1153 - خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ۱۴۰۳/۰۷/۲۵
خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۳/۰۷/۲۵
انگلیس نمیتواند روابط با ایران را قربانی برچسب زدن به سپاه پاسداران کند
«دولت انگلیس به احتمال زیاد از گروه تروریستی خواندن سپاه پاسداران ایران، خودداری میکند، چرا که از فروپاشی روابط دیپلماتیک با تهران بیمناک است».
این خبر را نشریه آمریکای پولیتیکو منشر کرد. مقامات دولتی انگلیس به نشریه پولیتیکو گفتهاند که وزیر کشور، ایوت کوپر، تمایلی به معرفی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک گروه تروریستی ندارد؛ با وجود اینکه حزب حاکم کارگر زمانی که در جایگاه اپوزیسیون بود، این درخواست را مطرح کرده بود.
روزنامه تلگراف ماه گذشته گزارش داد پس از اینکه برخی نمایندگان حزب کارگر از تصمیم انگلیس برای ممنوعیت برخی صادرات تسلیحات به اسرائیل انتقاد کردند، دولت در حال بررسی است که آیا سپاه پاسداران را به عنوان یک گروه تروریستی معرفی کند یا نه.
با این حال، چندین منبع دولتی به پولیتیکو گفتند که وزیران عضو حزب کارگر به دلیل نگرانی از اینکه این اقدام منجر به اخراج متقابل دیپلماتها از تهران و لندن شود، در حال حاضر مخالف معرفی سپاه پاسداران به عنوان گروه تروریستی هستند. سپاه پاسداران هماکنون تحت تحریمهای دولت انگلیس قرار دارد و معرفی آن به عنوان یک سازمان تروریستی، گامی عمده اما عمدتاً نمادین خواهد بود. مقامات دولتی میگویند که چنین اقدامی روابط دیپلماتیک بین دو کشور را به هم خواهد زد.
یکی از مقامات وزارت امور خارجه انگلیس که نخواست نامش فاش شود، گفت دستگاههای اجرائی زمانی که حزب کارگر در جایگاه اپوزیسیون خواستار این اقدام بود، همواره این معضل را به این حزب یادآور میشدند. یکی دیگر از مسئولان ارشد وزارت امور خارجه انگلیس گفت: سپاه پاسداران تروریست نیست و هم بهتر است آنها را برای چیزی که هستند مجازات کنیم، نه اینکه تظاهر کنیم چیزی هستند که نیستند. او اضافه کرد: «در زمانی که ایران چنین خطراتی در جهان ایجاد میکند، من میخواهم سفارتخانهای در تهران داشته باشم.»
به گزارش پولیتیکو، مقامات دولتی انگلیس بر این باورند که شرایط حاضر زمان مناسبی برای فروپاشی روابط دیپلماتیک لندن و تهران نخواهد بود، و آن به دلیل نقشی است که لندن در ترغیب تهران به کاهش تنشهای فزاینده میان اسرائیل و نیروهای نیابتی ایران در لبنان و غزه ایفا میکند. دولت به جای آن، به سراغ مجموعهای از تحریمهای سنتیتر رفته است، از جمله مسدود کردن داراییها و ممنوعیت سفر دو تن از اعضای ارشد سپاه پاسداران.
در این زمینه صنم وکیلی، مدیر برنامه خاورمیانه در اندیشکده چتمهاوس، گفت: معرفی یک بخش کلیدی از ارتش ایران به عنوان یک سازمان تروریستی میتواند نتیجه معکوس بدهد و سپاه پاسداران را در درون ساختار حکومت ایران بیشتر تقویت کند.
او افزود: «اقدامات سیاسی کوتاهمدت مانند این، به نظر واکنشی و کمهزینه میرسند، اما پیامدهای طولانیمدت این اقدامات باید در نظر گرفته شود. حفظ روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی هرچند دشوار، اما ضروری است، زیرا تعامل برای مدیریت مسائل رو به رشد بینالمللی با ایران ضرورت دارد.»
آنتونیو جیوستوچی، عضو ارشد تحقیقات در اندیشکده دفاعی روسی، گفت: تحریمهای بیشتر علیه نهادهای ایرانی اساساً اقدامات ظاهری خواهد بود، به ویژه اگر بریتانیا توسط سایر دولتهای اروپایی در این کار همراهی نشود. در هر صورت، این اقدام پیامدهای قابلتوجهی وجود نخواهد داشت زیرا سپاه پاسداران مهارتهای پیشرفتهای در دور زدن تحریمها و ممنوعیتها به دست آورده است.»
وبسایت شبکه صهیونیستی اینترنشنال هم با اشاره به گزارش پولیتیکو نوشت: دولت بریتانیا تصمیم گرفته است علیرغم درخواستها برای اعلام سپاه پاسداران بهعنوان یک گروه تروریستی، از این اقدام خودداری کند. وزیر کشور، تمایلی برای این کار ندارد. یسرائیل کاتز، وزیر خارجه اسرائیل، پس از اولین حمله موشکی ایران به اسرائیل در فروردینماه گذشته، در نامهای از دولتهای ۳۲ کشور خواست برنامه موشکی ایران را تحریم کنند و سپاه پاسداران را در فهرست گروههای تروریستی قرار دهند.
