مهندسی آشوب در عراق و لبنان یک سناریو، دو کشور
۱۳۹۸/۰۸/۲۲
سید محمد امینآبادی
اشاره:
عراق و لبنان طی هفتههای گذشته شاهد اعتراضات گسترده مردمی علیه مشکلات اقتصادی، فساد گسترده، بیکاری و فشارهای معیشتی بودند. اما اعتراضات با مداخله برخی جریانات و گروههای داخلی صحنه گردانی دولتهای منطقهای و بینالمللی از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی منحرف، به سمت خشونت و آشوب بیشتر کشیده شد. در لبنان نخست وزیر که خود از جریان غرب گرا و به گفته کارشناسان، از مسببین اصلی وضع موجود بوده، استعفا داده است. در عراق نیز تلاش میشود که «عادل عبدالمهدی» از نخست وزیری کنارهگیری کند. هر چند نمیتوان تحولات سیاسی و اجتماعی کشورها را تنها با تکیه بر یک یا چند متغیر، تحلیل کرد، ولی به طور تقریبی میتوان وزن هر یک از متغیرها را در تحولات مشخص کرد. تحولات این روزهای عراق و لبنان هم متاثر از متغیرها و عوامل داخلی( مثل ناکارآمدی دولت، فساد سیستمیک، سهم خواهی جریانات، عدم شکلگیری دولت - ملت و...) و خارجی ( همچون مداخله قدرتهای منطقهای و بینالمللی، رسانهها، شبکههای اجتماعی و...) تحلیل کرد. اما باید وزن این متغیرها و سطوح تحلیل(ملی، منطقهای و بینالمللی) هستند، که در مطلب حاضر به آنها توجه میشود. اما، نکتهای که در مورد تحولات لبنان و عراق توجهها را به خود جلب میکند شباهت زیاد روند تحولات در این دو کشور است. شباهتهایی که در بسیاری از موارد، از پشت پردهها نیز حکایت دارد. در این مطلب به صورت اختصار، برخی از این شباهتهای برجسته مورد توجه قرار میگیرد.
سرویس خارجی کیهان
جنبش بیسر
در هر دو کشور عراق و لبنان مردم خواهان اصلاحات اساسی و ریشهای و مبارزه جدی با فساد و رانت خواری هستند اما این اعتراضات شبیه به یک جنبش و قیام مردمی است که تحت رهبری سازمان و گروه خاصی قرار ندارد و بیشتر واکنش نسل جوان دو جامعه عراق و لبنان به وضعیت فساد، ناکارآمدی و بیکاری است که از طریق فراخوان شبکههای اجتماعی به خیابانها آمدهاند.
بر اساس برخی گزارشها 80 درصد از معترضان در دو کشور عراق و لبنان جوانانی هستند که خواهان کار و بهبود وضعیت زندگی و معیشتی خود هستند.در عراق 58 درصد از جمعیت این کشور را جوانان زیر 24 سال تشکیل میدهد و طبیعی است که خواهان شغل و مشخص شدن وضعیت آینده خود باشند. در لبنان اوضاع جمعت جوان و تحصیل کرده این کشور وخیمتر است. بر اساس گزارش «موسسه بینالمللی اطلاعات» بیش از 25 درصد از لبنانیها كشور خود را ترك كرده و همین تعداد در انتظار فرصتی برای مهاجرت بسر میبرند و بخش اعظم آنها جوانان و فارغالتحصیلان دانشگاهها هستند. حدود 46 درصد از مهاجرین لبنانی را فارغ التحصیلان دانشگاه تشكیل میدهند و 83 درصد از آنها به رده سنی جوان اختصاص دارند.
