به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 9,068
بازدید دیروز: 8,739
بازدید هفته: 17,807
بازدید ماه: 152,436
بازدید کل: 25,762,959
افراد آنلاین: 14
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
یکشنبه ، ۱۷ فروردین ۱٤۰٤
Sunday , 6 April 2025
الأحد ، ۸ شوّال ۱٤٤۶
فروردین 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
۱۳۲۹ - (پاسخ به شبهات ): ناسازگاری قصاص با رشد بشر امروزی ۱۴۰۳/۰۸/۲۱
(پاسخ به شبهات ):
ناسازگاری قصاص با رشد  بشر امروزی
۱۴۰۳/۰۸/۲۱
به شبهات حوادث اخیر پاسخ داده شد + دانلود - خبرگزاری حوزه
شبهه: امروزه بشر به مرتبه‌ای از رشد و تكامل فرهنگى و اخلاقى رسيده‌‌ است كه از رسوم اعراب جاهلى در آن خبرى نيست و تضمين حيات فردى و اجتماعى از طرق ديگرى غير از قصاص نیز ممكن است و حذف مجازات قصاص از قوانين جزايى موجب طغيان احساسات انتقام‌‌جويانه نمی‌شود و نظم و امنيت جامعه را با اختلال دچار نمی‌کند؛ به‌ویژه آنکه قصاص از سنخ احكام منصوص‌‌العله و هدف آن، تضمين حيات است. پس اگر روش ديگرى غير از قصاص بتواند اين هدف را تأمين كند و در عين حال مجرم را از حق حيات محروم نكند، مرجح است؛(1) به‌ویژه آنکه طبع و وجدان بشر، امروزه از مجازات قصاص متنفر و گريزان است.(2)
پاسخ: چهار پاسخ به این شبهه قابل طرح است:
اول: طبيعت بشر به قوا و ابزارى مجهز است كه نيستى را از او دور می‌کند؛ زيرا حب وجود و ذات، فطرى بشر است و به هر وسيله ممكن در مقابل آنچه بخواهد حيات را از او سلب كند، مقاومت مى‌‌کند، ولو آن وسيله قتل متجاوز باشد. ازاین‌رو، هيچ انسانى پيدا نمی‌شود كه فطرت او، كشتن كسى را كه قتل او را اراده كرده است، تجويز نكند؛ البته اگر كشتن مهاجم تنها راه دفاع باشد.
 جوامع متمدن امروز در دفاع از استقلال، آزادى و مليت خود از جنگ ابايى ندارند، چه رسد به آنجا كه جانشان مورد تهديد قرار گيرد و برخلاف آنچه ادعا شده است، به قيمت ريختن خون متجاوز از خود دفاع می‌کنند و حتى براى حفظ منافع خود به جنگ متوسل می‌شوند، اگر چاره‌ای ديگر نداشته باشند. همين ملل پيشرفته مداوم با يكديگر مسابقه تسليحاتى دارند و اين مسابقه جز براى اجتماع و حفظ حياتشان نيست. هرچند در موارد مکرر برای توسعه‌طلبی و زیاده‌‌خواهی به تجاوز و خونریزی دست می‌‌زنند. آنگاه آيا می‌شود براى حفظ حيات انسان، قصاص را تجويز نكرد؟ آيا می‌شود قتل مهاجم را تجويز كرد؛ ولى قتل قاتل را اجازه نداد؟ علاوه‌بر اين، قوانين اسلام براى همه جهانيان تشريع شده است، نه براى مردمی خاص. اگر مردم برخى از كشورها به مرحله‌ای از تربيت، رشد و كمال رسيده‌اند كه از قتل متنفرند و به مجازات خفيفتر از قتل راضى هستند، حقوق جزایی اسلام، با وجود مجازات قصاص، از اين تربيت، رشد و كمال و عفو جلوگيرى نمی‌کند؛ حتى آيه قصاص به سوى اين رشد، تربيت و عفو هدايت می‌کند و می‌فرماید: «چون ولی‌دم از قاتل که برادر دینی اوست بخواهد درگذرد کاری است نیکو، پس قاتل دیه را در کمال خشنودی ادا کند» و در واقع، لسان آيه، لسان تربيت است.(3)