کابوس تازه اسرائیل؛ افزایش اتباعی که آماده کار برای ایران هستند
یک خبرنگار امنیتی رژیم صهیونیستی هشدار داد تعداد اسرائیلیهایی که آگاهانه میخواهند برای ایران جاسوسی کنند و برای پول دست به عملیات ترور بزنند، در حال افزایش است.
یوسی میلمن تحلیلگر امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی نوشت: «شینبت [سرویس مخفی امنیت داخلی رژیم صهیونیستی] نگران است. شینبت یک عملیات جاسوسی توسط چند شهروند اسرائیلی را کشف کرده که قصد ترور یک شخصیت ارشد اسرائیلی را داشتند. این چهارمین مورد اخیر است که اسرائیلیها میدانند که شهروندانشان برای اطلاعات ایران کار میکنند. این بار آنها ولادیسلاو ویکتورسون 30 ساله و دوستش آنا برونشتاین 18 ساله هستند. اپراتور مبلغ 5000 دلار به آنها منتقل کرده بود و از آنها خواسته بود که دیگران را هم جذب کنند».
یوسی میلمن همچنین در شبکه ایکس مینویسد: «پدیده اسرائیلیهایی که میخواهند آگاهانه برای ایران جاسوسی کنند و برای پول دست به عملیات ترور بزنند در حال افزایش است. کیفرخواستی علیه ولادیمیر وارهوفسکی 35 ساله از پتا تیکوا تنظیم شد که برای حذف یک دانشمند اسرائیلی موافقت کرده و برای این منظور سلاح هم خریداری کرده بود. او پنجمین مورد در شش ماه گذشته است: یک فوق ارتدکس، یک دانشجو، یک تاجر و یک زوج از روسیه».
سرویس امنیتی شین بت و پلیس رژیم صهیونیستی اخیرا مدعی شدند: دو اسرائیلی به اتهام انجام اقدامات خرابکارانه برای ایران و برنامهریزی برای کشتن یک شخصیت بلندپایه اسرائیلی دستگیر شدهاند. در هفتههای اخیر، شاباک متوجه شدت گرفتن تلاشهای ایران برای ترویج حملات ترور علیه اهداف در اسرائیل شده است.
به گزارش نشریه تایمز اسرائیل، در بیانیه شین بت آمده است: این شهروندان اسرائیلی به نامهای ولادیسلاو ویکتورسن ۳۰ ساله، اهل رامات گان و آنا برنشتاین ۱۸ ساله، به دستورات فردی ایرانی به نام «ماری حسی» به خدمت گرفته شدند. این دو نفر به دستور «حسی» که به زبان عبری داده میشد، اقدامات خرابکارانه مختلفی را انجام دادند. ولادیسلاو ویکتورسون ۳۰ ساله ساکن شهر رامات گان متهم است که از طریق کانال تلگرامی با یک مهره اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران «آگاهانه» در تماس بوده و در ماههای تابستان امسال دست به یک سری اقدامات خرابکارانه مانند آتش زدن خودروها، نصب بنرها و پنهان کردن پول در نقاط معین زده، تصاویر عملی کردن «مأموریتهای محوله» را ارسال کرده و برای کشتن مقامات ارشد اسرائیلی نیز ابراز آمادگی کرده است. آنها قصد داشتند با پرتاب یک نارنجک دستی به داخل خانهای، یک مقام اسرائیلی را ترور کنند اما قبل از خرید سلاح دستگیر شدند.
تایمز اسرائیل میافزاید: در ماههای اخیر با مجموعهای از اقدامات طرفهای ایرانی سعی شده اسرائیلیها را به صورت آنلاین فریب دهند تا مأموریتهایی را انجام دهند. شین بت، طرحی را در دی ماه ۱۴۰۲ فاش کرد که در آن اسرائیلیها ظاهراً برای جمعآوری اطلاعات در مورد افراد برجسته استخدام شده بودند. ولادیسلاو ویکتورسون ۳۰ ساله ساکن شهر رامات گان متهم است که از طریق کانال تلگرامی با یک مهره اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران «آگاهانه» در تماس بوده است. او تحت هدایت طرف ایرانی، با آگاهی کامل از هویت ایرانی گرداننده، وظایف مختلفی را انجام داد. این کارها شامل نقاشی گرافیتی با اسپری، ارسال بروشور، قرار دادن انبارهای نقدی و حتی سوزاندن وسایل نقلیه در منطقه پارک یارکون در تلآویو بود.
متعاقباً از ولادیسلاو خواسته شد تا زیرساختهای ارتباطی، دستگاههای خودپرداز را خراب کند و جنگلها را به آتش بکشد. برخی از این وظایف مستند شده بودند. بر اساس یافتههای تحقیقات، ولادیسلاو همچنین با ترور یک شخصیت عمومی در اسرائیل و پرتاب نارنجک به خانهای موافقت کرد و اقدام به تهیه سلاحهایی از جمله تفنگ تک تیرانداز، تفنگ دستی و نارنجکهای تکه تکه کرد. برای اجرای این وظایف، ولادیسلاو دو شهروند دیگر، از جمله دوست دخترش، آنا برنشتاین، حدوداً 18 ساله، همچنین ساکن رامات گان، را به خدمت گرفت که در برخی از وظایف شرکت داشت. همچنین از ولادیسلاو خواسته شد که افراد بیخانمان را برای انجام وظایف اضافی و عکسبرداری از معترضان در طول تظاهرات استخدام کند.