عدم شکلگیری دولت - ملت
مشکل اساسی دو کشور لبنان و عراق و کمابیش بسیاری از کشورهای منطقه غرب آسیا عدم شکلگیری دولت - ملت به معنای واقعی است. در تاسیس هر دو کشور ملاحظات استعماری قدرتهای غربی به شدت موثر بوده و نظام سیاسی عراق و لبنان با مداخله قدرتهای غربی بر اساس ملاحظات مذهبی، قبیلهای و طایفهای بنا نهاده شده است. مردم عراق به خوبی میدانند که بخشی از مشکلات کنونی کشور نتیجه قانون اساسی است که در سال ۲۰۰۵ با دخالت آمریکا و با در نظر گرفتن منافع احزاب و طوائف تدوین شد و هنوز هم اجرا میشود. در لبنان وضعیت از عراق نیز وخیمتر است سهمدهی طایفهای و مذهبی در قانون اساسی لبنان صراحتا ذکر شده است. سیستم پارلمانی در عرف سیاسی جهانی به عنوان یک سیستم بیثبات شناخته میشود و حتی در باثباتترین کشورهای غربی نیز که سیستم پارلمانی دارند جابه جایی دولتها به دلیل روندهای سیاسی پارلمان معمولا در فواصل زمانی بسیار کوتاهی انجام میشود اما ترجیح منافع کشور به منافع حزبی در این کشورها از بروز بیثباتی اجتماعی و جنگ داخلی جلوگیری میکند . لذا در شرایطی که روند دولت سازی در این کشورها به صورت طبیعی طی نشده و دولت- ملت به معنای واقعی در کشور شکل نگرفته و مجموعه دولت از وزرا تا نخست وزیر تحت شرایط خاص و بر اساس ملاحظات مذهبی، قومی، قبیلهای و طایفهای انتخاب میشوند؛ کاملا طبیعی است که انتظار کارآمدی از دولت انتظار کاملا بیجایی خواهد بود و هر کدام از این جریانات در شرایط بحرانی منافع طایفهای و قبیلهای خود را به منافع کلان کشور ترجیح داده و کشور را به لبه پرتگاه خواهند برد. لذا باید اذعان کرد در هر دو کشور لبنان و عراق به دلیل عدم شکل گیری دولت - ملت برجسته بودن شکافهای هویتی ، قومی و مذهبی برخی احزاب و گروهها به جای نگاه کلان ملی به دنبال تسویه حسابیهای سیاسی و منافع زودگذر قومی و قبیلهای خود هستند و همین مسئله راه را برای دخالت عامل خارجی برای برهم زدن ثبات ایجاد ناامنی و تعمیق بحران فراهم میکند. به دلیل همین نگاه کوته بینانه غیر ملی است که به خصوص در بحران عراق شاهد همنوایی برخی جریانات شیعه با بازماندگان نظام بعثی، هواداران داعش، سعودیها، آمریکا، صهیونیستها و جریانات ضد دین و مرجعیت، هستیم.
مهیا بودن محیط برای جنگ داخلی
ناکارآمدی دولتها در تامین مطالبات به حق مردمی، مسلح بودن دستهها و گروههای سیاسی و طوایف و قبایل در کنار مشکل پیش گفته شده شکافهای گسترده هویتی فضای مستعدی را برای گسترش بحران و شروع کشتار و جنگ خیابانی در هر دو کشور عراق و لبنان فراهم کرده است. حملات شبه نظامیان مسلح در شهرهای مختلف به مراکز دولتی، پایگاههای نیروهای بسیج مردمی و غارت اموال عمومی در عراق و مسلح شدن نیروهای مزدور وابسته به «سمیر جعجع» رهبر سابق فالانژهای لبنان را میتوان در همین راستا ارزیابی کرد. شبه نظامیان مسلح در عراق در روزهای اخیر فقط به ادارات، موسسات دولتی و مراکز نظامی و پایگاههای بسیج مردمی آسیب نزدند آنها حتی به یک یتیمخانه در استان بابل نیز رحم نکردند و اموال این مرکز را هم به غارت بردند. دامنه حملات افراد مسلح گروههای سیاسی شبه نظامی به حدی در عراق شدید و گسترده بود که به بانکها و صرافیها در شهرهای مختلف عراق نیز حمله کردند . عناصر «صرخی، یمانی، بعثی» به همراه اعضای برخی گروهها و جریانهای سیاسی در یک ماه گذشته به صورت هماهنگ، شبانه به مراکز دولتی، عمومی، احزاب و پایگاههای نیروهای مقاومت حمله کردند و خسارتهای زیادی را بر جای گذاشتند و اموال سالم باقی مانده را هم به غارت بردند. اعضای مسلح این جریانها همچنان در تجمعات مردمی حضور دارند و علاوه بر شلیک به نیروهای امنیتی، معترضان را هم هدف قرار میدهند.
