به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 2,770
بازدید دیروز: 1,298
بازدید هفته: 4,279
بازدید ماه: 4,395
بازدید کل: 28,372,432
افراد آنلاین: 8
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
پنج‌شنبه ، ۰۹ بهمن ۱٤۰٤
Thursday , 29 January 2026
الخميس ، ۱۰ شعبان ۱٤٤۷
بهمن 1404
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
1600 - خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ۱۴۰۴/۱۱/۰۱

خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... 

 ۱۴۰۴/۱۱/۰۱

اعتراف وزیر ترامپ به جنایت اقتصادی علیه مردم ایران
 
وزیر خزانه‌داری آمریکا: با اعمال فشار اقتصادی مردم ایران را به خیابان‌ها کشاندیم

وزیر خزانه‌داری آمریکا اعتراف کرد: با اعمال فشار حداکثری از مسیر تحریم، بدون اینکه حتی یک گلوله شلیک کنیم، مردم ایران به خیابان‌ها آمدند. 
«اسکات بنست»، وزیر خزانه‌داری آمریکا با اعتراف به تلاش حداکثری آمریکا برای فشار اقتصادی به ایران گفته است که «با اعمال فشار حداکثری از مسیر تحریم، بدون اینکه حتی یک گلوله شلیک کنیم، مردم ایران به خیابان‌ها آمدند». 
آمریکا در دوره ترامپ بیش از ۵۲۰ تحریم علیه ساختار فروش نفت ایران اعمال کرده و در آبان‌ماه با محدود کردن دو بانک بین‌المللی همکار ایران سناریو «قحطی بزرگ» در ایران را کلید زد. طبق اطلاعات میدانی، فشار حداکثری آمریکا تنها به طراحی و اقدامات بین‌المللی ختم نشد و اخلال در انبار کالاها و روند توزیع کالای اساسی در دستور کار هسته‌های تروریستی طی ناآرامی‌های اخیر قرار گرفت، تا جایی که ۴۱۹ فروشگاه زنجیره‌ای در سطح ایران به آتش کشیده شد. 
توطئه آمریکایی«قحطی بزرگ» توسط سربازان گمنام امام زمان خنثی شد
درحالی‌که بسیاری فکر می‌کنند، مأموران حفظ امنیت کشور در ناآرامی‌های اخیر تنها در خیابان‌ها مشغول بودند، اما بخش بزرگی از اقدامات در قالب عملیات‌های پیچیده خارج از شهرها در جریان بود؛ جایی که هسته‌های تروریستی فعال در کشور، سفره مردم را هدف گرفته بودند و متولیان تأمین امنیت ایران، امنیت کامیون‌های حمل کالاهای اساسی به مراکز جمعیتی را عهده‌دار شدند. 
طراحی قحطی بزرگ به کارگردانی آمریکا در ایران
ماجرا آنجا اهمیت پیدا می‌کند که طبق اطلاعات رصد شده، انبارها و مراکز توزیع کالا، جز اهداف اصلی تروریست‌ها قرار گرفته بود و آنها قصد داشتند، طبق یک برنامه دقیق از جانب آمریکا از مسیر از بین‌ بردن کالاهای اساسی و شبکه تأمین و توزیع آن، در کشور قحطی مصنوعی ایجاد کنند. 
آتش ‌زدن ۴۱۹ فروشگاه زنجیره‌ای بزرگ در سطح کشور که آن روزها مشغول تأمین کالا برای فروش در قالب کالابرگ به مردم بودند، تنها یک بخش از برنامه شکل‌گیری «قحطی بزرگ در دی‌ماه» توسط تروریست‌ها بود. 
در بسیاری از شهرهای ایران تعداد فروشگاه‌های زنجیره‌ای بسیار محدود است و آتش زدن یک فروشگاه به معنای اخلال در عمده توزیع کالا در آن شهر است. 
نکته قابل تامل اینکه در عملیات‌های تروریستی علیه فروشگاه‌های زنجیره‌ای خبری از غارت فروشگاه نبود و تنها به آتش‌ کشیدن کالاها هدف تروریست‌ها قرار گرفت. 
در این میان برخی از سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرهای فضای مجازی این اقدامات را مردمی و نشانه اعتراض به تصمیم دولت مبنی بر پرداخت کالابرگ جلوه دادند و عملا نقش پوشش رسانه‌ای این عملیات تروریستی را خواسته یا ناخواسته پیش بردند. 
توطئه تروریستی علیه سفره مردم خنثی شد
همزمان با این تحرکات، عملیات‌های تروریستی طراحی‌شده بسیاری برای هدف قرار دادن انبارهای کالا توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) خنثی شد، از طرفی برخی کمبود‌های شکل گرفته نیز به سرعت توسط شبکه توزیع کشور بر طرف شد.
با توجه به اهمیت حمل کالاهای اساسی، ماموران تامین امنیت با تمرکز بر اسکورت کامیون‌ها، توزیع سریع کالا در مسیرهای امن را میسر کردند.
طبق طراحی آمریکایی بنا بود، دی‌ماه در ایران با یک «قحطی بزرگ» همراه شده و تاب‌آوری مردم از این مسیر تضعیف شود، حالا دی‌ماه به پایان رسیده و نزدیک به ۷۰ میلیون نفر از مردم ایران از ۳۵۰ هزار فروشگاه در گستره کشور با استفاده از کالابرگ مایحتاج زندگی روزمره خود را تامین کردند. 
اگرچه در تعداد محدودی کالا به دلیل افزایش تقاضا کمبودهای مقطعی شکل گرفت اما این مشکلات به سرعت برطرف شده و مراجعه به فروشگاه‌های زنجیره‌ای شکست سناریوی «قحطی‌سازی» به کارگردانی آمریکا و بازیگری تروریست‌ها را تصدیق می‌کند.

