خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۱/۲۶
زلزله سیاسی در سرزمینهای اشغالی با شکست مهره ترامپ و نتانیاهو در مجارستان
شکست «ویکتور اوربان» متحد سیاسی ترامپ و نتانیاهو در انتخابات مجارستان بازتاب وسیعی در رسانههای عبریزبان داشت و این رسانهها از این شکست به عنوان زلزلهای سیاسی برای رژیم اسرائیل یاد میکنند.
ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان و یکی از وفادارترین متحدان جهانی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نخستوزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی روز یکشنبه پس از ۱۶ سال قدرت، شکست را پذیرفت، زیرا حزب راست میانه «تیسا» به رهبری «پیتر ماگیار»، رهبر مخالفان، پیشتازی قاطعی را به دست آورد. در این انتخابات میزان مشارکت در تاریخ پساکمونیستی مجارستان بالاترین میزان بود و نزدیک به ۷۸ درصد از رأیدهندگان واجد شرایط در آن شرکت کردند.
در طول دوران نخستوزیری ویکتور اوربان وی از هیچ حمایتی از نتانیاهو و ترامپ کوتاهی نکرد. جمهوریخواهان دولت آمریکا و اعضای ارشد حزب لیکود در وزارت خارجه رژیم صهیونیستی هم نهایت تلاش خود را جهت بقای اوربان در راس معادلات سیاسی و اجرائی مجارستان صورت دادند و حتی انتقادات شدید افکار عمومی این کشور اروپایی بابت دخالت در انتخابات را نیز نادیده انگاشتند. با همه این اوصاف، پیروزی جریان راست میانه در مجارستان به 16 سال حضور مستمر اوربان در مسند قدرت پایان داد.
مجارستان تنها عضو اتحادیه اروپا است که تحریمها علیه شهرکنشینان خشونتطلب کرانه باختری را مسدود کرده است. اوربان همچنین بارها بیانیههای مشترک اتحادیه اروپا در محکومیت حملات اسرائیل را مسدود و رئیس سیاست خارجی این اتحادیه را مجبور کرد که آنها را فقط به نام خود صادر کند. در جریان جنگ غزه، اوربان بارها به نمایندگی از کشورش به قطعنامههای مجمع عمومی سازمان ملل متحد در محکومیت نسلکشی صهیونیستها رای منفی داد و در کسوت یک «متحد مطلق» برای جریان قدرت در آمریکا و اراضی اشغالی ایفای نقش نمود. به گزارش تسنیم اگرچه کشورهای عضو اتحادیه اروپا از جمله آلمان و فرانسه نیز در تاثیرپذیری از لابی صهیونیسم تفاوت چندانی با دولت اوربان نداشتند اما ابراز این وابستگی از سوی دولت مجارستان، اوربان را به مهرهای منحصر به فرد برای تلآویو و واشنگتن تبدیل کرده بود. ترامپ معتقد بود اوربان نقطه ثقل و نماد اصلی گرایش اروپا به جریان ناسیونالیسم افراطی محسوب میشود و مهمترین نقش را در دفرمهسازی اتحادیه اروپا به سود اهداف اقتصادی و امنیتی آمریکا ایفا میکند.
زلزله سیاسی برای نتانیاهو
شکست اوربان در انتخابات پارلمانی مجارستان بازتاب گستردهای نیز در رسانههای عبری زبان داشت.رسانههای عبری از شکست «ویکتور اوربان»، نخست وزیر مجارستان در انتخابات سراسری این کشور به عنوان زلزلهای سیاسی یاد کردند؛ رخدادی که بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ را به شدت نگران کرده است.
روزنامه عبری زبان «معاریو» گزارش داد که شکست اوربان لرزهای سیاسی ایجاد کرده و بازتاب آن به دفتر نخست وزیر رژیم صهیونیستی رسیده است. این روزنامه نوشت اوربان طی ۱۶ سال زمامداری خود، با استفاده از حق وتو، مانع تصویب بسیاری از تصمیمات اتحادیه اروپا علیه «اسرائیل» شد و به عنوان قویترین متحد این رژیم در اروپا شناخته میشد.
به نوشته این رسانه، با شکست اوربان، «اسرائیل» یکی از مهمترین حامیان خود را در اتحادیه اروپا از دست داده و اکنون تنها جمهوری چک به عنوان کشوری همسو با آن باقی مانده است. معاریو افزود که نتانیاهو برای جلوگیری از تکرار چنین سرنوشتی در انتخابات آینده، تلاش خواهد کرد از هر ابزاری بهره گیرد؛ از جمله تداوم وضعیت اضطراری و ادامه جنگ در چندین جبهه. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی فلسطین این روزنامه همچنین تصریح کرد که در صورت برگزاری انتخابات، نتانیاهو ممکن است با تشدید فضای امنیتی و افزایش تحریکات علیه شهروندان عرب، درصدد کاهش مشارکت آنان در روند رأیگیری برآید.