نقش دو کشور در محور مقاومت
آن چه که دخالت عوامل خارجی در بحران عراق و لبنان را بیشتر برجسته میکند نقشی است که این دو کشور طی سالهای گذشته در محور مقاومت ایفا کردهاند. عراق پل ژئوپلوتیک اتصال ایران به سوریه و لبنان و نیروهای محور مقاومت(حزبالله، حماس و جهاد اسلامی) به شمار میرود. هر دو کشور طی سالهای گذشته نقش بسیار مهمی در جبهه مقاومت و در به شکست کشاندن توطئههای جریان سازشکار ، عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل و مقابله با تروریسم سلفی و تکفیری ایفا کردهاند. حزب الله در سوریه طی سالهای اخیر نقش برجسته و غیر قابل انکاری برای تغییر موازنه و تثبیت اوضاع به نفع محور مقاومت در جبهه میدانی سوریه بازی کرده است . در عراق نیز اگر بسیج مردمی سال 2014 شکل نمیگرفت داعش کل کشور را بلعیده بود.لذا بسیاری از کارشناسان معتقدند. برخی رژیمهای منطقه (عربستان، امارات و صهیونیستها) و قدرتهای فرامنطقهای (آمریکا، انگلیس و فرانسه) با سوء استفاده از مطالبات مردمی به دنبال انتقام از محور مقاومت و تغییر موازنه به نفع جریان محافظه کار را دارند. حملات گسترده شبه نظامیان در عراق به پایگاههای بسیج مردمی و به آتش کشیدن مراکز آن حتی حمله به بیت آیتالله سیستانی در نجف و حملات گسترده رسانهای و توهینهای رکیک به سید حسن نصرالله در جریان اغتشاشات لبنان را میتوان تنها گوشهای از این انتقام دانست.
ایران محور اعتراضها!
انتقام از محور مقاومت در دو کشور عراق و لبنان باید متوجه محوریت این محور باشد لذا در هر دو کشور عراق و لبنان تلاش رسانههای منطقه و بینالمللی وابسته به سعودیها، صهیونیستها و آمریکا بر این استوار است تا دلیل اعتراضات را نفوذ جمهوری اسلامی ایران در این کشورها بدانند و این گونه القاء کنند که وضعیت کنونی لبنان و عراق نتیجه مداخلات جمهوری اسلامی ایران بوده است! در همین راستا طی روزهای اخیر صدها خبر و گزارش جعلی برای تحریک احساسات عمومی در عراق و لبنان علیه جمهوری اسلامی ایران و بازوان قدرتمند محور مقاوم(حزبالله و حشدالشعبی) تولید و منتشر شده است. .طی روزهای گذشته صدها خبر و گزارش جعلی در مورد حضور نیروهای ایرانی برای سرکوب اعتراضات، تیراندازی نیروهای بسیج مردمی به معترضان، حضور سردار سلیمانی در عراق برای هدایت سرکوبها، تصاویر جعلی کشته شدگان و فتوشاپ دست نوشتههای معترضان علیه ایران منتشر شده است و باز در همین راستا عناصر میدانی این جبهه گسترده سعی دارند با جا زدن خود در قالب نیروهای «حشدالشعبی» در عراق و نیروهای حزب الله در لبنان اقدامات تحریککنندهای را برای گسترش بیشتر بحران انجام دهند. طی روزهای اخیر تصاویر و فیلمهای زیادی در شبکههای اجتماعی که عمدتا از عربستان و امارات بارگذاری میشود منتشر شده که ادعا میشود افرادی منتسب به نیروهای حشدالشعبی مردم معترض را میکشند. و این در حالی است که سازمان حشدالشعبی حمایت خود را از اعتراضات مردمی اعلام کرده این سازمان حتی نسبت به سوء