این هشت روز
۱۴۰۴/۱۲/۱۶
حالا دیگر دقیقا هشت روز میشود که یک موشک از کیلومترها آن طرفتر مهمان بیت رهبری شد و از انتهای خیابان فلسطین دروازهای به آسمان باز کرد تا روح بزرگ آقای ایران و آزادگان جهان را از قفس تن رها کند و بر سفره ملکوتیان بنشاند. حالا دقیقا هشت روز میشود که چراغ حسینیه امام خمینی(ره) در شبهای شلوغ ماه مبارک رمضان خاموش مانده است. حالا دقیقا هشت روز میشود که ما در دنیای بدون آیتالله سید علی خامنهای زندگی میکنیم.
شهادت سرنوشت فرزندان خمینی است. نوجوان یا پیر فرقی ندارد، انقلاب خمینی(ره) با خون زنده است و ما با خون پیروزیمان را مینویسیم. در این هفت روز چه خونها که از ما نریختند و چه داغها که ندیدیم اما خوب میدانیم داغ، همنشین همیشگی شقایق است و شقایق با داغی که در سینه دارد زیباست. زیبایی این هفت روز را در قاب هیچ تصویری نمیتوان به مشاهده نشست.
زیبایی پیرمردی سپید موی که با گذشت بیش از نیمقرن مجاهده در راه خدا، سرانجام در 86 سالگی به آرزویش رسید و دعای نیمهشبهایش مستجاب شد. خودش میگفت: «هر وقت فکر این را میکنم که جنگ و میدانهای شرف و خون تمام شود و ما بمانیم و بعد مثلا به تصادف بمیریم، به تب بمیریم؛ از تصور این فکر، خدا شاهد است آنچنان به قلبم فشار میآید... یک میدان مسابقه افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقه بهشت از من گرفته شود و آدم همینطور بمیرد، این خیلی سخت است!» و مرگ او درست همانطور که دوست داشت رقم خورد و ما حالا باید او را آیتالله شهید سید علی خامنهای صدا بزنیم.
زیبایی سربازانی جان بر کف که در غیاب رهبر و فرمانده خود، از اندوهشان خشمی مقدس ساختند و بدون تزلزل و تعلل، هشت روز پیاپی است که بر دشمن میتازند. زمین، از ساحل مدیترانه گرفته تا قعر اقیانوس هند بیش از گذشته با ضرب موشکهای ایران آشنا شده است و این همان چیزی است که به سختی در محاسبات دشمن میگنجید. ژنرال «فرانک مکنزی» فرمانده پیشین نیروهای تروریستی سنتکام آمریکا در یک گفتوگوی اینترنتی تأیید کرد که ایران تصور جهانیان از قدرت نظامی آمریکا را به چالش کشیده است. او گفت: «دنیا و حتی من فکر نمیکرد ایران در مقابل تمام توان آمریکا و اسرائیل و پس از ترور آیتالله بتواند بیش از ۲ روز دوام بیاورد... بیش از ۵۰ سال زحمت کشیده شد تا پایگاههای سنتکام در خاورمیانه تقویت شود و اینها همگی از بین رفته است. اگر نابودی آنها باعث فروپاشی حکومت ایران میشد، این ارزش داشت؛ اما اکنون دنیا چیز دیگری را مشاهده میکند. ترامپ تصویر آمریکا در دنیا، داراییای که برای آن خیلی هزینه کرده بودند، بر باد داد.» اکنون شیوخ مرتجع عرب بیش از گذشته با خود فکر میکنند آمریکایی که در حفاظت از پایگاههای نظامی خود در منطقه ناتوان است؛ چگونه میخواست از آنها حفاظت کند! سرانجام سالها سرازیر شدن دلارهای نفتی به جیب مقامات واشنگتن، ستونهای دود و موجهای انفجاری است که این روزها در امان، کویت، منامه، دوبی، ابوظبی و ریاض دیده و حس میشود. جاهلیت عرب به دیواری تکیه داده بود که به جای سنگ از کاه ساخته شده بود و این ضرب موشکهای ایران بود که این دیوار پوشالی را رسوا کرد. فقط هشت روز گذشته که نشریه انگلیسی «اکونومیست» پیشاپیش از شکست عملیات آمریکا و پیروزی ایران خبر میدهد: «این عملیات در دستیابی به اهداف سیاسی خود شکست خورده است.» «بقا برای ایران به منزله پیروزی است و تاکنون ایران در حال پیروزی است. جمهوری اسلامی نه تنها از هم نپاشیده بلکه در همه جهات در حال پیشروی است.»