دوم: بر فرض اينکه حذف قصاص از قوانين جزايى موجب طغيان احساسات انتقام‌‌جويانه نشود؛ بايد توجه داشت كه تشفّى خاطر ولىّ دم يا مجنی عليه، نوعی كاركرد فرعى و تبعى مجازات قصاص است و لذا امكان دارد اين كاركرد در همه جوامع محقق نشود و در برخى جوامع، به دليل محيط و فرهنگ حاكم بر آن، انسان‌ها، لزوماً به دنبال مقابله به مثل نباشند؛ حتى آن را با روح انسان‌‌دوستى و مدنيت مخالف بدانند؛ اما اين موجب نمی‌شود كه قصاص به‌طورکلی فلسفه خود را در اين جوامع از دست بدهد؛ زيرا كاركرد اصلى قصاص در بازدارندگى و پيشگيرى از وقوع جرایم، مستوجب آن است و صرف وجود اين مجازات در قوانين جزايى، می‌تواند جرایم عليه تمامیت جسمانی را به حداقل برساند.(4)
سوم: امروزه جاهليت مدرن از جاهليت پيش از اسلام به مراتب خشونت‌‌بارتر است. علاوه‌بر اين، با حيات يافتن جامعه نبايد مجازات قصاص در آن لغو شود؛ زيرا اگر مجازات قصاص موجب حيات جامعه شده است، لغو آن اثر معكوس دارد. اگر حيات افراد در جامعه‌ای با راهكارهاى ديگر تضمين شود، موضوع منتفى است و قصاص اجرا نمی‌شود و خشونت قانونى (مجازات) و غير قانونى (جرم) از جامعه رخت برخواهد بست.(5) 
به ديگر بيان، اگر منظور از تكامل، تكامل قاتل است؛ بايد گفت، در اين صورت، او خود را به جرم قتل آلوده نمی‌کند و قصاص سالبه به انتفای موضوع می‌شود و اگر منظور، تكامل جامعه است كه جامعه می‌تواند به نوعى مجرمان خطرناك را جذب كند و از ارتكاب جرم باز بدارد، بايد گفت: تكامل اخلاقى ديگران، به عدم قصاص قاتل مشروط نيست.(6)
چهارم: ايجاد حيات در جامعه به سبب قصاص، حكمت حكم است، نه علت آن و قياس منصوص العله در مورد علت حكم است نه حكمت آن و بر فرض كه چنين باشد؛ منصوص العله بودن حكمى به اين معنا نيست كه در صورت وجود علت در مورد ديگرى، آن حكم در اصل از بين برود و در فرع ظهور پيدا كند، بلكه در عين وجود در اصل، در فرع نيز وجود مى‌‌يابد.(7)
* علی محمدی ‌جورکویه
______________________
۱. قدرت الله خسروشاهى، فلسفه قصاص از ديدگاه اسلام، ص 223 و سيد محمود مير خليلى، خشونت و مجازات، ص 141.
2. به نقل از: السيد محمد حسين الطباطبائى، الميزان‌، ج 1، ص 436؛ حميد دهقان، تأثير زمان و مکان بر قوانين جزائى اسلام، ص 126 و محمد حسين مهورى، قصاص و زندگى، ص 298.
3. السيد محمد حسين الطباطبائى، الميزان‌، ج 1، صص 437 و 438.
4. قدرت الله خسروشاهى، فلسفه قصاص از ديدگاه اسلام، ص 223.
5. سيد محمود مير خليلى، خشونت و مجازات، صص 141 و 142.
6. محمد حسين مهورى، قصاص و زندگى، صص 293 و 294.
7. همان، صص 291 و 292.