استفاده عناصر مشکوک از نام و لباس این سازمان در اعتراضات عراق هشدار داده است. سازمان الحشدالشعبی ضمن هشدار در این زمینه با انتشار بیانیهای اعلام کرد «گروههای ناشناختهای درصدد هستند خود را به الحشدالشعبی مرتبط میکنند و ادعا میکنند که متعلق به آن هستند و با مواضع و اظهارات خود از نام الحشدالشعبی سوء استفاده میکنند». در لبنان نیز روابط عمومی حزب الله با انتشار بیانیهای وجود هر گونه ارتباط میان این حزب و حضور تعدادی از موتورسواران در بیروت که پرچم حزب الله را حمل میکردند و سعی در گسترش اعتراضات و درگیری بین گروههای سیاسی را داشتند رد کرده است. در هر دو کشور عناصر میدانی جریان یاد شده که زخم خورده محور مقاومت هستند سعی دارند با نفوذ به جریان اعتراضات را اولا علیه ایران و نیروهای مقاومت و ثانیا به سمت خشونت و شعارها و اقدامات افراطی بیشتر سوق دهند پروژه کشته سازی
در عراق و جسارت و توهین معترضان غربگرا به شخصیت سید مقاومت در لبنان با هدف تحریک طرفداران حزب الله در همین راستا ارزیابی میشود. کارشناسان همچنین طی روزهای گذشته نسبت به اقدامات انتحاری عناصر داعشیگریخته از زندانهای شمال سوریه در میان معترضان عراقی و لبنانی برای ملتهب کردن اوضاع هشدار دادهاند.داعش همزمان با شروع اعتراضات در عراق از نیروهای خود خواسته بود که خود را به عراق برسانند و به معترضان ملحق شوند. طی روزهای گذشته تعدادی از عوامل این گروه نیز در شهرهای مختلف عراق دستگیر شدهاند.
طراحی آشوبها
در هر دو کشور عراق و لبنان به دلایل پیش گفته شده ( دولت ضعیف، شکافهای گسترده هویتی ) ایجاد آشوب یا سوار شدن به موج اعتراضها و گسترش بحران کار چندان سختی به نظر نمیرسد. با وجود این که بسیاری از کارشناسان معتقدند شکلگیری اعتراضات در لبنان و عراق در ابتدا کاملا روندی عادی و طبیعی و بدون کوچکترین وابستگی به جریانات سیاسی و رسانهای منطقهای و بینالمللی بود و در ادامه این اعتراضها بود که آمریکا، اسرائیل و عربستان سوار موج شده و و با بازوان رسانهای خود و همچنین بسیج عناصر و عوامل میدانی خود از طریق سفارتخانههای خود این بحران را گسترش دادند. اما برخی اخبار و گزارشها نیز از طراحی این آشوبها حکایت دارد. «شیخ قیس خزعلی» رئیس گروه مقاومتی عصائب الحق عراق حدود یک ماه پیش از شروع اعتراضات در عراق که اعلام کرد که «بر اساس اطلاعات دقیقی که دارد رژیم صهیونیستی و آمریکا با همکاری رژیمهای سعودی و امارات تلاش دارند تا مجموعهای از اعتراضات و شورشها را در چند کشور منطقه از جمله عراق و لبنان راه اندازی
کنند». «ثامر السهبان» مشاور محمد بن سلمان نیز در دیدارهایی که با برخی عراقیها داشته است مکرر تاکید داشت که از اکتبر ۲۰۱۹ چهره عراق تغییر خواهد کرد! پایگاه «العرب» نیز اعلام کرد که سفارت عربستان چند روز پیش از شروع اعتراضات در عراق برای شرکت در تظاهرات، دعوت نامه فرستاده و همچنین مخالفان حشدالشعبی را روزهای قبل از تظاهرات، در سفارت جمع کرده بود.
