به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 7,440
بازدید دیروز: 8,739
بازدید هفته: 16,179
بازدید ماه: 150,808
بازدید کل: 25,761,347
افراد آنلاین: 35
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
یکشنبه ، ۱۷ فروردین ۱٤۰٤
Sunday , 6 April 2025
الأحد ، ۸ شوّال ۱٤٤۶
فروردین 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
زلال بصیرت (۱۴) - تشخیص تكلیف‌در امتحان‌های پیش‌رو(1) ۱۳۹۳/۰۲/۰۳

زلال بصیرت

 تشخیص تكلیف‌در امتحان‌های پیش‌رو(1)

  بسم الله الرحمن الرحیم

راز خلقت انسان در این عالم، فراهم کردن زمینه انتخاب برای امور مختلف است؛ چیزی که در فرهنگ دینی امتحان نامیده می‌شود: الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیاه لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛ [1] خداوند می‌توانست همه انسان‌ها را در بهشت بیافریند و این مسئله برای او مقدور بود و هیچ‌کس هم نمی‌گفت چرا چنین کرده است. اینکه انسان و این عالم را با این هزینه سنگین آفرید، برای این بود که مخلوقاتی به‌وجود‌ آیند که با انتخاب خود مسیرشان را مشخص کنند؛ آمدن انبیا و اولیای الهی، تحمل سال‌‌ها رنج و سختی دوری از وطن و تحمل زندان‌ها و در نهایت شهادت، به و‌جود آمدن حادثه کربلا و از دست دادن شهیدانی که ارزش یک تار مویشان از همه عالم بیشتر است، همه برای تحقق این هدف بود. خداوند ملائکه را در مسیر خیر آفرید؛ حیوانات را خلق کرد که هیچ تکلیفی ندارند و تابع شرایط طبیعی هستند؛ اما در این میان، جای موجودی که مسئولیت داشته باشد و بتواند با انتخاب  خود نتیجه خوب یا بد کار خود را تعیین کند، خالی بود: فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْیَكْفُرْ؛[2] آنگونه که از قرآن استفاده می‌شود، چنین موجودی می‌تواند با اراده و اختیار خود جانشین یا نماینده خدا روی زمین باشد. شاید رازی که خداوند در جواب پرسش ملائکه بیان کرد، همین مسئله باشد؛ وقتی ملائکه به خداوند گفتند: أَتَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَیَسْفِكُ الدِّماءَ[3]و خداوند در جواب فرمود: قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ[4] راز همین بود که در میان انبوه مشکلات، عده‌ای راه صحیح را می‌شناسند و به خدا نزدیک می‌شوند؛ آنگاه ملائکه خادم این افراد می‌شوند. چون ملائکه از مسئله انتخاب آگاهی نداشتند و نمی‌دانستند نتیجه آن چه می‌شود و این چه فضیلتی است.
سخت‌تر بودن انتخاب‌های اجتماعی در برابر انتخاب‌های فردی
ما نیز باید به‌طور دائم به مسائل فردی خود توجه داشته باشیم و بدانیم که بر سر چند‌راهی‌ها، کدام مسیر را انتخاب ‌‌کنیم؛ یعنی در زندگی خود با امتحان‌های فردی مواجه‌ایم؛ شاید هر یک از ما در هر لحظه ده‌ها امتحان داشته باشیم؛  ما به‌طور دائم در نگاه کردن‌، شنیدن، سخن گفتن و دیگر امور زندگی‌مان بر سر چند‌راهی‌ها قرار داریم که باید از میان آنها مسیر درست را انتخاب کنیم: لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً.[5] اینها مربوط به مسائل فردی است؛ اما اگر این مسائل در کنار مسائل اجتماعی قرار گیرد، در برابر آنها رنگ می‌بازد؛ زیرا هر انتخابی در فعالیت‌های اجتماعی، چه‌بسا هزاران یا میلیون‌ها انسان را به سمت جهنم یا بهشت سوق دهد. برای مثال، به‌وسیله یک‌نفر، با یک بمب اتمی صدها هزار نفر کشته می‌شوند؛ یا اینکه چه‌بسا با اقدام یک‌نفر، عده زیادی نجات پیدا کنند. گاهی انسان برای انتخاب یک چیز از قرعه‌کشی و روش شیر و خط استفاده می‌کند؛ این انتخاب کور است؛ برای اینکه انتخاب آگاهانه باشد، فرد باید بداند تصمیم‌های او چه آثاری دارد و نتایج آن چیست؛ یعنی با محاسبه و دقت انتخاب کند؛ این ویژگی انسان است. انتخاب کور فایده‌ای ندارد.
