به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 2,094
بازدید دیروز: 10,693
بازدید هفته: 2,094
بازدید ماه: 136,723
بازدید کل: 25,747,285
افراد آنلاین: 8
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
شنبه ، ۱۶ فروردین ۱٤۰٤
Saturday , 5 April 2025
السبت ، ۷ شوّال ۱٤٤۶
فروردین 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
سال افتخار ۱۴۰۳/۱۲/۲۷ ۰۳/۱۲/۲۸
(47 بازدید)


1265 - خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ۱۴۰۳/۱۲/۰۵
خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... 
۱۴۰۳/۱۲/۰۵
 
ژنرال صهیونیست: 7 اکتبر، حماس ظرف 3 ساعت چند برابر مساحت غزه را تصرف کرد
«ژنرال صهیونیست می‌گفت، حماس در 7 اکتبر توانست ظرف 3 ساعت چند برابر مساحت غزه را در سرزمین‌های اشغالی 
تصرف کند. تصور کنید اگر چنین نیروهایی در مرز اردن، سوریه و لبنان می‌بودند چه اتفاقی می‌افتاد؟!» این بخشی از صحبت‌های یکی از رهبران مقاومت است که اخیراً رسانه‌ای شده است.
درباره عملیات تاریخی «طوفان‌الاقصی» که صهیونیست‌ها را به جنون کشانده، حرف‌های زیادی هست که ذره رسانه‌ای می‌شود. دیروز در فضای مجازی صحبت‌های شنیدنی یکی از رهبران مقاومت منتشر شد که در آن می‌گوید، یکی از ژنرال‌های صهیونیست در جمع فرماندهان نظامی گفته است، حماس در عملیات 7 اکتبر توانست ظرف فقط 3 ساعت چند برابر مساحت غزه را در سرزمین‌های اشغالی تصرف کند؛ تصور کنید اگر چنین نیروهایی در مرز اردن، سوریه و لبنان هم می‌بودند، چه اتفاقی می‌افتاد!؟» صهیونیست‌ها پس از این شکست تاریخی، برای بازگرداندن آبروی قدرت بازدارندگی‌شان، دیوانه‌وار آدم کُشتند. 15هزار نفر از 50هزار نفری که قتل‌عام شدند، کودک و نوزادند.
 

 
فاکس‌نیوز فاش کرد: تلاش یمن برای سرنگونی جنگنده آمریکایی بر فراز دریای سرخ
شبکه آمریکایی «فاکس‌نیوز» به نقل از منابع امنیتی این کشور خبر داد که نیروهای مسلح یمن برای اولین‌بار یک فروند جنگنده اف-۱۶ آمریکایی را آماج موشک‌های زمین به هوا (سام) قرار داده‌اند.
در سال گذشته، انصارالله یمن که کم‌و‌بیش همزمان با حزب‌الله لبنان برای حمایت از مردم غزه وارد جنگ با اسرائیل و متحدان آن شد، با انجام عملیات‌های متعدد علیه منافع آمریکا، چالش‌های قابل‌توجهی برای واشنگتن ایجاد کرده است. این گروه با حملات موشکی و پهپادی به کشتی‌های آمریکایی و متحدانش در دریای سرخ- که برای دفاع از کشتی‌های وابسته به رژیم اسرائیل به منطقه آمده بودند- امنیت دریایی منطقه را برای آنان به مخاطره انداخته و هزینه‌های نظامی آمریکا را افزایش داده است. حتی گزارش شده است که آمریکا برای دفاع در برابر این حملات، ناچار به صرف ۱.