این گزارش میافزاید: تلاش سازمانهای اطلاعاتی ایران برای جذب اسرائیلیها از طریق رسانههای اجتماعی، یک روش شناخته شده دستکاری است که اگرچه در ابتدا ممکن است بیضرر به نظر برسند، اما میتوانند به طور قابل توجهی به امنیت دولت اسرائیل آسیب بزنند. تلاشهایی برای استخدام به زبانهای مختلف از جمله انگلیسی و عبری از طریق پلتفرمهای رسانههای اجتماعی (اینستاگرام، واتساپ، فیسبوک و توئیتر) انجام شد و برخی از شهروندان برای سود مالی پاسخ دادند. در همین حال، مایکروسافت در گزارشی از افزایش حملات سایبری و کمپینهای مجازی ایران ضد اسرائیل خبر داد.
به گزارش صدای آمریکا، شرکت مایکروسافت اعلام کرد اسرائیل از آغاز جنگ غزه در سال گذشته، به هدف اصلی حملات سایبری و کمپینهای فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
این شرکت در گزارش سالیانه «دفاع دیجیتال» خود خاطرنشان کرد: «نیمی از حملات هکری ایران از ۱۵ آبان ۱۴۰۲ تا تیرماه ۱۴۰۳ بر روی شرکتها و اهداف اسرائیلی متمرکز بوده، اما از تیرماه امسال تاکنون، در تغییری فاحش، تنها ۱۰ درصد از حملات سایبری هکرهای وابسته به حکومت ایران، اسرائیل را هدف قرار داده در حالی که ۳۵ درصد حملات به سمت نهادهای آمریکایی و ۲۰ درصد از آنها به سمت اهدافی در امارات متمرکز شده است.»
به گزارش مایکروسافت، ایران از زمان آغاز جنگ در غزه، فعالیتهای متعددی را در فضای مجازی و رسانههای اجتماعی آغاز کرده که هدف آنها، بیثبات کردن اسرائیل بوده است. بر اساس این گزارش، یک حساب کاربری به نام «اشکهای جنگ» با جعل هویت فعالان اسرائیلی، به انتقاد از عملکرد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل درخصوص بحران اسرائیلیهای اسیر حماس پرداخت.
مایکروسافت همچنین ادعا کرد: سرویسهای ایرانی با لوگوی شاخه نظامی حماس، برای انتشار پیامهایی درباره گروگانها در غزه و تهدید اسرائیلیها، یک حساب تلگرامی ایجاد کردند و با تمرکز بر تضعیف حمایتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی بینالمللی از عملیات نظامی اسرائیل، عملیات نفوذ سایبری خود را فراتر از اسرائیل گسترش دادند.
حمایت از افزایش چند باره قیمتها با حمله به «قیمتگذاری دستوری»!
در حالی که برخی محصولات لبنی طی چند ماه گذشته شاهد افزایش بیرویه و چندباره قیمت بودهاند، یک روزنامه اقتصادی منتسب به اصلاحطلبان ضمن تحریف واژگان، خواستار توقف قیمت گذاری دستوری شد!
دنیای اقتصاد با ادعای اینکه «قیمتگذاری برای ۴ محصول لبنی متوقف شد»، گزارشی را با این تیتر منتشر کرد: «شکست طلسم قیمت دستوری»!!
این روزنامه نوشت: «قیمتگذاری دستوری چهار محصول لبنی حذف شد. به گفته دبیر انجمن صنایع لبنی، قیمتگذاری دستوری چهارمحصول لبنی براساس مصوبه ستاد تنظیم بازار و مجوز سازمان حمایت از مصرفکنندگان و تولیدکنندگان برداشته شد. با حذف قیمتگذاری دستوری این محصولات لبنی، فعالان اقتصادی امیدوارند دامنه کالاهای مشمول حذف نرخگذاری دولتی افزایش یابد. اقتصاد ایران طی نیمقرن اخیر متاثر از نرخگذاری دستوری وضعیت نابهسامانی داشته است. از همینرو حذف قیمتگذاری دستوری و توقف سرکوب قیمتی، یکی از مطالبات اصلی فعالان اقتصادی از سالهای گذشته است.
بررسیهای اقتصادی حاکی از این است که ریشه بخش زیادی از ابرچالشها و ابربحرانهایی همچون ناترازی انرژی، ناترازی نظام بانکی، تورم، روند نزولی سرمایهگذاری، بیکاری، کاهش رشد ارزشافزوده تولید، تراز تجاری منفی و... که اقتصاد در حال حاضر با آن روبهروست، در مداخلات دستوری دولت و نرخگذاری دولتیای ریشه دارد که با اثر بومرنگی در اقتصاد، موجب هرز رفتن منابع، اختلال در زنجیره تولید، عدمتعادل عرضه و تقاضا و مخدوش شدن عملکرد بازار شده و بستر مناسبی برای فساد و رانت فراهم کرده است.
