به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 7,373
بازدید دیروز: 8,739
بازدید هفته: 16,112
بازدید ماه: 150,741
بازدید کل: 25,761,280
افراد آنلاین: 36
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
یکشنبه ، ۱۷ فروردین ۱٤۰٤
Sunday , 6 April 2025
الأحد ، ۸ شوّال ۱٤٤۶
فروردین 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
زلال بصیرت (۱۱) - صله ارحام ، باب رحمت الهی۱۳۹۲/۱۲/۲۱

زلال بصیرت

صله ارحام ، باب رحمت الهی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم

 
 
وَ بِرَّ الْوَالِدَیْنِ وِقَایَةً مِنَ السُّخْطِ وَ صِلَةَ الْأَرْحَامِ مَنْسَأَةً فِی الْعُمُرِ وَ مَنْمَاةً لِلْعَدَد؛(1)
ترجمه تحت اللفظی این فقره از خطبه صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها این است که «خدای متعال نیکی به والدین را واجب فرمود تا از غضب او جلوگیری کند و پیوند با خویشاوندان را واجب کرد تا هم عمرتان طولانی شود و هم بر تعدادتان افزوده شود». موضوع این دو جمله احسان به والدین و صله رحم است. این دو تکلیف بسیار به هم نزدیک و مربوط‌ند.
شکر والدین قرین شکر خداوند
همه ما می‌دانیم که در اسلام به این دو موضوع فوق‌العاده اهمیت داده شده است. خدای متعال در چند مورد در قرآن کریم ابتدا به پرستش خودش امر می‌فرماید و بعد احسان به والدین را اضافه می‌کند: وَ قَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا.(2)گویا بعد از انجام وظیفه بندگی نسبت به خدای متعال چیزی واجب‌تر از رسیدگی به پدر و مادر نیست. این تعبیر خیلی تعبیر عجیب، رسا و هشداردهنده‌ای است. در آیه مشابهی می‌فرماید: «أَنِ اشْكُرْ لِی وَلِوَالِدَیْكَ؛(3) شکر من را و پدر و مادرت را به جای آور.» نمی‌فرماید: مرا شکر کن و پدر و مادرت را هم شکر کن؛ بلکه «لی» و «لوالدیک» را به هم عطف می‌کند و با یک امر بیان می‌فرماید. از این آیات و صد‌ها روایت، اهمیت این تکلیف از لحاظ شارع مقدس اسلام کاملاً روشن می‌شود. با تعبیری مشابه این تعبیر ـ البته مقداری ناز‌لتر ـ در مورد خویشاوندان می‌فرماید: «وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَ الأَرْحَامَ؛(4)تقوای الهی داشته باشید؛ همان خدایی که او را در روابطتان مورد قسم قرار می‌دهید و وقتی از کسی چیزی می‌خواهید می‌گویید: تو را به خدا! این کار را انجام بده، یا برای اثبات امری نام او را می‌برید؛ خدایی که اینقدر برای خود شما مقدس است باید مواظب باشید که حقش را ادا کنید.» بعد می‌فرماید: وَ الأَرْحَامَ؛ یعنی حق خدا را رعایت کنید و بعد حق خویشاوندان را. این مقارنت خیلی معنادار است.
حقی بدون قید و شرط
نکته‌ای که در میان ده‌‌ها روایت، توجه انسان را جلب می‌کند این است که شرط احسان به والدین، مؤمن بودن و حتی مسلمان بودن نیست. اگر پدر و مادر کافر هم باشند حق اطاعت و احسان را بر عهده فرزندان دارند؛ البته اگر مسلمان باشند حق مضاعفی خواهند داشت و اگر شیعه باشند حق سومی و اگر احسان‌هایی در حق فرزند کردند باز حق دیگری پیدا می‌کنند؛ اما صرف ‌اینکه پدر و مادرند و فرزند از آن‌ها متولد شده است بر فرزند حقی دارند که مسلمان باشند یا کافر، عادل باشند یا فاسق، مهربان باشند یا بداخلاق، هیچ تأثیری در این حق نمی‌گذارد. فقط نباید در معصیت خدا از آن‌ها تبعیت کرد.
