آنچه دشمن به عنوان یک عملیات «سریع و قاطع» طراحی کرده بود، به یک «شکست مفتضحانه و تاریخی» بدل شد؛ شکستی که اعتبار نظامی آمریکا را به خاک سیاه نشاند و نظم جهانی را به نفع ایران اسلامی متحول کرد. ایران اسلامی ابرقدرت جهان است و دستش بر روی ماشه.
جنگ تحمیلی سوم مطابق دکترین قائد شهید امت و امام حاضر انقلاب مبنی بر حنگ منطقهای و بعثت مردم پیش رفت، اسرائیل را پایمال کرد و به ابرقدرتی آمریکا پایان داد. دشمن مستأصل، تسلیمِ معادلات جدید و شروط ایران اسلامی شد و از بامداد چهارشنبه به مدت دو هفته جنگ متوقف گردید.
شورایعالی امنیت ملی درباره پیروزی تاریخی ایران در جنگ تحمیلی سوم و پذیرش شروط ایران از جانب دشمن بیانیهای صادر کرد.
متن این بیانیه بدین شرح است:
بسمالله الرحمن الرحیم
به استحضار ملت شریف، بزرگ و قهرمان ایران میرساند:
دشمن در جنگ ناجوانمردانه، غیرقانونی و جنایتکارانه خود علیه ملت ایران دچار شکستی غیرقابل انکار، تاریخی و خردکننده شده و به برکت خون پاک و مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (سلام الله علیه)، تدابیر رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده معظم کل قوا حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظه الله) و مجاهدت و رشادت رزمندگان اسلام در جبههها و بهویژه، حضور تاریخی، ماندگار و حماسی شما ملت عزیز در صحنه از همان نخستین روزهای آغاز جنگ، ایران به یک پیروزی عظیم دست پیدا کرد و آمریکای جنایتکار را مجبور به پذیرش طرح 10 مادهای خود نمود که در آن آمریکا به طور اصولی متعهد به تضمین عدم تجاوز، استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنیسازی، رفع همه تحریمهای اولیه و ثانویه، خاتمه تمامی قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در همه جبههها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان شده است. این پیروزی را به همه مردم ایران تبریک میگوییم و تاکید میکنیم که هنوز تا نهائی شدن جزئیات این پیروزی، نیاز به استقامت و تدبیر مسئولان و حفظ وحدت و همبستگی مردم ایران وجود دارد.
ایران اسلامی به همراه مجاهدان دلیر مقاومت در لبنان، عراق، یمن و فلسطین اشغالی در 40 روز گذشته ضرباتی به دشمن وارد کرده است که حافظه تاریخی جهانیان هرگز آن را از یاد نخواهد برد. ایران و محور مقاومت به عنوان نمایندگان شرافت و انسانیت در مقابل وحشیترین دشمنان بشر، پس از نبردی تاریخی، درسی فراموش نشدنی به آنها داده و نیروها، امکانات، زیرساختها و همه سرمایه سیاسی، اقتصادی، فناوری و نظامی آنها را چنان در هم کوبیدهاند که دشمن اکنون به اضمحلال و استیصال افتاده و راهی جز تسلیم در مقابل اراده ملت بزرگ ایران و محور شریف مقاومت پیش روی خود نمیبیند. روز نخست که دشمنان جنایتکار ایران این جنگ ظالمانه را آغاز کردند تصور میکردند در زمانی کوتاه موفق به تسلط نظامی کامل بر ایران شده و با ایجاد بیثباتی سیاسی و اجتماعی، ایران را تسلیم خواهند کرد. گمان میکردند آتش موشکی و پهپادی ایران به سرعت خاموش میشود و باور نداشتند که ایران بتواند فراتر از مرزهای خود و در گستره تمام منطقه پاسخی چنین نیرومند به آنها بدهد.
صهیونیسم خبیث جهانی رئیسجمهور نادان آمریکا را متقاعد کرده بود که این جنگ کار ایران را تمام خواهد کرد و آنها میتوانند با از میان برداشتن این آخرین سنگر انسانیت و بشریت، از این پس با آسودگی هر جنایتی را علیه هر کسی که بخواهند مرتکب شوند. خواب آن را میدیدند که ایران عزیز را تجزیه و نفت و ثروت آن را غارت خواهند کرد و در آخر هم ایرانیان را در میانه آشوب و بیثباتی و ناامنی، برای سالهای طولانی غوطه ور و رها میکنند.