بر اساس مطالعات صورتگرفته، سیاست ناکارآمد سرکوب قیمتی و نرخگذاری خارج از سازوکار بازار، به صورت دومینووار، کاهش تولید، فشار بر سرمایه درگردش بنگاههای اقتصادی، افزایش تقاضا برای منابع بانکی، تشدید ناترازی بانکها، رشد نقدینگی و تورم را به دنبال داشته است.
فشار قیمتگذاری دستوری به زنجیره تولید در حالی است که تولیدکننده ناگزیر به تامین سایر نهادههای تولید با قیمت آزاد است. دنیایاقتصاد بهعنوان رسانه مستقل بخش خصوصی نیز طی دو دهه اخیر بخش زیادی از تمرکز و توان کارشناسی خود را در راستای پیگیری این مطالبه بحق فعالان اقتصادی و تبیین تبعات قیمتگذاری دستوری به کار گرفته بود و به نظر میرسد با حذف قیمتگذاری دستوری چهار محصول لبنی، بعد از سالها تلاش، اولین قدمها در راستای حذف قیمتگذاری دولتی در حال برداشته شدن است. هرچند همچنان دامنه وسیعی از کالاها در حوزههای متعدد مشمول قیمتگذاری دولتی هستند و ضروری است در راستای حذف قیمتگذاری دولتی این کالاها نیز هرچه سریعتر اقدام شود.»
این تحلیل غلطانداز دنیای اقتصاد در حالی است که اگر واقعا قیمت گذاری دستوری در حال اجرا باشد، قیمت محصولات لبنی باید سالی یکبار افزایش مییافت و سپس تثبیت میشد، نه این که هر یکی دو ماه یک بار، بر قیمتها افزوده شود و مجددا چند ماه بعد همین اتفاق بیفتد. متاسفانه قائلان به نگرشهای آزادسازی بازار و قیمتها، با توجیه واقعی کردن قیمت همواره بر طبل افزایش قیمت کوبیدهاند اما هرگز ثبات لازم در بازار پیدا نشده و روند آزادسازی بیانتهای قیمتها به تحمیل گرانی به مردم منتهی شده است. به نظر میرسد در کنار برخی مضیقههای اقتصادی، بهانهجویی و منفعتافزایی بیحد و مرز برخی تولیدکنندگان یا توزیعکنندگان و دلالان در کنار کوتاهی برخی مدیران دولتی و قضائی، موجب شده تا عناصر سودجو در بازارهای مختلف، احساس عنانگسیختگی کرده و از هیچ اجحافی دریغ نکنند.
«تاد» اگر قوت داشت آمریکا در عینالاسد و آرامکو تحقیر نمیشد
انتشار خبر «ارسال سامانه دفاع موشکی تاد آمریکا» به اسرائیل بیش از آن که خبری واقعی و مهم و معتبر باشد، عملیات روانی برای دوپینگ روحی اتباع رژیم صهیونیستی است.
طی چند روز گذشته رسانههای عبری و غربی نوشتند که آمریکا سامانه تاد را به اسرائیل میدهد تا محافظی در برابر موشکهای ایرانی باشد. حتی ادعا شد که اسرائیل برنامه حمله به پایگاههای نظامی ایران را به خاطر انتظار برای دریافت سامانه تاد به تأخیر انداخته است.
فارغ از مرز واقعیت و بلوف در این رویکرد خبری، یک واقعیت نقد در این خبر رسانی مستتر بود: این که برخلاف انبوه خبرسازیهای صهیونیستی و غربی مبنی بر شکست عملیات وعده صادق 1 و 2 ایران و رهگیری موشکها و پهپادهای شلیک شده، عملیات ایران موفقیتآمیز بوده است. این خبر به معنای اعلام شکست سه سامانه صهیونیستی گنبد آهنین، فلاخن داود، و آرو (پیکان) است.
سخنگوی پنتاگون دیروز عنوان کرد: اولین قطعات سامانه دفاع موشکی تاد وارد اسرائیل شده و این سامانه در آینده نزدیک به بهرهبرداری خواهد رسید. همچنین شماری از نیروهای نظامی آمریکایی وارد اسرائیل شدند تا سامانه دفاع موشکی تاد را عملیاتی کنند. در گزارههای تبلیغاتی رسانههای غرب، از جمله یورونیوز ادعا میشود: «تاد (THAAD) سامانه دفاعی ضد موشکی است که توسط شرکت لاکهید مارتین برای ارتش آمریکا طراحی و ساخته شده است. این سامانه برای رهگیری و نابودی موشکهای بالستیک در مرحله نهائی پرواز، یعنی در ارتفاعات بالا و نزدیک به جو زمین، طراحی شده است. مأموریت اصلی تاد دفاع از مناطق وسیع در برابر تهدیدات موشکی بالستیک کوتاه، میانبرد و دوربرد عنوان شده است. این سامانه قادر است موشکها را در فاصله و ارتفاع بالا رهگیری کند و قبل از اینکه به اهداف زمینی اصابت کنند، منهدم سازد. موشکهای ۹۰۰ کیلوگرمی تاد، کلاهکهای انفجاری ندارند و به جای انفجار، با وارد آوردن ضربه مستقیم به اهداف آنها را نابود میکنند. ارتش آمریکا در حال حاضر ۷ سامانه تاد را در اختیار دارد که هر کدام از ۶ پرتابگر نصبشده بر کامیون تشکیل شدهاند. در داخل هر پرتابگر نیز ۸ تا ۹ موشک قرار میگیرد. این سامانه قابلیت ارتباط با سامانههای دفاعی دیگر مانند پاتریوت (که برای رهگیری اهداف در برد کوتاه طراحی شدهاند) را دارد و میتواند بخشی از یک شبکه دفاعی بزرگتر نیز باشد».
