به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 7,868
بازدید دیروز: 10,693
بازدید هفته: 7,868
بازدید ماه: 142,497
بازدید کل: 25,753,057
افراد آنلاین: 56
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
شنبه ، ۱۶ فروردین ۱٤۰٤
Saturday , 5 April 2025
السبت ، ۷ شوّال ۱٤٤۶
فروردین 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
۱۷۱ - شهيد مطهرى : وای به حال کسی که شاکیانش فقرا و ضعفا و مقروضان باشند ۱۴۰۳/۰۳/۰۷
وای به حال کسی که شاکیانش فقرا و ضعفا و مقروضان باشند 
۱۴۰۳/۰۳/۰۷
مرتضی مطهری - دانشنامه‌ی اسلامی
شبی عقیل به عنوان مهمان بر برادرش حضرت امیر(ع) در کوفه وارد شد. حضرت مقدم برادر را گرامی شمرد و احترام کرد. امام حسن‌(ع) به اشارۀ پدرش یک پیراهن و یک ردا از مال خودش به عقیل اهدا کرد. هوا گرم بود، علی و عقیل روی بام دارالامارۀ کوفه نشسته بودند. عقیل انتظار سفرۀ رنگینی داشت، برخلاف انتظارش غذای ساده‌ای بیش نبود. بعد عقیل حاجت خود را اظهار کرد و گفت: زودتر باید به خانه‌ام برگردم و خیلی مقروضم، آمده‌ام شما دستور بدهید قرض من را بدهند. فرمود: چقدر مقروضی؟ گفت: صد هزار درهم. 
فرمود: چقدر زیاد! بعد فرمود: متأسفم که این‌قدر تمکن ندارم که همۀ قرض‌های تو را بدهم ولی همین‌که موقع حقوق و تقسیم سهمیه‌ها شد من از سهم خودم تا آن اندازه‌ای که مقدور است خواهم داد. عقیل گفت: سهم تو که چیزی نیست، چقدرش را می‌خواهی خودت برداری و چقدرش را به من بدهی، دستور بده از بیت‌المال بدهند. فرمود: بیت‌المال که ملک شخصی من نیست، من امین مال مردمم، نمی‌توانم از بیت‌المال به تو بدهم.
بعد که دید عقیل خیلی سماجت می‌کند، از همان پشت‌بام که به بازار مشرف بود و صندوقهای تجار دیده می‌شد به صندوق‌ها اشاره کرد و فرمود: من یک پیشنهاد به تو می‌کنم که اگر عمل کنی همۀ قرضها را می‌دهی و آن اینکه این مردم تدریجاً به خانه‌ها می‌روند و این‌جا خلوت می‌شود و صندوق‌هاشان که پر از درهم و دینار است این‌جا هست، همین‌که خلوت شد برو و این صندوق‌ها را خالی کن و قرض‌هایت را بده. 
عقیل گفت: برادرجان، سر به سر من می‌گذاری، به من پیشنهاد دزدی می‌کنی، مگر من دزدم که بروم مال مردم بیچاره‌ای را که راحت در خانه‌های خود خوابیده‌اند بزنم؟! فرمود: چه فرق می‌کند که از بیت‌المال به ناحق بگیری و یا این صندوقها را بزنی، هر دو دزدی است. بعد فرمود: پیشنهاد دیگری به تو می‌کنم.  در این نزدیکی کوفه، شهر قدیمی حیره است و مرکز بازرگانان و ثروتمندان عمده‌ای است. شبانه دونفری می‌رویم و بر یکی از آنها شبیخون می‌زنیم. عقیل گفت: برادرجان‌، من از بیت‌المال مسلمین کمک می‌خواهم و تو این حرفها را به من می‌زنی؟!
فرمود: اتفاقاً اگر مال یک نفر را بدزدی بهتر است از اینکه مال صدها هزار نفر را بدزدی. چطور است که ربودن مال یک نفر اسم دزدی دارد و ربودن اموال عمومی دزدی نیست؟
علی‌(ع) در یک نامه به یکی از عمّالش می‌نویسد:
وَ بُؤْساً لِمَنْ خَصْمُهُ عِنْدَ اللّهِ الْفُقَراءُ وَ الْمَساکینُ وَ السّائِلونَ وَ الْمَدْفوعونَ وَ الْغارِمُ وَ ابْنُ السَّبیلِ... وَ اِنَّ اَعْظَمَ الْخِیانَةِ خِیانَةُ الْاُمَّةِ وَ اَفْظَعُ الْغِشِّ غِشُّ الْاَئِمَّةِ.
وای به حال آن کس که مُخاصم و جلوگیرش در نزد خدا فقرا و ضعفا و بیچارگان و قرض‌داران و در راه ماندگان باشند. بالاترین اقسام خیانت، خیانت به اجتماع است و بدترین اقسام دغلبازی دغلبازی با پیشوایان است.
* استاد مطهری، حکمت‌ها و اندرزها، ج ۱، ص۱۳۹