در همین حال، روزنامه عبری زبان «یدیعوت آحارونوت» نیز شکست اوربان را زلزلهای شدید و ضربهای بزرگ برای «اسرائیل»و آمریکا توصیف کرد. این روزنامه تاکید کرد که نتانیاهو در سالهای اخیر در تلاش برای اعمال اصلاحات قضائی و محدود کردن دستگاه قضائی، از الگوی اوربان پیروی کرده و شکست وی میتواند زنگ خطری برای آینده سیاسی نخست وزیر رژیم صهیونیستی باشد.
سیانان هم در گزارشی نوشته است شکست «ویکتور اوربان» نخستوزیر مجارستان در انتخابات به این معنی است که این کشور برای اولین بار از سال ۲۰۱۰ شاهد تغییر در دولت خود خواهد بود و پوپولیسم در آن پایان یافته است؛ این شکست در حالی رخ داد که رئیسجمهوری آمریکا و معاون وی آشکارا از اوربان حمایت کرده بودند. به نوشته سیانان پس از پیروزی ماگیار، قانونگذاران آمریکایی هر دو حزب اصلی، به او تبریک گفتند. هرچند برخی دموکراتها، شکست اوربان را نویدبخش انتخابات میاندورهای نوامبر (آبان) در ایالات متحده توصیف کردند.
همزمان با تشدید شکافها بین ترامپ و متحدان اروپایی ناتو بر سر جنگ ایران، روزنامه وال استریت ژورنال هم در گزارشی از آمادگی اروپا برای ناتوی منهای آمریکا خبر داده است.
تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و متحدانش به کابوسی برای ترامپ، جمهوریخواهان، پنتاگون، مردم آمریکا و ناتو تبدیل شده است. بسیاری از رسانهها، کارشناسان، اندیشکدهها و حتی مشاوران ترامپ و سناتورهای آمریکایی طی این مدت بارها اعلام کردهاند که آمریکا قادر به شکست ایران در جنگ نیست و قرار نیست ایران در مقابل تهدیدها و فشارها سر خم کند. همین دیروز «چاس فریمن» دیپلمات و دستیار پیشین وزیر جنگ آمریکا با انتقاد از رویکرد آمریکا در مذاکرات اسلامآباد اعلام کرد: «آمریکا در مذاکرات اسلامآباد به دنبال تسلیم ایران بوده، امری که ایران بهرغم تحمل فشارهای نظامی در جنگ در برابر آن سر خم نکرده است.»
به گفته وی «مذاکرات اسلامآباد نشان داد که تهران حاضر به تسلیم در برابر فشارهای واشنگتن یا اجابت خواستههای آن به منظور پایان دادن به جنگ نیست.». خبرگزاری ریانووستی گزارش داد که فریمن در گفتوگویی با این رسانه بیان کرد: «این مذاکره نبود، واشنگتن پای میز مذاکره از ایران میخواست که تسلیم شود- کاری که تحت سنگینترین فشار نظامی نتوانست به آن دست یابد. اما جنگ آزمونی برای ارادههاست. ایران همچنان سر خم نکرده است.»
بهای سنگینی که اروپا پرداخت میکند
از سوی دیگر جنگ باعث شکاف گسترده بین آمریکا و متحدانش در جهان شده است. به نوشته سیانان رهبرانی که با حمله نظامی به ایران مخالفت کردهاند، از یکسو با خشم ترامپ مواجه شدهاند و از سوی دیگر با مخالفت مردم کشورشان برای ورود به این جنگ روبهرو هستند. به نوشته سیانان گرچه جنگ ایران، جنگ متحدان اروپایی آمریکا نیست، اما آنها هم دارند بهای سنگینی بابت این جنگ میپردازند. در واقع این دونالد ترامپ است که با به راه انداختن یک جنگ «نامشروع»، هم متحدان خود در غرب آسیا و هم اعضای ناتو را به دردسر انداخته است. به اذعان سیانان، جنگ ایران و اقدامات ترامپ در این جنگ، به متحدان واشنگتن جرأت مخالفت داده است. این رسانه نوشته است که رهبرانی که زمانی سعی در مماشات و چاپلوسی ترامپ را داشتند، اکنون جرأت انتقاد از او را پیدا کرده و به دنبال فاصله گرفتن از او هستند. آنها این کار را نه فقط به دلیل مخالفت با سیاست خارجی آمریکا، بلکه به خاطر فشارهای ناشی از جنگ که معیشت مردمشان و در نتیجه دولتها و موقعیت شغلی خودشان را تهدید میکند، انجام میدهند. سیانان در پایان گزارش خود تأکید کرده است که حتی نزدیکترین متحدان دونالد ترامپ مانند جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، هم به انتقاد از رفتار رئیسجمهور آمریکا روی آوردهاند.