 

عضو پارلمان اروپا:
 
ترامپ دنبال آزادی در ایران نیست و نفت می‌خواهد

قانونگذار اسپانیایی پارلمان اروپا ضمن محکوم کردن تهدیدات نظامی و تحریم‌های آمریکا علیه ایران گفت که اروپا به دونالد ترامپ برای جنایاتش کمک نکند.
«آیرین مانترو»، قانونگذار اسپانیایی پارلمان اروپا در جلسه‌ این پارلمان و در حضور «کایا کالاس»، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا رئیس‌جمهور آمریکا را «هیتلر قرن بیست‌ویکم» خواند. وی با انتقاد شدید از مواضع سران اروپایی اعلام کرد که آنها خودشان را در برابر ترامپ تحقیر می‌کنند. عضو پارلمان اروپا خاطرنشان کرد: «آیا هنوز معتقدید که با کمک به ایالات متحده برای ارتکاب جنایاتش، ما در امان خواهیم بود؟» مانترو با محکوم کردن مواضع آمریکا علیه ایران تصریح کرد: «بمباران و تحریم ایران برای زنان آزادی به ارمغان نخواهد آورد. برای ترامپ نفت خواهد آورد». قانونگذار اسپانیایی خطاب به سران اروپا متذکر شد: «سیاست مماشات مانع جنگ نشد؛ بلکه فقط هیولا را بزرگ‌تر کرد....ترامپ هیتلر قرن بیست‌ویکم است». 
به گزارش فارس، وی با محکوم کردن دوباره مواضع ضدایرانی ترامپ تصریح کرد: «ما باید ایالات متحده را منزوی کنیم و همین حالا ناتو را ترک کنیم، نه اینکه به آنها در بمباران ایران کمک کنیم. کمی عزت نفس داشته باشید».

 

