بر سر سفره تولیدات سینمایی دولت سیزدهم
۱۴۰۳/۱۱/۱۲
سعید مستغاثی
چهل وسومین جشنواره فیلم فجر در حالی شروع شد که شاید تا 9 ماه پیش انتظار این بود این جشنواره نیز همچنان در دولت سیزدهم برگزار شود و حتی دبیر آن نیز مشخص شده بود، اما شهادت آیتالله رئیسی و برخی یارانش در حادثه پرواز اردیبهشت، باعث انتخابات مجدد در تیرماه و روی کار آمدن دولت جدید شد و این نخستین دوره جشنواره فیلم فجر است که در دولت جدید و با مسئولیت رئیس جدید سازمان سینمایی برگزار میشود.
اما با توجه به اینکه انتخاب رئیس جدید سازمان سینمایی و به دنبال آن تعیین اعضای شوراهای این سازمان مانند شورای صدور پروانه ساخت و پروانه نمایش، استقرار شوراهای جدید و همچنین دبیر جشنواره فجر تا اواخر آبان طول کشید، در نتیجه فرصت چندانی برای تغییرات در این جشنواره و ساختار و محتوای آن وجود نداشت.
خود دبیر جشنواره نیز در گفتوگوی مطبوعاتیاش به همین موضوع اشاره کرد و تأکید داشت که فرصت چندانی نداشته تا تغییر بدهد و از همین روی وقتی آن شورای حجیم از مدیران مهم سابق و اسبق را برای سیاستگذاری این دوره از جشنواره تشکیل داد، حسابی شگفتزده شدیم که چنین حجمی از مدیران ریز و درشت، قرار است در این یکی دو ماه، چه فیلی در این جشنواره هوا کنند!
معنی و مفهوم همه مقدمه بالا، این است که کلیت آنچه در جشنواره چهل و سوم به سمع و نظر مخاطبان میرسد، در واقع حاصل و دستپخت سازمان سینمایی دولت سیزدهم بوده و مدیران جدید، چارهای به جز استفاده از آن سفره پهن شده و آراسته نداشتند.
گذر از فراز آییننامه جشنواره
اما شاید تنها تغییری که انجام گرفته، گذر از فراز برخی قوانین و قواعد مهم آییننامه جشنواره فیلم فجر بود که سابقه نداشت!
مثلاً درحالی که در آییننامه جشنواره آمده: «جشنواره فیلم فجر، فقط فیلمهایی را که حداکثر در سالِ پیش از برگزاری جشنواره تولید شده و قبلاً به جشنواره ارائه نشده، میپذیرد...»
اما با فیلمهایی مانند «ترکِ عمیق» (آرمان زرین کوب) که قبلا «میرجاوه» نام داشت و سال ساخت آن به 1400 باز میگردد، این قانون آییننامه نادیده گرفته شد.
یا در آییننامه ذکر شده: «فیلمهای متقاضی شرکت در بخش مسابقه فیلمهای سینمای ایران» (سودای سیمرغ)... درهیچ یک از رویدادها، جشنوارهها و بازارهای سینمایی داخلی و خارجی به نمایش درنیامده باشند...»
اما آثاری مانند «آبستن»، «سونسوز»، «داد» و.... در جشنوارههای خارجی نمایش داشتهاند! و شرکت آنها در بخش مسابقه جشنواره، مغایر با آییننامه است.
همچنین براساس همین آییننامه جشنواره فیلم فجر، آثار درخواستکننده در بخش مسابقه سینمای ایران، میبایست دارای پروانه نمایش سینمایی از سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشند. این در حالی است که برخی از فیلمهای حاضر در بخش مسابقه دارای پروانه نمایش سینمایی نیستند. مانند «سونسوز»، «فریاد» و «لولی» که پروانه نمایش غیر سینمایی دارند!