ناتوی منهای آمریکا
در حالی که سیانان از تشدید شکافها بین ترامپ و متحدان اروپایی بر سر جنگ ایران خبر داده گزارش رسانهها حکایت از این دارد که اروپا خود را تشکیل یک ناتوی اروپایی بدون آمریکا آماده میکند. نشریه وال استریت ژورنال گزارش داده است که کشورهای اروپایی در حال بررسی طرحی موسوم به «ناتوی اروپایی» هستند تا در صورت کاهش یا قطع حمایت نظامی آمریکا، بتوانند با تکیه بر ساختارهای فعلی ائتلاف ناتو، مسئولیت دفاع از قاره را خود بر عهده بگیرند. به گزارش ایرنا این روزنامه آمریکایی نوشته است: یک طرح جایگزین برای اطمینان از اینکه اروپا در صورت خروج آمریکا میتواند با استفاده از ساختارهای نظامی موجود سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از خود دفاع کند، پس از جلب حمایت آلمان محبوبیت روزافزونی یافتهاست. بر اساس این گزارش مقامات در حال کار بر روی این طرحها، که برخی از آن با عنوان «ناتوی اروپایی» یاد میکنند، در تلاشاند تعداد بیشتری از اروپاییها را در نقشهای فرماندهی و کنترل این ائتلاف وارد کنند و همچنین داراییها و توانمندیهای نظامی ایالات متحده را با ظرفیتهای خود تکمیل نمایند. این طرحها که بهصورت غیررسمی و از طریق گفتوگوهای حاشیهای و نشستهایی در حال پیشبرد هستند، به گفته شرکتکنندگان، با هدف رقابت با ائتلاف فعلی طراحی نشدهاند.
این نشریه با اشاره به تغییر موضع آلمان نسبت به رهبری آمریکا مینویسد: نکته کلیدی این است که یک تغییر سیاسی در برلین به این روند شتاب میبخشد. برای دههها، آلمان در برابر درخواستهای به رهبری فرانسه برای افزایش «حاکمیت اروپایی» در حوزه دفاع مقاومت میکرد و ترجیح میداد آمریکا را بهعنوان ضامن نهائی امنیت اروپا حفظ کند. اما اکنون این رویکرد در آلمان و در دوره صدر اعظمی فریدریش مرتس در حال تغییر است؛ چرا که به گفته افراد مطلع از دیدگاههای او، نگرانیهایی درباره میزان اتکاپذیری آمریکا بهعنوان متحد، در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ و پس از آن وجود دارد.
ترامپ دیروز هم در پیامی در شبکه اجتماعی سوشال تروث خشم خود از عدم همراهی ناتو با آمریکا در قبال ایران نوشت «ناتو نه در گذشته به ما کمک کرد و در آینده به کمک ما خواهد آمد!» پیام جدید ترامپ که در واقع به دنبال جلب حمایت ناتو برای حمایت از او در پیشبرد سیاستهای جنگطلبانه علیه ایران است، مسئله جدیدی نیست و او در روزهای اخیر بارها از ناتو انتقاد کرده است. این اظهارات پس از آن مطرح شد که انگلیس و فرانسه بهعنوان دو کشور عضو ناتو تأکید کردند که به هیچ عنوان در طرح محاصره دریایی ایران مشارکت نخواهند کرد.
خیز اسلوونی برای خروج از ناتو
همزمان گزارشها از احتمال خروج اسلوونی از ناتو حکایت دارد. «زوران استوانوویچ» رئیس پارلمان اسلوونی که بهتازگی به این مقام منصوب شده، شامگاه سهشنبه در گفتوگویی با تلویزیون خبری این کشور گفت: «باید بگویم که ما به مردم وعده برگزاری همهپرسی در مورد خروج از ناتو را دادهایم و این همهپرسی را برگزار خواهیم کرد». رئیس پارلمان اسلوونی با بیان اینکه موضعش با هیچ قدرت خارجی همسو نیست، گفت: «من هیچ دیدگاه طرفدار روسیه ندارم، فقط دیدگاههای طرفدار اسلوونی دارم. ما معتقدیم که اسلوونی باید سیاست خود را مستقل پیش ببرد.» وی افزود: «ما باید با همه کشورهای جهان به ویژه با قدرتهای بزرگ، همکاری کنیم اما این همکاری هرگز نباید به معنای تسلیم باشد. روابط خوب با همه، اما به نفع اسلوونی».
