به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
  _
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 8,072
بازدید دیروز: 8,739
بازدید هفته: 16,811
بازدید ماه: 151,440
بازدید کل: 25,761,974
افراد آنلاین: 11
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

05:27اذان صبح:
06:55طلوع خورشید:
13:19اذان ظهر:
19:41غروب خورشید:
20:00اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
یکشنبه ، ۱۷ فروردین ۱٤۰٤
Sunday , 6 April 2025
الأحد ، ۸ شوّال ۱٤٤۶
فروردین 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
۲۴۵ - شهيد مطهرى : «عفو» و «صَفح» در سیره رسول خدا(ص) /استخفاف روزه و اعمال عبادی ۱۴۰۳/۱۲/۲۴

«عفو» و «صَفح» در سیره رسول خدا(ص)

  ۱۴۰۳/۱۲/۲۴

مرتضی مطهری - دانشنامه‌ی اسلامی

انَس بن مالک که در خانه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خدمت می‌کرد، می‌گوید رسول اکرم(ص) در بسیاری از اوقات روزه می‏‌گرفتند و بعد هم غذای بسیار ساده‌ای، چه هنگام سحر و چه افطار می‌خوردند و معمولًا افطاری ایشان یک مقدار شیر بود که من تهیه می‌کردم. یک شب که ایشان با عده‌ای از صحابه بودند خیلی دیر به منزل آمدند، آن‌قدر دیر که من خیال کردم ایشان در منزل یکی از اصحاب افطار کرده‌اند. من هم شیر را خودم خوردم وبعد هم رفتم و خوابیدم. وقتی که رسول اکرم(ص) آمدند حس کردم که ایشان هنوز افطار نکرده‌اند (ظاهراً انس بن مالک از کسی پرسید که آیا رسول اکرم امشب جایی مهمان بودند و او گفت نه). هیچ چیز دیگری هم در دسترس نبود. رفتم و خودم را مخفی کردم. ایشان وقتی دیدند چیزی موجود نیست رفتند و خوابیدند. انس که خود قصه را بازگو کرده است و نه رسول اکرم، می‌گوید: رسول اکرم(ص) تا زنده بودند چیزی در این مورد به روی من نیاوردند.
این را می‌گویند صفح. قرآن می‌فرماید عفو کنید و صفح کنید.‏ صفح با عفو تفاوت دارد. وقتی کسی کار خطایی می‌کند هم استحقاق معاقبه و مجازات دارد و هم استحقاق ملامت. عفو، گذشت از مجازات است ولی صفح یک درجه بالاتر است. صفح این است که انسان نه تنها آن مجازات معمول را انجام نمی‌دهد بلکه اصلًا نامش را هم نمی‌برد، به روی طرف هم نمی‌آورد، اسمش را هم نمی‌برد و لهذا اولیاءالله همیشه مقامی بالاتر از عفو دارند یعنی عفو آنها به‌صورت صفح است.
* استاد مطهرى، آشنایی با قرآن، ج ۷، ص ۲۰۴

 

 

استخفاف روزه و اعمال عبادی

بعضى روزه را به شكلى مى‏‌گيرند(حالا اين شوخى است) كه- العياذ باللَّه- اگر من به جاى خدا بودم اصلًا روزه اين‌ها را قبول نمی‌كردم. 
من افرادى را سراغ دارم كه اين‌ها در ماه رمضان‏ شب تا صبح را نمی‌خوابند اما نه براى اينكه عبادت كنند، بلكه براى اينكه مدت خوابشان پر نشود؛ تا صبح هى چاى مى‏خورند و سيگار مى‏كشند، اول طلوع صبح كه شد نمازشان را مى‏ خوانند و مى‏خوابند،چنان بيدار مى‏شوند كه نماز ظهر و عصر را با عجله بخوانند و بعد بنشينند سر سفره افطار.
آخر اين چه روزه ‏اى شد؟! 
آدم شب تا صبح را نخوابد براى اينكه در حال روزه حتماً خواب باشد و رنج روزه را احساس نكند. آيا اين استخفاف به روزه نيست؟!
به عقيده من مثل فحش دادن به روزه است، يعنى اى روزه! من اين‌قدر از تو تنفر دارم كه مى‏‌خواهم رويت را نبينم! ما حج - بجا می‌آوریم- ولى به آن استخفاف مى‏ كنيم، روزه مى‏گيريم و به آن استخفاف مى‏كنيم،نماز مى‏خوانيم و به آن استخفاف مى‏كنيم، اذان مى‏گوييم و به آن استخفاف مى‏كنيم. حالا چطور به اذان استخفاف مى‏كنيم؟... خيلى افراد صيّت(خوش‌صوت)هستند و مى‏توانند خوب اذان بگويند اما اگر به آنها بگويى آقا برو يك اذان بلند بگو، نمى‏گويد. چرا؟
 چون خيال مى‏كنند اين كسر شأنش است؛ من اين‌قدر پايين هستم كه مؤذّن باشم؟!
آقا! بايد افتخار كنى كه يك مؤذّن باشى. علىبن ابىطالب مؤذّن بود، در همان وقتى كه خليفه بود هم مؤذّن بود. اين استخفاف به اذان است كه يك نفر ننگش بكند كه مؤذّن باشد يا مؤذّن‌بودن را بسته به شأن اشخاص بداند و بگويد: من كه از اعيان و اشراف هستم، از رجال و شخصيت‌ها هستم، من ديگر چرا مؤذّن باشم؟ اين‌ها همه استخفاف است.
* مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (آزادى معنوى) ج‏۲۳، صص: ۵۱۴-۵۱۳ 
با تلخیص و ویرایش