اعتراف معمار تحریم‌های آمریکا علیه ایران 
 
پاسخ «نفیو» به لافِ ترامپ ایران مثل ونزوئلا نیست

لاف‌های تازه ترامپ علیه ایران، این‌بار نه با پاسخ تهران، بلکه با اعتراف معمار تحریم‌های آمریکا خنثی شد؛ جایی که ریچارد نفیو صریح می‌گوید ایران نه ونزوئلاست و نه کشوری که با تهدید و فشار اقتصادی به زانو درآید.
لاف‌زنی‌های مکرر دونالد ترامپ علیه ایران، سال‌هاست به یکی از مؤلفه‌های ثابت ادبیات سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است؛ ادبیاتی پرهیاهو، تهدیدآمیز و متکی بر تصور فروپاشی ایران زیر فشار. اما آنچه امروز این تصویر را مخدوش کرده، نه تحلیل منتقدان ایرانی، بلکه اعتراف صریح یکی از طراحان اصلی همین فشارهاست. ریچارد نفیو، معمار تحریم‌های ضدایرانی و از چهره‌های کلیدی راهبرد «فشار حداکثری»، ناخواسته پرده از شکستی برمی‌دارد که واشنگتن سال‌ها کوشید آن را پنهان کند.
اظهارات نفیو، در واکنش به تهدیدهای تازه ترامپ، بیش از آنکه یک تحلیل آکادمیک باشد، سندی از بن‌بست راهبردی آمریکاست؛ بن‌بستی که ریشه در نشناختن ایران، جامعه ایرانی و مختصات قدرت این کشور دارد. او صراحتاً تأکید می‌کند ایران نه ونزوئلاست و نه کشوری بی‌دفاع که با چند بسته تحریمی یا تعرفه‌ای، به زانو درآید. این اعتراف، درست در نقطه‌ای بیان می‌شود که ترامپ بار دیگر با زبان تهدید از «محو ایران» سخن می‌گوید.
 از لاف مداخله نظامی تا عقب‌نشینی
رئیس‌جمهور قمارباز آمریکا از بدو کار خود در کاخ سفید در راستای استراتژی مهار حداکثری ایران، ترکیبی از ابزارها را به‌کار برد؛ از فشار اقتصادی، جنگ روانی تا عملیات نظامی و حمایت علنی از تروریست‌ها در خیابان. اغتشاشگران و پادوهای رسانه‌ای غرب نیز در خیابان، دلگرم به کمک‌های ترامپ بودند و تصور می‌کردند این‌بار کار تمام است؛ اما این پروژه به مقصد نرسید. مردم در 22 دی‌ماه و مراسم تشییع شهدای امنیت با حضور حماسی خود پاسخ تروریست‌ها و حامیان آنها را دادند.پس از ناکامی سناریوی آشوب، رئیس‌جمهور آمریکا حتی پا را فراتر گذاشت و رهبر انقلاب را با ادبیاتی کم‌سابقه تهدید کرد؛ تهدیدی که نه‌تنها با واکنش تند و صریح مقامات ایران مواجه شد، بلکه عملاً هزینه‌های جدیدی را روی میز واشنگتن گذاشت. در نهایت، ترامپ عقب نشست.
 چرا ترامپ عقب نشست؟
در حقیقت ترامپ سیاستش را با «نمایش قدرت» آغاز می‌کند. در منطق او، تهدید باید آن‌قدر بزرگ و خشن باشد که طرف مقابل پیشاپیش عقب بنشیند. همین الگو در قبال ایران نیز تکرار شد. ابتدا سخن از مداخله نظامی مستقیم به میان آمد؛ ناوها به حرکت درآمدند، لفاظی‌ها شدت گرفت و حتی سناریوهای حمله محدود روی میز پنتاگون بررسی شد. اما چرا این مسیر نیمه‌کاره رها شد؟
پاسخ را باید در شکاف میان لفاظی سیاسی و واقعیت میدانی جست‌وجو کرد. ایران، برخلاف بسیاری از کشورهایی که ترامپ پیش‌تر با آنها مواجه شده بود، نه تنها فاقد عمق راهبردی نیست، بلکه شبکه‌ای از توان بازدارنده منطقه‌ای، قدرت موشکی و تجربه چند دهه تقابل با آمریکا را در اختیار دارد. تهدید نظامی علیه ایران، به معنای باز کردن جعبه پاندوراست؛ جعبه‌ای که بسته شدنش دیگر در اختیار واشنگتن نخواهد بود.
ترامپ به‌خوبی می‌دانست که یک خطای محاسباتی می‌تواند پای هزاران سرباز آمریکایی را به جنگی فرسایشی باز کند؛ جنگی که نه افکار عمومی آمریکا تحملش را دارد و نه ساختار سیاسی این کشور توان مدیریت تبعاتش را. همین‌جاست که تهدید نظامی جای خود را به جنگ ترکیبی می‌دهد؛ جنگی کم‌هزینه‌تر از نگاه طراحانش، اما پرریسک در میدان واقعی.
 نسخه تکراری جنگ ترکیبی
پس از شکست ترامپ در جنگ 12‌روزه و نرسیدن به اهدافی مانند نابودی فناوری هسته‌ای ایران، از کار انداختن قدرت موشکی و فروپاشی ساختار سیاسی و نظامی کشور، او مسیرش را عوض کرد. طرح مداخله نظامی مستقیم جای خود را به جنگ ترکیبی داد؛ جنگی که محور اصلی‌اش اقتصاد بود. این طرح چهار گام مشخص داشت: تحریم و فشار حداکثری برای فرسودن اقتصاد؛ سوار شدن بر نارضایتی‌های معیشتی مردم و تبدیل اعتراض به اغتشاش؛ راه‌اندازی کارزار گسترده اطلاعات نادرست برای القای «خیزش درونی» و تشدید التهاب اجتماعی و در نهایت، ورود نظامی آمریکا یا رژیم صهیونیستی برای ضربه به زیرساخت‌ها.
ترامپ دقیقاً همین الگو را برای ایران در نظر گرفت. اما باز هم همان متغیر همیشگی محاسبات را برهم زد. جامعه‌ای که با وجود نارضایتی، در بزنگاه‌ها مرز خود را با دشمن خارجی روشن می‌کند و رهبری‌ای که اجازه نمی‌دهد درد واقعی مردم به ابزار پروژه‌های بیرونی تبدیل شود. نتیجه، شکست سناریویی بود که روی کاغذ ساده و در واقعیت پیچیده‌تر از تصور طراحانش بود.
 هیل چه می‌گوید؟ 
وقتی عقاب در چنگال شن گرفتار شد