معضل تنگه هرمز
رسانه خبری «بلومبرگ» هم در گزارشی از نگرانی متحدان اروپایی آمریکا از پیوستن به هرگونه اقدامی در رابطه با تنگه هرمز خبر داده و نوشته است: «بریتانیا و فرانسه روز جمعه نشستی را برای بحث در مورد درخواست ترامپ برای پیوستن به ائتلاف تنگة هرمز برگزار خواهند کرد. اما مقامات اروپایی میگویند پیشرفت کمی در تشکیل یک ماموریت دریایی حاصل شده و متحدان نمیخواهند تا زمانی که آتشبس دائمی برقرار نشود، تجهیزات خود را مستقر کنند». بلومبرگ نوشته است: «تاکنون مذاکرات بیشتر بر تلاشهای دیپلماتیک برای حل جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران متمرکز بوده است تا اینکه بخواهند بر روی راهحلهای نظامی متمرکز شوند.» بلومبرگ به نقل از مقام دیگر اروپایی نوشته است «بریتانیا و فرانسه هنوز در مورد چگونگی عملکرد یک تلاش دریایی، از جمله نقشی که آمریکا ممکن است ایفا کند، کاملا با یکدیگر توافق ندارند.»
جنگ ایران و آمریکا به اذعان کارشناسان، اکنون به «کابوسی سیاسی و اقتصادی» برای متحدان واشنگتن تبدیل شده است. گرچه متحدان اروپایی آمریکا به طور رسمی وارد جنگ نشدند، اما با چالشهای ناشی از این جنگ دست و پنجه نرم میکنند و فعلاً راه گریزی ندارند.
شبکه خبری «سی.ان.ان» در تحلیلی به شرایط دشوار متحدان واشنگتن در جهان پس از جنگ ایران اشاره کرده است. سیانان تأکید کرده که رهبرانی که با حمله نظامی به ایران مخالفت کردهاند، از یکسو با خشم ترامپ مواجه شدهاند و از سوی دیگر با مخالفت مردم کشورشان برای ورود به این جنگ روبهرو هستند.
ترامپ، متحدانش را هم گرفتار کرد
کارشناسان معتقدند که گرچه جنگ ایران، جنگ متحدان اروپایی آمریکا نیست، اما آنها هم دارند بهای سنگینی بابت این جنگ میپردازند. در واقع این دونالد ترامپ است که با به راه انداختن یک جنگ «نامشروع»، هم متحدان خود در غرب آسیا و هم اعضای ناتو را به دردسر انداخته است.
به اذعان سیانان، جنگ ایران و اقدامات ترامپ در این جنگ، به متحدان واشنگتن جرأت مخالفت داده است.
این رسانه نوشته که رهبرانی که زمانی سعی در مماشات و چاپلوسی ترامپ را داشتند، اکنون جرأت انتقاد از او را پیدا کرده و به دنبال فاصله گرفتن از او هستند. آنها این کار را نه فقط به دلیل مخالفت با سیاست خارجی آمریکا، بلکه به خاطر فشارهای ناشی از جنگ که معیشت مردمشان و در نتیجه دولتها و موقعیت شغلی خودشان را تهدید میکند، انجام میدهند.
سیانان تأکید کرده که حتی نزدیکترین متحدان دونالد ترامپ مانند جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، هم به انتقاد از رفتار رئیسجمهور آمریکا روی آوردهاند. ملونی روز دوشنبه حملات ترامپ به پاپ لئوی چهاردهم را «غیرقابل قبول» توصیف کرده بود.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا که دوستیاش با ترامپ بر سر جنگ از بین رفت، هفته گذشته گفت از اینکه مردم بریتانیا به خاطر اقدامات ترامپ با قبضهای بالاتر انرژی مواجه هستند «خسته» شده است.
پیامدهای جنگ ترامپ برای جهان
جنگی که ترامپ به راه انداخته، اکنون همه جهان را تحت تأثیر قرار داده و رهبران کشورها را خشمگین کرده است. روز سهشنبه، صندوق بینالمللی پول هشدار داد که جهان به سمت سناریوی «نامطلوب» رشد تنها ۲.۵ درصدی در سال جاری پیش میرود که نسبت به ۳.۴ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است.
کشورهای وابسته به تأمین گاز و نفت خاورمیانه ممکن است وضعیت بدتری داشته باشند. صندوق بینالمللی پول پیشبینی رشد خود برای بریتانیا در سال ۲۰۲۶ را از ۱.۳ درصد قبلی به ۰.۸ درصد کاهش داد. این برای دولت در خطر استارمر که نتوانسته به وعده خود برای احیای اقتصاد عمل کند، فاجعهبار خواهد بود.
ژاپن، متحد کلیدی دیگر آمریکا، نیز به دلیل وابستگی به انرژی خاورمیانه تحت فشار است. هزینههای بالاتر حملونقل قیمتها را افزایش داده است و چندان هم امکان بالا بردن دستمزدها وجود ندارد.
جنگ ایران شکاف بین آمریکا و متحدانش را عمیقتر کرد
سیانان اذعان کرده که حتی پیش از جنگ ایران هم ترامپ در بسیاری از کشورهای متحد، «بسیار نامحبوب» بود. نظرسنجی مرکز پیو در سال گذشته نشان داد محبوبیت رئیسجمهور آمریکا در بیش از دوازده کشور، ۳۵ درصد یا کمتر است. محبوبیت او تنها در چند کشور از جمله اسرائیل و نیجریه بیشتر از جو بایدن، رئیسجمهور سابق بود.