مراتب و احکام صله رحم
در مورد صله رحم این مسأله اجماعی است که قطع رحم حرام است. قطع رحم یعنی انسان از خویشاوندانش بگونه‌ای بِبُرد که گویا این‌ها خویشاوندش نیستند؛ نه دیدی و بازدیدی، نه احترامی، نه هدیه‌ای و نه ارتباط دیگری، هیچ یک در کار نباشد. این قطعاً حرام است و یکی از گناهان کبیره است. اما صله رحم تا آن اندازه‌ واجب است که قطع رحم لازم نیاید؛ چون این دو از هم انفکاک ندارند. آنچه یقینی است این است که قطع رحم حرام است. اما مصداق قطع رحم چگونه معلوم می‌شود؟ در جواب تقریباً همه علماء فرموده‌اند امری عرفی است. شرایط زمانی و مکانی و مرتبه خویشاوندی فرق می‌کند. ارتباط با آنهایی که خیلی نزدیکند یک اقتضاء، و ارتباط با آنهایی که دورترند مرتبه کمتری را اقتضاء دارد و آنهایی که در شهر یا کشور دیگری هستند صله رحمشان طور دیگری است. گاهی یک تماس تلفنی کفایت می‌کند. به هرحال باید طوری باشد که عرفاً بگویند رابطه با خویشاوندانش را نبریده است.
قطع رحم از بزرگ‌ترین گناهان کبیره شمرده شده و حتی تأکید شده است که اگر خویشاوندانتان از شما بریدند شما از آن‌ها نبرید. امام سجاد (ع) می‌فرمایند: خداوند دو قدم را خیلی دوست دارد؛ قدمی که در راه جهاد برداشته می‌شود و قدمی که برای برقراری رابطه با آن خویشاوندی برداشته می‌شود که قطع رابطه کرده است.(5)
زمینه‌ساز شکر خدا
سرّ این همه تأکید چیست؟ آنچه به طور خلاصه می‌توان گفت این است که اولاً انسان در مورد پدر و مادر مخصوصاً مادر،عاطفه‌ای فطری و خدادادی دارد. هر کس می‌تواند این عاطفه را تجربه کند؛ لذا خیلی احتیاج به بحث ندارد. دلیل طبیعی‌ این امر هم خیلی روشن است؛ پدر و مادر سبب وجود انسانند. اگر مادر نه ماه جنین را در رحم پرورش ندهد، اگر او را شیر ندهد و بزرگ نکند، اگر زحمات پدر نباشد فرزند کجا می‌تواند ادامه حیات دهد؟ ایشان حق حیات بر گردن فرزند دارند. در کنار عاطفه آنها، خدا دل فرزند را هم با آن‌ها پیوند داده است؛ به طوری که دوستشان دارند.حیات ما مرهون پدر و مادر است. آن‌ها زحماتی برای ما کشیده‌اند که هیچ کس چنین زحماتی را نکشیده و نمی‌تواند بکشد. امام زین‌العابدین (ع) در رساله حقوقشان می‌فرمایند: «حق مادر این است که تو توجه داشته باشی که او تو را در جایی نگه داشته و حمل کرده (رحم) که هیچ فردی، فرد دیگری را این‌گونه حمل نمی‌کند. او از شیره جانش به تو خورانیده که هیچ کس در حق کسی این‌گونه رفتار نمی‌کند. شب و روز راحتی خودش را بگونه‌ای صرف تو کرده است که هیچ کس حاضر نیست راحتی خودش را به این صورت صرف کسی کند. حاضر شده است گرسنه بماند تا تو سیر شوی و تشنه بماند تا تو سیراب باشی ....»(6) اگر انسان به چنین کسی بی‌اعتنایی کند اولاً به زحمت می‌شود اسمش را انسان گذاشت و ثانیاً آیا چنین کسی برای حق کسی دیگر ارزش قائل می‌شود؟ آیا چنین کسی نسبت به همسرش یا دوستش وفادار می‌شود؟ این چنین شخصیتی طبعاً نسبت به حق خدا هم ناسپاس خواهد شد. زیرا او حق مادر را با چشم می‌بیند و بی‌مهری‌ می‌کند؛ وقتی خدا را نمی بیند به طریق اولی غافل می‌شود.
