خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۱/۲۳
خروج هیئت آمریکایی از مدار مذاکرات فشرده اسلامآباد، نقطه پایانی بر توهمی بود که گمان میکرد میتوان شکستهای سنگین نظامی را در پشت میزهای دیپلماسی جبران کرد. این نشست ۲۱ ساعته که در سطحی بالا برگزار شد، نشان داد که دستگاه دیپلماسی ایران، با تغییر بنیادین در محاسبات قدرت، دیگر اجازه نخواهد داد «زیادهخواهی» جایگزین «مذاکره» شود. واشنگتن که با هدف بازپسگیری دستاوردهای از دست رفته در میدان نبرد پا به این کارزار گذاشته بود، با دیوار سخت واقعیتی روبهرو شد که ریشه در حماسه چهل روزه نیروهای مسلح و تغییر موازنه قوا در منطقه دارد.
از میدان نبرد تا میز مذاکره
پیش از آنکه به جزئیات مذاکرات اسلامآباد بپردازیم، باید نگاهی به اتمسفر حاکم بر این نشست انداخت. این مذاکرات در شرایطی برگزار شد که پیش از آن ابهت پوشالی تکنولوژی نظامی آمریکا در هم شکسته بود. تا جایی که آسمان ایران در ایام جنگ ۴۰ روزه به گورستان پرندههای مدعیِ واشنگتن تبدیل شد. از جنگنده F-15 (ملقب به شکارچی آسمان)،A10 (گراز) و F-35 گرفته تا بالگردهای بلکهاوک و پهپادهای پیشرفته، همگی در برابر سد آهنین پدافند بومی ایران زمینگیر شدند.
از این رو امروز نه نوکی برای آن عقابهای مدعی مانده و نه چنگالی برای گرازهای آمریکایی؛ آنچه ترامپ با وقاحت تمام «عملیات موفق نجات» مینامید، در واقع آناتومی یک شکست فضاحتبار و تکرار کابوس طبس در جنوب اصفهان بود. در چنین شرایطی، تیم مذاکرهکننده ایرانی نه در موضع ضعف، بلکه برای تثبیت پیروزیهای درخشان میدان وارد پاکستان شد.
معماری مذاکرات و توهمات تیم آمریکایی
مذاکرات در سطوح مختلف برگزار شد؛ از پنلهای کارشناسی تا نشستهای سهجانبه با حضور میانجیگر پاکستانی. ترکیب هیئتها نشاندهنده اهمیت موضوع بود: محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس)، سید عباس عراقچی (وزیر امور خارجه) و علیاکبر احمدیان (عضو شورای دفاع) در برابر جیدی ونس (معاون رئیسجمهور آمریکا) و مشاورانی چون کوشنر و ویتکاف قرار گرفتند.
اما نقطه گسل اینجا بود که آمریکا با ذهنیت قرن بیستمی به دنبال بازگشایی تنگه هرمز و خروج مواد غنیشده از ایران بود. منابع نزدیک به هیئت کشورمان بهدرستی تأکید کردند: «طرف آمریکایی چیزی را مطالبه میکرد که در میدان نبرد کسب نکرده بود؛ آنچه در افتضاح طبس-۲ به دست نیامد، در میز دیپلماسی نیز قابل معامله نیست.»
روایت سخنگوی وزارت خارجه از مذاکرات
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه با ارائه گزارش کوتاهی از مذاکرات ایران-آمریکا در اسلامآباد پاکستان در شبکه ایکس نوشت:
«دیپلماسی برای ما ادامه جهاد مقدس مدافعان ایران زمین است. تجربه بدعهدیها و بدسگالیهای آمریکا را فراموش نکرده و نمیکنیم. همانطور که جنایات شنیع ارتکابی آنها و رژیم صهیونیستی در جریان جنگهای تحمیلی دوم و سوم را نخواهیم بخشید. امروز روز پر کار و طولانی برای هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در اسلامآباد بود. مذاکرات فشردهای که از صبح روز شنبه با مساعی جمیله و میانجیگری پاکستان شروع شد تا الان بدون وقفه ادامه داشته و پیامها و متون متعددی بین دو طرف تبادل شده است.
مذاکرهکنندگان ایرانی، از همه توان و تجربه و دانش خود برای صیانت از حقوق و منافع ایران بهره میگیرند. داغ سنگین بزرگان و عزیزان و هموطنانمان، عزم ما را در پیگیری منافع و حقوق ملت ایران جزمتر از هر زمانی کرده است. هیچ چیزی نمیتواند و نباید ما را از پیگیری رسالت سترگ تاریخی خود در قبال میهن محبوب و تمدن شریف ایرانی باز دارد. جمهوری اسلامی ایران مصمم به استفاده از همه ابزارها از جمله دیپلماسی برای تامین منافع ملی و حراست از مصالح کشور است. در ۲۴ ساعت گذشته در مورد ابعاد مختلف موضوعات اصلی مذاکره شامل تنگه هرمز، موضوع هستهای، غرامت جنگ، رفع تحریمها و خاتمه کامل جنگ علیه ایران و در منطقه، گفتوگو شد.
