فواید غیبت امام زمان(عج)
(پرسش و پاسخ)
پرسش:امامی که غایب است و پیروانش به او دسترسی ندارند تا نیازها و مشکلاتشان را رتق و فتق نمایند، اساسا چه فایدهای میتواند برای پیروان خود داشته باشد؟
پاسخ:
1- مفهوم غایب بودن امام
مفهوم غایب بودن امام مهدی(عج) به این معنا نیست که آن حضرت وجود ناپیدا و رؤیایی دارد، بلکه آن حضرت مانند سایر انسانها از یک زندگی طبیعی، عینی و خارجی برخوردار است، به طوری که آن امام در میان مردم و در دل جامعه رفت و آمد دارد و گفتار مردم را میشنود و در اجتماعات آنها حضور دارد و سلام میکند. آری او مردم را میبیند ولی این مردمند که نمیتوانند جمال مبارک آن حضرت را ببینند، به بیان دیگر این مردمند که از امام خویش غایبند. همانگونه که خود آن حضرت از وجود نافع خویش در زمان غیبت کبری به خورشید پشت ابر تعبیر میفرماید.(بحارالانوار، ج 52، ص 92)
2- فواید غیبت امام مهدی(عج)
الف) فواید تکوینی امام
1- خلقت جهان هستی به برکت وجود مطهر معصومان(ع)
روایات فراوانی به این حقیقت اشاره دارد که جهان هستی به برکت وجود نور پاک معصومان(ع) آفریده شده است. پیامبر اکرم(ص) خطاب به امام علی(ع) میفرماید: «یا علی! لولا نحن، ما خلقالله ادم و لا حوا، و لا الجنه و لاالنار و لاالسماء ولا الارض» ای علی! اگر ما نبودیم، خداوند سبحان و تعالی آدم و حوا و بهشت و جهنم و آسمان و زمین را نمیآفرید. (عیون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 237)
2- امام، قلب عالم امکان و واسطه فیض الهی
بر اساس احادیث فراوانی که در بحث امامت وارد شده و دلایلی که دانشمندان ارائه کردهاند، در بینش اسلامی، امام جان و روح جهان است، و عالم هستی به وجود او وابستگی تکوینی دارد. امام قلب عالم وجود و هسته مرکزی جهان هستی و واسطه وجودی فیض بین عالم و آفریدگار هستی است، و از این جهت حضور و غیبت او تفاوتی ندارد. و اگر آن حضرت ولو به صورت ناشناس در جهان نباشد، جهان هستی در هم فرو میریزد. چنانکه امام صادق(ع) میفرماید: «اگر زمین بدون وجود امام بماند، ساکنان خود را در کام خود فرو میبرد.» (کمالالدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ص 201)
3- امام سبب ایمنی از بلاها برای اهل زمین و آثار رحمت
امام صادق درباره فواید تکوینی امام مهدی(ع) میفرماید: «به سبب ما درختان میوه میدهند، و میوهها به ثمر میرسند، و رودها جاری میشوند، و به سبب ما ابر آسمان میبارد، و گیاهان از زمین میرویند و به بندگی ما خداوند عزوجل پرستیده میشود، و اگر ما نبودیم، هرگز خداوند متعال پرستیده نمیشد.» (همان، ج 1، ص 144، ح 23)
همچنین امام صادق(ع) میفرماید: «ما کسانی هستیم که خداوند متعال به واسطه ما، آسمان را نگاه داشته تا بر زمین نیفتد، مگر به اذن او، و به واسطه ما زمین را نگاه داشته که اهلش را نلرزاند. و به سبب ما باران را فرستد، و رحمت را منتشر کند و برکات زمین را خارج سازد، و اگر نبود که ما بر روی زمینیم، زمین اهلش را فرو میبرد».(همان، ج1، ص207، ح22) حتی در یک روایت از امام مهدی(ع)، آن حضرت خود را مایه امان اهل زمین معرفی میکند، همچنان که ستارگان مایه امان اهل آسمان هستند.»(بحارالانوار، ج52، ص92، ح7) و این سنت امان از هلاکت اهل آسمانها و زمین را قرآن کریم با صراحت بیان داشته و در سوره انفال آیه 33 میفرماید: «و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم» (ای رسول ما!) تا زمانی که تو در میان مردم هستی، خداوند هرگز آنها را عذاب (عمومی هلاکتبار) گرفتار نخواهد کرد. و در روایتی خود پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «من آخرین جانشین پیامبر خدا هستم که خدای متعال به واسطه من بلاها را از خاندان و شیعیانم دور میکند».(کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص246) بنابراین وجود معصومین و حجتهای خداوند، مانع از آن است که مردم به سبب انواع گناهان و مفاسدی که انجام میدهند، به عذابهای سخت و هلاکتآمیز الهی گرفتار آیند و طومار حیات زمین و اهل آن در هم پیچیده شود.
