107 - جنگ سرد فرهنگی؛ سازمان سیا در عرصه فرهنگ و هنر- بازرسی از پایگاههای اطلاعات رسمی آمریکا هنگام محاکمه روزنبرگ ۱۴۰۳/۱۲/۲۶
جنگ سرد فرهنگی؛ سازمان سیا در عرصه فرهنگ و هنر -107 -
بازرسی از پایگاههای اطلاعات رسمی آمریکا هنگام محاکمه روزنبرگ
۱۴۰۳/۱۲/۲۶
فرانسیس استونر ساندرس
ترجمه حسین باکند
جایی که یک کتاب درسی مدرسه به نام کاوش در تاریخ آمریکا، که توسط مورخ دانشگاه ییل نوشته شده بود، توصیه زیر را به بچهها ارائه میکرد: «افبیآی از آمریکاییها میخواهد که در صورت داشتن هرگونه سوءظن به فعالیتهای کمونیستی از سوی هموطنان خود، مستقیما آن را به دفاتر او گزارش دهند.
افبیآی بهطور ماهرانهای آموزش دیده تا (تحت قوانین آزاد کشور ما) گزارشهای مطابق واقعیت را از این دست گزارشهای بیرون بکشد. وقتی که آمریکاییها به جای شایعهپراکنی و جار زدن، سوءظن خود را به این شکل مدیریت کنند، مطابق با سنت آمریکایی رفتار کردهاند».
مورخی نوشت: «میدان دادن به خبرچینهای جوان از ویژگیهای حکومتهای توتالیته بود. اما جنگ سرد علاقهمند بود [فرهنگ] خبرچینی را در فهرست داراییهای سنت آمریکایی، بگنجاند.»۱
سردرگمی، یأس و ناامیدی2 و سرخوردگی جیمز دین، بیتفاوتی مارلون براندو، خشونت کلامی لنین بروس، بیانگر حال و هوای سرد و کرخت آن دوران بودند. اینها تجلیات اولیه آنچه بعدا به جنبشهای اعتراضی جمعی تبدیل شد، بودند.3
اینها لحظات و نشانههای تاریکی بودند که در هیاهوی فرهنگ «رسمی»، در بین پرحرفیهای 4 مشمئزکننده و پر از نفرت میکی اسپیلین، در میان رفتارهای پرسرصدای کاپیتان آمریکا، قهرمان ماروِل کامیکس که به راحتی از مبارزه با نازیها به سمت افشای کمونیسم تغییر جهت داده بود، گم شدند.
او اکنون هشدار میداد: «کُمیها، جاسوسان و خائنان و عوامل خارجی! آگاه باشید. کاپیتان آمریکا با تمام مردان وفادار و آزاد پشت سرش، به دنبال شما میگردد و آماده است تا زمان بیرون کشیدن آخرین تفاله زرد که شما باشید مبارزه کند».
این آمریکایِ روی کوهن و دیوید شین، زوج خوفناک مککارتی، بود. یک تحلیلگر، کوهن را غیر قابل وصف و شین را میمون طلایی5 [دوست داشتنی] توصیف کرد. کوهن وکیل باهوشی بود، او مدرک خود را از دانشگاه کلمبیا هنگامی که فقط نوزده سال داشت دریافت کرد و در بیست و پنج سالگی مشاور مککارتی در کمیته پایش فعالیتهای ضدآمریکایی مجلس نمایندگان6 شد. کوهن بسیار جاه طلب و متکبر بود، اما هر زمان که سرود پرچم پرستاره7 را میشنید، اشک از چشمانش جاری میشد. دیوید شین آن ثروتمند ذینفوذ در صنعت هتل و درسخوانده اندور و هاروارد، نزدیکترین دوست کوهن بود. شین عاشق کلوپهای شبانه، ماشینهای سریع السیر و جلب توجه بود. در اوایل ۱۹۵۳، کوهن به او شغلی در کمیته فرعی مککارتی داد.
شین بجز تالیف کتاب کممایه تعریف کمونیسم (که نسخههایی از آن در کنار انجیلهای گیدئون در هتلی که پدرش صاحب آن بود، قرار داشت) چیزی در کارنامه نداشت و از صلاحت و مهارت کمی برخوردار بود.
در بهار ۱۹۵۳، هنگامی که محاکمه روزنبرگ باعث شد نارضایتی گستردهای از حضور آمریکا در اروپا شکل بگیرد، کوهن و شین یک گردش بازرسی از پایگاههای اطلاعات رسمی آمریکا 8 انجام دادند. آنها پس از مرگ استالین که کرملین آن را ۵ مارس اعلام کرد، رسیدند.
حرکت بعدی آنها به قدری قدرتمند بود که نشان میداد بوی تعفن تفکر استالینیسم هنوز در خارج از کشور وجود دارد.