موفقیت این فرآیند دیپلماتیک منوط به جدیت و حسن نیت طرف مقابل و خودداری از زیادهخواهی و خواستههای غیرقانونی، و پذیرش حقوق حقه و منافع مشروع ایران است. از دولت و مردم خونگرم و شریف جمهوری اسلامی پاکستان بهخاطر میزبانی مذاکرات و مساعی جمیله آنها در پیشبرد این روند قدردانی میکنیم.»
روایت وارونه «ونس» در قامت پیامرسان تلفنی!
اظهارات جیدی ونس، پادوی شماره دو کاخ سفید پس از ۲۱ ساعت مذاکره بیفرجام، مصداق بارز وقاحت دیپلماتیک و نعل وارونه زدن بود. او در حالی مدعی شد مذاکرات «قابلتوجه» اما نتیجه آن «شکست ایران» بوده که نگاهی به واقعیات میدان، روایت دیگری را رقم میزند. ونس در حالی ادعای «اختیار کامل» داشت که در طول مذاکرات، ۶ تا ۱۲ بار ناچار شد برای کسب تکلیف با ترامپ تماس بگیرد؛ رفتاری که نشان داد وی نه یک دیپلمات مقتدر، که تنها یک «پیامرسان تلفنی» برای دیکتههای واشنگتن بوده است.
او از «پیشنهاد نهائی» سخن گفت، اما به عمد نامی از پیششرطهای مقتدرانه ایران نیاورد که کاخ سفید را ناگزیر به پذیرش آنها کرد. ونس تلاش کرد با کلیدواژه «مذاکرات قابلتوجه»، اشتیاق مفرط آمریکا برای خروج از بنبست را پنهان کند. واقعیت آن است که نشستن پشت میز مذاکرهای ۲۱ ساعته، یعنی پذیرش ضمنی چارچوب قدرت جمهوری اسلامی. این مقام بیاختیار آمریکایی با ابهامآفرینی پیرامون «مسیرهای دستیابی سریع به سلاح هستهای»، در پی ترور حق غنیسازی صلحآمیز ملت ایران بود؛ مطالبهای غیرقانونی که هیچ مسئول باغیرتی در ایران آن را امضا نخواهد کرد. ونس با تکنیک «ضربالاجل کاذب»، سعی کرد توپ را به زمین ایران بیندازد، اما سابقه سیاه آمریکا در خروج از برجام، بمباران میز مذاکره و جنایت ترور شخصیتهای جمهوری اسلامی اعتبار هرگونه «پیشنهاد نهائی» از سوی شیطان بزرگ را به صفر رسانده است. در نهایت، آنچه ونس «شکست ایران» مینامد، در حقیقت پایداری بر خطوط قرمز و پیروزی منطق مقاومت است.
واشنگتن در بنبست استراتژیک
حتی رسانههای غربی مانند گاردین نیز نتوانستند برتری ایران را کتمان کنند. واقعیت این است که جیدی ونس در شرایطی پا به اسلامآباد گذاشت که ایران پس از درهم کوبیدن حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، دست برتر را در منطقه دارد. محمد مرندی، تحلیلگر مسائل بینالملل، بهدرستی اشاره کرد که دولت ترامپ اساساً مذاکره را جدی نمیگرفت و صرفاً به دنبال نمایشی برای پوشش شکستهای خود بود.
حتی عطاءالله مهاجرانی نیز در واکنشی قاطع به ادعاهای ونس نوشت:
«خبر بدتر برای آمریکاست. آمریکا پیشنهاد مذاکرات داده بود. واسطه تراشیده بود. با شرایط دهگانه ایران برای مذاکره موافقت کرده بود. منتها میخواست آنچه را در میدان جنگ نتوانسته بود به دست بیاورد در مذاکرات حاصل کند. تنگه هرمز با تهدید و زیر و رو کشیدن و جنگ روانی باز نشد.»