در ارتباط با هویت عوامل میدانی آشوبها نیز خبرگزاری عراقی «براثا» به نقل از منابع اطلاعاتی خود، این افراد را در سه دسته معرفی کرد نخست؛ رهبران پیشین و جدید حزب منحله «بعث» عراق که وظیفه آنان، افزایش درگیری و تنش بود. دوم؛ افراد وابسته به گروه «الصرخی» این گروه با عناصر حاضر در سفارتهای انگلیس و هلند در بغداد ارتباط داشتند و وظیفه آنان، توزیع اعلامیه و نوشتن شعارهایی علیه ایران و مرجعیت نجف، به ویژه آیتالله «سید علی سیستانی» مرجع عالی شیعیان بود. حمله به کنسولگری ایران در کربلا نیز کار این گروه بود. و سوم؛ گروهی که از طریق شبکههای مجازی سازماندهی شده و حتی اگر اینترنت قطع شود هم از طریق شبکههای ماهوارهای به تبلیغات خود ادامه میدهند. برخی منابع اعلام کردند، واشنگتن از سال 2011 با محوریت سفارت خود در بغداد، هزاران سازمان غیردولتی «مردم نهاد»را به بهانههای مختلف و در موضوعات گوناگون ایجاد و از آنها حمایت کرده است. این نهادها بخش عمده هدایت آشوبهای اخیر در عراق را بر عهده داشتهاند. سفارت آمریکا بیش از هزار نفر از اعضاء این سازمانهای مردم نهاد را تحت عنوان تقویت جامعه مدنی به آمریکا برده و تحت آموزش و وابستگی سیاسی قرار داده است. دولت آمریکا در همین راستا حدود ۱۰ سال پیش یک سازمان تحت عنوان بنیاد تربیت رهبران جوان آینده پروژه« یانگ گلوبال لیدر» که زیر مجموعه بنیاد راکفلر است را ایجاد کرد که هدفش شناسایی و تربیت جوانانی در کشورهای مختلف با هدف رهبری حرکتهای اجتماعی و سیاسی در چارچوب منافع و اهداف آمریکا است. تیمور جنبلاط پسر ولید جنبلاد از رهبران دروزیهای لبنان یکی از این افراد است که در وقایع اخیر لبنان نقش پر رنگی دارد. الاخبار لبنان نیز در گزارشی از طراحی این آشوبها با عنوان کودتا نام برده و مینویسد: این طرح در آمریکا، امارات و عربستان سعودی پایهریزی شد. امارات، مرکز ایدهپردازی شد و اشخاصی مانند «طحنون بن زاید آل نهیان» مشاور امنیت ملی و «محمد دحلان» مشاور فلسطینی وی مسئولیت برنامهریزی را بر عهده گرفتند. هزینه مالی این کودتا که حدود ۱۵۰ میلیون دلار است، بر عهده عربستان سعودی قرار گرفت. اجرای میدانی آن نیز بر عهده نهادهای موسوم به جامعه مدنی عراق است که تحت حمایت مالی سفارت آمریکا قرار دارند. مسئله مهم اینکه، شمار این نهادها به بیش از 50 هزار نهاد میرسد و فقط در سال جاری میلادی ۷۰۱ میلیون دلار به آن اختصاص داده شده است. آنچه صحت این روایت را تقویت میکند، اظهارات «ثامر السبهان» سفیر پیشین سعودی در عراق است. وی تابستان گذشته به میهمانان عراقی خود گفته بود که ماه اکتبر در عراق، با ماههای پیش از آن متفاوت خواهد بود و رخداد بزرگی، روند سیاسی عراق را هدف قرار خواهد داد. کما اینکه چندین مؤسسه وابسته به جوانان نیز در همان دور اعلام کردند که «زلزلهای نظام حاکم در کشور (عراق) را خواهد لرزاند». الاخبار در ادامه مینویسد : تظاهرات اوایل اکتبر، در ظاهر، به صورت خودجوش و در واکنش به چند تصمیم دولتی از جمله برکنار «عبدالوهاب الساعدی» فرمانده سرویس مبارزه با تروریسم عراق بود، ولی شواهد بسیاری از وجود عوامل خارجی حکایت دارد. نخستین شاهد، این بود که استان بصره مانند سایر استانهای جنوبی وارد صحنه تحرکات نشد. یکی از مسئولان امنیتی بلندپایه عراق میگوید: آیا هدف [محور آمریکایی] این بوده که این تظاهرات هیچ تأثیری بر بازار جهانی نفت نداشته باشد؟. دوم؛ تلاش برای وادار کردن الحشدالشعبی به درگیری مستقیم با مردم. سوم؛ تلاش برای متفرق کردن افراد نزدیک به عبدالمهدی مانند «فالح الفیاض» مشاور امنیت ملی، «مصطفی الکاظمی» رئیس سرویس اطلاعات ملی، «محمد الهاشمی» رئیس دفتر عبدالمهدی و «محمد الحلبوسی» رئیسپارلمان عراق. به نوشته الاخبار «عوامل بسیاری باعث شد که آمریکا تصمیم بگیرد دولت عبدالمهدی را مجازات کند. نخست، موضع وی در قبال تحریمهای آمریکا علیه ایران بود. عبدالمهدی بر خلاف دولت «حیدر العبادی» در این زمینه با ایران همراهی و همکاری کرد. دومین دلیل، گسترش نفوذ سازمان «الحشدالشعبی» در داخل نهادهای حکومتی عراق است. سومین عامل، بازگشایی گذره مرزی «قائم-بوکمال» بین سوریه و عراق بود؛ مسئلهای که به گفته یک مسئول امنیتی سیلی بسیار محکمی به واشنگتن بود. این گذرگاه پس از سفر عبدالمهدی به چین بازگشایی شد و مسئولان آمریکایی نیز بر این باورند که این اقدام، مشارکت در طرح ایران برای اتصال پایتختهای «تهران-بغداد-دمشق-بیروت» به دریای مدیترانه است».
