خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۱/۲۲
«جان مرشایمر» دانشمند برجسته روابط بینالملل در اظهاراتی تاکید کرد تنها راه نجات ترامپ از بحرانی که در آن گرفتار شده است پذیرش شکست مقابل ایران است.
در آمریکا، دموکراتها، جمهوریخواهان، سناتورهای کنگره، رسانهها، اندیشکدهها، کارشناسان و مردم عادی همه اتفاقنظر دارند که ترامپ بازنده بزرگ جنگ با ایران بوده است. ترکیب غرور، خودشیفتگی و حماقت باعث شد که ترامپ در باتلاقی فرو رود که هنوز تبعات ویرانگر این باتلاق جامعه آمریکا، منطقه و جهان را رها نکرده است.
در خود آمریکا افزایش شدید تورم و افزایش قیمت بنزین و گازوئیل ناشی از جنگ، مردم و مقامات را بهشدت عصبانی کرده است. «چاک شومر: رهبر دموکراتها در مجلس سنای آمریکا با انتشار یک پست در فضای مجازی تاکید کرده است که مردم آمریکا تاوان حماقت ترامپ را پس میدهند. وی نوشته است: «تورم در حال افزایش که به بالاترین سطح خود طی سالهای گذشته رسیده به دلیل جنگ غیرضروری رخ داده که ترامپ آن را به راه انداخت.
یک جنگ با برنامهریزی بد و بیملاحظه. این هم یک دلیل دیگر که ما را به سمت پایاندادن فوری به این جنگ سوق میدهد.» تعدادی از اعضای کنگره آمریکا نیز از رئیسجمهوری این کشور به خاطر تورم ناشی از جنگ علیه ایران انتقاد کردند.
سناتور «الیزابت وارن» در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس با اشاره به افزایش قیمت سوخت در آمریکا، افزایش هزینههای مربوط به سفر هوائی و حتی هزینههای جدید برای سفارش از فروشگاه دیجیتال آمازون نوشت: «مردم آمریکا هزینه جنگ دونالد ترامپ با ایران را میپردازند». «فرانک پالون» نماینده ارشد دموکرات در کمیته انرژی و تجارت مجلس نمایندگان هم گفت که قیمت مواد غذایی «بهشدت» بالاست زیرا «جمهوریخواهان به ترامپ چراغ سبز دادند تا این جنگ فاجعهبار را ادامه دهد.»
تنها راه ترامپ برای خروج از بحران
کارشناسان برجسته علوم سیاسی و روابط بینالملل هم ایران را پیروز این جنگ میدانند. آنها بر این باور هستند که حتی در مذاکرات نیز ترامپ کارت زیادی برای بازی در مقابل ایران ندارد. «جان مرشایمر» نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل و استاد دانشگاه روز جمعه در همین رابطه عنوان کرد که ایران با داشتن تقریبا تمامی برگهای برنده میتواند در هر مرحله «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا را شکست دهد.
به گزارش ایسنا، پروفسور جان مرشایمر در سخنرانی خود گفت: «ایران تقریبا تمامی برگهای برنده را در اختیار دارد. آنها در موقعیت بسیار قدرتمندی قرار دارند.
با بستن تنگه هرمز میتوانند اقتصاد جهانی را دچار بحران کنند.» وی ادامه داد: «اهرم فشار آنها (ایران) بسیار عظیم است. آنها میتوانند کشورهای شورای همکاری خلیجفارس را بهعنوان جوامعی کارکردی محدود کنند.» مرشایمر تصریح کرد: «ترامپ نمیتواند از نردبان تشدید تنش بالا برود. در هر پله، ایران میتواند او را شکست دهد.»
به گزارش ایسنا این تحلیلگر برجسته در ادامه تاکید کرد که هیچ گزینه خروج جذابی برای ترامپ وجود ندارد و تنها راه خروج، پذیرش شکست است. وی با بیان اینکه ترامپ در وضعیت اضطرار است گفت: ما در حال بازی کردن با دستی بازنده هستیم. این موضوع چیزی فراتر از نابودی یک ریاستجمهوری خواهد بود. ترامپ این را میداند. او تهدید به نابودی کامل کرد چون تشدید تنش به شکست خورد.»