دیپلماسی اقتدار در سایه «دفاع ملی»
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز که خود در متن این نبرد دیپلماتیک حضور داشت، در گزارشی صریح به پیشگاه ملت ایران نوشت:
«پیش از مذاکرات تاکید کردم که ما حسن نیت و اراده لازم را داریم ولی به دلیل تجربیات دو جنگ قبلی، اعتمادی به طرف مقابل نداریم. همکاران من در هیئت ایرانی میناب ۱۶۸ ابتکارات رو به جلویی مطرح کردند ولی طرف مقابل در نهایت نتوانست در این دور از مذاکرات اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند. آمریکا منطق و اصول ما را درک کرد و حالا وقت آن است تا تصمیم بگیرد که آیا میتواند اعتماد ما را جلب کند یا نه؟
ما هر آینه، دیپلماسی اقتدار را روش دیگری در کنار مبارزه نظامی برای احقاق حقوق ملت ایران میدانیم و لحظهای از تلاش برای تثبیت دستاوردهای چهل روز دفاع ملی ایرانیان دست نخواهیم کشید. قدردان تلاشهای کشور دوست و برادر پاکستان برای تسهیل فرآیند این مذاکرات هستم و به ملت پاکستان درود میفرستم.
ایران یک پیکر است با ۹۰ میلیون جان، از تمام ملت قهرمان ایران که با توصیه مقام معظم رهبری و با حضور در خیابان پشتیبان فرزندان خود بودند و دعای خیر را بدرقه راه ما کردند سپاسگزارم و به همکارانم در این مذاکرات فشرده ۲۱ ساعته خداقوت میگویم. زنده و پاینده باد ایران عزیز!»
ابتکار عمل دست ماست نه کاخ سفید
دونالد ترامپ، این قماربازِ شکستخورده، بار دیگر با زبان تهدید ظاهر شده و از «محاصره دریایی تنگه هرمز» سخن میگوید. باید از این مردک احمق پرسید: مگر در طول این ۴۰ روز نبرد، ناوهای هواپیمابر «جرالد فورد» و «آبراهام لینکلن» با آن همه خدم و حشم و جنگندههای به اصطلاح فوقپیشرفته، چه گِلی بر سر تو و نتانیاهو گرفتند که حالا دوباره لاف میزنی؟
واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران بنا بر بیاعتمادی مطلق به دشمن بدعهد وارد مذاکره شد. تیم ایرانی نشان داد که نه تشنه توافق به هر قیمتی است و نه مرعوب مانورهای رسانهای. پیام اسلامآباد روشن بود؛ دوران فشار حداکثری به پایان رسیده است. امروز، در حالی که دیپلماتهای ما با عزت به میهن بازگشتند، دستهای نیروهای مسلح قهرمان همچنان روی ماشه است. دشمن بداند اگر بخواهد از خطوط قرمز عبور کند، باقیمانده «کُرک و پشم» استکبار در منطقه به باد خواهد رفت. ابتکار عمل نه در کاخ سفید، بلکه در دست فرزندان غیور ایران در میدان و دیپلماسی است.
سناتور آمریکایی: هم ما، هم اسرائیل پدافندهایمان تمام شده است
سناتور آمریکایی گفت: ما اکنون موشکهای رهگیرمان تمام شده است. ما برای هر بار سرنگونی یک پهپاد ۵۰ هزار دلاری ایرانی،
۲.۴ میلیون دلار هزینه میکنیم. اسرائیلیها هم موشکهایشان تمام شده است.
مارک وارنر، سناتور دموکرات از ویرجینیا و عضو ارشد دموکرات کمیته اطلاعات سنا روز یکشنبه در مصاحبه با سیانان از تهدیدات جدید ترامپ علیه ایران انتقاد کرد.
وی با اشاره به ادعاهای ترامپ علیه ایران گفت: «این دولت، باید به خاطر داشته باشد که هیچ تهدید قریبالوقوعی متوجه آمریکا نبود. دونالد ترامپ این جنگ را انتخاب کرد».
وارنر با اشاره به شکست اهداف آمریکا از تجاوز نظامی به ایران افزود: «ترامپ گفت که چهار هدف دارد. اول، تغییر حکومت بود و من فکر میکنم تمام اطلاعات ما نشان میدهد که رهبری فعلی حتی از رهبری قبلی رادیکالتر است. خلاص شدن از شر این اورانیوم غنیشده، اینها قوطیهای ۴۵۰ کیلوگرمی و بسیار ناپایداری هستند. این یک عملیات ساده نخواهد بود. برای محافظت از محیط اطراف به
۱۰ هزار نیروی زمینی نیاز است. ما باید نیروهای ویژه را بفرستیم و ایرانیها میتوانند... نیروهای ما را به دام بیندازند و این اورانیوم ناپایدار بسیار بسیار خطرناک خواهد بود».
سناتور آمریکایی افزود: «این ایده که ما از شر تمام موشکهای بالستیک خلاص شدهایم، کاملاً اشتباه است. خدا را شکر که آن خلبانان نجات یافتند، اما آنها هواپیماهای ما را زدند و نکته دیوانهکننده اینجاست، با این جنگ انتخابی، ما اکنون موشکهای رهگیرمان تمام شده است».