نتیجهگیری
عراق و لبنان روزهای حساسی را سپری میکنند همه به خوبی میدانند که قصه چیست و ماجرا از کجا آب میخورد؟ چه کسانی و کدام دولتها سوار موج شده و مطالبات و خواستههای به حق مردمی را منحرف کردهاند کدام رسانهها و وابسته به کدام کشورها تمام وقت خود را به این آشوبها اختصاص دادهاند. سفارتخانه کدام کشورها بین معترضان پول و غذا پخش میکنند. کدام جریانات آلت دست سعودیها و صهیونیستها شده و آتش بیار معرکه شدهاند. وجود شخصیت بیبدیل و بینظیر «سید حسن نصرالله» در لبنان و «آیتالله سیستانی» در عراق تاکنون بسیاری از توطئههای روزهای اخیر جبهه مشترک آمریکا، رژیم سعودی و رژیم صهیونیستی را در دو کشور خنثی کرده است. در عراق آیتالله سیستانی بارها بر حمایت همجانبه از معترضان عراقی و در عین حال تاکید بر برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز و تذکر برای حفظ امنیت دادهاند. بسیج مردمی عراق نیز فقط به انتشار بیانیه حمایت از شهروندان اکتفا نکرده و تجهیزات و کادرهای درمانی و خدمات خود را به مناطق مختلف از جمله میدان التحریر بغداد برای خدمت رسانی به معترضان انتقال داده است. در لبنان نیز شخصیت محوری سید حسن نصرالله تا کنون از کشیده شدن اعتراضها به صحنه جنگ خیابانی احزاب و جریانها جلوگیری کرده است. چنان که گفته شد این دو بزرگوار در عراق و لبنان اولا از مطالبات به حق مردمی و خواستههای آنها برای مبارزه واقعی با فساد حمایت کردهاند ، ثانیا حق قانونی و رسمی مردم برای برگزاری تجمع و اعتراضات مسالمتآمیز را به رسمیت شناختهاند؛ ثالثا از نیروهای پلیس و امنیتی خواستهاند با معترضان مدارا کنند. رابعا از جریانات سیاسی خواستهاند که در همکاری با هم برای برونرفت از بحران برنامه ارائه کنند و دست آخر از مردم و معترضان نیز خواستهاند مسیر خود را از جریانات مشکوک وابسته به خارج و آشوبگر جدا کنند. حمله به اماکن دولتی و عمومی، حمله به بانکها و صرافیها ، حمله به پایگاههای نظامی به خوبی نشان میدهد که در پس پرده این اعتراضها اهداف خطرناک و کلانی نهفته است و اگر معترضان و جریانات شناسنامه دار عراق و لبنان مسیر خود را از جریانات مشکوک و مسلح وابسته به آمریکا، عربستان و رژیم صهیونیستی جدا نکنند. دود آتشی که روشن شده به چشم آنها نیز خواهد رفت. غلبه بر بحران نیز بدون همراهی تمامی جریانات سیاسی و مذهبی در عراق و لبنان ممکن نیست. جریانات سیاسی این دو کشور باید به خوبی واقف باشند که در شرایط آشوب و بیثباتی نه تنها هیچ اصلاحی امکانپذیر نیست بلکه تمام دستاوردهای گذشته نیز از بین خواهد رفت و ناامنی مولود شوم وضعیت کنونی خواهد بود.