عقبنشینی اجباری مفتضحانه یا جنگ انتخابی ویرانگر
۱۴۰۴/۱۲/۰۹
براساس نظرسنجیهایی که سال ۲۰۰۳ منتشر شد، ۷۲ درصد مردم آمریکا با پروپاگاندایی که دولت این کشور برای القای دروغهای خود به راه انداخته بود؛ از حمله به عراق حمایت کرده بودند. اما براساس نظرسنجیهای متعددی که توسط مراکز مختلفی که اکنون منتشر میشود، پروپاگاندای ترامپ علیه ایران بیاثر بوده و ۷۰ درصد مردم آمریکا با هرگونه جنگی علیه ایران مخالفت کردهاند! براساس نظرسنجی جدید مؤسسه یوگاو هم افکارعمومی آمریکا به ترامپ در میان بیست رؤسایجمهور این کشور، ۶۵ درصد رای منفی دادند. بیش از ۶۰ نماینده و سناتور با تحریم سخنرانی سالیانه رئیسجمهور آمریکا، در کنگره حاضر نشدند و بیش از نیمی از اعضای حاضر نیز هنگام ورود ترامپ و هنگام توهمگوییهای او در باب سیاستهای داخلی و خارجی به احترامش بلند نشدند و دست نزدند و هورا نکشیدند. اما نکته مهم این مطلب، چهار دقیقه از نطق ۱۰۸ دقیقهای ترامپ است که درباره ایران دروغ گفت! نمایندگان کنگره هنگامی که ترامپ از حمله اوایل امسال به ایران سخن گفت و برای ترساندن اعضای کنگره و همراه شدن آنها، مدعی شد که «ایران در حال کار بر روی موشکهای بالستیکی است که میتوانند به خاک آمریکا برسند»، نمایندگان شعار انتخاباتیاش درخصوص «نه به جنگهای خارجیِ و نه به تغییر رژیمها» را به رخش کشانند و فریاد زدند «دروغ میگویی»!، تا جایی که به اخراج دو نماینده مجلس از جلسه شد. رهبر دموکراتها در حضور وزیر امورخارجه ترامپ هم خطاب به وی گفت «ترامپ درباره ایران دروغ میگوید»! جفریس با بیان اینکه سال گذشته به ما گفته شد که برنامه هستهای ایران بهطور کامل نابود شده، به ادعای ویتکاف مبنی براینکه ایران یک هفته با سلاح هستهای فاصله دارد، اشاره و تصریح کرد«اکنون توقع دارید باور کنیم که شرایط اضطراری وجود دارد که ترامپ نیاز به اقدام نظامی مجدد داشته باشد؟. واضح است که ترامپ یا آن زمان به مردم آمریکا دروغ گفته یا اکنون دروغ میگوید. بنابراین ادعاهای او دیگر برای مردم آمریکا از اعتبار چندانی برخوردار نخواهد بود». برخی از نمایندگان و بسیاری از سیاستمداران و فرمانداران آمریکایی هم هرگونه جنگ علیه ایران را «فاجعهای مطلق» و نیازمند مصوبه کنگره دانستند و تاکید کردند سخنرانی ترامپ پر از دروغ بود و باید از وقوع جنگ با ایران جلوگیری کنیم. در نتیجه تحلیلگران سیاسی و نظامی اوضاع داخلی ترامپ را بشدت متزلزل ارزیابی میکنند و میگویند «اگر دونالد ترامپ به ایران حمله کند، استیضاح خواهد شد و اکنون فقط دو رای تا استیضاح فاصله دارد، چون ما هزاران کشته آمریکایی خواهیم داشت و این مرد دیوانه وارد جنگی انتخابی میشود، که میشود از آن اجتناب کرد».