درباره این خبر -سازی- محافل عبری و رسانههای غربی، باید به چند نکته توجه داشت. اولاً برخی منابع رسانهای غربی چند سال قبل بارها عنوان کردهاند که سامانه تاد به اسرائیل واگذار شده است. چنان که رادیو فردا هم در تاریخ سوم اسفند 1397 گزارش داده بود: «سامانه ضد بالستیک تاد در کنار فلاخن داوود، آرو (پیکان) و تامیر (گنبد آهنین) از سال ۱۳۹۷ در اسرائیل مستقر بوده و در رینگ پدافندی فعال است». رویترز هم چندی پیش نوشت: «ارتش ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۹، سامانه موشکی تاد را به اسرائیل منتقل کرده است». در جریان عملیات وعده صادق 1 ایران هم، لری جانسون، تحلیلگر سابق سازمان جاسوسی آمریکا از وجود سامانه تاد در اسرائیل و ناکامی در برابر موشکهای ایران خبر داده بود.
ثانیاً فارغ از این که سامانه تاد قبلاً به اسرائیل واگذار شده یا اکنون واگذار میشود، سؤال مهمتری در میان است: سامانه تاد برای گنجینه و موزه نظامی آمریکا بوده یا قرار بوده به کار بیاید؟ این سامانه کجا بود وقتی موشکهای ایران پنج سال قبل، پایگاه آمریکایی عین الاسد (چشم شیر) رادر عراق در هم کوبید؟ یا هنگامی که ایران همین دو هفته قبل دو پایگاه نظامی اسرائیل و منطقه راهبردی گالیلوت در تلآویو را با موفقیت موشکباران میکرد، تادهای مستقر در پایگاههای مختلف آمریکا در منطقه عربی مجاور اسرائیل در چه وضعیتی بودند که نتوانستند از عهده مهار موشکهای ایران -بلکه حتی موشکهای شلیک شده از سوی انصارالله یمن و حزبالله لبنان برآیند؟ یا مثلا روزگاری که مقاومت یمن تأسیسات نفتی و نظامی رژیم متجاوز سعودی را در هم کوبید و وادار به توقف جنگ تحمیلی کرد، تادهای کذایی دقیقاً کجا بودند؟ به طور خلاصه در طول چند سال اخیر که آمریکا و متحدانش با موشکها و پهپادهای نقطه زن جبهه مقاومت تحقیر شدند و حتی پهپادهای فوق مدرن آمریکا بارها شکار شد، تادها کجا مستقر بودند که هیچ کاری از آنها بر نیامده اما ناگهان اکنون اینگونه وانمود میشود که قرار است از رژيم مستأصل اسرائیل گره گشایی بکنند.
ثالثاً بنابر ارزیابیها، سامانههای ضد موشکی مانند تاد حتی اگر از نظر تئوریک و برآورد روی کاغذ، صددرصد موفق عمل کنند، فقط توان درگیری همزمان با ۸ تا
۱۰ موشک بالستیک را دارند و در صورت افزایش تعداد شلیکها و کاهش فاصله آنها، امکان درگیری با مابقی موشکهای بالستیک مهاجم را ندارند. نکته آخر این که خود این سامانههای پر خرج میتوانند اهداف خوبی برای رصدگران مهاجم باشند.
چهره کریه و بدون بزک اروپا همین است که رو شد
مواضع دو هفته اخیر رئیسجمهور و وزیر امور خارجه در قبال تهدیدهای رژیم صهیونیستی و جنگ در غزه و لبنان، بهجا و قابل تقدیر بوده است.
تأکید بر مجازات رژیم تروریست صهیونیستی به خاطر ترور شهید هنیه و حمایت قاطع از مقاومت لبنان، موجب همافزایی درست دیپلماسی و میدان است.
پیش از این که عملیات وعده صادق 2 در شامگاه سهشنبه 10 مهرماه اتفاق بیفتد و موشکهای قدرتمند ایرانی دو پایگاه نظامی اسرائیل و مجاورت مقر موساد در تلآویو را در هم بکوبند، هم آقای پزشکیان و هم آقای ظریف خبر دادند که مقامات غربی در تماسها و پیغامهای خود به طرف ایرانی دروغ گفتهاند.