شبهای فلسطین اشغالی حالا به اندازه روزهایش نورانی شده و چه چیز زیباتر از اینکه بر لب مظلومترین مردم جهان، لبخند رضایت بنشانی. رضایت از اینکه پس از سالها زندگی در وحشت و زیر بمباران صهیونیستها، حالا دست خدا از آستین رزمندگان ایرانی بیرون آمده و طعم ترس و موشک و انفجار را به اشغالگران صهیونیست هم میچشاند. صهیونیستها میتوانند تا هر وقت که بخواهند تصاویر ساختمانهای ویران و اجساد نظامیانشان را سانسور کنند اما روزی میرسد که دیگر چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد. آن روز اگر فرودگاه «بنگوریون» باقی مانده باشد، شاهد شلوغترین روزهای کاریاش خواهد بود؛ روزهایی که بلیطهای یک طرفه بزدلان اشغالگر را برای همیشه از فلسطین مقدس خارج میکنند.
زیبایی این هشت روز به شماره نمیآید. زیبایی خیابانهایی که شبها با وجود تهدید دشمن و مزدوران تروریستش، مملو از مردمی وفادار شده است که برای بیعت با رهبر شهیدشان پشت به پشت هم میایستند. راستی کدام کشور و کدام ملت را در جهان سراغ داریم که از سوگی بزرگ، چنین حماسه چشمگیری بیافریند؟! ساکنان کوردل کاخ سفید حالا باید چشم بر مانیتورها و تصاویر خبرگزاریها بدوزند و موج بیانتهای مردم ایران از تبریز تا زاهدان و از مشهد تا اهواز را به تماشا بنشینند. حالا باید یک بار دیگر محاسباتشان را از نو بازبینی کنند و ببینند چرا عملیاتی که قرار بود به سستی و سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران بیانجامد، به تقویت و استحکامش و به افزایش پایگاه مردمیاش منجر شده است؟! آنها ساختمانها را ویران میکنند غافل از اینکه هیچ بمبافکن B2 و هیچ بمب سنگرشکنی نمیتواند اراده یک ملت را ویران کند. ارادهای که اکنون به کمتر از نابودی رژیم صهیونیستی و سردمدارن فاسد واشنگتن رضایت نمیدهد.
خامنهای نیست اما در این هشت روز فرزندان خامنهای جانانه ایستادهاند. آنها نه «آتش به اختیار» که گوش به فرمان رهبر شهیدشان ایستادهاند و گلوی دشمن و مزدورانش را از کف خیابانهای شهر گرفته تا حیاتیترین آبراه جهان در تنگه هرمز و تا آنسوتر در بیابان حجاز و سرزمین مقدس فلسطین فشردهاند. ما از جنگ نمیترسیم که جنگ راه زندگی عزتمندانه را به ما نشان میدهد. جنگ ما را از مرداب خودخواهی خارج میکند و به وارستگی و شوق مدام خداخواهی میکشاند. حالا ما در این نقطه از زمان، مدافعین مظلومان سراسر تاریخ هستیم که قرار است آسایش و آرامش را بر ارباب ظلم حرام کنیم و خدا کیفر دشمنانش را به دستان ما سپرده است. خامنهای نیست اما خدای خامنهای هست و ما در این هشت روز خدای خامنهای را
دیدیم.
سید محمدعماد اعرابی