چهل و سومین جشنواره فیلم فجر - 7
جهش بلند سینمای ایران اتفاق افتاد
۱۴۰۳/۱۱/۱۹
سعید مستغاثی
برخی آن را سینمای استراتژیک نامیدهاند که عنوان چندان فراگیر و جامعی به نظر نمیرسد و بعضی سینمای فاخر و برخی دیگر هم مثلاً بیگ پروداکشن یا بلک باستر و...
اما به نظر میآید تعریفی که آکادمی علوم و هنرهای سینمای آمریکا از فیلمهای شایسته دریافت جایزه اسکار ارائه داده هم تعریف قابل تأملی باشد، اینکه آنها در اولین اجتماع خود در یازدهم ماه مه ۱۹۲۷ در مهمانی شام خانه لویی بیمهیر، بنیانگذار و رئیس کمپانی متروگلدوین مهیر قرار گذاشتند این آکادمی علاوهبر وظایف دیگر خود، همه ساله تعدادی هم جایزه به محصولات کمپانیهای آمریکایی بدهد و برای مصادیق آن جایزه، دو اصل مهم را در نظر گرفتند:
اول اینکه اساساً نمایشی برای پرهزینهترین، عظیمترین و خیرهکنندهترین محصولات این کمپانیها و نوعی تشویق آنها مدنظر بود. این که کمپانیها در رقابت با یکدیگر هریک تا کجا میتوانند در صنعت ساخت فیلم، ابتکار به خرج دهند و با ابزار و وسایل و امکانات پیشرفتهتر، صحنههای خارقالعادهتری را جلوی دوربین برده و اینگونه صنعت سینمایهالیوود را توسعه دهند.
دومین مسئله برای بنیانگذاران آکادمی اسکار، بسط ایدئولوژی و فرهنگ آمریکایی بود. ایدئولوژی آمریکایی با همه ابعاد فلسفی و اجتماعی و تاریخیاش، چنانچه در فرمولی که بعد از جنگدوم جهانی و در نشستهای متعدد سرویسهای امنیتی و نظامی آمریکا با هالیوودیها تدوین شد و عنوان Militant liberty را یافت، به اشاعه سبک زندگی آمریکایی در برابر ایدئولوژیهای مخالف فرهنگ آمریکایی معنی و تعریف شد.
آموزش علم حتی از مشرکین
این دو مورد یعنی رشد صنعت سینمای هالیوود و بسط ایدئولوژی آمریکایی در همان شب مهمانی لویی بیمهیر، در نخستین بیانیه پایهگذاران آکادمی اسکار به عنوان اهداف این جایزه گنجانده شد و به عنوان مانیفست اسکار به ثبت رسید. حالا قرار نیست، ما در سینمای خودمان حتی فحوای کلام آکادمی نشینان را نیز در نظر بگیریم اگرچه متاسفانه برخی اهالی سینمای ما ولو نتوانستند حتی به بخش سینمای اولیه برسند اما همواره تلاش داشتهاند به انحاء مختلف همان ایدئولوژی و فرهنگ آمریکایی را ولو به صورت دست و پا شکسته در آثارشان بیاورند که از قضا در برخی فیلمهای همین جشنواره امسال نیز به چشم خوردند.
اما قرار نیست که الگوی ما آکادمی اسکار باشد، به هر حال در آنجا سرمایههای هنگفت بسیاری ناشی از غارت و چپاول ملتها وجود داردکه به راحتی هزینه میکنند و از طرف دیگر با انبوهی از پایگاههای وسیع خود در سرزمینهای دیگر و بوسیله همان سرمایههای نامشروع، محصولات خود را در سراسر جهان رسوخ دهند. چنانکه در اولین حرکت از این مدل در سالهای پس از جنگ دوم، با تاسیس مؤسسه عظیمی توسط نهادهای امنیتی و نظامی به نام MPS و به مدیریت فیلمسازان برجستهای مانند سیسیل ب دومیل که در 86 کشور آن روزگار دفتر داشت، محصولاتهالیوود را در اسرع وقت به سراسر دنیا صادر کردند که امروزه این مسئله توسط شبکههای مجازی و غیرمجازی، هزاران بار گستردهتر شده است.