بدترین شکست تاریخ آمریکا
«رابرت پِیپ» دانشمند و استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو نیز در اظهاراتی درباره جنگ متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران گفت: آمریکا بدترین شکست استراتژیک خود را از زمان جنگ ویتنام متحمل شده است و این، حتی ممکن است به شکستی بزرگتر از جنگ ویتنام تبدیل شود.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: ایران تنها در عرض ۴۰ روز به عنوان چهارمین مرکز قدرت جهانی در حال ظهور تبلور پیدا کرده است. پیپ همچنین با اشاره به پذیرش طرح ۱۰ مادهای ایران از سوی آمریکا خاطرنشان کرد که این شروط کاملا طبق خواسته ایران بوده و هیچ دستاوردی برای اهدافی که آمریکا و رئیسجمهور ترامپ برای جنگ عنوان کرده بود، محسوب نمیشود.
«بری روزن»، دیپلمات سابق آمریکایی هم نوشته است: ایران همهچیز را روی میز میخواهد؛ تحریمها، حق غنیسازی، خروج نیروهای آمریکایی و توافقی که اتفاقات لبنان و غزه را نیز پوشش دهد؛ این خیلی سخت است. «روزن»، که پساز اشغال لانه جاسوسی در سال ۱۳۵۸ شمسی ۴۴۴ روز در ایران گروگان بود در یادداشتی در پلتفرم ایکس نوشته است: «چیزی که من با تمام وجودم میدانم این است که جنگ دوباره ایران را نخواهد شکست ما فقط تلاش کردیم، اما جواب نداد. ایران نمیشکند؛ جذب میکند، سازگار میشود و منتظر میماند؛ من این لجاجت را به مدت ۴۴۴ روز از نزدیک تماشا کردم. چیزی که بیشتر از همه مرا آزار میدهد این نیست که ایران درحال حاضر درحال پیروزی است؛ بلکه این است که ما پیروزی را به آنها واگذار کردیم». وی با اشاره به مذاکرات پاکستان گفت: «چارچوب این مذاکرات را تهران پیش میبرد؛ ایران هنوز تنگه هرمز را کنترل میکند و هنوز عوارض میگیرد.»
پرچم پیروزی در دست ایران
روزنامه آمریکایی واشنگتنپست هم در تحلیل مبسوطی به پذیرش آتشبس از سوی دولت ترامپ اشاره کرده و نوشته است اندکی پس از آنکه دونالد ترامپ، تهدید کرد که «کل تمدن» شش هزار ساله ایران را نابود خواهد کرد، جمعیت زیادی به خیابانهای تهران آمدند و پرچم به دست گرفتند؛ اما نه پرچم سفید تسلیم، آنها پرچمهای سبز، سفید و سرخ جمهوری اسلامی را در دست داشتند که همچنان پابرجاست. برخی نیز پرچم ستارهنشان ابرقدرتی را به آتش کشیدند که به گفته رسانههای دولتی ایران، به تازگی «تحقیرش» کردهاند.
به گزارش فارس این رسانه آمریکایی ادامه داد، فارغ از اینکه سرانجام این آتشبس شکننده دو هفتهای چه باشد، توقف خصومتها دستکم با تصاویری از «تسلیم بیقید و شرط» که رئیسجمهور آمریکا بارها خواستارش بود آغاز نشد. طبق این گزارش، ترامپ در ۲۸ فوریه (9 اسفند) با هدف تسلیم بیقید و شرط ایران، نابودی برنامه هستهای و امحای موشکهای بالستیک این کشور، به خاک ایران حمله کرد. او و نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو گفته بودند که امیدوارند این حملات به تغییر حکومت در ایران منجر شود. اما هیچ کدام از این اهداف محقق نشد.
واشنگتنپست ادامه داد، ایران آسیب دیده اما نشکسته است. حاکمیت نهتنها فرو نپاشیده، بلکه سرسختتر شده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان تسلیحاتی از جمله موشکهای بالستیک برای شلیک دارد و همچنین در نقطهای از ایران، چند صد کیلوگرم اورانیوم غنیشده همچنان به عنوان ماده اولیه بالقوه برای ساخت سلاح هستهای وجود دارد.