سخت‌شدن امتحان‌های الهی همزمان با رشد انسان‌ها و جامعه
روشن است از ابتدا که ما به تکلیف می‌رسیم و باید انتخاب کنیم، همه چیز برایمان روشن نیست. کودک وقتی بزرگ می‌شود، به‌تدریج شعور، تجربه و آگاهی از دین و مسائل اجتماعی پیدا می‌کند و می‌فهمد باید چه کاری انجام دهد یا ندهد؛‌ کجا اشتباه داشته و کجا درست عمل کرده است. وقتی ما وارد مرحله تکلیف می‌شویم، مانند طفل نوآموزی هستیم که به دبستان رفته‌ایم. وقتی در امتحانات سال اول قبول شویم،‌ به سال دوم می‌رویم. این روند تا پایان تحصیلات ادامه دارد. بی‌شک امتحان سال اول با سال دوم تفاوت زیادی دارد. هر سال که پیش‌ می‌رویم،‌ امتحانات نیز سخت‌تر می‌شود؛ برای مثال،‌ امتحانات کنکور به‌مراتب سخت‌تر از مراحل قبل از آن است. سخت‌تر شدن شرایط بدین معناست که جامعه رشد کرده و به‌حدی رسیده است که باید از آن امتحان سخت‌تری گرفته شود.  ما در دهه اول انقلاب امتحان خود را دادیم؛ برای رفتن به مراحل بالاتر، باید امتحان‌های سخت‌تری بدهیم. البته در این میان چه‌بسا گاهی دچار تنزل شویم یا در همان مرحله بمانیم. البته امتحان‌های الهی این‌گونه است که وقتی انسان مردود شد، در همان مرحله باقی نمی‌ماند، بلکه تنزل و سقوط می‌‌کند؛ یعنی انسان نمره منفی و زیر صفر می‌گیرد. بنابراین، ما نباید امید داشته باشیم که هر روز، اوضاع آرامتر، شرایط روشنتر و مشکلات کمتر باشد. چرا باید این‌گونه باشد؟‌ انسان برای چه آفریده شده است؟ اگر آفریده شده‌‌ایم که با امتحانات ترقی کنیم و به کمال برسیم، هر روز باید امتحانمان مشکلتر باشد؛ غیر از این معقول نیست. اگر سال اول موفق شدیم، تکرار درس‌های آن در سال دوم معنایی نخواهد داشت. بی‌شک امتحان‌های سال دوم سخت‌تر خواهد بود؛ سخت‌تر یعنی چه؟ شاید در ابتدا به ذهن متبادر شود که باید بیشتر کشته دهیم؛ این معنا نادرست است؛ بلکه مراد این است که تشخیص تکلیف سخت‌تر است.