وبگاه خبری هیل در گزارشی به بررسی دلایل عقب‌نشینی دونالد ترامپ از تهدیدهای نظامی علیه ایران پرداخته است. این وبگاه نیز مانند بسیاری دیگر از رسانه‌های غربی، به کافی نبودن نیروها و ادوات آمریکا برای تجاوز علیه ایران اشاره کرده است.
پیش‌تر بسیاری از رسانه‌ها به نگرانی ایالات متحده از ضدحملات ایران اشاره و تأکید کرده بودند که مسئولان نظامی آمریکا می‌ترسیدند نتوانند با توان موجود خود در مقابل ضدحملات ایران ایستادگی کنند. در ادامه، تحلیلگر هیل به ترس ترامپ از تکرار شکست عملیات «پنجه عقاب» در ایران در سال ۱۳۵۹ اشاره کرده است.آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری جیمی کارتر، پس از ناکامی در آزادی آمریکاییان بازداشت‌شده در ایران، عملیاتی را برای نیروهای دلتا‌ی این کشور طراحی کرد تا با ۶ هواپیما و ۸ بالگرد به ایران تجاوز کنند.
با وجود تمامی این برنامه‌ریزی‌ها، «عقاب» آمریکایی در چنگال شن‌های طبس، اسیر شد و در نهایت سه بالگرد دچار نقص فنی شدند، یک هواپیمای سی-۱۳۰ و یک بالگرد سی‌اچ-۵۳ با یکدیگر برخورد کردند و عملیات با کشته شدن هشت نفر در نزدیکی طبس، با شکست به پایان رسید.
دونالد ترامپ پیش‌از‌این نیز پس از عملیات ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، اذعان کرده بود که از تکرار واقعه طبس و شکست عملیات واهمه داشته است. رئیس‌جمهور آمریکا تأکید کرده بود که شکست عملیات در ایران، «کلِّ دولت کارتر را نابود کرد.»
هیل همچنین به سایر اقدامات مقابله‌ای آمریکا، از جمله حملات سایبری علیه سیستم‌های دفاعی ایران، اشاره و این احتمال را مطرح کرده که واشنگتن از تکنیک‌های سایبری علیه ایران استفاده کند.این وبگاه همچنین احتمال تحریم‌های بیشتر علیه مسئولان سیاسی و نظامی ایران را مطرح کرده است.
وبگاه خبری هیل در ادامه تأکید کرده که هیچ جایگزین قدرتمندی برای نظام جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد. این وبگاه تصریح کرده است که «شانس موفقیت رضا پهلوی برای بازگشت به ایران، کم است.»
البته پیش‌از‌این نیز رسانه‌هایی مانند واشنگتن‌پست نوشته بودند که ترامپ با مشورت با مشاوران خود به این نتیجه رسیده که نمی‌تواند با حمله به ایران به نظام حاکم بر این کشور خدشه‌ای وارد کند و در دستیابی به این هدف شکست خواهد خورد. از سوی دیگر، به ترامپ هشدار داده شده بود که ایران ونزوئلا نیست و در صورت حمله به ایران، در جنگی طولانی‌مدت گرفتار خواهد شد که می‌تواند جان هزاران سرباز آمریکایی حاضر در غرب آسیا را به خطر بیندازد.
مسئولان سیاسی و نظامی ایران بارها بر آمادگی کامل این کشور برای مقابله با هرگونه ماجراجویی تأکید کرده‌اند. آمریکایی‌ها به‌خوبی می‌دانند پایگاه‌هایشان در منطقه در تیررس موشک‌های ایرانی است و هرگونه تعرضی علیه ایران با پاسخ محکم ایرانیان مواجه خواهد شد.
 اعتراف معمار تحریم‌ها