به اعتقاد روزنامه واشنگتنپست، توافق دراماتیک بامداد روز چهارشنبه (19 فروردین) برای مکث در جنگ، کمتر شبیه به یک مسیر خروجی است و بیشتر به یک پارکینگ کنار جاده میماند برای همه طرفهای درگیر. بدون مذاکرات معنادار که قطعاً بیش از ۱۴ روز زمان میبرد، خستگی بهتنهائی برای دور نگه داشتن خشونت کافی نخواهد بود.
واشنگتنپست با اشاره به عقبنشینیهای مکرر ترامپ از اظهاراتش در قبال ایران ادامه داد، گرچه دو طرف در حال بازی خطرناک «رقابت در عقبنشینی نکردن» بودند، ترامپ چندینبار ضربالاجل خود را عقب انداخت و سپس در شبکه اجتماعی تروثسوشال تهدید کرد که «امشب کل یک تمدن خواهد مرد». این جمله حتی جمهوریخواهان را نیز به واکنش واداشت. سناتور لیزا مورکاوسکی آن را «توهین به آرمانهایی که ملت ما به دنبال حفظ آنهاست» خواند.
خیالپردازی آمریکا
واشنگتنپست ادامه داد، جمعیتی که روز آتشبس در تهران گرد آمدند، شعار سرسختی و مقاومت سر دادند، نه شکست. پرچم آمریکا و اسرائیل را سوزاندند و آنچه را رسانههای دولتی «مقاومت در برابر حمله یک ابرقدرت» خواندند جشن گرفتند. در مقابل، کاخسفید اصرار داشت که به تمام اهداف پیش از جنگ خود رسیده: ارتش ایران فلج شده، نفت جریان مییابد و رهبران جدید تهران بهتر از رهبران پیشین ایران هستند؛ کارشناسان اما این ادعاها را در بهترین حالت «خیالپردازی» میدانند.
این رسانه آمریکایی در ادامه بر سلطه ایران بر تنگه هرمز در پی تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک ایران اشاره کرد و نوشت، ایران گفته است موشکهایش همچنان گلوی خلیج فارس را نشانه گرفتهاند. با گزارشهایی مبنی بر درخواست ایران برای دریافت هزینه عبور نفتکشها، شرکتهای کشتیرانی با چشماندازی بیسابقه روبهرو هستند و به گفته تحلیلگران، این تسلط ایران بر تنگه هرمز پیامدی بسیار ناخوشایند برای غرب و حتی کشورهای عرب منطقه است.
واشنگتنپست با اشاره به واکنشها به آتشبس در سرزمینهای اشغالی نوشته است رهبر اپوزیسیون اسرائیل یائیر لاپید، این آتشبس را یکی از بزرگترین «فجایع سیاسی تاریخ اسرائیل» خواند و گفت نتانیاهو «در سیاست و راهبرد شکست خورد و به هیچ یک از اهدافی که خودش تعیین کرده بود نرسید.» یکی از نمایندگان راستگرای ائتلاف نتانیاهو نیز در پیامی مستقیم خطاب به ترامپ نوشت: «دونالد، معلوم شد که تو یه اردکی (کنایه از بزدل بودن).»
سیانان: سرنوشت ناتو در گروی جنگ ایران قرار دارد
شبکه سیانان در گزارشی تحلیلی با بررسی اقدامات و تهدیدهای ترامپ علیه ناتو نوشته است: پیامدهای ماندگار جنگ با ایران، شاید در هیچ حوزهای به اندازه آینده ائتلاف ناتو مهم نباشد.
ترامپ برخلاف ژستهای قبلی خود که برای باز کردن تنگه هرمز نیازی به ناتو ندارد اما گزارشها نشان میدهد که بهشدت اعضای ناتو را برای اعزام نیرو و ناو به خلیجفارس تحت فشار قرار داده است. براساس گزارشها ترامپ در دیدار اخیر خود با «مارک روته» دبیرکل ناتو، تهدید کرد که آن دسته از کشورهای عضو ناتو که به واشنگتن در جنگ با ایران کمک نکردند را مجازات خواهد کرد. سیانان هم در گزارشی با اشاره به این که سرنوشت ناتو در گروی جنگ با ایران است نوشته است: ترامپ بارها خشم خود را متوجه اعضای ناتو کرده و گفته است آنها در کمک به آمریکا در برابر ایران کوتاهی کردهاند. او هفته گذشته نیز ناتو را «ببری کاغذی» نامید و گفت در حال بررسی خروج از این اتحاد است.