پیغامها این بود که ایران فعلاً از مجازات اسرائیل (به خاطر ترور شهید اسماعیل هنیه در تهران) دست نگه دارد تا طرف غربی هم اسرائیل را به پذیرش توقف جنگ و اجرای آتشبس در غزه مجاب کند. اما برعکس این وعده دروغین، ناگهان خبر آمد که سفیر ایران در بیروت، به همراه چند صد شهروند لبنانی با خرابکاری و بمبگذاری پیجری ترور شده است؛ پس از آن هم ترور فرماندهان حزبالله و سیدحسن نصرالله با بمبهای آمریکایی اتفاق افتاد و «سردار نیلفروشان» هم در کنار سید مقاومت به شهادت رسید.
از اینجا ورق برگشت. این جنایات تروریستی، نقطه پایان بر دو ماه خویشتنداری ایران در اجرای عملیات انتقامی بود و بیش از 180 موشک نقطهزن (و بعضاً هایپرسونیک) در کمتر از نیم ساعت، مراکز مهم رژیم صهیونیستی را با قدرت مورد هدف قرار دادند.
بازنمایی انسجام و اقتدار ملی در میدان دیپلماسی از سوی رئیسجمهور محترم و وزیر محترم امور خارجه که با سفر ویژه رئیس مجلس به بیروت تکمیل شد، نه تنها اسرائیل را شوکه و مستأصل کرد، بلکه پشتوانه محکمی برای بازیابی توان فرماندهی و رزمی نیروهای مقاومت منطقه به ویژه حزبالله و زدن ضربات منحصربهفرد در حیفا و تلآویو و مناطق دیگر بود.
آنچه در این میان مهم است، رو شدن دست آمریکا به ویژه دموکراتها از یکطرف و دست اروپاییها از طرف دیگر است. آنها اولاً از هیچ کمکی به اقدامات تروریستی و جنایتکارانه رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان، و در موضوع تقلای اسرائیل برای ضربه زدن متقابل به ایران پس از عملیات وعده صادق 2، از هیچ حمایت سیاسی- دیپلماتیک دریغ نکردهاند.
بدین ترتیب معلوم شد برخلاف گزاره قالبی غربگرایان مبنی بر این که آمریکا جدا از اسرائیل، دموکراتها متفاوت از جمهوریخواهان، و اروپا جدا از آمریکاست، آنها در دشمنی راهبردی با ملتهای منطقه یکی هستند و از هیچ همپشتی با جنایتکاران دریغ نمیکنند.
ثانیاً معلوم شد «تله تنش» و «تله جنگ» دروغ است و آنچه واقعیت دارد خود جنگ است که از سوی غرب مدیریت میشود. معلوم شد نه فقط آمریکا بلکه حتی برخی دولتهای اروپایی هم برخلاف تبلیغات رسانهای، هیچ پرهیزی از تنش ندارند، الّا آنجا که طرف مقابل برخورد مقتدرانهای نشان بدهد و تنش، دیگر برای غربیها نصرفد (در موارد متعددی طی چند دهه گذشته، قدرتنمایی ایران، موجب عقبنشینی غرب پس از یک دوره تنشآفرینی شده است).
آخرینبار، طرف اروپایی پریروز ماهیت واقعی و بدون روتوش خود را با تحریم شرکتهای هواپیمایی ایران نشان داد، تا در شرایطی که رژیم مستأصل اسرائیل در گوشه رینگ افتاده، از این طریق به او تنفس مصنوعی داده باشد و توجهات از اوضاع بههمریخته صهیونیستها به جای دیگری منحرف شود. طرف اروپایی اگر واقعاً آنگونه که غربگرایان میخواستند القا کنند، کمترین اعتباری به تنشزدایی قائل بود، نباید وسط بحران بزرگ منطقه، به خصومت دیگری متوسل میشد و رشتههای ذهنی و موهوم غربگرایان را پنبه میکرد.
این خباثت آمیخته با درماندگی طرف اروپایی، در حالی است که برخی محافل غربگرا ظرف چند ماه گذشته، مدعی تنشزدایی (یکطرفه) با غرب از طریق اروپا و مذاکره و زمینهسازی برای توافق جدید شده بودند.
این جماعت وقیح، در حوزه رسانهای و ادبیات سیاسی از کیسه خلیفه میبخشیدند و مدعی بودند که برجام منقضی شده و دیگر نباید حقوق پایمالشده ایران در آن توافق، یا خسارتهای وارده به کشورمان در اثر اجرای یکطرفه تعهدات را مطالبه کرد، بلکه باید با چشمپوشی از آن حقوق و خسارات، باب مذاکره را باز کرد؛ اما چون دولت آمریکا درگیر انتخابات است و مجال مذاکره ندارد، باید مذاکره را تروئیکای اروپایی سر گرفت و بهترین وقت هم به بهانه سفر رئیسجمهور به نیویورک است. بنابراین مانند دوره آقای روحانی سعی کردند به حواشی سفر نیویورک بیش از موضوع رسمی سفر (سخنرانی در مجمع عمومی) ضریب بدهند و بعد از آن هم برخلاف واقعیت خبرها، القا کنند که اروپا مایل به تعامل و مذاکره است.