۱- اولا این نشان میدهد با تبیین و روشنگریهای رهبر معظم انقلاب در سطح ملی و منطقه و بینالمللی، ادبیات مغالطه «تعمیم نادرست»ِ ترامپ از منظر تحلیل گفتمان نتوانسته تکنیک «برچسبزنی» به ایران را محقق و تصویر جمهوری اسلامی را در اذهان عمومی در ایران و آمریکا و جهان تخریب کند و همزمان نتوانسته بقبولاند که چرا باید با جمهوری اسلامی مقابله کند؟، چراکه افکارعمومی نتوانسته واقعیت ثبات ایران ناشی از حضور و مقاومت مردمش را نادیده بگیرد. آنگونه که جیم هایمز، عضو ارشد کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان پس از خروج از جلسه توجیهی گروه هشت با وزیر خارجه آمریکا و رئیس سیا درباره ایران، گفت «حتی یک دلیل برای شروع جنگ تازه در خاورمیانه نشنیدیم»! لذا به گفته سیانان استراتژی واشنگتن یک «بازی سیاسی بدون دلیل منطقی برای مداخله» است و فضاسازیهای و دروغ پردازیها و جعل روایتها و تحریف واقعیتها از سوی مقامات و رسانههای آمریکایی-صهیونیستی بخصوص توئیت بازیهای شخص ترامپ علیه ملت ایران، حتی بر مردم خود آمریکا هم اثر نگذاشته و به دروغها و پینوکیو بودن رئیسجمهورشان پی بردهاند. در نتیجه ترامپ در پروپاگاندا و جنگ رسانهای برای فریب افکار عمومی شکست خورده است. البته خود ترامپ هم در کنگره اذعان کرد که مردم او را دروغگو میدانند و به حرفهایش اعتماد ندارند.وی هنگامی که متوهمانه ادعای پیروزیهای زیاد در آینده میکرد، ناخواسته نظر مردم آمریکا را نیز اینگونه بیان کرد که«مردم به من میگویند آقای رئیسجمهور بس است، ما خیلی زیاد پیروز میشویم و نمیتوانیم تحمل کنیم»!
۲-ثانیا مردم آمریکا نیز به قدرت ایران پی بردهاند که ایران ونزوئلا و افغانستان و عراق و سوریه نیست بلکه ویتنامی به مراتب وحشتناکتر و گستردهتر و مقاومتر خواهد بود.لذا با درک عمق فاجعه هرگونه جنگی با ایران نمیخواهند فرزندانشان در مقیاس بیشمار با تابوت به خانه برگردند. این تصور آنچنان برای انها وحشتناک است که رزی اودانل بازیگر مشهور آمریکا هموطنانش را خطاب قرار میدهد که«آمریکا بیدار شو! به خودتان بیاید و فریاد بزنید رئیسجمهور ما یک متجاوز سریالی کودک آزار است و نگذارید حواس شما را به چیز دیگری پرت کنند!»
۳-تکاپوی کشورهای اسلامی و عرب منطقه برای میانجیگری در مذاکرات و تلاش آنها برای جلوگیری از هرگونه جنگی از سوی ترامپ بعلت تبعات ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک هم گویای مخالفت دنیای اسلام و جهان عرب و کشورهای منطقه است، بخصوص بعداز اینکه با اظهارات گستاخانه سفیر آمریکا در فلسطین اشغالی مواجه شدند که حاکمیت بر منطقه نیل تا فرات را حق رژیم صهیونیستی خوانده بود!
۴-اما در طرف دیگر داستان افکار عمومی هم داخل آمریکا و هم جهان و منطقه و هم داخل ایران آمادگی و انتظار ورود قدرتمندانه جمهوری اسلامی به هرگونه جنگی که از سوی آمریکا رخ دهد، را دارند و آن را مشروع و طبیعی تلقی میکنند. مایک والاس، سیاستمدار و نماینده پیشین پارلمان اروپا در صفحه ایکس تصویری از خود در بازی دو تیم ناپولی و آتالانتا با در دست داشتن پرچم ایران به نمایش گذاشت و نوشته «تحریمها + بمباران ایران کاملاً پروژه تروریسم صهیونیستی- غربی است». اذعان هر روزه اندیشکدهها و رسانهها و مقامات و کارشناسان سیاسی و نظامی دنیا به تواناییهای ایران و انذار و پرهیز دادن آمریکا از هرگونه تنشی با ایران نشانه این است که در صورت بروز هرگونه جنگی، دنیا آمریکا را عامل آن میداند نه ایران را، و ایران را محقق پاسخ دادن میدانند. اکنون هشدار روایت غالب این است که توانمندیهای ایران هرگونه محاسبه برای تجاوز را با پاسخی پشیمانکننده مواجه ساخته و این دست ترامپ است که با جنگ قیمت نفت در جهان و قیمت بنزین به اضافه قیمت تابوت در آمریکا را دوبرابر و یا با پرهیز از جنگ آنها را نصف کند، چون اگر جنگی با ایران آغاز شود باید منتظر یک بیداری بسیار تلخ و شوکهکننده برای آمریکا بود!