نمونه‌ای از امتحان‌های زمان پیامبر (ص)
 در صدر اسلام، شرایط جامعه تا امام یازدهم علیهم‌السلام به‌ چه صورت بود؟ مسلمانان در زمان پیغمبر اکرم (ص)امتحان‌های متفاوتی داشتند؛ چندین سال در شعب ابی‌طالب گرفتار فقر بودند؛ در برابر شکنجه‌های مشرکان صبر پیشه کردند؛  چند سال آخر را به حبشه و مدینه مهاجرت کردند؛ سختی‌های ناشی از این مهاجرت خود امتحانی بزرگ بود؛ مهاجرین در مدینه املاک مزروعی نداشتند؛ در نتیجه سربار اهالی مدینه شدند، تا آنجا که پیغمبر به‌طور رسمی بین آنها اخوت ایجاد کرد؛ یعنی اموال مردم نصف شد و هر کسی هر چه داشت، با یکی از مهاجرین که برادر او بود، تقسیم می‌کرد. بر همین اساس منافقین گفتند: لَیُخْرِجَنَّ الأعَزَُّ مِنْهَا الأذَلّ[6] اینها ذلیل هستند و بیرونشان می‌کنند. پس در آن شرایط، به‌جز آوارگی، سربار مردم نیز بودند. مردم آنجا نیز زندگی عشایری داشتند و هر عشیره‌ای مسئول محله خودش بود. این امتحان خیلی سخت‌تر از امتحان قبلی بود. افزون بر این، این جامعه گرفتار جنگ‌هایی مانند بدر و احد نیز بود. به‌هر‌حال، در این گیرودارها، اکثریت آن جامعه به پیغمبر گرویدند. عده‌ای نیز با منافقین همراه بودند و مدتی مسجد ضرار درست کردند و با مشرکان و یهودیان همکاری می‌کر‌دند؛ در‌‌حالی‌که پیامبر اسرارشان را فاش نمی‌کرد تا جامعه سروسامان گرفت؛ چه بسا بر اساس مصالح جامعه، با برخی از آنها ازدواج نیز می‌کرد؛ یعنی همه‌ مردم رهبری پیغمبر را پذیرفته بودند. وقتی ایشان از دنیا رفت، از همان روز باطل پیدا شد: فَلَمَّا مَضَی الْمُصْطَفی ... انْتَهَزُوا الْفُرْصَة؛[7] یعنی امتحان جدیدی برای جامعه پیدا شد. این امتحان خیلی سخت‌تر از جنگ بدر و احد بود؛ زیرا این مردم در جنگ‌ها شرکت می‌کردند یا پول و اموالشان را برای جنگ می‌فرستادند؛ اما پس از رحلت پیامبر‌(ص)، شرایط عوض شد و امتحان عجیبی به‌‌وجود آمد؛ امتحانی که حدود25  سال طول کشید. در این امتحان، همان اصحاب بدر و حنین حضور داشتند؛ اما بسیاری از آنها مردود شدند. حال پرسش این است که آیا قانونی که پیغمبر آورده بود نقص داشت که شرایط این‌چنین دگرگون شد؟ آیا قانون خدا و مدیریت پیغمبر نقص داشت؟ ما معتقدیم نه قانونی بهتر از قانون اسلام است و نه مدیری بهتر از پیغمبر اسلام.  پس چه اتفاقی افتاد که نزدیک بود مسلمانان به دوران جاهلیت اولی برگردند؟ اگر حرکت فاطمه زهرا (س) نمی‌بود، آن‌ها به دوران جاهلیت‌ بازمی‌گشتند.
وقتی یاران امام علی‌(ع)، قاتلان امام حسین‌(ع) می‌شوند
به‌هر‌حال،‌این جریان ادامه یافت تا اینکه‌ بعدها با امام علی‌(ع) بیعت کردند و امتحانی دیگر آغاز شد. جنگ‌های جمل و صفین بخش‌هایی از این امتحان‌ بود؛ حتی افرادی نیز که تابع امیرالمؤمنین بودند و بعد از مدت‌های طولانی در جنگ صفین باقی مانده بودند، دچار امتحان جدیدی شدند. در این امتحان نهروانی‌ها و خوارج از مسیر حق جدا شدند و در نهایت همین افراد امام علی‌(ع) را به شهادت رساندند؛ مگر ابن‌ملجم جزء آنها نبود؟ بعضی از آنها نیز باقی ماندند تا سیدالشهدا را به شهادت برسانند.
 عمرسعد در شب عاشورا، از شب تا صبح خواب نمی‌رفت و با خود فکر می‌کرد که چه کند! آیا  جنگ با امام حسین‌(ع)را قبول کند یا نکند. اینکه کسی که چندین سال در دارالاسلام زندگی کرده و پای منبر امیرالمؤمنین (ع)بزرگ شده، این‌گونه متحیر بماند که چه کند، نشان‌دهنده سختی امتحان است.
سخنرانی آیت‌الله مصباح یزدی (دامت بركاته) در جمع شورای اصناف – 13 /10 /1392
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]. ملك / 2.     [2]. اسراء / 29.    [3]. بقره/ 30   [4]. همان.
[5]. ملك / 30.   [6]. منافقون/ 8.    [7]. فرازی از زیارت جامعه