در سینما به خصوص سینمای هالیوود، تا چشم کار میکند، فیلمها و آثار احمقانه و ابلهانه دیده میشود که براساس فرمولی نخنما شده و کلیشهای، قهرمان اصلی یا به قول معروف همان «آرتیسته»، یک تنه، فوجی از آدمها را لت و پار کرده و از سختترین شرایط و در آخرین لحظات حتی از دهان اژدها و دیو و غول و مانند آنها نجات پیدا کرده و همه دشمنان خود را هم نیست و نابود میگرداند!
از وسترنرهای قدیمی بگیرید تا شزم و فلاش گوردون و... و رمبو و راکی و ایتن هانت و ماوریک و جیمزباند و... و سوپرهیروها و.... و تا آثار به اصطلاح تاریخی و ظاهرا واقعی که از مفتضحترین شکستها برای آمریکا و دار و دستهاش، حماسیترین پیروزیها را روی پرده بردهاند.
مانند شکست پروژه پر سر و صدای آپولو که در سیزدهمین پرتابش، به فاجعهای تکاندهنده انجامید اما در فیلمی ساخته ران هاوارد به نام «آپولو 13»، آن فروپاشی همچون شکوفایی و پیروزی نشان داده شد یا فیلم «آرگو» (بن افلک) درباره فراری دادن 6 جاسوس آمریکایی پناهنده شده در سفارت کانادا که خود سفیر وقت کانادا، آن را احمقانهترین نمایش از واقعه فوق دانست!
یک فیلمنامه احمقانه و بلاهتآمیز
حالا بخوانید جدیدترین فیلمنامه هالیوودی درباره دن کیشوت بازیهای آمریکایی که بلاهت و حماقت موجود در آن، چندین برابر آثار قبلی است:
«... هموطنان آمریکایی، طی چند ساعت گذشته، ارتش ایالات متحده یکی از جسورانهترین عملیاتهای جستوجو و نجات در تاریخ آمریکا را برای یکی از افسران خدمه ما که یک سرهنگ بسیار مورد احترام نیز هست، انجام داد. با خوشحالی اعلام میکنم که او اکنون سالم است. این نیروی شجاع در کوههای خطرناک ایران، پشت خطوط دشمن قرار داشت و توسط نیروهای دشمن تعقیب میشد؛ آنها هر ساعت به او نزدیکتر میشدند. اما او هرگز تنها نبود، زیرا فرمانده کل قوا، وزیر دفاع، رئیس ستاد مشترک ارتش و سایر نیروها بهصورت ۲۴ ساعته موقعیت او را زیر نظر داشتند و با دقت برای نجاتش برنامهریزی میکردند. به دستور من، ارتش آمریکا دهها هواپیما مجهز به پیشرفتهترین و مرگبارترین سلاحها را برای بازگرداندن او اعزام کرد.... این عملیات نجات، علاوهبر نجات موفق یک خلبان دیگر در روز گذشته انجام شد... این اولینبار در تاریخ نظامی است که دو خلبان آمریکایی بهصورت جداگانه، در عمق خاک دشمن نجات داده میشوند. ما هرگز هیچ نیروی آمریکایی را جا نمیگذاریم...»
نویسنده این فیلمنامه پرت و پلا، یعنی دونالد ترامپ و اعوان و انصارش، نمیدانستند، دوز بلاهت در این سناریوی احمقانه آن قدر بالاست که حتی مریدانشان هم در صحت آن تردید میکنند. اظهارات تکمیلی ترامپ، بر جعلی بودن سناریو افزود؛ ترامپ گفت 155 هواگرد برای این عملیات یعنی نجات یک خلبان به کار گرفته شدند!
نجات خلبان یا سرقت و نابودی مرکز هستهای؟!
گویا ترامپ فیلمهایی مانند «6 روز در انتبه» و «شمارش معکوس» و «دلتا فورس» به خصوص فیلم «تاپ گان: ماوریک» را مقابلش گذارده و از روی آنها سناریو و یا همان متن سخنرانی خود را نوشت. اما خیلی زود سناریوی جعلی نجات خلبان با 155 هواگرد و دهها کماندو و تفنگدار دریایی لو رفت و بازهم صدای کوس رسوایی یکی دیگر از افتضاحات ارتش آمریکا به آسمان رفت.
روز بعد تصاویر لاشههای بمباران شده و سوخته دو هواپیمای غولپیکر سی 130 و دو بالگرد بلک هاوک و چندین بالگرد کوچک لیتل برد، در فرودگاهی متروک واقع در جنوب اصفهان بر صفحه همه خبرگزاریها و سایت خبری دنیا قرار گرفت. محلی که از مکان احتمالی خلبان گمشده بیش از 140 کیلومتر فاصله داشت اما در نزدیکی یک مرکز مهم هستهای ایران قرار داشت!