به گزارش فارس، این رسانه آمریکایی تأکید کرده که این شکاف، اتحادهای دیرینه بین آمریکا و متحدانش به ویژه اتحاد ناتو را تهدید میکند. این در حالی است که این اتحادها در طول دههها، «قدرت سیاسی و اقتصادی آمریکا را چند برابر کرده بودند».
به عقیده کارشناسان، پیوستن به جنگ برای بسیاری از رهبران متحد ترامپ از نظر سیاسی غیرممکن است، زیرا آنها با رأیدهندگانی روبهرو هستند که جنگ ایران را «نابخردانه، ناموفق و نقض حقوق بینالملل» میدانند.
روایت رسانهها و تحلیلگران خارجی از شکست قمار ترامپ در جنگ چهلروزه
آنچه میخوانید گزارشی تحقیقی است که نشان میدهد چگونه قضاوتهای جهان درباره جنگ تحمیلی سوم «راوی پیروزی ایران» در این جنگ شدهاند.
به گزارش تسنیم، تاریخ روابط بینالملل شاهد لحظاتی است که در آن، تمامی فرضیات قدرت نظامی و سیاسی در عرض چند هفته فرو میریزند. جنگ چهلروزهای که با تهاجم همهجانبه ایالات متحده و رژیم صهیونی به خاک ایران آغاز شد، اکنون به نقطهای رسیده است که از آن باید به عنوان پیچ تاریخی قدرت در قرن بیست و یکم یاد کرد. این نبرد که با هدف اعلان شده تغییر رژیم، نابودی توانمندی هستهای و حتی به تعبیر تندروهای واشنگتن، بازگرداندن ایران به دوران «عصر حجر» آغاز شده بود، در روز چهلم خود در میانه جنگ و آتشبس به واقعیتی کاملاً متناقض ختم شده است. ایران با وجود تحمل ضرباتی سنگین در سطح تراز اول سیاسی و فرماندهی و از دست دادن رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیتالله شهید خامنهای و جمع کثیری از نخبگان سیاسی و نظامی، نهتنها دچار فروپاشی ساختاری نشد، بلکه با بازیابی سریع قدرت ، راهبرد دفاع موزاییکی و تهاجم دوربرد را به شکلی پیاده کرد که شریانهای حیاتی انرژی جهان ر ابه بن بست کشانده و امنیت پایگاههای سنتکام را نابود کرده است. چند روز قبل در اسلامآباد، مذاکراتی در جریان بود که در آن آمریکا، نه به عنوان فاتح، بلکه به عنوان قدرتی که برای جلوگیری از فروپاشی کامل نظم اقتصادی خود به دلیل بسته بودن گذرگاه آبی که پیش از جنگ باز بود و اکنون توسط دولتی که او توهم فروپاشی آن را داشت تحت کنترل هوشمند قرار گرفته است، برای باز کردن آن دست به دامن پاکستان شده و پای میز مذاکره نشسته بود.
این گزارش، تحلیل جامع و راهبردی از اظهارنظرهای جهانی پیرامون نتایج خسارتبار جنگ تحمیلی سوم برای آمریکا و رژیم صهیونی و اذعان به پیروزی جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای میانمدت و بلندمدت آن بر اساس مستندات موجود ارائه میدهد.
بخش اول: شکاف در جبهه غرب و فرسایش مشروعیت اخلاقی و سیاسی
جنگ چهل روزه نهتنها در میدان نظامی، بلکه در حوزه دیپلماسی عمومی و مشروعیت اخلاقی ضربات جبرانناپذیری به دولت ترامپ وارد کرد. ورود واتیکان به عرصه نقد صریح این تهاجم، یکی از نقاط عطف در انزوای اخلاقی واشنگتن بود. پاپ کاتولیک واتیکان در اظهاراتی تاریخی، ضمن محکوم کردن حملات نظامی آمریکا تأکید کرد که خداوند هرگز در کنار کسانی که بر سر مردم بمب میاندازند، نمیایستد. وی با بیانی تند ابراز داشت: «خداوند هیچ درگیری نظامی را برکت نمیدهد. هرکس پیرو مسیح است، هرگز در کنار کسانی نمیایستد که دیروز شمشیر میکشیدند و امروز بمب میاندازند.»
