دکتر ابراهیم کارخانهای *
در گروه شیمی دانشگاه بوعلی سینا همدان «شیمی هستهای» تدریس میکردم. تعداد دانشجویان علاقهمند به این درس در یک کلاس گاهی به بیش از ۷۰ نفر میرسید.
بهعلت جاذبههای معرفتشناسی و هستیشناسی که در این درس وجود داشت در حد بضاعت علمی خود در حین تدریس سعی میکردم در هر بخشی که امکان تبیین جایگاه علمی بر پایۀ معرفت دینی ممکن میشود اشاراتی داشته باشم. بر همین اساس برخی دانشجویان کلاس درس مرا کلاس «شیمی معارف» نامگذاری کرده بودند.
بهعنوان مثال هنگامی که پایداری هستهای و تبدیل جرم به انرژی را بیان میکردم، با اشاره به اینکه در درون ماده، اقیانوس عظیمی از انرژی نهفته است و اگر یک گرم جرم با فراهم شدن شرایط لازم که در نیروگاهها و بمبهای اتمی امکانپذیر میشود، به انرژی تبدیل شود، معادل ۲۰ میلیارد کیلوکالری گرما آزاد میکند که برابر انرژی حاصل از انفجار ۲۰ هزار تن TNT است و این بدان معنی است که در درون یک گرم ماده این مقدار عظیم از انرژی بالقوه نهفته است. تصور اینکه در درون کرۀ زمین و دیگر کرات هستی چهمقدار انرژی نهفته است و آنچه دست قدرتمندی است که علیرغم این آتشفشان عظیم و ناآرام در نهاد جهان هستی، زمین را مهد آرامش بشر قرار داده است(آیه ۶ سوره النباء) و گلهای رنگارنگ هستی را از دل آن میرویاند، هر انسان عاقلی را وادار میسازد که در برابر خالق هستی سر تسلیم و تعظیم فرود آورد و همۀ اینها نشانهای از قدرت لایزال الهی است و بر همین اساس بسیاری از دانشمندان نامی جهان که نور علم بر آینۀ فطرت آنها تجلی یافته است، همگی خداشناس بودهاند.
واقعیت این است که همانگونه که مقام معظم رهبری در عظمت قرآن فرمودهاند، ریشۀ همه علوم انسانی در قرآن نهفته است و به هر میزان که علم انسان نسبت به جهان هستی بیشتر میشود، معرفت انسان نیز نسبت به قرآن بیشتر میشود. بر همین اساس، قرآن کریم که تجلی عالم ماده و معنا است، جوابگوی هدایت همۀ انسانها در همۀ زمانهاست.
بررسی جلوههای پیوند ذره با بینهایت و هستۀ اتم با جهان هستی در ابعاد معرفتشناختی و هستیشناسی، از جاذبۀ بسیار بالایی برخورد است که پرداختن به آن از منظر دانش هستهای کتابی جداگانه میطلبد.
یک روز حضرت حجتالاسلام والمسلمین حاجآقا کمالالدین رازینی، نمایندۀ نهاد رهبری در دانشگاه بوعلی سینا، که روحانی بسیار فاضل و نکتهسنجی بود و متأسفانه خیلی زود از میان دانشگاهیان به دیار باقی شتافت، برای بزرگداشت روز پیوند حوزه و دانشگاه عازم دانشگاه ملایر بودند که از من دعوت کردند همراه ایشان باشم.
باهم بهسوی ملایر حرکت کردیم. در بین راه مقداری راجع به هسته اتمی و معارف قرآنی صحبت کردم که بسیار مورد توجه ایشان قرار گرفت و تأکید کرد که بیان این مطالب، فلسفۀ اصلی پیوند حوزه و دانشگاه است و موجب استحکامبخشی به رابطۀ دانشگاه و حوزه میشود. بر همین اساس ایشان در آن مراسم از من خواستند برای دانشجویان سخنرانی کنم. در آن نشست، به تبیین پیوند هستۀ اتم، دین و سیاست پرداختم که بسیار مورد توجه دانشجویان قرار گرفت.
بعد از پایان مراسم، حاجآقا رازینی از دانشجویانی که مایل هستند در این رابطه بیشتر بدانند خواستند در یک کلاس بزرگ جمع شوند. همینطور هم شد. پس از آنکه حاجآقا رازینی مقدمۀ بسیار زیبایی را درباره دین و دانش مطرح فرمودند، ادامۀ کلاس را به اینجانب محول فرمودند. من هم ضمن بیان چندین فراز علمی، هر بار که یک مسئلۀ علمی مهم را مطرح میکردم و آیۀ مرتبط با آن را بیان می نمودم، میگفتم: «من به دین اسلام افتخار میکنم.»
با بیان چندین مطلب کلیدی و اشاره به ریشههای آنها در قرآن کریم؛ ازجمله اشارۀ تفصیلی به آیۀ ۲۵ سورۀ حدید که بهنظر نگارنده ریشۀ همۀ فرآیندهای هستهای جهان در آن نهفته است، و نیز برخی اصول ثابت که جهان مادی بر پایۀ آنها خلق شده است، دانشجویان حاضر در کلاس به شدت شیفته این مباحث قرآنی شدند.
بعد از پایان کلاس، دو دانشجوی خانم- یکی مسیحی و دیگری زرتشتی- به من مراجعه کردند و گفتند: «اینکه شما مطالب مهم علمی را با ریشههای قرآنی آن بیان میکردید و هر بار میگفتید «من به این دین افتخار میکنم» در اعماق جان ما نفوذ کرد و ما هم تصمیم گرفتیم ازاینپس به دین اسلام افتخار کنیم. به آنها عرض کردم: تا اینجای کار با من بود، از این به بعد با حاج آقا رازینی است و در همانجا آنان را به حاجآقا معرفی نمودم.
واقعیت این است که دین اسلام ختم کلام خالق هستی در هدایت انسان و اقیانوس عظیمی است که به هر میزان که علم انسان از جهان هستی بیشتر میشود، انسان قطرات بیشتری از اقیانوس بیکران معرفتشناسی و هستی شناسی را از قرآن حکیم درک میکند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* عضو هیئت علمی دانشگاه و استاد درس شیمی هستهای