۲میلیارد دلار شده است. افزون بر این، انصارالله با هدف قرار دادن اهداف حیاتی در فلسطین اشغالی، ناکارآمدی سامانه‌های دفاعی آمریکا را به نمایش گذاشته است. این اقدامات نه‌تنها به تضعیف موقعیت آمریکا در منطقه منجر شده، بلکه به گفته نشریه «هیل»، شکست واشنگتن در برابر انصارالله، دلایل وجودی نیروی دریایی آمریکا را زیر سؤال برده است. حالا شبکه آمریکایی «فاکس‌نیوز» به نقل از ۳ مقام ارشد امنیتی آمریکایی ادعا کرده است که یک جنگنده آمریکایی در حالی که بر فراز دریای سرخ و در نزدیکی خلیج یمن پرواز می‌کرده، آماج موشک‌های سام نیروهای مسلح یمن قرار گرفته اما این موشک با اف-۱۶ اصابت نکرده است. نیروهای مسلح یمن همچنین در ۱۹ فوریه (1 اسفند) یک موشک سام دیگری را به سمت یک پهپاد آمریکایی «ام‌کیو ۹ ریپر» شلیک کردند. این اولین‌باری است که نیروهای انصارالله موشک سام را به سمت یک جنگنده اف-16 آمریکایی شلیک می‌کنند که «تشدید قابل‌توجهی در تعاملات نظامی در حال انجام بین گروه مورد حمایت ایران و نیروی دریایی و نیروی هوائی آمریکا است.» با وجود اذعان نشریات آمریکایی به شکست نیروی دریایی آمریکا در برابر نیروهای مسلح یمن، طبق گزارش فاکس‌نیوز، «اکنون یک بحث سیاسی در بالاترین سطوح ارتش آمریکا در مورد اینکه بهترین راه برای مقابله با حوثی‌ها چیست» شکل گرفته است. طبق گزارش این شبکه آمریکایی، گزینه‌های احتمالی پیش‌روی ارتش آمریکا «ترور برنامه‌ریزان نیروهای انصارالله یا حمله به زیرساخت‌ها، تأسیسات و انبارهای تسلیحاتی این گروه» است. اما به اذعان فاکس‌نیوز، «انحراف» ارتش آمریکا به جنوب، پرهزینه و «خطرناک» است زیرا باعث تشدید تنش خواهد شد. شبکه آمریکایی در آخر نوشت: «تصمیم سیاسی در نهایت باید توسط کاخ‌سفید گرفته شود.» گفتنی است، این شاخه از مقاومت در قبال این اقدامات نیز دست‌و‌پا بسته نیست، همان‌طور که تاکنون نبوده است. تحت دولت «جو بایدن»، ارتش آمریکا در حمایت از رژیم صهیونیستی و برای مقابله با عملیات نیروهای مسلح یمن علیه کشتی‌های تجاری رژیم اسرائیلی و متحدان آن (انگلیس و آمریکا) ضمن «گشت‌زنی» در دریای سرخ و باب‌المندب، یمن را آماج حملات هوائی قرار دادند، اما دیدیم که اینها هیچ بازدارندگی نداشت و در همچنان بر همان پاشنه می‌چرخید. 
 
 
ترامپ ناامیدانه در پی کُند کردن روند سقوط امپراطوری آمریکاست
یک وبسایت انگلیسی، در ارزیابی تهدید‌های جهانی دونالد ترامپ تأکید کرد: این رویکرد‌های تهاجمی، بازتاب دهنده قدرت آمریکا نیستند. بلکه او ناامیدانه سعی می‌کند تا روند سقوط و زوال امپراطوری آمریکا را کُند و تضعیف کند.
«میدل ایست آی» می‌نویسد: از هر زاویه‌ای که نگاه کنیم، آمریکا در موقعیت شاخ و شانه کشیدن برای دیگر کشورهای جهان نیست و اینکه ترامپ چنین می‌کند، بیش از آنکه یک موقعیت واقعی را به ذهن متبادر کند، گویای تلاش‌های وی برای فرار از واقعیت‌های تلخی است که در انتظار آمریکا هستند. 