بعد از بازدید از خانههای کتاب آژانس اطلاعاتی ایالات متحده در هفت کشور، آنها اعلام کردند که ۳۰۰۰۰ جلد کتاب از ۲ میلیون کتاب موجود روی قفسهها، متعلق به نویسندگان «طرفدار کمونیسم» است و خواستار حذف آنها شدند. وزارت خارجه بهجای دفاع از خانههای کتاب خود (که سالانه ۳۶ میلیون نفر از آن بازدید میکردند) بخشنامهای صادر کرد و هر اثری (منجمله نقاشی یا کتاب) که متعلق به «هر فرد بحث برانگیز، کمونیستها، همقطاران، و غیره» بود را ممنوع اعلام کرد.
همزمان با شدت یافتن ممنوعیت کتاب، تلگرافهایی بین وزارت امور خارجه و تمام نمایندگان پارا 9 (در برلین، برمن، دوسلدورف، فرانکفورت، هامبورگ، مونیخ، هانوفر، اشتوتگارت، فرایبورگ، نورنبرگ، پاریس) رد و بدل شد: تمامی کتابهای سارتر را از تمامی آمریکا هاوسها 10 بردارید.
«همه کتب متعلق به نویسندگانی که در زیر فهرست شدهاند حذف میگردند:» «دشیل همت، هلن کی، جین ولتفیش، لنگستون هیوز، ادوین سیور، برنهارد استرن، هاوارد فاست» «همه آثار (تکرار میشود همه آثار) افراد فهرست شده زیر را حذف کنید: جان ابت، جِی. جولیوس، مارکوس سینگر، ناتان ویت». «بدین وسیله دستور حذف همه آثار نویسندگان زیر صادر میشود: دابلیو. ئی.بی. دیوبویس، ویلیام فاستر، ماکسیم گورکی، تروفیم لیسنکو، جان رید، آگنس اسمدلی».
هرمن ملویل از پا در آمد و تمامی کتابهایی که راکول کنت مصور کرده بود کنار گذاشته شد. در ۲۰ آوریل ۱۹۵۳، سفارت ایالات متحده در فرانسه به وزارت خارجه تلگراف زد: «کتابهای زیر از خانههای کتاب پارا در پاریس و سایر استانها خارج شدهاند: هاوارد فاست: سرخوش و آزاد، بدون باخت، ارمغان آزادی، دَشیل هَمِت: مرد لاغر، تئودور هاف، چارلی چاپلین، لنگستون هیوز: بلوز11 خسته، راههای مردمان سفید، دریای بزرگ، عرصههای شگفتی، نغمه رویای غبار نشسته 12، بدون خنده نه، تاریخ سفیدپوستان.
پانوشتها:
1- خبرچینی و اطلاعرسانی را به یک فرهنگ در جامعه آمریکایی تبدیل کند.
2- جهانرنجوری یا وِلتْشْمِرتس (آلمانی: Weltschmerz تلفظ آلمانی: [ˈvɛltʃmɛɐts] به معنای اندوه جهان) اصطلاحی است که توسط نویسنده آلمانی ژان پل ابداع شد و بیانگر احساس و وضعیتی است که انسان با تجربه واقعیت مادی و فیزیکی جهان نمیتواند به تمایلات و خواستههای ذهنی خود پاسخ دهد.
3- که واقعیت نهفته آمریکا را نشان میدادند.
4- اشاره به رمانهای متعدد او دارد. بیش از 225 میلیون نسخه از کتابهای او در سراسر دنیا به فروش رفته است.
5- طلایی به خاطر رنگ زرد موهای او.
6- مجلس نمایندگان کمیتهای را تشکیل داد که در آن فعالیتهای ضدآمریکایی را پایش و رصد میکرد.
7- نام سرود ملی آمریکا.
8- United States Information Agency (USIA)
9- پایگاه اطلاعات رسمی آمریکا.
10- Amerika Haus خانه کتاب.
11- یک نوع سبک موسیقی که گویا مبدع آن سیاهپوستان آمریکایی بودهاند. ریشه این موسیقی به جنوب آمریکا برمیگردد که در آن خواننده از مشکلات زندگی و یا از بدبیاری در عشق میخواند.
12- گویند مارتین لوتر کینگ سخنرانی من رؤیایی دارم را از شعر رویای غبارنشسته هیوز الهام گرفته. این شعر در سال ۱۹۵۱ سروده شده و سخنرانی مارتین لوتر کینگ هم سال ۱۹۶۳ یعنی ۴ سال قبل از مرگ هیوز ایراد شده. هیوز یک سیاهپوست بود که در اشعار و آثار خود به وضعیت اسفبار سیاهپوستان و قومیتها در آمریکا اعتراض داشت.