محتويات سفره الهي رمضان
۱۴۰۳/۱۲/۱۷
اينکه مىگويند ماه رمضان، ماه ضيافت الهى است و سفره ضيافت الهى پهن است، محتويات اين سفره چه چيزهايى است؟ محتويات اين سفره كه من و شما بايد از آن استفاده كنيم، يكىاش روزه است؛ يكىاش فضيلت قرآن است ـ قرآن را گذاشتند در اين سفره با فضيلتِ زياد، بيش از ايّام ديگر؛ و به ما گفتند كه تلاوت قرآن كنيد ـ يكىاش همين دعاهايى است كه مىخوانيم؛ يا علىّ و يا عظيم، دعاى افتتاح، دعاى ابوحمزه؛ اينها همان مائدههايى است كه سر اين سفره گذاشته شده. بعضى هستند كه وقتى از كنار سفره رد مىشوند، اينقدر حواسشان پرت است و متوجّه جاهاى ديگرند كه اصلاً سفره را نمىبينند.
داريم كسانى را كه اصلاً سفره ماه رمضان را نمىبينند؛ يادشان نيست كه ماه رمضانى آمد و رفت. بعضى هستند كه سفره را مىبينند، امّا به خاطر همان سرگرمىها و اشتغال، وقت ندارند سر اين سفره بنشينند؛ مىخواهند سراغ يك سرگرمى بروند؛ كار ديگرى دارند ـ دنبال دكان، دنبال كار، دنبال دنيا، دنبال شهوات ـ مجال اينکه سر اين سفره بنشينند و از آن بهره ببرند، ندارند. بعضى ديگر هم هستند كه نه، سر سفره مىنشينند، سفره را مىبينند، قدرش را هم مىدانند؛ ليكن آدمهاى خيلى قانعىاند؛ به كم قناعت مىكنند؛ لقمه اى برمىدارند و مىروند؛ نمىنشينند پاى سفره، خودشان را بهرهمند و سيراب كنند و از آنچه در سفره هست، خود را محظوظ كنند؛ لقمه مختصرى برمىدارند و مىروند. بعضى هستند كه احساس بىميلى مىكنند؛ يعنى اشتهايشان تحريك نمىشود؛ به خاطر اينکه غذاى پوچِ بيهوده اى را خوردهاند و پاى سفره ضيافتى كه رنگين و جذاب و مقوى است، اصلاً اشتها ندارند.
بعضى هم هستند كه نه، در حدّ اشتها ـكه اشتهاشان هم زياد است ـ از اين سفره استفاده مىكنند و واقعاً سير نمىشوند؛ چون مائده، مائده معنوى است. تمتّع به اين مائده، فضيلت است؛ چون فتوح و انفتاح و تعالى روح انسانى است، هر چه انسان از اين مائده بيشتر استفاده كند، روح انسان تعالى بيشترى پيدا مىكند و به هدف خلقت نزديكتر مىشود. اين، غير از مائدههای جسمانى است. مائده جسمانى براى رفع نيازى است كه بشود انسان، بدن را راه ببرد. زيادهروى در آن، يك اشتباه و خطاست؛ يك غلط است. در مائده روحى و معنوى اينطور نيست؛ چون اصلاً خلقت ما براى تعالى معنوى و تعالى روحى است. مائده روحى چيزى است كه اين تعالى را براى ما امكانپذير، تسهيل و محقّق مىكند.
بنابراين هرچه بيشتر بتوانيم استفاده كنيم، بايد بكنيم. بندگان مؤمن و مخلصى كه ما اسمهاى اينها را شنيدهايم، حتى وقتى كارهاى اينها را براى ما نقل مىكنند، براى ما درست مفهوم نيست؛ امّا واقعاً شگفتآور است. دو سه ساعت به اذان صبح بيدار شوند و شبهاى ماه رمضان اشك بريزند.
نقل مىكنند مرحوم آميرزا جواد آقاى ملكى وقتى بيدار مىشد، سر حوض آب مىنشست تا وضو بگيرد، به آب نگاه مىكرد، دعا مىخواند و گريه مىكرد و تضرّع مىكرد؛ آب برمىداشت روى صورتش مىريخت، گريه و تضرّع مىكرد؛ به آسمان نگاه مىكرد، دعا مىخواند، گريه و تضرّع مىكرد؛ تا وقتى كه بيايد سر سجّاده بايستد و آن نماز شب و آن تهجّد پُرفيض و پُرحال و پُرطراوت را با عشق و شور انجام بدهد. مرحوم حاج ميرزا على آقاى قاضى هم همينطور بود. از ماه رمضانش، روزهاش، توجّهش، تذكّرش، نمازش، حكايتهايى نقل مىكنند. اين چيزها براى ما واقعاً درست مفهوم نيست؛ منتها خط روشنى را به ما نشان مىدهد و ما بايد حداكثر استفاده را بكنيم.