شاید مهم‌ترین گزاره، نه در تحلیل رسانه‌های غربی، بلکه در اعترافات کسی نهفته باشد که سال‌ها «استخوان خرد کرده» سیاست تحریم علیه ایران بوده است؛ ریچارد نفیو معمار تحریم‌ها و معاون سابق فرستاده ویژه ایالات‌ متحده در امور ایران، در اندیشکده «مؤسسه واشنگتن» به صراحت به محدودیت‌های راهبرد فشار اشاره می‌کند.
او در واکنش به تهدید ترامپ مبنی بر اعمال تعرفه 25درصدی بر کشورهایی که با ایران تجارت می‌کنند، می‌گوید:
«بعید است تهدیدات مرتبط مانند تعرفه‌ها، اثرات سیاسی کوتاه‌مدت معناداری ایجاد کنند. اقدامات تحریمی دیگر نیز بعید است که شوک‌های اقتصادی تعیین‌کننده‌ای ایجاد کنند که قادر به تغییر رفتار ایران باشند.»
نفیو همچنین تأیید می‌کند که تحریم، زندگی مردم عادی را دچار رنج کرده است؛ اعترافی که سال‌ها از سوی طراحان تحریم انکار می‌شد. اما شاید مهم‌تر از همه، پاسخ او به مقایسه ایران با ونزوئلاست:
«مقایسه با ونزوئلا در این بحران چندان مفید نیست؛ زیرا ایران قابلیت‌های تلافی‌جویانه قابل‌توجهی علیه زیرساخت‌های انرژی منطقه و سایر منافع اصلی ایالات‌متحده حفظ کرده است.»
این جمله، خلاصه‌ای دقیق از خطای راهبردی ترامپ است. ایران کشوری منزوی و فاقد ابزار پاسخ نیست. هر اقدام نظامی یا فشار حداکثری، با هزینه‌ای منطقه‌ای و حتی جهانی همراه خواهد بود. نفیو حتی با وجود حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در جنگ ۱۲روزه، معتقد است که برنامه هسته‌ای همچنان یک «تهدید وجودی» برای ایالات‌ متحده است و باید در مقطعی دوباره به آن پرداخته شود؛ اعترافی تلخ به ناکامی هدف اعلامی واشنگتن.
 آتش‌بازی ترامپ با ۲۱ میلیون بشکه نفت در تنگه هرمز
اعتراف ریچارد نفیو درباره محدودیت‌های تحریم و ناتوانی فشار اقتصادی در تغییر رفتار ایران، تنها یک بُعد از واقعیتی بزرگ‌تر است؛ واقعیتی که بازار جهانی انرژی آن را با عدد و نمودار می‌فهمد، نه با شعار و تهدید. در معادله انرژی جهان، مسئله فقط «چند میلیون بشکه تولید» نیست، بلکه امنیت مسیری است که شریان حیاتی اقتصاد جهانی از آن عبور می‌کند.
بازار انرژی این روزها، بیش از آنکه چشم‌انتظار افزایش عرضه از آمریکای لاتین یا پروژه‌های پرهزینه نفت شیل باشد، به نقشه خاورمیانه خیره مانده است. دلیلش این است که روزانه بیش از ۲۱ میلیون بشکه نفت، معادل بیش از ۲۰ درصد مصرف جهانی، از تنگه هرمز عبور می‌کند. این عدد، تنگه هرمز را به مهم‌ترین گلوگاه انرژی دنیا تبدیل کرده؛ گلوگاهی که کوچک‌ترین اختلال در آن، می‌تواند ثبات اقتصاد جهانی را همزمان به چالش بکشد.
در مقابل این عدد، خوش‌بینانه‌ترین سناریوها درباره ونزوئلا قرار دارد. حتی بر اساس برآوردهای حداکثری، احیای صنعت نفت ونزوئلا در بهترین حالت می‌تواند حدود یک میلیون بشکه در روز به عرضه جهانی اضافه کند؛ آن هم نه فوری، بلکه طی چند سال. مقایسه این دو عدد، عمق خطای تحلیلی برخی محافل آمریکایی را عیان می‌کند؛ یک میلیون بشکه افزایش عرضه، در برابر ۲۱ میلیون بشکه عبوری از یک مسیر حساس!
