲/۲۷ ۰۳/۱۲/۲۸
(67 بازدید)
(67 بازدید)
خوان حکمت ( ۵ ) : پناه بر خدا از علم غير نافع -- ۲۱/ ۱۰ / ۱۳۹۲
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم
جامع مشترك بين نبوت و امامت همان مقام شامخ «ولايت» است؛ هم نبيولي خداست و هم امام ولي خداست و اگر درباره ولايت سخني به ميان بيايد، اين قدر مشترك محفوظ شده است؛ هم مقام شامخ نبوّت و رسالت ارج نهاده شد و هم به مقام شامخ امامت احترام شد.