رزمندگان دلیر اسلام و هم پیمانان شجاع آنها در محور مقاومت، با وجود آنکه قلبشان از شهادت امامشان مجروح و تکه تکه بود با اتکا به خداوند متعال و تاسی از سرور و سالار شهیدان تصمیم گرفتند یک بار برای همیشه به این دشمنان درسی تاریخی داده، انتقام همه جنایتهای پیشین را از آنها بگیرند و شرایطی ایجاد کنند که دشمن برای همیشه خیال تجاوز به ایران عزیز را از سر بیرون کرده و طعم خواری و ذلت در مقابل ملت بزرگ ایران را تمام و کمال بچشد.
با این راهبرد و با تکیه بر اتحاد بیسابقه سیاسی و اجتماعی که در کشور ایجاد شده بود، ایران و مقاومت یکی از سنگینترین نبردهای ترکیبی تاریخ را با آمریکا و رژیم صهیونی آغاز کرده و در این مدت به همه اهدافی که از این نبرد طراحی کرده بودند دست یافتند. ایران و مقاومت ماشین نظامی آمریکا در منطقه را تقریبا به طور کامل منهدم کردند، به انبوه زیرساختها و امکاناتی که دشمن طی سالها برای این جنگ با ایران در منطقهایجاد و پیرامون آن مستقر کرده بود ضربات خردکننده و عمیق وارد آوردند، در ابعاد منطقهای تلفات وسیع به ارتش جنایتکار آمریکا تحمیل کردند، درون سرزمینهای اشغالی ضرباتی سهمگین و خردکننده به نیروها، زیرساختها، امکانات و داراییهای دشمن وارد آوردند و عرصه را در همه جبههها چنان بر دشمن تنگ کردند که نه تنها اهداف اصلی دشمن هیچ یک محقق نشد بلکه دشمن از حدود 10 روز پس از آغاز جنگ دریافت که به هیچ وجه توان پیروزی در این جنگ را نخواهد داشت و به همین دلیل از کانالها و به روشهای مختلف تلاش برای ارتباط گیری با ایران و درخواست آتشبس را آغاز کرد.
ملت شریف ایران باید بدانند به برکت مجاهدت فرزندان و حضور تاریخی آنها در صحنه دشمن بیش از یک ماه است که برای توقف آتش سهمگین ایران و مقاومت التماس میکند اما مسئولین کشور به این دلیل که از همان آغاز تصمیم گرفته شده بود جنگ تا تحقق اهداف از جمله پشیمان و مستاصل شدن دشمن و رفع تهدید بلندمدت از کشور ادامه پیدا کند، به همه این درخواستها پاسخ منفی دادند و جنگ تا امروز که روز چهلم است ادامه پیدا کرد. همچنین ایران تاکنون چندین بار ضرب الاجلهای ارائه شده از سوی رئیسجمهور آمریکا را رد کرده و همچنان تاکید میکند هیچ اهمیتی برای هیچ نوع ضرب الاجلی از جانب دشمن قائل نیست.
اکنون به ملت بزرگ ایران بشارت میدهیم که تقریبا تمامی اهداف جنگ محقق شده و فرزندان دلاور شما دشمن را به عجزی تاریخی و شکستی ماندگار کشاندهاند. تصمیم تاریخی ایران که از پشتوانه یکپارچه تمام ملت برخوردار است این است که این نبرد را تا هر زمانی که لازم باشد ادامه بدهد تا دستاوردهای عظیم آن تثبیت شده و معادلات جدید امنیتی و سیاسی در منطقه مبتنی بر پذیرش قدرت و سیادت ایران و مقاومت خلق گردد.
در همین راستا و مطابق تدبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظه الله) و تصویب شورای عالی امنیت ملی، و با توجه به دست بالای ایران و مقاومت در میدان نبرد، و ناتوانی دشمن از اعمال تهدیدهای خود بهرغم همه ادعاها، و پذیرش رسمی همه مطالبات بحق مردم ایران، تصمیم گرفته شد، برای نهائی کردن جزئیات، مذاکرات در اسلام آباد انجام شود تا ظرف حداکثر 15روز با نهائی شدن جزئیات پیروزی ایران در میدان، در مذاکرات سیاسی نیز تثبیت گردد.