هیچ غربگرایی در این میان توضیح نداد که مذاکره یا حتی توافق با
«اروپای فاقد اراده در برجام، ناتوان در برابر دیکتههای آمریکا و همراه با تحریمهای پسابرجامی کاخ سفید»، دقیقاً چه ارزش و اعتباری میتواند داشته باشد و حال آن که تروئیکای اروپایی، آداب معمول دیپلماتیک درباره تبریک گفتن به رئیس دولت منتخب جدید در کشورهای دیگر را هم رعایت نکردند.
سه هفته پس از خبرسازیهای بیپشتوانه درباره سوغاتیهای بینظیر نیویورک و امکان مذاکره و توافق، اقدام خباثتآلود طرف اروپایی در تحریم شرکتهای هواپیمایی ایران نشان داد که تصور مذاکره و توافق با این عهدشکنان، سرابی بیش نیست و طرف غربی، به مذاکره صرفاً به چشم عملیات فریب برای فرصتسوزی مینگرد و تصورش این است که با این ترفند میتواند طرف ایرانی را چه در حوزه دیپلماسی، چه در میدان نظامی و چه در زمینه تدابیر درونزا و بروننگر اقتصادی از جنس کارهای درخشانی که در دولت شهید رئیسی اتفاق افتاد و به رشد بالای 5 درصد منتهی شد، معطل بگذارد.
اکنون به نظر میرسد همگان بهتر به عمق دو رهنمود مهم رهبر انقلاب در دیدار با اعضای دولت چهاردهم پی برده باشند که فرمودند:
«رجوع به کارشناس، حکمرانی را خردمندانه، و ملت را راضی میکند، اما مراقب تحمیل نظرات غلط با لباس کارشناسی باشید. کارشناسی را انتخاب کنید که به دنبال نسخههای نسخشده خارجی نباشد».
«به دشمن هم امید نبندید. حالا ایشان [رئیسجمهور] هم اشاره کردند، دیروز پریروز هم ظاهراً وزیر خارجه محترم یک اشارهای کرده بودند. ما به دشمن امید نبندیم؛ برای برنامههایمان منتظر موافقت دشمنان و کسانی که با ما [دشمنند نباشیم]؛ این منافات ندارد با اینکه آدم با همان دشمن در یک جایی تعامل هم بکند؛ مانعی ندارد؛ اما امید به او نبندید، اعتماد به دشمن نداشته باشید.».
توئیت قابلتأمل جرمی کوربین درباره کورههای آدمسوزی اسرائیل در غزه!
«جرمی کوربین»، رئیس پیشین حزب کارگر انگلیس، با اشاره به جنایت هولناک دوشنبه رژیم اسرائیل که طی آن دهها غیرنظامی فلسطینی را با بمبهای آتشزا زنده زنده سوزاند نوشت، چه اتفاق دیگری باید رخ دهد تا انگلیس، ارسال سلاح به اسرائیل را متوقف کند؟!
رژیم صهیونیستی حقیقتا نتوانسته است به اهداف اعلامیِ خود در لبنان و غزه برسد؛ فلذا رو به کشتار مردم بیدفاع آورده است. بمباران چادرهای آوارگان، بیماران و مجروحین در محوطه یک بیمارستان در غزه آن هم با بمبهای آتشزا، یکی از نزدیکترین این جنایات است که سر و صدای زیادی در دنیا به راه انداخت. توحش رژیم جعلی کار را به جایی رسانده که «جرمی کوربین» رهبر پیشین حزب کارگر انگلیس که به دلیل سیاستهای ضدصهیونیستی خود از این حزب اخراج شد در توئیتی نوشت: «اگر تماشای انسانهایی که زنده زنده میسوزند، مانع از ارائه تسلیحات توسط دولت بریتانیا به اسرائیل نشود، چه چیزی این کار را خواهد کرد!؟» وی به همراه چند نماینده دیگر مجلس عوام در نامه انتقادی به وزیر خارجه انگلیس نوشت:
«... با خبری هولناک از خواب بیدار شدیم؛ پناهجویان فلسطینی که در چادرهای خود پناه گرفته بودند، زنده زنده سوزانده شدند.
آنها در اثر حمله هوائی اسرائیل به محوطه بیمارستان جان باختند و آخرین لحظات زندگیشان با درد و رنج غیرقابل تصور همراه بود. لحظاتی پیش از آن، حملات هوائی اسرائیل به یک مدرسه صورت گرفت و ۲۲ نفر که در انتظار واکسیناسیون فلج اطفال بودند، کشته شدند. فاجعه در غزه اغلب به عنوان یک بحران انسانی توصیف میشود، اما حقیقت این است که این یک بحران انسانی نیست، بلکه یک نسلکشی است که با همکاری دولتها، از جمله دولت ما، انجام میشود.»