این موضعگیری تند مذهبی، تأثیرات مستقیمی بر سیاست داخلی آمریکا داشته است. مجله نیوزویک در تحلیلی راهبردی به این نکته اشاره کرد که تنش بیسابقه میان پاپ و ترامپ، منجر به کاهش چشمگیر محبوبیت رئیسجمهور آمریکا در میان کاتولیکهای این کشور خواهد شد. از سوی دیگر، همپیمانان سنتی آمریکا در بلوک غرب، برای اولین بار به طور علنی مسیر خود را از واشنگتن جدا کردهاند. نخستوزیر کانادا در اظهارنظری که پایان دوران تکقطبی آمریکایی را نوید میدهد، صراحتاً اعلام کرد: «دوران اتکا به آمریکا رو به پایان است.» وی با اشاره به تغییر رویکرد دفاعی کشورش افزود که ارسال 70 درصد بودجه دفاعی کانادا به آمریکا دیگر تمام شده است. این گسست در میان همپیمانان نزدیکتر هم دیده میشود؛ نخستوزیر انگلیس نیز با فاصلهگذاری معنادار از سیاستهای جنگطلبانه ترامپ، اعلام کرد که کشورش نه از محاصره تنگه هرمز حمایت میکند و نه تحت هیچ فشاری وارد جنگ با ایران خواهد شد. این وضعیت نشاندهنده شکست «اتحاد استراتژیک» غرب در برابر اراده ملی ایران است.
افزون بر اینها مواضع اسپانیا در حمایت ایران در این جنگ و تاکید بر اینکه از حق وتوی خود در ائتلاف نظامی ناتو برای جلوگیری از ورود ناتو به جنگ با ایران استفاده خواهد کرد. همه اینها نشاندهنده موفقیت ایران در جلب حمایتهای بینالمللی و از دست رفتن قدرت اجماع کنندگی آمریکا علیه ایران است.
لازم به تاکید است که در جریان آتشبس و تاکید ایران بر اینکه لبنان بخشی از توافق آتشبس است، موجب شد شکاف اروپا با آمریکا بیشتر شود و وزرای خارجه اروپای غربی بر لزوم توقف حملات رژیم صهیونی علیه لبنان تاکید کنند. این از معدود دفعاتی است که اروپا با این کیفیت علیه رژیم صهیونی اظهار نظر میکند. دلیل آن این است که این کشور متوجه عمق بحران انرژی روزها و ماههای پیش رو شده و دانسته که به دلیل قدرت ایران ماجرای تنگه هرمز راهحل نظامی ندارد و باید نظر ایران تامین شود. نحوه عمل ایران در جریان آتشبس موجب شد که اروپا درک کند که ایران بازیگر معقول جنگ است و این رژیم صهیونی است که بازیگر ماجراجویی است که اقدامات ماجراجویانهاش علیه منافع اروپا تمام میشود. شکلگیری این شکاف و این درک از وضعیت از دستاوردهای مقاومت چهل روزه ایران بوده است.
بخش دوم: مدیریت هوشمند هرمز، سلاح راهبردی ایران
شاید حیاتیترین دستاورد ایران در این چهل روز، انتقال از وضعیت تهدید به بستن تنگه به وضعیت مدیریت هوشمند و حاکمیت عملیاتی ایران بر تنگه هرمز باشد. برخلاف پیشبینیهای غرب، ایران نهتنها اجازه نداد امنیت کشتیرانی طبق تعریف غربیها تأمین شود، بلکه با اعمال نظام عوارضی و فیلترینگ امنیتی، مدیریت شریان انرژی جهان را بر عهده گرفت. از همین رو نشریه فارن پالیسی به درستی تشخیص داد که این جنگ نه با سقوط تهران، بلکه با یک باجه عوارضی در هرمز پایان خواهد یافت.
وال استریت ژورنال هم در این باره نوشت: «دوران دریاهای آزاد رو به پایان است؛ از این به بعد همه باید پول بدهند.» این روزنامه اعتراف کرد که عوارضی ایران در تنگه هرمز، راهبرد دریایی چند دههای آمریکا را که مبتنی بر آزادی ناوبری بود، درهم شکسته است. تحلیلگران معتقدند این ابزار یعنی کنترل ایران بر تنگه هرمز، قدرتی فراتر از تسلیحات کشتار جمعی به تهران بخشیده است. نیکلاس پلهام، نویسنده مجله اکونومیست، معتقد است کنترل ایران بر تنگه هرمز برای این کشور به عنوان عاملی بازدارنده عمل میکند که «بسیار قدرتمندتر از یک برنامه هستهای است.»
اسکای نیوز نیز تأکید کرد که ایرانیها از طریق هرمز بر اقتصاد جهانی تسلط یافتهاند و جی دی ونس (معاون ترامپ) با این فرض سادهلوحانه به اسلامآباد رفته بود که ایرانیها در همان روز اول تسلیم میشوند. شدت این کلافگی در میان مقامات نظامی آمریکا مشهود است. دریابان جان میلر، فرمانده سابق ناوگان دریایی سنتکام، صراحتاً اعتراف کرد که ترامپ از بستن تنگه توسط ایران کلافه شده و با توجه به تواناییهای پهپادی و موشکی ایران، بازگشایی آن به صورت نظامی عملاً غیرممکن یا بسیار پرهزینه است. این وضعیت را رافائل وارناک، سناتور آمریکایی، چنین خلاصه کرد: «جهان اکنون باید برای هر بشکه نفتی که از خاورمیانه خارج میشود، هزینهای به ایران بپردازد؛ وضعیتی که پیش از دیوانگی ترامپ وجود نداشت.»