درهمین راستا ایران ضمن رد همه طرحهای ارائه شده از سوی دشمن یک طرح ۱۰ مادهای تدوین و به واسطه کشور پاکستان به طرف آمریکایی ارائه کرد و در آن بر نکات اساسی همچون عبور کنترل شده از تنگه هرمز با هماهنگی نیروهای مسلح ایران که جایگاه منحصر بفرد اقتصادی و ژئوپلیتیکی به ایران اعطا میکند، ضرورت پایان جنگ علیه همه اجزاء محور مقاومت که به معنای شکست تاریخی تجاوزگری رژیم کودک کش اسرائیل خواهد بود، بیرون رفتن نیروهای رزمی آمریکا از تمامی پایگاهها و نقاط استقرار در منطقه، ایجاد یک پروتکل عبور و مرور امن در تنگه هرمز به گونهای که تضمینکننده تسلط ایران طبق پروتکل توافق شده باشد، پرداخت کامل خسارت ایران مطابق برآوردها، رفع همه تحریمهای اولیه و ثانویه و قطعنامههای شورای حکام و شورای امنیت، آزاد شدن کلیه اموال و داراییهای بلوکه شده ایران در خارج از کشور و نهایتا تصویب همه این موارد دریک قطعنامه الزام آور شورای امنیت تاکید کرد. لازم به ذکر است تصویب این قطعنامه تمامی این توافقات را به قانون الزام آور بینالمللی تبدیل کرده و یک پیروزی مهم دیپلماتیک برای ملت ایران ایجاد خواهد کرد.
اکنون نخستوزیر محترم پاکستان به ایران اطلاع داده که طرف آمریکایی بهرغم همه تهدیدهای ظاهری این اصول را به عنوان مبنای مذاکرات پذیرفته و تسلیم اراده ملت ایران شده است. بر این اساس در عالیترین سطح تصمیم گرفته شد ایران به مدت دو هفته و صرفا بر مبنای این اصول مذاکراتی را در اسلام آباد با طرف آمریکایی انجام بدهد. تاکید میشود این به معنای خاتمه جنگ نیست و ایران خاتمه جنگ را تنها زمانی خواهد پذیرفت که با توجه به پذیرش اصول مدنظر ایران در طرح 10 ماده ای، جزئیات آن نیز در مذاکرات نهائی گردد.
این مذاکرات با بیاعتمادی کامل به طرف آمریکایی از روز جمعه ۲۱ فروردین در اسلام آباد آغاز خواهد شد و ایران دو هفته برای این مذاکرات زمان اختصاص خواهد داد. این زمان با توافق طرفین قابل تمدید است.
ضرورت دارد در این مدت وحدت کامل ملی حفظ شده و جشنهای پیروزی با قدرت تداوم داشته باشد.
مذاکرات کنونی یک مذاکرات ملی و ادامه میدان است و ضرورت دارد همه مردم، نخبگان و گروههای سیاسی به این فرآیند که زیر نظر رهبرانقلاب و عالیترین سطوح نظام است اعتماد داشته و از آن حمایت به عمل بیاورند و به شدت از هرگونه اظهارنظر تفرقه افکنانه اجتناب کنند.
اگر تسلیم دشمن در میدان تبدیل به دستاورد قاطع سیاسی در مذاکرات شد با هم این پیروزی عظیم تاریخی را جشن خواهیم گرفت وگرنه در میدان دوشادوش هم تا رسیدن به همه خواستههای ملت ایران خواهیم جنگید. دستهای ما روی ماشه است و به محض آنکه کوچکترین خطایی از دشمن سربزند با قدرت کامل به آن پاسخ داده خواهد شد.
شورای عالی امنیت ملی
۱۹ فروردین ماه ۱۴۰۵
بقا و اقتدار در سایه ماشه
آمریکا و اسرائیل با محاسبات غلط جنگ را به ایران اسلامی تحمیل کردند و در خیال خام براندازی بودند اما میدان، روایتی دیگر داشت. جنگ تحمیلی سوم، نه تنها به زوال رویاهای تمدنسازِ شیطان و شرکایش انجامید، بلکه نشان داد که ایران اسلامی با نظریه ولایت فقیه یک ابرقدرت بلامنازع است. انگشت ایران بر روی ماشه است و هر لحظه، دیگر باره میتواند معادلات جهانی را بازتعریف کند.
جنگ اخیر یک تقابل میان اراده حق و باطل بود. آمریکا و اسرائیل با تکیه بر بزرگترین ماشین جنگی تاریخ، با هدف تغییر رژیم، مصادره منابع طبیعی و تجزیه واحد سرزمینی ایران، وارد میدان شدند اما آنچه در صحنه رخ داد یک نبرد ۴۰ روزه بود که در آن، ابرقدرت جهان در برابر ایستادگیِ پولادین ایران به بنبست رسید.
فروپاشی توهمات سیاسی و شکست در تغییر رژیم
اولین و بنیادیترین هدف استکبار، یعنی سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، نه تنها محقق نشد، بلکه به یک «آرزوی محال» بدل گشت. ترامپ و ائتلاف او، با هدف تغییر ساختار سیاسی ایران و تحمیل رهبریِ مورد نظر خود، وارد بازی شدند، اما با دیوار اراده ملت مواجه گشتند. دشمن تلاش کرد با تحریک گروههای تجزیهطلب و فعالسازی آشوبطلبان، ایران بزرگ را به ویرانهای از جنگ داخلی تبدیل کند؛ اما این توطئهها در نطفه خفه شدند. برخلاف پیشبینیهای مغرورانه، گروههای تجزیهطلب نه تنها نتوانستند خللی در انسجام ملی ایجاد کنند، بلکه به درس عبرتی برای هر مدعیِ تجزیه در منطقه تبدیل شدند.
