۱۷۶ - شهيد مطهرى : کورچشــمی در دنیا و آخرت ۱۴۰۳/۰۳/۱۹
کورچشــمی در دنیا و آخرت
۱۴۰۳/۰۳/۱۹
قرآن میفرماید: « هر کسي که در اين دنيا کورباشد در آخرت هم کور است و گمراهتر.» (اسرا/ 72)
البته معلوم است که مقصود اين نيست که هر کسي دراين دنيا چشم ظاهري او کور باشد، در آخرت هم کور است.... نه، بلکه هر کسي که دراين دنيا چشم باطنش از ديدن حقائق و آنچه که بايد به او ايمان داشته باشد (از ديدن خداي خودش، از ديدن آيات خداي خودش) کور باشد، درآن دنيا هم کور محشر مي شود و امکان ندارد غير از اينها فرض کنيم.
يک کسي دراين دنيا ايمان ندارد اگر تمام خوبيهاي عالم را انجام داده باشد، اگر تمام تلاشهاي خوبي را که يک انسان انجام مي دهد انجام داده باشد، اگرتمام امر به معروفها را در اصطلاح قرآن انجام داده باشد، اگرتمام نهي از منکرها را اجرا کرده باشد، اگر مثل زاهدترين زاهدها در دنيا زندگي کرده باشد، اگر عمر خودش را وقف خلق خدا کرده باشد، اما خدا را نشناسد و معاد و عالم هستي را نشناسد، کوراست و بدون ترديد در آن دنيا هم کور است....
در قيامت بنده اي که کور محشور مي شود، اعتراض مي کند خدايا چرا من را کور محشر کردي؟
من که در دنيا چشم داشتم، چرا اينجا کورم، خطاب مي رسد آن چشم که در دنيا داشتي که به درد اينجا نمیخورد، اينجا چشم ديگري لازم است و آن چشم معنوي و باطني که در دنيا داشتي کور کردي، اينجا هم کور هستي.....
شهید مطهری،انسان کامل،صص 140 و141
صبر و استقامت و حوصله بیاستعدادترین افراد را هم به هدف میرساند
هر وقت دیده یا شنیده شود که شخصی کار مهمی انجام داده، مثلا کشفی و اختراعی کرده، اول چیزی که در مغزها معمولا خطور میکند این است که چه نابغهای بوده! همه موفقیتها را به حساب نبوغ و مغز بزرگ و فکر بلند و هوش تیز میگذارند. خیال میکنند نبوغش بهقدری زیاد بوده که فقط چند ساعت یا چند روز به خود زحمت داده و چنین توفیقی حاصل کرده است. هیچ کس متوجه یک مطلب دیگر که آن هم به نوبه خود یک رکن اساسی است نمیشود و آن حوصله زیاد است.
نمیتوان بهطور حتم ادعا کرد که مخترعین و مکتشفین هر عصری بااستعدادترین افراد آن عصر بودهاند، زیرا ممکن است افراد مستعدتری بودهاند ولی فاقد یک شرط دیگر بودهاند و آن حوصله و صبر زیاد است. صبر و حوصله است که دوست قدیمی ظفر و موفقیت است. اگر صبر و استقامت و حوصله باشد، بیاستعدادترین افراد هم ولو در یک زمان طولانی به هدف خواهند رسید.
استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج۱، صص۱۸۹-۱۸۸ (با تلخیص)
شاخصه تقدس جامعه اسلامی
على(ع) در فرمانى كه به مالك اشتر نوشته است مىگويد:
مالك! به مردم آزادى بده،به مردم حق انتقاد و اعتراض بده،به مردم امنيت بده كه من غير مرّةٍ- يعنى مكرر- از پيغمبر اين جمله را شنيدم (يعنى از جمله كلماتى كه پيغمبر آن را مكرر مىگفت اين جمله بود): لَنْ تُقَدَّسَ امَّةٌ حَتّى يُؤْخَذَ لِلضَّعيفِ فيها حَقُّهُ مِنَ الْقَوِىِّ غَيْرَ مُتَعْتِعٍ(نهجالبلاغه، نامه 53) هرگز امتى،ملتى،گروهى، جمعيتى به مقام قداست- يعنى به مقامى كه بشود آن ملت را تقديس و تمجيد كرد، به مقام افتخار- نخواهد رسيد مگر اينكه در آن ملت كار به آنجا برسد كه ضعيف در مقابل قوى بايستد و بدون آنكه تعتعه (لكنتى) به زبانش بيفتد حق خودش را از قوى مطالبه كند.
اين جمله، هم در نهجالبلاغه است و هم در اصول كافى. نهجالبلاغه از نظر صحت مضمونى معتبرترين كتابهاى ماست و اصول كافى از نظر صحت سندى. پس اين جمله، هم از نظر صحت مضمونى و هم از نظر صحت سندى از صحيحترين جمله هايى است كه از پيغمبر اكرم رسيده است.
مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (نجات و آزادى بشر(پانزده گفتار))،
ج25، صص: 179- 178- با تلخیص و ویرایش