زلال بصیرت (۱۳) - ویژگیهای حزبالله و حزبالشیطان (بخش دوم و پایانی) ۱۳۹۳/۰۱/۲۷
ویژگیهای حزبالله و حزبالشیطان (بخش دوم و پایانی)
زلال بصیرت
کلید اصلی ورود به جرگه«حزبالله»
بسم الله الرحمن الرحیم
آیه دیگر درباره «حزبالله» در سوره مجادله است که در آن بیشتر اوصاف سلبی این گروه بیان شده است. در اواخر سوره مجادله آیاتی در شأن منافقین ذكر شده است، از جمله اینکه: اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ(1). در این آیه ویژگی بارز منافقین فراموش کردن خدا عنوان شده و عامل این فراموشی نیز سلطه شیطان بر آنها معرفی شده است. از این جهت این گروه «حزبالشیطان» شدهاند. چون شیطان دلشان را اشغال كرده، اختیار ایشان را به دست گرفته و امورشان را تدبیر میکند؛ از همینرو هرچه شیطان بخواهد در دلشان پیدا میشود. شیطان میخواهد آنها به یاد خدا نباشند، آنها هم خدا را فراموش میکنند. این ویژگی «حزبالشیطان» است.
در این آیه دقت بفرمایید: إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ فِی الأَذَلِّینَ(2). «محادّه» یعنی حدی را در مقابل حد دیگری قرار دادن؛ به عبارت دیگر: یک طرف، در مقابل طرف دیگر. به عنوان مثال در پاره خط فرضی ab، مبدأ a یک حد و منتهای b حد دیگر این خط است و نقاط a و b در مقابل یكدیگر قرار دارند؛ این محاده، یا به عبارت دیگر قطبگیری دو نقطه در مقابل یكدیگر است. كسانی که اینگونه با خدا و رسول معامله میکنند، یعنی خود را در قطب مقابل خدا و پیغمبر قرار میدهند، چنین كسانی فِی الأَذَلِّینَ، یعنی از ذلیلترین بندگان هستند. جالب است بدانید تعبیر «اذلّین» در قرآن فقط در همین آیه ذکر شده است. اما فهمیدن اینکه چرا چنین كسانی اذلّین هستند، نیاز به مطالعه، فکر، بحث و استفاده از کلمات اهلبیت (ع) دارد.
در آیه بعد خداوند به نقطه مقابل این گروه، كه موقعیت خدا و رسول ـصلواتالله علیه ـ است، اشاره كرده و میفرماید: كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی(3). قضای حتمی این است که خدا و پیغمبر غالبند؛ چون: إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ؛ خداوند شکست نمیخورد. بنا بر این، كسانی كه در این سو، و در مقابل اذلین قرار دارند، اعزّین هستند و عزت متعلق به ایشان است. همچنانکه در آیه دیگری میفرماید: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنین(4).
در پایان سوره مجادله بعد از ذكر این مقدمات، به بیان اوصاف سلبی «حزبالله»، در مقابل «حزبالشیطان» میپردازد. گفتیم كسانی که تولّی شیطان داشته باشند، جزء «حزبالشیطان» هستند و در مقابل، كسانی كه ولایت خدا، رسول و مؤمنان را بپذیرند، «حزبالله» هستند. پس، شرط ایجابی ورود در زمره حزبالله، ولایت خدا و پیامبر و مؤمنان است. اما ویژگی سلبی حزبالله این است: لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشیرَتَهُم(5)؛ مردمی را نخواهی یافت که ایمان به خدا و روز قیامت داشته باشند و رابطه دوستی با دشمنان خدا برقرار کنند؛ حتی اگر پدران، فرزندان یا نزدیکان و عشیرهشان باشند. اگر كسانی اهل محاده و قطبگیری در برابر خدا و رسول هستند، هیچ رابطه دوستی با آنها نمیتوان برقرار کرد.
پاداش خداوند به حزب الله
خداوند در این آیه بعد از بیان اوصاف ایجابی و سلبی حزبالله، به رفتار خداوند با این گروه پرداخته و میفرماید: كَتَبَ فی قُلُوبِهِمُ الْإیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون.
اولین پاداش این گروه این است كه ایمان در دلهایشان ثابت میشود و به تزلزل و نوسان در ایمان و نفاق دچار نمیشوند. دومین پاداش حزبالله این است كه ایشان را با روحی از خودش تأیید میكند. هر چند ما حقیقت این مطلب را كه خداوند درباره حضرت عیسی ـع ـ نیز میفرماید، به درستی درك نمیكنیم، اما میفهمیم كه مطلب بلندی است. این دو پاداش خداوند در این عالم به كسانی است كه با دشمنان خدا قطع رابطه میكنند. سومین پاداش ایشان كه در آخرت است، این است آنها را به بهشتهایی با نهرهای جاری وارد میكند و در آن جاودانه هستند. سرانجام نیز میفرماید: خدا از این گروه راضی است؛ آنها هم از خدا راضی هستند. اما این گروه چه كسانی هستند؟ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون. شاید چنین تصور شود که تعبیراتی كه در این آیات به كار رفته، ـنعوذ باللهـ شاعرانه است و تحقق یافتن آنها در خارج امكان ندارد. چگونه ممكن است رابطه مودت بین مؤمن و کسانی که اهل محاده با خدا هستند، برقرار نشود؟! اگر چنین رابطهای نباشد، به سرانجام رساندن بعضی از کارها خیلی سخت میشود! با مطرح شدن چنین تصوراتی است كه میتوان فهمید منافقین چگونه بودهاند؛ چرا مسجدی که درست کردند، مسجد ضرار شد؛ و چرا سورهای غلاظ و شداد درباره منافقین نازل شد.
