به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 7,731
بازدید دیروز: 10,693
بازدید هفته: 7,731
بازدید ماه: 142,360
بازدید کل: 25,752,920
افراد آنلاین: 27
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
شنبه ، ۱۶ فروردین ۱٤۰٤
Saturday , 5 April 2025
السبت ، ۷ شوّال ۱٤٤۶
فروردین 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
4 / 8 - سعید متین : حکایت‌های ناگفته از فتنه 88-قسمت چهارم ۱۳۹۶/۱۰/۱۱

حکایت‌های ناگفته از فتنه 88-قسمت چهارم

Image result for ‫حکایت‌های ناگفته از فتنه 88-قسمت چهارم‬‎Image result for ‫حکایت‌های ناگفته از فتنه 88-قسمت چهارم‬‎


سعید متین
نفوذ در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی
به تدریج حلقه‌های روشنفکری در درون دانشگاه‌ها، ارتباطات خاصی تحت عنوان پیوندهای علمی و تحقیقاتی با محافل خارج کشور برقرار ساختند. هدف، به ظاهر تعاملات علمی و فرهنگی بود، اما در عمل، تغییر باورها و رفتار اجتماعی و ترسیم الگوی تجددگرایانه و رفاه‌طلبانه افراطی برای ایرانیان را مدنظر قرار داشت تا بنا به آنچه فرانسیس فوکویاما، نظریه‌پرداز آمریکایی در کنفرانس شیعه‌شناسی اورشلیم در سال 1986 گفته بود، میل شهادت‌طلبی را به رفاه‌زدگی تبدیل سازند.
اولین حلقه به اصلاح علمی/آکادمیک، حلقه مرکز مطالعات دمکراسی در دانشگاه وست‌مینستر لندن به ریاست پروفسور جان کین (از طراحان انقلابات مخملی) بود که تعامل خود را با حلقه مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری در دوران محمد خاتمی با محوریت سعید حجاریان، حسین بشیریه و ریاست عالی سید محمدموسوی خویینی‌ها آغاز کرد و پروژه جامعه مدنی در ایران از این حلقه و تعاملات آن، در دانشگاه وست مینستر به ریاست جان کین، تعریف شد، مطالعاتش انجام گردید تا پس از خرداد 76 در ایران عملیاتی شود.
کین پس از آشوب‌های 18 تیرماه 1378 تحت پوشش پروژه مبادلات آکادمیک با دانشگاه مفید به ایران آمد. این پروژه یک سرمایه‌گذاری مشترک میان دانشگاه وست مینستر با بنیاد ملی برای دمکراسی (NED) بود.
دیدار پروفسور جان کین از دانشگاه مفید در فصلنامه مفید شماره 19، زمستان 1378 نیز درج شد. در خبر این فصلنامه که ارگان رسمی دانشگاه مفید قم است، آمده بود:
«...پروفسور جان کین به دعوت مدیر گروه فلسفه دانشگاه، حجت‌الاسلام والمسلمین احمد ایروانی در تاریخ 27/7/1378 از امکانات آموزشی، پژوهشی دانشگاه دیدار نمود و در جلسه‌ای با حضور قائم‌مقام ریاست دانشگاه آقای مهندس موسوی، معاون پژوهشی حجت‌الاسلام ناصر الهی و اعضا هیئت علمی گروه فلسفه، زمینه‌های همکاری‌های علمی بین دانشگاه مفید و مرکز مطالعات دمکراسی لندن را مورد بررسی و تبادل نظر قرار دادند. آقای جان کین در این دیدار ضمن ابراز خوشحالی از سفر به شهر مقدس قم و دیدار با ایشان، علاقمندی خود را نسبت به همکاری‌های علمی بین دانشگاه مفید و دانشگاه وست مینستر لندن بیان داشت...»
خود جان کین در گفت‌و‌گویی با تلویزیون دولتی بی‌بی‌سی فارسی در روزهای پس از فتنه 88 ، در‌باره ملاقات‌هایش در ایران توضیح داد:
«...عنایت فانی (مجری شبکه تلویزیون دولتی بی‌بی‌سی): می‌گویند که شما ملاقات‌هایی با برخی اصلاح‌طلبانی داشته‌اید که در حال حاضر در ایران (به‌خاطر حضور در فتنه پس از انتخابات) تحت محاکمه‌اند، از جمله آقای حجاریان، شما او را دیده‌اید؟
جان کین: البته که او را دیده ام. در واقع دو بار با هم ملاقاتی کاملا مودبانه داشته‌ایم.
