۲۴۶ - شهيد مطهرى : معنای مهر خوردن قلب ۱۴۰۳/۱۲/۲۵
معنای مهر خوردن قلب
۱۴۰۳/۱۲/۲۵
هنگامی که نامهای را مینویسند و پایان میپذیرد، ذیل آن نامه را مهر میکنند، به این معنی که دیگر نمیتوان به آن چیزی اضافه نمود. قرآن میفرماید: دل هر کس حکم نامهای را دارد؛ که تدریجا سطوری در آن نگاشته میشود اعم از خوب یا بد. ولی به حالتی میرسد که این نامه ختم میگردد، لاک و مهر میشود و دیگر حتی یک کلمه هم نمیشود نوشت. برای اینگونه افراد پیامبر هیچ اثری ندارد و قرآن به رسولالله میفرماید: دیگر اینها را دعوت نکن. نه اینکه از اول دعوت آنها بیثمر شمرده شده باشد؛ بلکه چون آنها انذار شدهاند، دعوت گشتهاند و حجت بر آنها تمام شده است، ولی آنها قبول نکردند و کفر ورزیدند و با این کفر ورزیدن و انکار نمودن، دلهای آنها به این حالت درآمده است. قرآن انسان را موجودی میداند که علیالدوام در تغییر و تحول است و قلب انسان را که میگویند «قلب»، چون زیر و رو میگردد و البته ناگفته پیداست که مراد از قلب این جسم گوشتی صنوبری شکل طرف چپ بدن نیست، بلکه منظور همان روح و روان انسانی است که هر لحظهای حالت جدیدی به خود میگیرد. پیامبر(صلیالله علیه و آله) میفرماید: «مثل القلب کمثل ریشة فی الفلات تعلقت فی اصل شجرة یقلبها الریح ظهرا لبطن؛ دل انسان مانند یک پر است که در بیابانی به درختی آویزان کرده باشند که باد آن را دائما دگرگون میکند.»(جامع الصغیر، ج1 ص 102)
مثنوی این حدیث را به نظم درآورده است:
گفت پیغمبر که دل همچون پری است
در بیابانی اسیر صرصری است
باد پر را هر طرف راند گزاف/ گر چپ و گر راست با صد اختلاف
انسان در دو لحظه به یک حالت نیست و بیش از هر چیز تحت تأثیر اعمال خویش است، یک عمل نورانی به او نور میبخشد و عمل کثیف ظلمانی نور را از انسان میگیرد و او را تاریک میکند. کار نیک به دل انسان نرمش میدهد و او را آماده برای پذیرش اندرزها و حق و حقیقت مینماید و برعکس اعمال خلاف فطرت انسانی، قساوت دل میآورد و گاهی دل انسان آنچنان سیاه میشود که قرآن تعبیر میکند، کارش تمام شده و بر دل آنها مهر خورده است. به چشم خودش میبیند ولی گویی ندیده است، مثل اینکه پرده جلوی چشمش را گرفته است: «و علی ابصارهم غشاوة؛ و بر ديدگانشان پردهاى است.» (بقره/ 7)
* شهید مطهری- آشنایی با قرآن 1 و 2- صص 146-145