منافقین، بدتر ازمشرکین
منافقین در قرآن بارها با سختترین تعبیرات مورد لعن و مذمت قرار گرفتهاند. بعد از آیه امانت(6) میفرماید: لِیُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِینَ وَالْمُشْرِكَاتِ(7). در جای دیگری نیز میفرماید: إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّار(8)؛ در حالیكه مشابه این تعبیر برای مشركان به كار نرفته است. این سرانجام كسی است كه تظاهر به ایمان، نماز، عبادت و اطاعت خدا و ارزشهای اسلامی داشته باشد، ولی در دل تمایل به کفار دارد و اعتمادش به آنهاست. اینان همان كسانی هستند که درباره آنها فرمود: أُولئِكَ حِزْبُ الشَّیْطان. البته ممكن است كسانی برای توجیه رفتار خود بگویند: باید ببینیم مفسرین در باره این تعبیرات كه نظایر آن در قرآن فراوان است، چه فرمودهاند؛ باید بررسی شود كه آیا چیزی از این آیات محذوف و در تقدیر است؛ آیا این تعبیرات مجازی است یا حقیقت دارد؟! اما واقعاً این آیات جدی و حقیقی است؛ و واقعاً انسانها به دو دسته «حزبالله» و «حزبالشیطان» تقسیم میشوند. اگر ویژگیهای حزبالله اوصافی است که در این آیات ذكر شده، ما چه کارهایم، در چه موقعیتی قرار گرفتهایم ؟ و چه كاری باید انجام بدهیم که اینگونه شویم؟
با توجه به این آیات كار برای ما خیلی سخت و دشوار است؛ اما با کنار هم گذاشتن آیات سوره مائده و آیات پایانی سوره مجادله میتوان فهمید کلید حل قضیه دو كلمه است: «ولایت خدا»، «ولایترسول» و «ولایت الذین آمنوا»؛ و دشمنی با «من حادّ الله و رسوله»، و قرار گرفتن در نقطه مقابل دشمنان خدا؛ یعنی «تولّی» و «تبرّی». این شاه کلید ورود در زمره «حزبالله» است.
سخنرانی آیت الله مصباح یزدی(دامت بركاته) در بیستوششمین نشست انجمن فارغالتحصیلان مؤسسه آموزشی و پژوهشی
امام خمینی (ره) ـ 1 /9 /1392
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1). مجادله / 19. (2). مجادله / 20. (3). مجادله / 21.
(4). منافقون / 8. (5). مجادله / 22. (6). احزاب / 72.
(7). احزاب / 73. (8). نساء / 145.
در این آیه دقت بفرمایید: إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ فِی الأَذَلِّینَ(2). «محادّه» یعنی حدی را در مقابل حد دیگری قرار دادن؛ به عبارت دیگر: یک طرف، در مقابل طرف دیگر. به عنوان مثال در پاره خط فرضی ab، مبدأ a یک حد و منتهای b حد دیگر این خط است و نقاط a و b در مقابل یكدیگر قرار دارند؛ این محاده، یا به عبارت دیگر قطبگیری دو نقطه در مقابل یكدیگر است. كسانی که اینگونه با خدا و رسول معامله میکنند، یعنی خود را در قطب مقابل خدا و پیغمبر قرار میدهند، چنین كسانی فِی الأَذَلِّینَ، یعنی از ذلیلترین بندگان هستند. جالب است بدانید تعبیر «اذلّین» در قرآن فقط در همین آیه ذکر شده است. اما فهمیدن اینکه چرا چنین كسانی اذلّین هستند، نیاز به مطالعه، فکر، بحث و استفاده از کلمات اهلبیت (ع) دارد.
در آیه بعد خداوند به نقطه مقابل این گروه، كه موقعیت خدا و رسول ـصلواتالله علیه ـ است، اشاره كرده و میفرماید: كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی(3). قضای حتمی این است که خدا و پیغمبر غالبند؛ چون: إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ؛ خداوند شکست نمیخورد. بنا بر این، كسانی كه در این سو، و در مقابل اذلین قرار دارند، اعزّین هستند و عزت متعلق به ایشان است. همچنانکه در آیه دیگری میفرماید: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنین(4).