عنایت فانی: علاوه‌بر دیدار با آقای حجاریان، دادستان‌ها در ایران شما را متهم کرده‌اند که به ایران سفر کرده‌اید و با عده بیشتری از افراد ملاقات کرده‌اید و با آنها درباره چیزهایی صحبت کرده‌اید که به نظر دادستان در جهت انقلاب مخملی بوده است.
جان کین: بله من بارها به عنوان مدیر مرکز پژوهش‌های دانشگاه وست مینستر به ایران سفر کرده‌ام و بسیار هم لذت برده‌ام. با افراد زیادی آشنا شدم و برایم تجربه خوبی بود...»
به دنبال جان کین، آلن تورن (نظریه‌پرداز معروف جامعه به اصطلاح مدنی) به دعوت عطاالله مهاجرانی (وزیر ارشاد دوران اصلاحات) در روزهای پایانی زمستان 1380 به تهران آمد و تئوری خود برای خلق یک انقلاب زنانه را علاوه‌بر چند مرکز دولتی مانند موسسه مطالعات وزارت امور خارجه و مرکز بین‌المللی گفت‌وگوی تمدن‌ها و ضیافت شام سفارت فرانسه، در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز برای دانشجویان این دانشکده مطرح ساخت.
یورگن هابرماس، یکی از مشهورترین تئوریسین‌های انقلاب مخملی و نافرمانی مدنی در 21 اردیبهشت 1381 بازهم بنا به دعوت عطاالله مهاجرانی به تهران آمد و در سلسله جلساتی با دانشجویان و دیگر فعالان به اصطلاح اصلاح‌طلب و شبه روشنفکر شرکت کرد و دو سال بعد هم در 22 خرداد 1383 ، دیگر فیلسوف آلمانی، ریچارد رورتی به تهران آمد و یک هفته در شهرهای مختلف ایران چرخید و در محافل دانشجویی و به اصطلاح روشنفکری جلسه و سخنرانی برگزار کرد که یکی از محصولات سفرش، تاسیس مدارسی بود بر مبنای استفاده از متون آمریکایی، دمکراسی و لیبرالیسم غربی و با استفاده از سرفصل‌های تحصیلی براساس اندیشه‌ها و تفکرات فیلسوفان غربی!
جان هیک، یکی از تئوریسین‌های پلورالیسم دینی به دعوت رسمی معاون حقوقی-پارلمانی رئیس‌جمهوری اسبق ایران در اول اسفند 1383 به ایران آمد و بالاخره در آخرین روزهای خرداد 1384، مایکل ایگناتف، رهبر جناح لیبرال پارلمان کانادا و از دستیاران آیزایا برلین (یکی از موثرترین عوامل ناتوی فرهنگی) وارد ایران شد. آخرین تئوریسین انقلابات مخملی که پس از انتخابات ریاست جمهوری 1384 و شکست اصلاح‌طلبان وارد ایران شد، تیموتی گارتن‌اش (یکی دیگر از دستیاران آیزایا برلین) بود که در شهریور آن سال به ایران آمد.
به دنبال این‌جاسوسان پنهان شبکه‌های امنیتی غرب، پس از سال 1384 و انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز، سیل حضور عقبه جاسوسان فوق نیز در ایران و در محافل آکادمیک و دانشجویی و هنری ادامه یافت. سفر افرادی مانند اگنس هلر، آدام میچنیک و الکساندر اسمولار (هر سه از رهبران انقلابات مخملی در اروپای شرقی) ، از جمله همین حضور برنامه‌ریزی شده برای نفوذ در اعماق جامعه دانشگاهی و دانشجویی ایران بود.
اندرسون از مسئولین بنیاد هریتیج آمریکا درباره نفوذ نخبگان به اصطلاح علمی و سیاسی غرب در ایران می‌گوید:
«... مهم‌ترین سرمایه آمریکا اکنون در برخی لایه‌های فکری سیاستمداران، روزنامه نگاران و یا روشنفکران و برخی از مقامات رده بالای گذشته ایران بوجود آمد. امروز باید از این فرصت، نهایت استفاده را ببریم و این نیاز به سرمایه‌گذاری وسیع‌تری دارد...»