ب) فواید تشریعی امام
1- پاسداری از دین و آیین الهی
حفظ و صیانت از دین و آیین الهی به برکت وجود مقدس معصومین(ع) که معلمان و مربیان و الگوهای اصلی تربیتی انسانها هستند و مردم همواره از زلال معارف ناب آن بزرگواران بهرهها بردهاند، صورت میگیرد. در زمان غیبت کبری اگرچه مستقیم و استفاده همهجانبه از محضر امام مهدی(عج) ممکن نیست، اما آن وجود انسان کامل و معدن علم و رسالت الهی، از راههای مختلف، گره از مشکلات علمی و فکری و سایر نیازهای شیعیان و پیروان خود باز میکند که در دوره غیبت صغری از طریق نواب خاص و در زمان غیبت کبری به صورت هدایتهای باطنی صورت میپذیرد. آری امام از راه باطن، بر نفوس افراد اشراف دارد و آنان را مورد هدایت و تربیت خود قرار میدهد. امام علی(ع) در مورد لزوم وجود رهبران الهی در هر عصر و زمان میفرماید: «خدایا چنین است، که هرگز روی زمین از قیامکنندههای با حجت و دلیل خالی نمیماند، خواه ظاهر و آشکار باشد، و خواه بیمناک و پنهان، تا دلایل و اسناد روشن الهی از بین نرود و به فراموشی نگراید.»(نهجالبلاغه- حکمت147)
دلیل دیگر اینکه در آخرالزمان و نزدیک قیامت، هنگام ظهور حضرت مهدی(عج)، حضرت عیسی(ع) به مردی از این امت اقتدا میکند و پشتسر او نماز میخواند، و این میرساند که زمین هرگز از وجود که با دلایل و براهین آشکار برای خدا قیام میکند خالی نمیماند.(فتحالباری، احمد ابن علی عسقلانی، ج6، ص494)
2- بازدارندگی از گناه و تقویت تقوای الهی
از روایات اسلامی به دست میآید که در دوران غیبت کبری حضرت مهدی(عج) در زمانهای معینی اعمال انسانها به آن حضرت عرضه میشود. این باور، خود در ایجاد و تقویت روحیه تقوای الهی و بازدارندگی در برابر گناهان نقشی بسیار مهم و اساسی دارد. از امام مهدی(عج) روایت شده است که: «اعمال امت در هر دوشنبه و پنجشنبه بر پیامبراکرم(ص) عرضه میشود، پس به آن آگاه میگردد، همچنین بر ائمهاطهار(ع) نیز عرضه میشود و به آن علم پیدا میکنند» (نجم الثاقب، میرزاحسین نوری، باب دوازدهم)
3- امیدبخشی و حفظ جامعه اسلامی از ناامیدی
شیعیان و پیروان حقیقی امام مهدی(عج) با این باور که آن حضرت زنده است و آثار مادی و معنوی فراوانی برای آنان به ارمغان میآورد، هرچند او را نمیبینند و بالاخره زمانی ظهور خواهد کرد و جهان پر از ظلم و ستم را پر از عدل و داد خواهد کرد، تاثیرات روانی زیادی در روشن نگهداشتن چراغ امید در دلها و وادار ساختن افراد به خودسازی و آمادگی برای آن قیام بزرگ جهانی، را به همراه میآورد.
پروفسور «هانری کربن» استاد فلسفه در دانشگاه «سوربن» فرانسه و خاورشناس نامدار فرانسوی میگوید: «به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته است، و به طور مستمر و پیوسته، ولایت (الهی) را زنده و پابرجا میدارد. او میگوید: مذهب یهود، نبوت را که رابطهای است واقعی میان خدا و عالم انسانی، در حضرت کلیم (موسی(ع)) ختم کرده و پس از آن به نبوت حضرت مسیح(ع) و حضرت محمد(ص) اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع میکند. همچنین مسیحیان در حضرت مسیح(ع) متوقف شدهاند. اهلسنت از مسلمانان نیز در حضرت محمد(ص) توقف کرده و با ختم نبوت در ایشان، دیگر رابطهای میان خالق و مخلوق، موجود نمیدانند. تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمد(ص) ختم شده میداند، ولی ولایت را که همان رابطه هدایت و تکمیل میباشد، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده میداند» (مصاحبههای استاد علامه طباطبائی(ره) با پروفسور هانری کربن درباره شیعه، سالنامه مکتب تشیع، سال 1339(ه.ش)، ص20)