بخش سوم: شکست تئوری تغییر رژیم و فرسایش ماشین جنگی اسرائیل
جنگ که با هدف نابودی ایران آغاز شده بود، اکنون به عاملی برای تثبیت قدرت ایران به عنوان «چهارمین قدرت نوظهور جهانی» تبدیل شده است. این را پروفسور پیپ بیان داده است. بر همین اساس هاآرتص در تحلیلی تکاندهنده نوشت که آنچه با وعدههای پرطمطراق تغییر رژیم آغاز شد، اکنون با آتشبسی شکننده و فرسایش عمیق جایگاه اسرائیل به پایان میرسد. به اعتقاد این نشریه، بقای ایران در برابر فشار حداکثری نظامی، پیروزی نهائی است و تهران اکنون به عنوان قدرت مسلط منطقه شناخته میشود که توانسته شبکه متحدان منطقهای خود را حفظ و مسیرهای تجاری خارج از سلطه دلار را تقویت کند.
شکست اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل در این میان غیرقابل انکار است. تغییر رئیس موساد و جایگزینی رومن گوفمن بلافاصله پس از آتشبس، نشاندهنده ناکامی در محاسبات اولیه است. موساد با تحلیلهای غلط مبنی بر اینکه شورشهای داخلی مشابه حوادث دیماه میتواند همزمان با جنگ، حاکمیت ایران را دچار فروپاشی کند، یکی از سنگ بناهای اصلی جنگ علیه ایران را گذاشت. آنتونی بلینکن، وزیر خارجه سابق آمریکا، با تلخی اعتراف کرد: «ما علیرغم موفقیتهای تاکتیکی، با شکستی راهبردی روبهرو هستیم. ما با ایرانی مواجهیم که یک مزیت جدید و حیاتی به نام کنترل تنگه هرمز دارد که پیش از این در اختیارش نبود.»
همچنین، رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، این جنگ را یکی از بدترین شکستهای راهبردی آمریکا از زمان جنگ ویتنام توصیف کرد. او به این نکته اشاره داشت که ایران نهتنها ضعیف نشده، بلکه با در اختیار داشتن اورانیوم غنی شده کافی برای 10 تا 16 سلاح هستهای، عملاً در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت اتمی رسمی است و جهان هیچ کاری در مورد آن نمیتواند انجام دهد. وی در توئیتی کنایه گفت: «آمریکا هنوز همان درخواستهای قبل از جنگ (تسلیم اورانیوم) را مطرح میکند؛ چرا ایران قویتر باید چیزی را بپذیرد که 40 روز پیش که ضعیفتر بود، نپذیرفت؟»
بخش چهارم: دیوانگی استراتژیک ترامپ و خودکشی اقتصادی
تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که این جنگ نه تنها در اهداف سیاسی شکست خورد، بلکه تیشه به ریشه اقتصاد داخلی آمریکا زد. استیو هانکه، اقتصاددان مشهور، با ابداع فرمول:«تعرفههای ترامپ + جنگهای ترامپ = آمریکا را دوباره فقیر کن»، شعار انتخاباتی او را به چالش کشید.
مجله فوربز نیز گزارش داد که بدبینی آمریکاییها نسبت به آینده اقتصادی به بالاترین سطح در تاریخ رسیده است.
پیتر شیف، اقتصاددان برجسته، پیشبینی کرد که اقدامات ترامپ نه تنها تنگه را باز نمیکند، بلکه منجر به بسته شدن محکمتر آن خواهد شد. وی با اشاره به تهدید ترامپ برای محاصره متقابل، هشدار داد که باید منتظر «نفت 150 دلاری» بود و صراحتاً گفت که «ایران دیگر میداند آمریکا در موضع ضعف است.»
این اشتباه راهبردی باعث شده که تحلیلگران بینالمللی، ترامپ را به یک «قمارباز» تشبیه کنند. روزنامه تایمز در کاریکاتوری هوشمندانه، میز مذاکرات اسلامآباد را چنین تصویر کرد: طرف آمریکایی با ابزارهای قمار (کارتهای پاسور با چاشنی ریسک غیرعقلانی) و طرف ایرانی با صفحه شطرنج (محاسبات دقیق) نشسته است.
بخش پنجم: ماهیت هیئتهای مذاکرهکننده و بحران هویت در واشنگتن
یکی از چالشهای بنیادین آمریکا در این جنگ، تداخل منافع ملی این کشور با منافع اسرائیل بوده است. آلون میزراحی در تحلیلی دقیق به این نکته اشاره کرد که تفاوت اصلی در این است که «تیم مذاکرهکننده ایرانی برای ایران مذاکره میکند، اما تیم آمریکایی در واقع برای اسرائیل مذاکره میکند.»