جنگ اسرائیل و غزه، خیلی‌ها را در جهان شوکه و حیرت‌زده کرد. از جمله به این علت که چرا غرب و به ویژه آمریکا به عنوان مهم‌ترین متحد اسرائیل نتوانستند برای چیزی بیش از یک سال، جنگ غزه را متوقف کنند و اسرائیل را وادار به پذیرش توافق آتش‌بس و توقف کشتارها کنند. برخی در پاسخ به این سؤال این گزاره را مطرح می‌کنند که در حقیقت این اسرائیل است که آمریکا را کنترل می‌کند و یا اساساً آمریکا در کنترل اسرائیل بسیار ضعیف است. با این حال، اقدامات اسرائیل، نزدیکی زیادی با منافع آمریکا دارند. آمریکا یک قدرت سلطه‌جوی در حال زوال است و به هر شکل ممکن سعی دارد تا از رهگذر مقابله با چالش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای، تا حد امکان قدرتش را اعمال کند. چشم‌اندازهای ژئوپلیتیکی در منطقه خاورمیانه و ورای آن تغییرات قابل توجهی را متحمل شده‌اند. موضوعی که تحت تاثیر منازعات مسلحانه و نظامی، فشارهای اقتصادی و ایجاد برخی از معادلات راهبردی جدید است. این تغییرات، پیامدهای مهمی را برای بازیگران منطقه‌ای و جهانی دارند و می‌توانند تا حد زیادی مسائل مرتبط با توازن قدرت منطقه‌ای را تغییر دهند. 
سقوط قابل توجه و محسوس سلطه جهانی آمریکا، از سال 2008 که شاهد بحران مالی جهان و شکست‌های آمریکا در عراق و افغانستان و تشدید مقاومت‌های بین‌المللی علیه سیاست‌های اقتصادی و نظامی آمریکا بوده‌ایم، روندی پایدار و جدی را شاهد بوده است. لازم نیست اقتصاددان باشید تا بفهمید که قدرت نظامی و اقتصادی از توانمندی‌های تولید ثروت و اقتصاد یک ملت نشأت می‌گیرند. با این حال، این دسته از بازیگران و مخصوصاً آمریکا اکنون شرایط متفاوتی را تجربه می‌کنند. 
سهم اقتصاد آمریکا در تولید ناخالص جهانی که در بالاترین سطح در دوران جنگ سرد به 40 درصد می‌رسید، در وضعیت کنونی تقریباً نصف شده است. این در حالی است که سهم چین در این بازه زمانی از کمتر دو درصد به 20 درصد افزایش یافته است. به احتمال فراوان سهم چین در این حوزه حتی از آمریکا هم در آینده‌ای نه چندان دور، سبقت خواهد گرفت. بخش مالی چین که زمانی در بازارهای جهانی چندان مهم نبود، اکنون یک نقش کلیدی را در بازارهای مالی دنیا بازی می‌کند به نحوی که در وضعیت کنونی، سرمایه‌گذاری خارجی و اعمال نفوذ چین به سرعت اقصی نقاط قاره‌های آسیا و آفریقا را در بر گرفته و می‌گیرد. با وجود ابتکارهای آمریکا برای محدود کردن توانایی‌های چین جهت کسب و تولید فناوری‌های پیشرفته، پیشرفت سریع چین در حوزه مذکور عملاً موقعیت برتر جهانی آمریکا را به چالش می‌کشد. شرکت‌های چینی در بخش تولید ریزتراشه‌ها به پیشرفت‌های مهمی دست یافته‌اند.  در حوزه هوش مصنوعی نیز بسیاری از شرکت‌های آمریکایی و غربی از چین عقب افتاده‌اند. چینی‌ها در حوزه نظامی نیز پیشرفت‌های زیادی کرده‌اند. قدرت‌گیری قابل توجه نظامی روسیه و در عین حال، توسعه منطقه‌ای و جهانی آن هم سبب شده تا حد زیادی بنیان‌های تفوق موقعیت یکجانبه آمریکا و جهان تک قطبی سُست شود. 
قدرت‌های منطقه‌ای هم در بخش‌های مختلف جهان به شیوه‌های جدیدی اعمال قدرت می‌کنند. افزایش قابل توجه نفوذ کشورهایی نظیر ایران، ترکیه، امارات و عربستان‌، بازتاب دهنده یک روند گسترده‌تر از بازیگران منطقه‌ای است که به دنبال توسعه نفوذ ژئوپلیتیک خود هستند. برخلاف دهه‌های پیشین که بازیگران مذکور در قالب‌های مطلوب آمریکا عمل می‌کردند، آن‌ها اکنون رویکردهای مستقل‌تری را در دستورکار دارند و در برخی مواقع، رویه‌هایی را در پیش می‌گیرند که نقطه مقابل منافع آمریکاست.