در پایان سوره مجادله بعد از ذكر این مقدمات، به بیان اوصاف سلبی «حزبالله»، در مقابل «حزبالشیطان» میپردازد. گفتیم كسانی که تولّی شیطان داشته باشند، جزء «حزبالشیطان» هستند و در مقابل، كسانی كه ولایت خدا، رسول و مؤمنان را بپذیرند، «حزبالله» هستند. پس، شرط ایجابی ورود در زمره حزبالله، ولایت خدا و پیامبر و مؤمنان است. اما ویژگی سلبی حزبالله این است: لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشیرَتَهُم(5)؛ مردمی را نخواهی یافت که ایمان به خدا و روز قیامت داشته باشند و رابطه دوستی با دشمنان خدا برقرار کنند؛ حتی اگر پدران، فرزندان یا نزدیکان و عشیرهشان باشند. اگر كسانی اهل محاده و قطبگیری در برابر خدا و رسول هستند، هیچ رابطه دوستی با آنها نمیتوان برقرار کرد.
پاداش خداوند به حزب الله
خداوند در این آیه بعد از بیان اوصاف ایجابی و سلبی حزبالله، به رفتار خداوند با این گروه پرداخته و میفرماید: كَتَبَ فی قُلُوبِهِمُ الْإیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون.
اولین پاداش این گروه این است كه ایمان در دلهایشان ثابت میشود و به تزلزل و نوسان در ایمان و نفاق دچار نمیشوند. دومین پاداش حزبالله این است كه ایشان را با روحی از خودش تأیید میكند. هر چند ما حقیقت این مطلب را كه خداوند درباره حضرت عیسی ـع ـ نیز میفرماید، به درستی درك نمیكنیم، اما میفهمیم كه مطلب بلندی است. این دو پاداش خداوند در این عالم به كسانی است كه با دشمنان خدا قطع رابطه میكنند. سومین پاداش ایشان كه در آخرت است، این است آنها را به بهشتهایی با نهرهای جاری وارد میكند و در آن جاودانه هستند. سرانجام نیز میفرماید: خدا از این گروه راضی است؛ آنها هم از خدا راضی هستند. اما این گروه چه كسانی هستند؟ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون. شاید چنین تصور شود که تعبیراتی كه در این آیات به كار رفته، ـنعوذ باللهـ شاعرانه است و تحقق یافتن آنها در خارج امكان ندارد. چگونه ممكن است رابطه مودت بین مؤمن و کسانی که اهل محاده با خدا هستند، برقرار نشود؟! اگر چنین رابطهای نباشد، به سرانجام رساندن بعضی از کارها خیلی سخت میشود! با مطرح شدن چنین تصوراتی است كه میتوان فهمید منافقین چگونه بودهاند؛ چرا مسجدی که درست کردند، مسجد ضرار شد؛ و چرا سورهای غلاظ و شداد درباره منافقین نازل شد.
منافقین، بدتر ازمشرکین
منافقین در قرآن بارها با سختترین تعبیرات مورد لعن و مذمت قرار گرفتهاند. بعد از آیه امانت(6) میفرماید: لِیُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِینَ وَالْمُشْرِكَاتِ(7). در جای دیگری نیز میفرماید: إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّار(8)؛ در حالیكه مشابه این تعبیر برای مشركان به كار نرفته است. این سرانجام كسی است كه تظاهر به ایمان، نماز، عبادت و اطاعت خدا و ارزشهای اسلامی داشته باشد، ولی در دل تمایل به کفار دارد و اعتمادش به آنهاست. اینان همان كسانی هستند که درباره آنها فرمود: أُولئِكَ حِزْبُ الشَّیْطان. البته ممكن است كسانی برای توجیه رفتار خود بگویند: باید ببینیم مفسرین در باره این تعبیرات كه نظایر آن در قرآن فراوان است، چه فرمودهاند؛ باید بررسی شود كه آیا چیزی از این آیات محذوف و در تقدیر است؛ آیا این تعبیرات مجازی است یا حقیقت دارد؟! اما واقعاً این آیات جدی و حقیقی است؛ و واقعاً انسانها به دو دسته «حزبالله» و «حزبالشیطان» تقسیم میشوند. اگر ویژگیهای حزبالله اوصافی است که در این آیات ذكر شده، ما چه کارهایم، در چه موقعیتی قرار گرفتهایم ؟ و چه كاری باید انجام بدهیم که اینگونه شویم؟
با توجه به این آیات كار برای ما خیلی سخت و دشوار است؛ اما با کنار هم گذاشتن آیات سوره مائده و آیات پایانی سوره مجادله میتوان فهمید کلید حل قضیه دو كلمه است: «ولایت خدا»، «ولایترسول» و «ولایت الذین آمنوا»؛ و دشمنی با «من حادّ الله و رسوله»، و قرار گرفتن در نقطه مقابل دشمنان خدا؛ یعنی «تولّی» و «تبرّی». این شاه کلید ورود در زمره «حزبالله» است.
سخنرانی آیت الله مصباح یزدی(دامت بركاته) در بیستوششمین نشست انجمن فارغالتحصیلان مؤسسه آموزشی و پژوهشی
امام خمینی (ره) ـ 1 /9 /1392
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1). مجادله / 19. (2). مجادله / 20. (3). مجادله / 21.
(4). منافقون / 8. (5). مجادله / 22. (6). احزاب / 72.
(7). احزاب / 73. (8). نساء / 145.