اما از آنجایی که روایات دینی ما فراگیری علم و تجربههای علمی را حتی در چین ولو از مشرکین و منافقین لازم دانسته، میتوان از برخی تجربیات موفق آنها در همین زمینه سینما بهره گرفت و در جهت فرهنگ و سرزمین خودمان مورد استفاده قرار داد.
تجارب بدیع در سینمای ایران
مثلاً در مورد صنعت سینما که شرط اساسی در تولید آثار استاندارد و جذاب و پرمخاطب است و هر ابتکاری در این زمینه میتواند، گروهی از مخاطبان را جذب این هنر/صنعت گرداند. در طول تاریخ سینما در این زمینه ابتکارات بسیار زده شده، از دکورهای عظیم و پرده عریض گرفته تا نمایش موجودات عجیب و غریب و هیولاها و سوپر قهرمانها و... و هر آنچه به قول مظفرالدین شاه قاجار «اسباب حیرت» شود که همین «اسباب حیرت» باعث گردید تا شاه قاجار، شیفته دستگاه سینماتوگراف شده، آن را ابتیاع نموده و روزها با آن در کاخ سلطنتی خود مشغول باشد.
خوشبختانه در سینمای پس از انقلاب نیز مواردی بوده که فیلمسازان سعی داشتهاند بدون کپی از روی دست دیگران و با بهکارگیری استعداد و خلاقیت خود، بر صنعت سینمای ایران بیفزایند تا با تولیدات چشمگیر، مخاطبان بیشتری جذب نمایند. مثلاً زمانی یکی از فیلمبرداران خوش ذوق، خودش دم و دستگاهی ساخت تا بتواند صحنههای چرخان را بهتر فیلمبرداری نماید یا فیلمساز دیگری تنها نمای تصویری گویای شهادت در سینمای ما را با یک تمهید سینمایی، نمایش داد و یا در اوایل سینمای انقلاب، فیلمساز دیگری با استفاده از تمهید صحنه پردازی از پشت شیشه در شرایط محدودیت امکانات و سرمایه در این سینما، صحنههای عظیم بهوجود آورد و... و بالاخره فیلم محمد رسولالله (ص) مجید مجیدی که تحولی تکنیکال در سینمای ایران به شمار میآید.
کار ساخت این آثار پرهزینه و صنعتی و ایدئولوژیک به عرصه انیمیشن نیز کشیده شد و این ژانر مغفول سینمای ایران را با آثاری همچون «شاهزاده روم» و «فیلشاه» و «رهایی از بهشت» و «نبرد خلیجفارس» و «بچه زرنگ» و... به دور از ادعاهای شبه روشنفکری احیاء نمود.
در این زمینهها، سینمای دفاع مقدس خدمات تکنیکی و فرهنگی بسیاری به این سینما نمود و علاوهبر فنآوریهای مختلف سینمایی در بخشهای فیلمبرداری و تدوین و صدا و صحنه آرایی و جلوههای ویژه و... به زبان سینما، فرهنگ و ایدئولوژی انقلاب و اسلام را بر پرده سینماها برد. در جشنواره فیلم فجر چهل و سوم نیز شاهد اینگونه فعالیتها در میان برخی فیلمسازان بودیم که حرفهای تازهای، هم در سینمای دفاع مقدس و هم سینمای تاریخی داشتند.
موسی کلیم الله روایتی نو از پیامبران
ابراهیم حاتمی کیا سرانجام پس از 5 سال، پروژهای را به مرحله نمایش رساند که شاید نزدیک به دو دهه از کلید خوردن آن گذشته است. از همان سال 1388 که مرحوم حاج فرج سلحشور برای ساخت فیلم یا سریالی درباره حضرت موسی علیهالسلام دست به کار شد، پس از تحقیقات فراوان فیلمنامهای نوشت و تهیهکنندهای مشخص شد و گروه تولید شروع کردند و کار میرفت تا به مرحله ساخت برسد که با پیشرفت سرطان حاج فرج و فوت ایشان، نیمه کاره ماند.
پروژه به دوست و رفیق قدیمی مرحوم سلحشور واگذار شد یعنی جمال شورجه که در «مردان آنجلس» و «یوسف پیامبر» نیز قدم به قدم با حاج فرج همراه بود. احمد میرعلایی تهیهکننده شد و مجدداً کار شروع گردید اما تهیه سرمایه برای پروژهای به این عظمت سخت بود و مدتها کار تولید فیلم یا سریال حضرت موسی علیهالسلام در حالت تعلیق به سر برد که بیماری شورجه هم مجال نداد تا ایشان کار را ادامه دهد و پس از مدتی پروژه به ابراهیم حاتمی کیا واگذار شد.