در مواجهه با این تغییرات مهم، طبقه حاکم آمریکا چه از حزب دموکرات و چه جمهوریخواه، رویکردهای تهاجمی را در پیش گرفته‌اند. موضوعی که خود را در قالب‌هایی نظیر به راه انداختنِ جنگ‌های تجاری و یا مداخلات نظامی برای اثبات قدرت آمریکا و تضعیف طیف‌های رقیب، به نمایش گذاشته است. مسائلی از این دست سبب شده‌اند تا قدرت آمریکایی با خط قرمزها و محدودیت‌های تازه‌ای رو‌به‌رو باشد. 
آمریکا در قالب رویدادهایی نظیر جنگ‌های اوکراین و غزه و یا رقابت با چین نیز با چالش‌های جدی دست به‌گریبان بوده و هست. این کشور اکنون اعتبار بین‌المللی خود را هم تا حد زیادی در خطر می‌بیند. مسائلی از این دست یک واقعیت را فریاد می‌زنند: رویکردهای تهاجمی ترامپ، بازتاب دهنده قدرت آمریکا نیستند. بلکه او ناامیدانه سعی می‌کند تا روند سقوط و زوال امپراطوری جهانی آمریکا را کُند و تضعیف کند.
 
 
آمریکا تا به ایران احترام نگذارد دائماً نتیجه عکس خواهد گرفت
یک اندیشکده آمریکایی تاکید کرد سیاست فشار حداکثری ترامپ قبلاً یک‌بار شکست خورده و اکنون هم ایران را تهاجمی‌تر خواهد کرد.
«شورای خاورمیانه در امور جهانی» در ارزیابی رویکرد ترامپ علیه ایران نوشت: یکی از مهم‌ترین مسائل سیاست خارجی که دونالد ترامپ در دوره دوم خود با آن مواجه است، چالش‌ ایران است. ترامپ کمپین «فشار حداکثری» را احیا کرد. با‌این‌حال، دیپلماسی اجباری با اقتباس از چندین دهه تجربه، تنها درک تهدید ایران را تقویت و آن را تحریک می‌کند تا همه گزینه‌های موجود علیه منافع ایالات‌متحده را به کار ببندد. این امر به‌ویژه زمانی صدق می‌کند که این دیپلماسی قهری با هدف تضعیف امنیت ملی تهران و قدرت بازدارندگی آن باشد.
ذهنیت سیاست خارجی ایران در طول یک قرن گذشته یا بیشتر، با جنگ‌ها، انقلاب‌ها، کودتاها، قیام‌ها و تحریم‌های جاری شکل گرفته و تغییر شکل داده است که بسیاری از آنها شامل دخالت یا نفوذ قابل‌توجه غرب، به‌ویژه ایالات‌متحده بوده است. این زمینه تاریخی ایران را نسبت به مداخله خارجی و استفاده از زور به‌شدت حساس کرده است. در طول دو دهه گذشته، به‌ویژه، تحول عمیق در چشم‌انداز ژئوپلیتیک منطقه- که توسط تهاجمات نظامی آمریکا و اشغال‌ افغانستان در سال ۲۰۰۱ و عراق در سال ۲۰۰۳، همراه با قیام‌های اعراب در سال ۲۰۱۰ آغاز شد- از سوی تهران به‌عنوان تهدیدی برای امنیت کشور و یکپارچگی سرزمینی ایران تلقی شده است. این امر در نگاه تصمیم‌گیرندگان مشهود است که راه جلوگیری از جنگ و بازدارندگی از تهدیدات علیه کشور را در افزایش قدرت می‌بینند. ایران به‌طور فزاینده‌ای برای ایجاد استقلال سیاسی و نظامی خود و توسعه قابلیت‌های هسته‌ای و همچنین گسترش نفوذ خود در منطقه، تقویت شبکه‌ای از متحدان خود را در اولویت قرار داده است.  علاوه‌بر این، تهران، آمریکا را به دلیل خروج از برجام و اعمال سیاست «فشار حداکثری» مقصر می‌داند. تهران این سیاست را تلاشی برای براندازی یا حداقل محدود کردن توانایی ایران برای دفاع از خود می‌داند. این احساس، اگر توسط دولت دوم ترامپ تقویت شود، ایران را به مذاکره متمایل نخواهد کرد؛ بلکه آن را به سمت حالت تهاجمی‌تر برای بقا سوق می‌دهد.