حامیان غربی رژیم جعلی به نام دموکراسی میلیاردها دلار کمک نظامی را طی یکسال جنگ به این رژیم آپارتاید کردهاند. طبق دادههای دانشگاه براون میزان کمکهای آمریکا به رژیم صهیونستی از رقم 18 میلیارد دلار گذشته است. دولت انگلیس نیز یکی از تامینکنندههای اصلی سلاحهای این رژیم بخصوص جنگندههای آن است. طبق دادههای بیبیسی جهانی 15 درصد قطعات جنگندههای اف 35 ساخت شرکتهای انگلیسی است. با این حال افزایش فشار افکار عمومی بر روی دولتمردان غربی موجب شده تا برخی کشورهای غربی در ظاهر هم که شده اعلام کنند حمایت نظامی خود را از رژیم اسرائیل متوقف کردهاند. در همین رابطه پولیتکو گزارش داد که «دولت آلمان صدور تسلیحات برای اسرائیل را تا زمان ارائه تضمین از سوی رژیم صهیونیستی مبنی بر عدم استفاده از سلاحهای آلمانی در نسلکشی به حالت تعلیق درآورده است.»
میدل ایست ای: اسرائیل به دنبال پاکسازی قومی است
رژیم صهیونیستی پس از 7 اکتبر سال 2023 با حملههای هوائی به دنبال ایجاد وحشت و نابودی زیرساختها غزه و کرانه باختری بود تا بدین صورت مردم فلسطین مجبور شوند از غزه و کرانه باختری کوچ کنند یا اگر حاضر به ترک خانههای خود نشدند به دلیل بمباران کشته شوند. در همین رابطه وبسایت میدل ایست آی نوشته است که «ارتش اسرائیل در حال اجرای طرحی است که به طور مؤثر باعث پاکسازی قومی جمعیت فلسطینی در شمال غزه پس از محاصرهای خواهد شد که ممکن است ماهها به طول بیانجامد. این طرح که توسط سرلشکر بازنشسته «گیورا آیلند» تهیه شده است، هدف تخلیه ۴۰۰ هزار ساکن شمال غزه برای تبدیل این منطقه به یک منطقه نظامی بسته را دنبال میکند.
طرح این ژنرال صهیونیست که در ماه سپتامبر (شهریور ماه) از طریق یک کمپین تلویزیونی صهیونیستی اعلام شد، خواستار پاکسازی قومی شمال غزه است و هشدار داده است که کسانی که در این منطقه باقی بمانند، با گرسنگی مواجه خواهند شد. «آیلند» ماه گذشته نیز گفته بود: «کار درست این است که به حدود ۳۰۰ هزار نفری که در شمال نوار غزه باقی ماندهاند اطلاع دهیم... ما به شما دستور میدهیم که ترک کنید... در عرض یک هفته، کل منطقه شمال نوار غزه به منطقه نظامی تبدیل خواهد شد.»
روزنامه عبری «یدیعوت آحارونوت» هم روز جمعه گزارش داده بود که «ارتش اسرائیل اکنون در حال اجرای نسخهای محدودتر از این طرح در اردوگاه پناهندگان جبالیا، در شمال غزه است.»
با این حال تحلیلگر خبرگزاری «آندول» میگوید طرح ژنرال آیلند «ایجاد شرایطی است که جمعیت جبالیا و مناطق مجاور آن یعنی بیت حانون و بیت لاهیا مجبور به فرار به سمت جنوب شوند، اما تاکنون اکثر مردم از ترک خانههای خود امتناع کردهاند.» این سیاست کثیف رژیم حتی صدای اردن را نیز درآورده است.
وزیر امور خارجه این کشور یعنی «ایمن الصفدی» در اظهاراتی قابل تامل گفت که «کوچاندن فلسطینیها از کرانه باختری به منزله اعلام جنگی است که ما هرگز اجازه آن را نخواهیم داد.»
خبرگزاری ایسنا هم در همین رابطه مینویسد: «از زمان آغاز حملات رژیم صهیونیستی به نوار غزه در اکتبر ۲۰۲۳، اردن بارها درباره طرحهای این رژیم برای کوچاندن فلسطینیهای کرانه باختری به این کشور هشدار داده و در اظهارات رسمی تاکید کرده است که این اقدام به منزله اعلام جنگ علیه اردن خواهد بود.»
روی دیگر سکه!
این روزها اما ساکنین اراضی اشغالی نیز هیچ امنیتی ندارند و هر روزه اخبار عملیاتهای استشهادی است که به گوش میرسد. مردم کرانه باختری و اعراب ساکن اراضی اشغالی بار دیگر چندین عملیات استشهادی را علیه صهیونیستها انجام دادهاند.
آن طور که خبرگزاری فارس نوشته است، دیروز یک جوان فلسطینی به سوی نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی در دو نقطه در خیابان شماره 4 اشدود تیراندازی کرد و موجب هلاکت یک نفر و زخمی شدن دستکم 5 نیروی پلیس شد که حال یکی از آنها وخیم گزارش شده است.
این عملیات استشهادی از منطقه «نیرجالیم» آغاز شد و پس از آن، مجری عملیات خود را به منطقه «مفرق یفنی» در «اسدود» واقع در جنوب فلسطین اشغالی رساند و در آنجا نیز به سوی نیروهای پلیس تیراندازی کرد و خود نیز به ضرب گلوله پلیس اسرائیل جانش را از دست داد.»