پس یکی از بهترین عواملی که می‌تواند انسان را به طرف خدا سوق دهد و انگیزه خداپرستی، حق‌شناسی و شکرگزاری را در انسان بیدار کند توجه به عواطف پدر و مادر و حق و حقوقی است که آن‌‌ها بر عهده انسان دارند. خداوند متعال شکر پدر و مادر را در کنار شکر خودش ذکر می‌کند؛ گویا این دو، یک نوع شکر است. اگر کسی حق‌شناس پدر و مادر شد می‌تواند حق خدا را رعایت کند؛ زیرا وقتی انسان توجه پیدا کرد به این‌که پدر و مادر چه خدمتی به انسان کرده‌اند کم‌کم روح شکرگزاری و حق‌شناسی در او تقویت می‌شود و آن وقت به فکر شکر خدا هم می‌افتد. اما اگر حق پدر و مادر را ندیده گرفت و گفت: می‌خواستند این کار‌ها را نکنند! در مقابل خدا هم می‌گوید: می‌ خواست خلق نکند‍! پس شکر پدر و مادر و توجه به حقی الهی که آن‌ها بر ما دارند بهترین راه برای خداپرستی و تکامل ماست. از این‌رو بهترین راه برای نجات گناهکاران هم این است که از اینجا شروع کنند؛ یعنی به پدر و مادرشان خدمت کنند. شخصی خدمت رسول اکرم (ص) آمد و گفت: یا رسول‌الله! من هر کار زشتی که بگویید را مرتکب شده‌ام؛ آیا راه نجاتی برای من هست؟ حضرت فرمودند: پدر و مادر داری؟ گفت: پدر دارم. حضرت فرمودند: برو به پدرت خدمت کن. وقتی رفت حضرت فرمودند: ای کاش مادرش زنده بود.(7)
سرّ اینکه درباره ارحام هم این همه سفارش شده این است که نعمت‌هایی که خدای متعال به وسیله خویشاوندان به انسان می‌رساند آنقدر پرارزش است که بعضی از این خدمات را انسان حاضر است با قیمت خیلی گرانی بخرد. به طور طبیعی وقتی مشکلی برای یکی از افراد یک خانواده پیش بیاید مثلاً نیاز داشته باشد که نصف شب به بیمارستان برود سایر افراد خانواده به او کمک می‌کنند و منتی هم ندارند. البته این قاعده استثناء هم دارد؛ اما صحبت ما درباره افراد معمولی و فطرتا سالم است. خداوند این چنین، انسان‌‌ها را با عاطفه خویشاوندی (که شعاعی است از همان عاطفه پدر و فرزندی و مادر و فرزندی) به هم مرتبط کرده است. اگر انسان، خویشاوندان را مثل بیگانه حساب کند و با آن‌ها ارتباط برقرار نکند کم‌کم آن‌ها هم دلسرد می‌شوند و قطع رابطه می‌کنند و کم‌کم طرفین از این نعمت‌‌ها محروم می‌شوند. یعنی باب رحمتی را که خدای متعال به طور طبیعی برای آن‌ها فراهم کرده است به دست خود مسدود می‌کنند. کسی که چنین باب رحمتی را که این همه برایش فایده دارد به دست خودش ببندد و آن رابطه طبیعی و خدادادی و پاک را قطع ‌کند دیگر عواطفش با دیگران ریشه‌ای نخواهد داشت و رفاقت‌هایش صوری و برای منافع زودگذر است. از این روست که بعد از پدر و مادر نوبت به آن کسانی می‌رسد که رابطه طبیعی انسان با آن‌ها بیشتر است.
خدا انسان‌‌ها را آفریده تا او را بشناسند و الطاف و نعمت‌های او را درک کنند و با عبادت ،به قرب الهی برسند. وقتی کسی بر ضد این روش حرکت می‌کند و آن راه‌هایی را می‌بندد که خدا برای قدرشناس شدن باز کرده است طبعاً خدا از او ناراضی خواهد شد.
سخنرانی آیت الله مصباح یزدی(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبری،   قم /21 /7 /1389
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. احتجاج، ج1 ص99.              2. اسراء، 23 .         3. لقمان، 14.                             
 4. نساء، 1.  5. خصال صدوق، ج1 ص50.       
  6. تحف‌العقول عن آل رسول، ص263.                7. عدة الداعی، ص 85.