نفوذ در مطبوعات یا مطبوعات نفوذی
پس از دوم خرداد 1376 ، برای نخستین بار در سال‌های پس از انقلاب ، کارتل‌های مطبوعاتی و انتشاراتی شکل گرفت و آنچنان عرصه روزنامه و نشر را به انحصار خود آوردند که شبهه برنامه‌ریزی‌های سیستماتیک درازمدت برآن متصور است. اینکه در پشت این کارتل‌های مطبوعاتی، موسسات عظیم اقتصادی قرار داشتند تا به لحاظ مالی، خلأای پدید نیامده و انتشار مستدام این نشریات و روزنامه‌ها حتی در صورت توقیف مکرر یا قطع آگهی‌ها مختل نگردد، حکایت از همین برنامه‌ریزی سیستماتیک دارد. موسسات اقتصادی که نه فقط در حمایت مالی نشریات یاد شده فروگذار نکردند بلکه فسادهای مالی متعددی هم به بار آوردند. نگاهی به اسناد بدست آمده از سازمان‌ها و محافل خارجی از جمله شورای روابط خارجی ایالات متحده ، نظریه فوق را به یک واقعیت تلخ نزدیکتر می‌سازد.
اما خطوطی که در نشریات به صحنه آمده در دوران پس از دوم خرداد 1376 به‌طور عمده دنبال می‌گردید، در واقع همان خط مشی بود که امروزه دیگر از پس اسناد و شواهد متعدد (از جمله مکتوبات و سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های افراد موثر کانون‌های صهیونیستی مانند دکتر مایکل برانت و فرانسیس فوکویاما) ، ریشه‌های آن درون همین کانون‌ها یافته می‌شود.
تقریبا 10 سال پیش از دوم خرداد 1376 بود که فرانسیس فوکویاما، از معتبرترین تئوریسین‌های آمریکایی و نویسنده کتاب مشهور «پایان تاریخ» که در کنار «برخورد تمدن‌ها»ی ساموئل هانتینگتون به عنوان مانیفست غرب صلیبی/ صهیونی علیه اسلام قلمداد شد، در کنفرانس «بازشناسی هویت شیعه» در اورشلیم، نقاط قوت شیعه که بایستی مورد تهاجم قرار گیرد را عاشوراطلبی، مهدوی‌خواهی و ولایت‌فقیه ذکر کرد و چند سال بعد هم با انتشار کتابی نوشته مایکل برانت، کارشناس ارشد بخش شیعه‌شناسی سازمان CIA فاش شد برای آنچه فوکویاما گفته بود بودجه‌ای 900 میلیون دلاری اختصاص داده شده تا طبق یک برنامه دقیق، آن نقاط قوت شیعه به روشی ضدفرهنگی مورد حمله و یورش واقع شود. این برنامه در ایران و پس از دوم خرداد 1376بوسیله مطبوعات زنجیره‌ای وکارتل‌هایی که آنها را حمایت می‌کردند، به مرحله اجرا درآمد.
مجلات و روزنامه‌های شبه‌روشنفکری موسوم به نشریات زنجیره‌ای، براساس برنامه و طرحی سیستماتیک شروع به شبهه‌افکنی در اعتقادات و باورهای اسلامی و آیین‌های شیعی نموده و به انحاء مختلف آنها را زیر علامت سؤال بردند.
روزنامه توس (یکی از نشریات زنجیره‌ای) در 3 مرداد 1377 تعصب و پافشاری بر دین اسلام را چشم‌پوشی از واقعیات امروز جهان دانست و نوشت:
«...اگر بنا بود که همه مردم جهان یک دین داشته باشند، خداوند از همان آغاز یک دین نازل می‌کرد و یا تنها یک پیامبر مبعوث می‌فرمود...شک نیست که به اعتقاد ما مسلمانان ، دوره نبوت با رحلت رسول اکرم به پایان رسیده و دینی که به توسط او بر عالمیان عرضه شده ، صورت کمال یافته ادیان پیش از اوست. ولی این نکته نباید به این معنی باشد که در حال حاضر از واقعیات عینی دنیای اطراف خود و از شرایط اجتناب ناپذیر حاکم بر جامعه می‌توان چشم پوشید...»
روزنامه صبح امروز هم در همان دوران و در مقاله‌ای با عنوان «دین، حق، تکلیف» نوشت:
«...آیا دین می‌تواند در مجموعه قوانین خود حاوی دستوری باشد که حق تبدیل دین را از معتقدانش سلب کند و آنان را در اعمال حق تکوینی خود محدود نماید؟...»
اما مقاله روزنامه خرداد با عنوان «به راستی قطعیات اسلام کدامند؟» گستاخانه‌تر بدیهیات و محکمات اسلام را زیر علامت سؤال برده بود:
«...به راستی قطعیات اسلام کدامند که هرگونه سلیقه و برداشت متفاوت از آنها موجب سقوط در جهنم است؟...وجود اختلاف نظر بین علمای شیعه تا آنجا پیش رفته که کمتر مسئله‌ای را می‌توان یافت که نظر مخالفی در آن نباشد و اگر مراد، اتفاق علمای اسلام(شیعه و سنی) باشد که باید گفت بطلان چنین ادعایی اظهرمن‌الشمس است...»