سیاست ترامپ، سیاست شکست‌خورده‌ای است. توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ یک موفقیت دیپلماتیک نادر در رویارویی طولانی‌مدت بین دوطرف بود. تصمیم ترامپ برای خروج یکجانبه از توافق و اعمال تحریم‌های گسترده، در نهایت در محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران اثر معکوس داشته است. ایران متعاقباً غنی‌سازی اورانیوم خود را از زیر ۴درصد به بیش از ۶۰درصد افزایش داد. علاوه‌بر این، به طور قابل‌توجهی فناوری موشکی و ماهواره‌ای خود را ارتقا داد، در‌حالی‌که سیستم‌های پهپادی آن نیز بسیار پیشرفته‌تر شد.
نباید توانایی‌های ایران برای نفوذ در خاورمیانه در صورت احساس خطر دست‌کم گرفته شود. همان‌طور که وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد، حمله به تاسیسات هسته‌ای این کشور منجر به فاجعه برای کل منطقه خواهد شد. ایران همچنان ابزارهایی برای بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی دارد. به عنوان مثال، ایران ممکن است برنامه پیشرفته هسته‌ای خود را تسریع کند، به روسیه و چین نزدیک شود، شبه‌نظامیان متحد خود را در منطقه تقویت کند، یا درگیر جنگ نامتقارن برای تضعیف منافع ایالات‌متحده و متحدانش در منطقه، ازجمله تاسیسات عمده نفت و گاز شود. علاوه‌بر این، ایران می‌تواند کنترل خود بر تنگه‌هرمز را برای مختل کردن شدید کشتیرانی و تجارت بین‌المللی اعمال کند. در واقع، آبراه در دکترین امنیتی ایران دارای اهمیت استراتژیک است. تهران بارها تهدید کرده که اگر منافعش حفظ نشود یا امنیتش به خطر بیفتد، تنگه حیاتی و مهم‌ترین نقطه گلوگاه جهان برای جریان هیدروکربن‌ها را مسدود خواهد کرد. نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران نیز تحت شرایط خاصی قادر به توقیف شناورهاست. به عنوان مثال، در ‌آوریل ۲۰۲۴، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک کشتی باری اسرائیلی را که از این تنگه عبور می‌کرد، توقیف کرد.
جناح‌های تندرو در ایران به طور معمول از استفاده از اهمیت ژئوپلیتیک آبراه برای پیشبرد اهداف سیاست امنیتی، دفاع می‌کنند. به عنوان مثال، روزنامه کیهان توقیف کشتی اسرائیلی را سیگنالی به ایالات‌متحده در مورد توانایی ایران برای مسدود کردن این تنگه توصیف و پیشنهاد کرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شرایطی مشابه شرایط تحمیل‌شده توسط یمنی‌ها در دریای سرخ برای کشتی‌های تجاری مرتبط با اسرائیل در آنجا ایجاد کند. حتی عراقچی در یک تهدید تا حدی پنهان، اخیراً گزینه مسدود کردن این تنگه را مطرح کرد، اما گفت که دولت در‌حال‌حاضر برنامه‌ای برای این کار ندارد.
رویکرد قهرآمیز آمریکا نه‌تنها نتایج مثبتی به همراه نداشته، بلکه در تشویق رفتاری که ایالات‌متحده و متحدانش با آن مخالف هستند نیز نتیجه معکوس داشته است. تا زمانی که دیپلماسی به اصل اساسی سیاست ایالات‌متحده در قبال ایران، مبتنی بر اصول احترام و عزت، و اعتماد اما راستی‌آزمایی و در‌عین‌حال هوشیاری تبدیل نشود، پیشرفت معنادار گریزان باقی خواهد ماند.