به گزارش فارس، وارنر شرح داد: «ما برای هر بار سرنگونی یک پهپاد ۵۰ هزار دلاری ایرانی، ۲.۴ میلیون دلار هزینه میکنیم. اسرائیلیها هم موشکهایشان تمام شده».
سناتور آمریکایی با اشاره به وضعیت تنگه هرمز افزود: «من نمیدانم غیر از این ایده که ترامپ هر دو انتهای تنگه را مسدود کند، چگونه میخواهد دوباره آن را باز کند، چگونه میخواهیم کشتیها را از آن عبور دهیم... آنها ۳۰۰ تا ۵۰۰ قایق تندرو کوچک دارند که میتوانید روی آنها بمب یا مین بگذارید. ما تقریباً هیچکدام از آنها را از بین نبردهایم».
وارنر افزود: «من نمیبینم که بعد از ۴۰ روز از این جنگ، ما یا متحدانمان امنتر باشیم. حتی مطمئن نیستم اسرائیل امنتر باشد. این ایده که رئیسجمهور طوری رفتار میکند که انگار از بستن تنگه یا حمله به متحدان خلیجفارسی ما توسط ایرانیها غافلگیر شده، نشان میدهد که یا به او گزارش نمیدهند یا اطلاعات را نمیخواند. این یکی از دلایلی است که چرا ۴۷ سال هیچ رئیسجمهور آمریکایی این اقدام را انجام نداد. ما میدانستیم که آنها تنگه را میبندند و به متحدان ما در خلیجفارس حمله میکنند».
من نمیفهمم محاصره تنگه چطور قرار است ایرانیها را مجبور به باز کردن آن کند؟
سناتور آمریکایی با اشاره به آخرین تهدیدات ترامپ درباره تنگه هرمز بیان کرد: «من نمیفهمم محاصره تنگه چطور قرار است ایرانیها را مجبور به باز کردن آن کند. ارتباطش را نمیبینم».
وی با اشاره به پیامدهای تجاوز نظامی به ایران گفت: «میدانیم که بنزین ۴ دلار به ازای هر گالن شده است. میدانیم ۲۵ درصد گاز طبیعی جهان از این تنگه عبور میکند. میدانیم مقدار زیادی آلومینیوم هم از آن عبور میکند. میدانیم اوضاع بسیار وخیم است. کشورهای آسیایی الان دارند اقتصادشان را هفتهای یک روز تعطیل میکنند. قیمت کود سر به فلک کشیده است».
مارک وارنر افزود: «چیزی که من امیدوار بودم این بود که بتوانیم به یک آتشبس یا پایان مذاکرهشده برسیم. اما حتی با آن، شما شاهد ادامه قیمتهای بیسابقه انرژی نه برای هفتهها، بلکه برای ماهها و سالها خواهید بود و این که محاصره تنگه چطور ناگهان آن را باز میکند، من این منطق را نمیفهمم».
وی با اشاره به این که دولت ترامپ مجبور شد بخشی از تحریمهای نفتی ایران را لغو کند افزود: «طنز ماجرا اینجاست. وقتی رئیسجمهور تصمیم گرفت تحریمهای نفت ایران را که قبلاً در دریا بود، لغو کند، ما به معنای واقعی کلمه ۱۴ میلیارد دلار به حکومت ایران دادیم. ما داریم به ایرانیها کمک میکنیم تا به ما، به اسرائیل و به متحدانمان حمله کنند. این دیوانهوارترین و وارونهترین سیاستی است که میتوانم تصور کنم. یعنی اگر میخواهید ایران را دچار مشکل کنید، چرا تحریمهای نفتی را برمیدارید؟ این دیوانگی است».
وارنر با اشاره به وضعیت آمریکا در صورت ادامه درگیریها گفت: «هنوز با هیچ آمریکایی برخورد نکردهام که بخواهد پسر یا دخترش را به یک جنگ زمینی دیگر در خاورمیانه بفرستد، مخصوصاً در ایران».
سناتور آمریکایی با اشاره به عدم دفاع آمریکا از متحدان حوزه خلیجفارس گفت که کشورهای عربی ممکن است رویکرد خود را این باره تغییر دهند، چرا که آمریکا در این جنگ تنها از اسرائیل محافظت کرد.
تاکنون اعضای متعددی از کنگره مخالفت صریح خود را با حمله به ایران نشان دادهاند. علاوهبر این، سناتورها در حال ارائه طرحی برای محدودسازی اختیارات جنگی رئیسجمهور آمریکا هستند.