حاتمی کیا فیلمنامه را بازنویسی کرد و سیما فیلم پشت کار آمد و محمود رضوی تهیهکننده شد و قرار بود سریالی ساخته شود. بالاخره پس از 5 سال اعلام گردید که 3 فیلم سینمایی درباره دوران کودکی و جوانی و پیری حضرت موسی علیهالسلام ساخته میشود که اولین آنها درباره زمان تولد و کودکیاش به نام «به وقت طلوع» به این دوره از جشنواره فیلم فجر رسید. اما اکنون به گفته حاتمی کیا قرار نیست یک سهگانه سینمایی از موسی علیهالسلام داشته باشیم بلکه این فیلم یک نمونه پایلوت بوده و قرار است ادامه مسیر در قالب سریال باشد.
روایتهای نو از زندگی حضرت موسی(ع)
حاتمی کیا برای اولین بار دوران کودکی حضرت موسی علیهالسلام را از زمان پیش از بارداری مادر آن حضرت به تصویر کشیده که پیشگویان فرعونی خبر از تولد منجی دادهاند که دستگاه فرعون را به هم میریزد، در ابتدا در شبی خاص فرعون با لطائف الحیل، مردان را از زنان جدا کرده تا اساساً وجود چنان منجی شکل نگیرد.
سپس و در زمانی دیگر، به زنان باردار تهاجم کرده و آنها را میکشد و بالاخره پس از تولد حضرت، طبق روایات، پسران تازه تولد یافته را به قتل میرساند و اینجاست که مادر حضرت موسی علیهالسلام او را در سبدی روی رود نیل قرار میدهد تا به سوی سرنوشتی که خداوند برایش مقرر فرموده، برود.
به میدان آمدن تکنیکهای جدید
این کلیت قسمت اول از سهگانه یا تریلوژی حضرت موسی کلیم الله است که علاوهبر چنین روایتی، برای نخستین بار از تکنیک بسیار جدید و بدیع تولید مجازی(Virtual Production) استفاده نموده که ساخت استودیوی آن در ایران، امری ساختاری برای استاندارد سازی سینمای ایران محسوب میشود. تکنیکی که در سینمای پیشرفته دنیا به خصوص برای ساخت پروژههای عظیم هالیوودی مورد استفاده قرار میگیرد.
ضمن اینکه علاوهبر دستاورد تکنیکی و نوآوری، با صرفهجویی در ساخت دکورهای پرخرج و عظیم، از یک طرف سهم بسزایی در پایین آوردن بودجه چنین فیلمهایی داشته و از طرف دیگر خطاهای دکورهای دستساز را با بهرهگیری از هوش مصنوعی گرفته و نمونههای بسیار نزدیک با آنچه از اصل بناهای یاد شده نقاشی یا تصویر سازی شده ارائه میدهد.
به این ترتیب بودجه صدها میلیاردی پروژه موسی کلیم الله با استفاده از تولید مجازی Virtual Production بسیار کاهش یافت و به واقعیت روایات هم نزدیکتر گردید.
اما آنچه بالاتر از استفاده از هوش مصنوعی در این پروژه حرف اول را میزند، کارگردانی و ساختار قوی فیلم «موسی کلیم الله: به وقت طلوع» است که تحت تاثیر جلوههای تصویری هوش مصنوعی قرارنگرفته و برخلاف حتی برخی پروژههای مشابه در سینمای غرب، کار را به دست کامپیوتر و نرمافزار و تکنیک تولید مجازی نسپرده بلکه کاملاً سینمای ویژه حاتمیکیا ورای همه این تمهیدات بارز و مشخص مینماید.
روند دراماتیک و فراز و نشیبهای مناسب فیلمنامه در کنار بخشهای مختلف ماجرا، تعلیق بجا و حتی ایجاد حس معنویت و فضای شایسته پیامبران الهی، فیلمی ماندگار در این سینما بر پرده برده که در سالهای آینده برکات آن مشخصتر خواهد گردید.