حاکمیت بر گلوگاههای استراتژیک و پیروزی در میدان انرژی
یکی از درخشانترین ابعاد این پیروزی، تثبیت اقتدار در گلوگاههای استراتژیک جهان به ویژه تنگه هرمز است. دشمن قصد تصرف جزایر ایران به ویژه منطقه «خارک» را برای مصادره منابع نفتی نیز داشت اما ناکام ماند. آنها میخواستند با زور نظامی، تنگه هرمز را باز کنند، اما با شکست روبهرو شدند. شیطان و شرکایش میخواستند با فشار نظامی، تنگه هرمز را باز کنند اما نه تنها شکست خوردند، بلکه ناچار شدند پیششرط ایران برای تعیین یک رژیم حقوقی جدید نسبت به این تنگه را به عنوان مبنای مذاکرات بپذیرند.
دشمن در تلاش بود با استفاده از قدرت نظامی، ذخایر اورانیوم را از ایران برباید و ایران را در حوزه هستهای به تسلیم بکشاند اما این تلاشها به یک «رسوایی تاریخی» بدل شد. در عرصه پدافندی نیز، دشمن در شکستی بیسابقه و نقطه عطف تاریخی، ناتوانی خود را در برابر سیستمهای دفاعی ایران به اثبات رساند. آنها که ادعا میکردند توان موشکی ایران را منهدم خواهند کرد، اکنون با طرح ۱۰ مادهای ایران مواجهاند که در آن هیچ نشانی از محدودسازی توان موشکی وجود ندارد؛ طرحی که ترامپ در نهایت مجبور به پذیرش آن شد.
محورهای شکست دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی را میتوان در محورهای زیر خلاصه کرد؛
۱. ناکامی در هدف راهبردی: اصلیترین هدف یعنی سرنگونی جمهوری اسلامی، به یک بنبست مطلق برای شیطان بزرگ و سگ منطقهایاش تبدیل شد.
۲. شکست در اهداف نظامی: ادعای منهدم کردن توان نظامی ایران، به یک افسانه تبدیل شد و ارتش بزرگ جهان در برابر قدرت دفاعی ایران ناتوان ماند.
۳. رسوایی در حوزه هستهای: تلاش برای غارت اورانیوم و تسلیمسازی هستهای، به افتضاحی بزرگ بدل گشت.
۴. شکست در محدودسازی موشکی: ایران بدون امتیاز دادن، اقتدار موشکی خود را تثبیت کرد.
۵. خفه شدن تجزیهطلبی: تلاش برای تجزیه ایران با بمباران و آشوب، در نطفه خفه شد.
۶. بیحیثیتی و پایان ابرقدرتی: آمریکا با وجود بودجه نظامی ۱۰۰ برابری، در ۴۰ روز نتوانست آنچه را که میگفت در ۳ روز انجام دهد. این شکست، پایان دوران «آمریکای سابق» است.
۷. پذیرش شروط ایران: نظام جمهوری اسلامی نه تنها طرح ۱۵ مادهای دشمن را پس زد، بلکه طرح ۱۰ مادهای خود را بر کرسی نشاند.
۸. نقطه عطف پدافندی: شکستی که دشمن در حوزه پدافندی خورد، اعتبار نظامی آمریکا را برای همیشه از بین برد.
۹. تغییر نظم جهانی: بیحیثیتی نظامی آمریکا، اعتبار جهانی او را از بین برد و ایران با این پیروزی، نظم جهان را تغییر داد.
۱۰. پایان تکیهگاههای منطقهای: شرکای منطقهای شیطان دریافتند که تکیه بر قدرت آمریکا، تکیه بر باد است و دوران تکقطبیگری به پایان رسیده است.
این پیروزیها حاصل پیوند میان «رهبری حکیمانه انقلاب»، «صلابت نظامی» و «حضور هوشمندانه مردم» است. این دو هفته، «هفته خیابانها» است. جایی که نشان داد ریشه نظام در عمیقترین لایههای جامعه است. حکومت ایران امروز قدرتمندتر از پیش است؛ اورانیوم غنیشده در اختیار است، موشکها در اختیارند و تنگه هرمز به ابزاری راهبردی در دستان ایران تبدیل شده است. دست ایران بر روی ماشه باقی است. هیچ قدرت خارجی نخواهد توانست اراده این ملت را درهم بشکند. نظم جهانی تغییر کرد و ایران اسلامی ابرقدرت جهان است.