به نوشته سیانان، رئیسجمهوری آمریکا، این کشور و به تبع آن جهان را بیشتر به سمت وضعیتی سوق داده که در آن «قدرت، حق را تعیین میکند» و کشورهای بزرگ میتوانند کشورهای کوچکتر را مرعوب کنند. این گزارش در پایان نتیجه گرفته است به احتمال زیاد پیامدهای جنگ با ایران ماندگار خواهد بود؛ و شاید در هیچ حوزهای این مسئله به اندازه آینده اتحاد ناتو مهم نباشد.
روایت غربی و عبری از شکست آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران
تحلیلگران ارشد در واشنگتن و تلآویو بر این واقعیت صحه میگذارند که فرایند ۴۱ روزه نبرد با ایران، عملاً به تثبیت جایگاه استراتژیک تهران در تراز بینالمللی منجر شده است. از نگاه ناظران غربی، تنها خروجیِ قطعیِ رویکرد ترامپ و نتانیاهو، ناکامی در تحقق اهدافِ نظامی و پذیرش نظمِ جدیدی است که ایران در رأس آن قرار دارد.
آوریل ۲۰۲۶ منطقه غرب آسیا شاهد یکی از سرنوشتسازترین پیچهای تاریخی خود در دهههای اخیر بود. جنگی که با محاسبات غلط واشنگتن و تلآویو و با هدف فروپاشی ساختار قدرت در ایران از طریق ترور آیتالله شهید سیدعلی خامنهای و حملات هوائی گسترده آغاز شده بود، در چهلویکمین روز خود به بنبستی مرگبار برای متجاوزان رسید. برخلاف تصور اتاقهای فکر غربی، نهتنها ثبات سیاسی ایران متزلزل نشد، بلکه دکترین «وحدت میادین» تهران، هیمنه نظامی رژیمصهیونیستی را در هم شکست و اقتصاد جهانی را با بحران بیسابقه بدهی روبهرو کرد. خوانش نخبگان امنیتی و رسانههای معتبر غربی و عبری، ضمن واکاوی دلایل شکست استراتژیک آمریکا و اسرائیل، به تثبیت جایگاه ایران و تبدیل آن به قدرت بلامنازع منطقهای میپردازد.
شکست دکترین «هدف گرفتن رهبری» و بازدارندگی هوایی
اولین ستون استراتژیک این نبرد، ابطال فرضیه «هدف گرفتن رهبری» (Decapitation) بود. همانطور که در مقالات CSIS و تحلیلهای رابرت پیپ اشاره شده، تصور واشینگتن و تلآویو این بود که با حذف فیزیکی رهبری ارشد ایران، ساختار قدرت دچار فروپاشی میشود.اما واقعیت میدانی نشان داد ساختار قدرت در ایران نه «فردمحور» که «نهادمند» است. انتقال سریع قدرت به رهبری جدید و انسجام داخلیِ بلافاصله پس از بحران، شوک بزرگی به محاسبات غرب وارد کرد. ثابت شد که قدرت سخت (نیروی هوائی و ترور) در برابر یک نظام سیاسی که دارای عقبه مردمی و پویایی تشکیلاتی است، نه تنها باعث فروپاشی نمیشود، بلکه به «تله تنشزایی» (Escalation Trap) منجر میگردد؛ جایی که متجاوز راهی برای خروج آبرومندانه نمییابد.
پیروزی استراتژی«وحدت میادین» بر «تفکیک جبههها»
حیاتیترین دستاورد راهبردی ایران در این مقطع، تثبیت دکترین «وحدت میادین» بود. تلآویو تلاش داشت با تمرکز بر غزه یا لبنان، جبههها را از هم جدا کرده و ایران را در انزوای دیپلماتیک قرار دهد. اما پافشاری تهران بر اینکه «هرگونه توافقی باید شامل لبنان (حزبالله) باشد»، عملاً قدرت دیکته کردن شروط را از آمریکا گرفت.