شواهد موجود و اسناد به دست آمده از هواگردهای یاد شده، نشان داد که دهها کماندو و مقادیر زیادی وسایل و ادوات نظامی و تعداد معتنابهی کارشناسان و مهندسین هستهای همراه این گروه بودهاند که برای عملیاتی بسیار پیچیده و گسترده آماده شده بودند. و بالاخره مشخص شد که چهار فروند هواپیمای C130 آمریکا از اسکادران th SOAR (A)160 یا
th Special 160 Operations Aviation Regiment (Airborne) یگان هوانوردی ویژه ارتش آمریکا که به نام «Night Stalkers» شناخته میشود، به استعداد حدود ۸٠ نفر به همراه ۸٠ نیروی ویژه DELTA FORCE و ۶ هوایپمای جنگنده با ترکیب دو F35 و دو F16 و دو F15 و حداقل ۶ پهپاد رزمی و نظارتی به عنوان پشتیبانی زمینی و هوائی در یک عملیات نفوذ به مرکز هستهای در عمق 500 متری زمین (که بمباران آن به هیچ وجه ممکن نبود) شرکت داشتند.
امدادهای الهی فرا رسیدند
اما برخلاف فیلمهای هالیوودی مانند «دلتا فورس» یا «6 روز در انتبه» و یا «شمارش معکوس» و «تاپ گان: ماوریک»، به خواست و اراده الهی، همه این جهاز عظیم نظامی در تله نیروهای مردمی محلی و فراجا و سایر نیروهای مسلح گیر افتادند؛ ابتدا هواپیمای دوم سی 130 مورد اصابت قرار گرفت و سپس بالگردها و هواپیماهای دیگر و... و حتی گلوله تفنگهای برنوی عشایر غیور منطقه هم به کمک آمد و...
و از این پس عملیات سرقت یا نابودی ذخائر اورانیوم غنی شده تبدیل به عملیات نجات دهها کماندوی سرگشته و گرفتار شد که با حضور جنگندهها و آتش سنگین آنها، با برجا گذاشتن همه ابزار و ادوات نظامی و اسناد و مدارک، از مهلکه گریختند و یکی از مفتضحانهترین شکستها و رسواییهای ارتش آمریکا را ثبت نمودند.
جیمی کارتر (رئیسجمهوری وقت آمریکا) به شکست خود در عملیات طبس برای نجات جاسوسهای آمریکایی اعتراف کرد اما ترامپ، زنجیریتر از آن بود که بتواند به افتضاحی که بالا آورده، اذعان نماید. چراکه او هم یکی از همان شومنهای ابله آمریکایی است که گویا جمجمه خالی و پوکشان بیشتر از این ظرفیت ندارد!
به هر حال برخلاف همه فیلمنامههای هالیوودی، در 16 فروردین 1405 و در جنوب اصفهان نیز مانند صحرای طبس 5 اردیبهشت 1359، باز امدادهای الهی فرا رسیدند و کار را یکسره کردند، آنچه که هیچگاه به مخیله سران و فرماندهان نظامی و استراتژیستها و البته فیلمسازان هالیوودی راه پیدا نمیکند.
البته همچنان که از شکستهای آمریکا در ویتنام و عراق و کوبا و... هم فیلمهای پروپاگاندا درآوردند و حتی از پدیدههایی مثل بن لادن و قتل مشکوکش آثار تبلیغاتی (مثل فیلم «30 دقیقه بعد از نیمه شب») بیرون کشیدند، بعید نیست از همین امروز سفارشهای هالیوودی برای ساخت فیلم یا فیلمها و سریالهایی درباره عملیات پیروزمندانه نجات خلبانهای آمریکایی از داخل خاک ایران، در دستور کار قرار گرفته باشد و در فصل جوایز سینمایی آینده شاهد یکی دو تا از این فیلمها باشیم که جوایز مختلف مانند اسکار هم به آنها تعلق میگیرد!
اگرچه دیگر در دنیا چندان به فیلمهای مغزخور هالیوودی وقعی گذارده نمیشود، اما بیمناسبت نیست سینماگران و فیلمسازان ما هم به فکر ساخت فیلم و سریال از این شکست تاریخی و رسوایی بزرگ آمریکا باشند که شاید جذابترین سوژه سینمایی قرن باشد! و بتواند برنامههای آتی هالیوود در این باره را به بنبست برساند!!