ایران در این معادله، صرفاً یک تولیدکننده نفت نیست. اهمیت راهبردی ایران به نقش آن در امنیت و پایداری مسیر انتقال انرژی بازمی‌گردد؛ مسیری که صادرات نفت عربستان، عراق، امارات، کویت و قطر به آن گره خورده است. به همین دلیل، ایران یکی از عوامل تعیین‌کننده «ریسک سیستماتیک» بازار انرژی به‌شمار می‌آید؛ عاملی که نادیده گرفتنش، نه به ثبات، بلکه به نااطمینانی ساختاری منجر می‌شود.
تحلیلگران بازار انرژی هشدار می‌دهند که خطر اصلی، صرفاً افزایش قیمت نفت نیست؛ بلکه ورود بازار به وضعیت «ریسک غیرقابل بیمه» است. در این شرایط، شرکت‌های بیمه یا از پوشش نفتکش‌ها خودداری می‌کنند یا هزینه‌ها را به‌طور جهشی افزایش می‌دهند. نتیجه، اختلال در حمل‌ونقل، تعلیق قراردادها و قفل ‌شدن بازارهای آتی است؛ حتی اگر فیزیک نفت، لحظه‌ای متوقف نشود.این شوک، دومینویی عمل می‌کند. افزایش ریسک در تنگه هرمز، هزینه انرژی را در شرق آسیا، اروپا و حتی آمریکا بالا می‌برد و خود را در قیمت حمل‌ونقل، کالاهای مصرفی و نرخ تورم نشان می‌دهد. به همین دلیل است که بازار جهانی، برخلاف لفاظی‌های ترامپ، با منطق عدد و ریسک تصمیم می‌گیرد.
در نهایت، همان‌طور که نفیو تلویحاً می‌پذیرد، ایران ونزوئلا نیست. تهدید و آتش‌بازی سیاسی با تنگه‌ای که بیش از یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، بازی با آتشی است که دودش فقط به چشم تهران نمی‌رود. ثبات این شریان حیاتی، جایگزین‌پذیر نیست و نادیده گرفتن آن، قمار پرهزینه‌ای است که می‌تواند اقتصاد جهانی را وارد بحرانی غیرقابل‌ کنترل کند.
 تهدید به «محو ایران»؛ لفاظی یا درماندگی؟
در چنین فضائی، ترامپ در مصاحبه با شبکه «نیوزنیشن» بار دیگر به ادبیات تهدید بازگشت و مدعی شد:
«دستورات بسیار محکمی دارم. اگر اتفاقی بیفتد، آنها را از روی این کره خاکی محو خواهیم کرد.»
این تهدیدها پیش از این نیز مطرح شده بود؛ تهدیدهایی که بیش از آنکه نشان قدرت باشد، نشانه عصبانیت و بن‌بست است. تجربه نشان داده است که هر بار واشنگتن به این ادبیات متوسل شده، چند گام بعد، واقعیت‌های میدانی آن را عقب رانده‌اند.
 قمار همیشه جواب نمی‌دهد!
رفتار ترامپ در قبال ایران، الگویی نخ‌نما و آشناست؛‌ هارت و پورت، تهدید، عقب‌نشینی و دوباره تهدید! انگار زبان آدمیزاد را نمی‌فهمد. شاید وقت آن رسیده که به‌ جای لاف زدن درباره «محو ایران از روی زمین»، یک‌بار برای همیشه هویت جامعه متدین و نجیب ایرانی را بشناسد؛ جامعه‌ای که اگرچه درد دارد، اما در برابر تهدید خارجی، سینه سپر می‌کند و متحد است؛ مثل جنگ 12 روزه و فتنه اخیر که پشت رهبر خود ایستاد و پوزه صهیون را به خاک مالید.
بهتر است ترامپ به اعترافات کسانی مثل نفیو گوش بدهد که سال‌ها در زمین تحریم بازی کرده‌اند و حالا خودشان به بن‌بست رسیده‌اند؛ و بد نیست ماجرای طبس، عین‌الاسد و «بشارت فتح» را هم در خلوت خودش مرور کند؛ جایی که «عقاب» آمریکایی در چنگال شن گرفتار شد و غرور یک ابرقدرت شکست.
بله، نه سیاست خارجی، میز قمار است و نه ایران یک کارت از پیش باخته. تاریخ بارها نشان داده، قمار همیشه جواب نمی‌دهد. ایران نه ونزوئلاست، نه لقمه‌ای آماده برای قماربازان کاخ سفید.