اینکه حزبالله علیرغم ۴۱ روز نبرد سنگین، همچنان «دست برتر» را در شمال فلسطین اشغالی حفظ کرده است، به معنای شکست استراتژی «دفاع لایهای» اسرائیل است. داوید آزولای (David Azoulai)، رئیس شورای شهرک المطله، در مصاحبه با رادیو ۱۰۳FM و روزنامه معاریو به ناتوانی ارتش اسرائیل در شکست حزبالله حتی پس از ۱۰۰ سال اعتراف میکند و این نشاندهنده فرسایش کامل «اراده نظامی» در برابر «ایمان سازمانی» است.
خودکشی استراتژیک و بحران جهانی بدهی
از منظر تحلیلگران اقتصادی مانند هنری توگندهات (در فارین افرز) و پپه اسکوبار، بزرگترین اشتباه آمریکا نادیده گرفتن «تابآوری ژئواکونومیک» ایران بود. جنگی که قرار بود کوتاهمدت و محدود باشد، به یک شوک انرژی و به تبع آن یک «بحران بدهی جهانی» تبدیل شد.
وقتی ایران با قدرت موشکی و پهپادی خود توانست امنیتِ انرژی و بازارهای مالی را تحت تأثیر قرار دهد، واشنگتن بین دو گزینه «حمایت مطلق از اسرائیل» و «حفاظت از اقتصاد ملی خود» گیر کرد. انتخاب آتشبس توسط آمریکا در ۸آوریل ۲۰۲۶، در واقع اعتراف به این بود که هزینه حفظ منافع اسرائیل، به قیمت فروپاشی سیستم مالی غرب (Wall Street) تمام شده است. این یعنی «نفت» و «مسیرهای تجاری» همچنان سلاحی برندهتر از جنگندههای اف-۳۵ هستند.
گذار از «غرش شیر»به «فریب افکار عمومی»
در سطح تحلیل سیاسی داخلی، متن به شکافی عمیق میان «ادعاهای نتانیاهو» و «واقعیت میدان» اشاره دارد. توصیف «تبدیل غرش شیر به ناله گربهها» توسط آوی اشکنازی، نشاندهنده سقوط اعتبار طبقه حاکم نظامی در اسرائیل است.
وقتی لیبرمن و لاپید از «فاجعه بیسابقه» صحبت میکنند، یعنی بازدارندگی که ستون اصلی بقای این رژیم بود، فرو ریخته است. «امنیت برای نسلها» به یک شعار توخالی تبدیل شده و شهرکنشینان دیگر به چتر حمایتی ارتش اعتماد ندارند. این بحرانِ اعتماد، ایران را در وضعیتی قرار داده که بدون نیاز به اشغال سرزمینی، توانسته است «پروژه صهیونیسم» را از درون دچار فروپاشی ساختاری کند.
ایران به مثابه قدرت ناگزیر منطقهای (fait accompli)
نتیجهگیری نهائی تمام این تحلیلها (از اسکوبار تا مؤسسه مطالعات امنیت قومی تلآویو) یک چیز است: ایران به عنوان یک «واقعیتِ برتر» نه تنها در صحنه منطقهای، بلکه بینالمللی تثبیت شده است.
برنامه هستهای دستنخورده باقی مانده، توان موشکی و پهپادی کارآمدی خود را در شکستن گنبدهای دفاعی ثابت کرده و همپیمانان منطقهای ایران (محور مقاومت) منسجمتر از قبل شدهاند. پذیرش شروط ایران برای آتشبس، به معنای امضای «سند پایان هژمونی تکقطبی» در خاورمیانه است. از این پس، هیچ ترتیبات امنیتی یا اقتصادی در منطقه بدون امضای تهران و در نظر گرفتن منافع راهبردی آن ممکن نخواهد بود.
این جنگ، برخلاف پیشبینیهای آمریکا و اسرائیل، به جای تضعیف ایران، باعثِ «غربال استراتژیک» شد؛ دشمنان ایران تمام کارتهای خود (ترور، جنگ هوایی، فشار اقتصادی) را بازی کردند و در مقابل، ایران با مدیریت هوشمندانهِ تنش و استفاده از ظرفیت اتحادهای منطقهای، از دل تهدید، یک «فرصت تاریخی برای رهبری نظام جدید منطقهای» ساخت. این تصویر، مصداق بارز آن چیزی است که رابرت پیپ «شکست راهبرد فشار نظامی در برابر اراده ملی»مینامد.