این دیدگاه توسط فلیپ جیرالدی، افسر سابق سیا، نیز تکرار شد. وی ترامپ را یک «خودبزرگبین روانپریش» خواند که در حال نابود کردن یک فرهنگ 90 میلیونی است، تنها به عنوان «لطفی به یک دولت آپارتاید به نام اسرائیل.»
حتی مکس بلومنتال به عنوان خبرنگار آمریکایی هم در صفحه ایکس خود نیز به این نکته اشاره کرد که هیئت آمریکایی به رهبری مهرههایی چون کوشنر و ویتکاف، عملاً «عوامل اسرائیل» هستند که فقط زبان بربریت و زور را میفهمند. این وابستگی باعث شده است که حتی در جریان مذاکرات حساس اسلامآباد، برخی نشریات تندرو مانند واشنگتن پست در صورت عدم توافق، پیشنهاد ترور مذاکرهکنندگان ایرانی را بدهند که نشان از استیصال مطلق در تفکر راهبردی آمریکا است.
بخش ششم: واقعیتهای میدان و پیروزی به سبک ایران
برخلاف تبلیغات رسانهای غرب، متخصصین واقعگرا پیروز میدان را مشخص کردهاند. جان مرشایمر، تئوریسین بزرگ رئالیسم، تأکید کرد: «ایران در حال پیروز شدن در این جنگ است و نفع راهبردیاش در ادامه نبرد است تا وقتی خواستههایش برآورده شود.» او خاطرنشان کرد که التماس ترامپ به پاکستان برای میانجیگری، نشان از درک خطرات جدی دارد که ایالات متحده با آن روبهرو شده است. همچنین، کریم سجادپور در مجله آتلانتیک نوشت که اکنون این «ایران است که آینده سیاسی ترامپ را رقم میزند.» وی با اشاره به هزینه 50 میلیاردی این تجاوز، تأکید کرد که ایران حتی در مورد آینده سیاسی جی دی ونس و جانشینی ترامپ هم «حق وتو» پیدا کرده است. این تحلیل با تصویرگری مجله اکونومیست با عنوان «Mission Accomplished» (مأموریت انجام شد) تطابق دارد که طعنهای است به اعلام زودهنگام پیروزی توسط بوش پسر در جریان جنگ عراق؛ اشتباهی که ترامپ با ابعادی فاجعهبارتر آن را تکرار کرد. در این میان، کشورهای منطقه نیز مواضع جدیدی اتخاذ کردهاند. رجب طیب اردوغان با دیدن تزلزل در قدرت آمریکا، به جای همراهی با ناتو، اسرائیل را «طویله» خوانده و تهدید به مداخله نظامی کرد. او صراحتاً گفت که اگر مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه صلح عادلانه نرسد، ترکیه آماده ورود به درگیری علیه اسرائیل است. این نشاندهنده آن است که ترس از هژمونی آمریکا در این سوی جنگ ایران و آمریکا در منطقه و جهان فروریخته است. در همین راستا وزارت خارجه ترکیه نیز در بیانیه رسمی خود نتانیاهو را هیتلر زمان خواند.
بخش هفتم: شکست پروژه نابودی زیرساخت و دانش فنی
تلاش آمریکا برای بازگرداندن ایران به «دوران حجر» از طریق بمباران زیرساختها نیز با شکست روبهرو شده است. جان کری، وزیر خارجه سابق، در سخنی منطقی هشدار داد که نمیتوان با بمباران، دانش موجود در ذهن دانشمندان ایرانی را از بین برد. او تأکید کرد که ایران چرخه سوخت را کاملاً فرا گرفته و بمبها قادر به تغییر این واقعیت علمی نیستند.
واقعیت این است که توان ضربات راهبردی ایران به چاههای نفت جنوب خلیجفارس از کویت تا عربستان، اهرم فشار متقابلی ایجاد کرده است و میتواند جهان را در آستانه «دوران یخبندان» قرار دهد. این توازن وحشت در حوزه انرژی و زیرساخت آن هم به دلیل توان انجام ضربه راهبردی از سوی ایران به اهداف دشمن باعث شد که آمریکا علیرغم تمام لفاظیهای غرورآمیز که سناتور آمریکایی کریس مورفی آن را «مملو از غرور و احمقانه»خوانده بود، شروط دهگانه ایران را برای آغاز مذاکرات بپذیرد.
آینده روشن
جنگ چهل روزه ایران و آمریکا یک برخورد نظامی گذرا نیست. این نبرد، نقطه پایان دکترین مونروئه در نسخه جهانی آن و فروپاشی ثبات هژمونیک آمریکا در غرب آسیا و جهان است. خبرگزاری شینهوای چین آن را به خوبی به تصویر کشیده است. این خبرگزاری کاریکاتوری از عمو سام آمریکایی کشیده که در دریا در حال غرق شدن است و نوشته یک نفر دارد در پیروزیهایش غرق میشود.