انبوه فیلم در بخش مسابقه
جشنواره امسال، آسیبهای دیگری نیز شامل حالش شده از جمله افزایش تعداد فیلمهای شرکتکننده در بخش مسابقه سودای سیمرغ که 33 فیلم و با احتساب 4 فیلم انیمیشن، بالغ بر 37 فیلم است که تقریباً در دو سه دهه اخیر امری بیسابقه به نظر میرسد. یعنی تنها در سالهایی که اکران عمومی فیلمهای سینمای ایران، منوط به شرکت در جشنواره فیلم فجر بود، ناگزیر همه تولیدات یکساله این سینما بایستی در این جشنواره نمایش داده و مورد داوری قرار میگرفتند.
چنین حجمی از فیلمها، کار داوری این جشنواره را که اساساً به دلیل قضاوت ۷-۶ نفر درباره ۱۸-۱۷ رشته سینمایی غیر استاندارد بود (آنچه در هیچ جشنوارهای در دنیا سابقه ندارد) از فضای یک جشنواره استاندارد سینمایی، پرتتر مینماید!!
چگونه در مدت محدودی یک بازیگر یا تدوینگر و یا حتی یک مدیر فرهنگی میتواند در میان 37 فیلم و انیمیشن، دقیق شده و درباره رشتههای تخصصی مانند صدا و طراحی صحنه و چهرهپردازی و جلوههای ویژه و موسیقی و... حتی نظر بدهد چه به اینکه بخواهد داوری هم بنماید!!
روز اول:صیاد
حرف و حرف و دیگر هیچ!
فیلم «صیاد» ساخته جواد افشار درباره سپهبد شهید علی صیاد شیرازی است و به فعالیتهای نظامی این نظامی انقلابی از اواخر سال 1358 و درگیری در کردستان و سپس تحرکات ارتش بعث در مرزها و آغاز جنگ تحمیلی و درگیریهای با بنیصدر ضمن جنگ با دشمن بعثی که هزاران کیلومتر خاک ایران را تصرف نموده بود میپردازد و تا فرار بنیصدر و عملیات تروریستی منافقین در تابستان 1360 و سپس شکسته شدن حصر آبادان و بالاخره تا عملیات بیتالمقدس و فتح خرمشهر ادامه دارد.
صحنههایی که شهید صیاد شیرازی در آنها نقش اساسی داشت خصوصاً پس از برکناری و فرار بنیصدر (که در صدد حذف شهید صیاد از میادین جنگ و جبههها بود) اما متأسفانه پرداخت فیلمنامه از یک ساختار سینمایی درست و درمان و جذاب، فاصله قابل توجهی داشته و خصوصاً انتخاب بازیگران و چهرهپردازی آنها به ویژه در مورد کاراکتر شهید صیاد شیرازی و بنیصدر، بسیار توی ذوق میزند. در واقع در بیشتر لحظات به جای بیان سینمایی، شاهد صحنههای طولانی پر از دیالوگ و حرف هستیم.
ساختار تقریباً تلویزیونی فیلم نیز از جواد افشار که بیشتر یک کارگردان تلویزیونی است، بعید نبود، اگرچه او پیش از این در سال 1387 نیز یک فیلم بلند سینمایی به نام «کلبه» در گونه آثار هراس ساخت که اکران محدود و ناموفقی داشت.
بازی خونی
یکی از دو فیلم جنگلی
«بازی خونی» ساخته حسین میرزا محمدی، یکی از دو فیلم امسال جشنواره است (به همراه فیلم «شمال از جنوب غربی») که به فعالیتهای گروههای تروریستی در سال 1360 و در جنگلهای مازندران اشاره دارد. آنچه یک بار دیگر نیز در سال 1393 تحت عنوان «ماهی سیاه کوچولو» توسط مجید اسماعیلی ساخته شد و به ماجرای هجوم تروریستهای «اتحادیه کمونیستها» در اوایل بهمن 1360 به شهر آمل و قیام مردم آن شهر میپرداخت.
در واقع فیلم «بازی خونی» نیز برخلاف فیلم «شمال از جنوب غربی»، به همین ماجرای اتحادیه کمونیستها پرداخته است. فیلم از یک روایت معمایی برخوردار بوده که میتواند تماشاگر را درگیر کند و ریتم نسبتاً مناسبی را هم داراست.