زیر سؤال بردن احکام قطعی اسلام و فقه پویای شیعه در نشریات و مطبوعات زنجیره‌ای به اصطلاح اصلاح‌طلب تا آنجا پیش رفت که تفکر شیعه‌گری را موجب انحطاط مملکت و مانعی برای دمکراسی معرفی کرده و نوشتند:
«...آنچه در عرصه روابط سیاسی و اجتماعی دوران حاضر، در مملکت ما می‌توان بر تعارض آن با دمکراسی به معنای واقعی خود تاکید کرد...تلقی عامه مردم از اسلام به‌طور اعم و از مذهب شیعه به‌طور اخص در طول تاریخ می‌باشد که تطور آن در قالب عناوینی مانند فقه سنتی، تفکر سنتی شیعه، فرهنگ مذهبی، فکر و فرهنگ خاص شیعه تاریخی و... به وضوح دیده می‌شود...از این دیدگاه، دین اسلام و مذهب شیعه از انحطاط مورد نظر، مصون نمانده است...»
در ادامه این روند، هدف قرار دادن احکام و ارزش‌های دینی، تشکیک را به جایی رساندند که ولایت حضرت علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) و وجود ائمه معصوم (علیهم‌السلام) را نیز مورد شک و تردید قرار دادند. از همین روی برخی تئوریسین‌های آنان در ماهنامه کیان نوشتند:
«...ذاتیات دین که غیرقابل تغییرند، اندک هستند. ولی عرضیات که می‌توانست گونه‌ای دیگر باشد، زیاد است. زبان عربی، فرهنگ اسلام، داستان‌های قرآنی، تعداد آیات، سرتاسر فقه، خلافت علی و تعداد ائمه، همه و همه از عرضیات دین هستند و می‌توانستند جور دیگری باشند...»
تخطئه ولایت حضرت علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) و ائمه معصوم (علیهم‌السلام) در این دسته از نشریات تا آنجا پیش رفت که در روزنامه فتح (از دیگر نشریات مهم به اصطلاح اصلاح‌طلبی) نوشتند:
«...به راستی این چه بینشی است که جریان سقیفه بنی ساعده را تبدیل به یک کینه تاریخی می‌کند و از این واقعه که اثباتی برای عدالت و عشق و آزادی است ، خون و کینه و ستم می‌انگیزاند...سؤال این است که اگر طراحان سقیفه گناهکارند، پس تمام فرق اسلامی به جز شیعیان، گناهکار و فریب خورده‌اند...»
و سرانجام به سبک و سیاق اسلاف خود، سفیهانه و سبک سرانه، قوانین اسلام و احکام و قواعدش را متعلق به هزار و چهارصد پیش دانسته و برای امروز قابل اجرا ندانستند. از همین روی در هفته نامه آبان نوشتند:
«...اسلام هزار و چهارصد سال پیش در مورد مفاهیم اجتماعی امروز نظر ندارد و اگر مطلبی هم داشته باشد، قرائت‌های از آن متفاوت است و در تعارض با هم، همه ساقط می‌شوند...»
عبدالکریم سروش در مصاحبه‌ای در ماهنامه کیان گفت:
«...نکته دیگر درباره قوانین اجتماعی و احکام دینی این است که این قوانین در اصل متعلق به زمانی است که پیامبر در میان اصحابش می‌زیسته و تعمیم آن به ادوار و امکنه دیگر دلیل می‌خواهد...»
و یا مصطفی ملکیان یکی از شبه روشنفکران در گفت‌و‌گویی با روزنامه خرداد یکی دیگر از تریبون‌های جریان به اصطلاح اصلاح‌طلبی که اولین وزیر کشور دولت اصلاحات مدیر مسئول آن بود، گفت:
«...اعتراف باید کرد که فقه متعارف در حوزه‌های علمیه ما دستاویز و مستمسک خوبی برای کسانی است که در مقام ترویج خشونت و مشروعیت‌بخشی به آنند... مروجان خشونت از فقه متعارف در حوزه‌های علمیه هزینه می‌کنند، بنابراین برای نقد خشونت نیز لازم است از مباحث دین و فلسفه فقه، بهره‌برداری لازم انجام شود...»
ادامه دارد