۵- نکته مهم این است که ملتهای منطقه بر پاسخ دادن تهدید با تهدید، با شجاعت تاکید میکنند! تا جایی که بسیاری از جمله هنرمند سنی مذهب مصری شیعیان را پرچمدار مقاومت و دفاع از اسلام میدانند و مینویسند «کسانی که در میدان ایستادهاند، نه مزدور صهیونیسماند و نه دین را وسیلهای برای کسب ثروت کردهاند». لذا تمام این مولفهها موجب شده که ترامپ فعلا اجبارا پای میز مذاکره بنشیند، هرچند به قول قدیمیها از این دم بریده هر چیزی بعید نیست!، اما همینکه ترامپ و دولتهای منطقه و فرامنطقهای دیگر نمیتوانند با فضاسازی سخن از ائتلاف سازی بزنند، خود نشانه این است که جهان آمادگی هیچگونه جنگی از سوی آمریکا را ندارد، اما آمادگی ورود ایران به جنگ منطقهای و بلکه گستردهتر در دفاع از خود را داشته باشد.
۶- اما از آنجایی که تهدیدهای ایران فقط برای بازدارندگی نیست بلکه در صورت هرگونه حمله ای، پاسخ ایران برای جلوگیری از تکرار آن است،جنگ با ایران برای آینده سیاسی ترامپ و جمهوریخواهان پرهزینه است و رفتار حکیمانه و هوشمندانه ایران نیز این را به مقامات آمریکایی فهمانده است. همانگونه که آینده سیاسی کارتر و دموکراتها با شروع تقابل با جمهوری اسلامی به خطر افتاد. کارتر با نادیده گرفتن هشدارها درخصوص خطرات تقابل با ایران، موجب تسخیر سفارت آمریکا، دستگیری نیروهای اطلاعاتی – نظامی و سیاسی این کشور تحت عنوان دیپلمات شد. در آن زمان نیز با اصرار برخی نمایندگان آمریکا، کارتر برای نشاندادن قدرت خود ناو هواپیمابر نیمیتز را به خلیجفارس فرستاد و هدفش نه فقط آزادی گروگانها بلکه به گفته مایلز کاپلند از مقامات آن زمان دستگاه اطلاعاتی آمریکا، سرنگونی جمهوری اسلامی بود. در نهایت آمریکا نه تنها نتوانست جمهوری اسلامی را ساقط کند، حتی نتوانست گروگانها را آزاد کند، بلکه کارتر موجب کشته شدن هشت نیروی نظامی آمریکا در عملیات ناکام در طبس شد. در نتیجه به شکست مفتضحانه کارتر و شکست بزرگ دموکراتها منجر شد و بعدا گفت«دوران ریاست جمهوری من، بدترین دورههای ریاست جمهوری در آمریکا بوده است؛ زیرا در آن زمان، دولت آمریکا در دست آیتالله خمینی در ایران به گروگان گرفته شد»! لذا آن گونه که نیویورک تایمز گزارش داده «آمریکا و غرب از این میترسند که در پاسخ به حمله آمریکا، یکی از اهداف در غرب آسیا و اروپا سفارتخانههای آمریکا و متحدانش باشد»!
۷- دور سوم مذاکرات هم برگزار شد، اما مشکل اصلی ترامپ این است که ارتش آمریکا در برابر کشوری مثل ایران که قدرت و توان پاسخ داشته باشد، بهطور واقعی آزموده نشده است. گرچه موشکهای یمن بدون مذاکره، ترامپ را از خواب بیدار و مجبور به عقبنشینی در دریای سرخ کرد، اما فکر جنگ با ایران خواب را از او گرفته که چگونه از بنبست خلیجفارس خارج شود؟! با عقبنشینی اجباری مفتضحانه یا با جنگ انتخابی پرهزینه و ویرانگر؟ مذاکره برای آمریکا تنها پوششی برای انتخاب یکی از این دو راه بود.
*دکتر محمدحسین محترم