انتظار از متولیان سینمایی این است که با مدیریت مناسب، بتوانند این نوع آثار همسان را که در طول این سالها مغفول مانده را با سازماندهی مناسبتری به تولید و سپس اکران برسانند تا هم فضای حاصل از نمایش آنها، حفظ شود و متعادل باشد و هم موجب زدگی تماشاگر را فراهم نسازد. طبیعی است که در اکران عمومی هم اولویت دادن به هر یک از دو فیلم یاد شده، میتواند اجحافی در حق دیگری محسوب گردد.
چنین انتظاری از مسئولان و هیئت انتخاب جشنواره فیلم فجر نیز میرود که به اصطلاح مخاطبان این جشنواره را با تکرارهای غیر لازم و عدم تنوع موضوعی مواجه نسازند. در جشنواره امسال، متأسفانه یک مورد دیگر هم درباره سردار شهید علی هاشمی، به چشم میخورد که ناگهان پس از گذشت 35 سال از شهادت و 14 سال از یافتن پیکرش، دو فیلم درباره او در جشنواره امسال فیلم فجر به نامهای «اسفند» و «اشک هور» جای گرفته است!
سونسوز
یک فیلم غیر سینمایی
فیلم «سونسوز» ساخته رضا جمالی، درباره روستایی است که گویا 20 سال است در آن کودکی متولد نشده و زنان آن روستا را مقصر دانستهاند، ضمن اینکه 20 سال قبل فیلمی مستند در اینباره ساخته شده که میتوانسته راز این ماجرا را برملا سازد، اما خود زنان روستا آن را دزدیده و نابود ساختهاند. اما سازنده مستند یاد شده اینک پس از تمامی این سالها، اصل ماجرا را دریافته که مشکل از مردان بوده و میخواهد با یک فیلم جدید، حقیقت قضیه را آشکار سازد. فیلم فضائی تقریباً کمدی داشته و از بازیگران ناشناخته اردبیلی استفاده کرده است.
فیلم سونسوز از یک طرف فیلم «فرزندان بشر» آلفونسو کوارون (2006) را تداعی میکند و از طرف دیگر فیلم «زنان حرف میزنند» ساخته سارا پولی (2022)، اما میتوان گفت که به جز ایدههایی که از آن دو فیلم گرفته، ساختارش هیچ شباهتی به آنها ندارد.
اما یکی از مشکلات فیلم «سونسوز»، این است که فاقد پروانه ساخت سینمایی بوده و به اصطلاح مجوز ساخت آثار غیر سینمایی یا ویدئویی را دارد، از همین روی فیلم در حد و قواره پرده سینما نیست و قاببندیها و ساختار فیلم، بیشتر تجربی و آماتوری مینمایاند و همین با شرایط فیلمهای شرکتکننده در جشنواره فیلم فجر که در آییننامه آن، ذکر شده، منافات دارد.
از طرف دیگر فیلم در جشنوارههای خارجی متعددی از جمله جشنواره سائوپولو شرکت داشته و به همین جهت براساس آییننامه جشنواره نمیتوانسته در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر حضور داشته باشد.
داد
بازهم نوجوانان و بازهم دارالتأدیب
فیلمی از ابوالفضل جلیلی به سبک و سیاق آثار قبلیاش همچون رقص خاک، دان، گال، دت یعنی دختر، یک داستان واقعی و... که باز هم درباره نوجوانان است و بازهم نوجوانانی که مانند فیلم «گال» در دارالتأدیب روزگار میگذرانند.
نوجوانانی در کانون اصلاح و تربیت، که برای مرخصی، کسی را ندارند تا وثیقه مالی بگذارد، در نتیجه باید قسم بخورند ولی یکی از آنها حاضر به قسم خوردن نیست و خود قاضی با مسئولیت خودش به او مرخصی میدهد.
این فیلم نیز در جشنوارههای خارجی مانند ورشو شرکت داشته و از همین روی برخلاف آییننامه در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر حضور دارد.