فرمانده قرارگاه خاتمالانبیا(ص) خطاب به آمریکا هشدار داد: چنانچه به اقدام غیرقانونی در محاصره دریایی در منطقه ادامه دهید، اجازه نخواهیم داد هیچگونه صادرات و واردات در منطقه خلیج فارس، دریای عمان و دریای سرخ تداوم داشته باشد.
سرلشکر علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا (ص) با صدور بیانهای خطاب به آمریکا هشدار داد: چنانچه آمریکای متجاوز و تروریست بخواهد به اقدام غیرقانونی خود در محاصره دریایی در منطقه ادامه دهد و برای کشتیهای تجاری و نفتکشهای ایران ناامنی ایجاد نماید، این اقدام آمریکا مقدمه نقض آتشبس خواهد بود و نیروهای مسلح مقتدر ایران، اجازه نخواهند داد هیچگونه صادرات و واردات در منطقه خلیجفارس، دریای عمان و دریای سرخ تداوم داشته باشد.
فرمانده قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا (ص) در پایان با تأکید بر حق دفاع مشروع ایران تصریح کرد: ایران برای دفاع از حاکمیت ملی و منافع خود با قدرت اقدام خواهد کرد.
توانمندی موشکی ایران مانع محاصره دریایی میشود
سرهنگ «داگلاس مکگرگور»، نظامی بازنشسته آمریکا معتقد است که توانمندی موشکی ایران به دلیل تنوع بالا در تهاجم، امکان هر گونه عملیات محاصره دریایی را برای آمریکا غیرممکن میکند و تمام روایت رسانهای آمریکا در باب محاصره دریایی ایران، یک عملیات روانی است و فقط مصرف داخلی دارد. او هشدار میدهد که ادامه این بحران، خسارات سنگینتری را بر اقتصاد جهان تحمیل میکند و میتواند به یک دوره طولانی مدت کمبود مزمن منتهی شود که به صورت خاص جوامع غربی را متأثر خواهد ساخت.
در هر دو سطح تاکتیکی و راهبردی محاصره دریایی ایران غیرممکن است
این نظامی همچنین معتقد است که ایده «محاصره دریایی یا کنترل تنگه هرمز» توسط آمریکا از ابتدا بر یک تصور بیش از حد سادهسازیشده از جنگ دریایی بنا شده و واقعیت میدانی بسیار پیچیدهتر است. بهزعم مکگرگور پاکسازی مینها در شرایطی که ساحل در کنترل ایران است و تهدید دائمی موشکهای کروز، بالستیک و پهپادی وجود دارد، عملاً یک عملیات بسیار فرسایشی خواهد بود. بهویژه اینکه جریانهای آبی خلیجفارس نیز میتوانند مینها را جابهجا کرده و وضعیت را غیرقابل پیشبینیتر کنند.
از دید او، چنین عملیاتی به مثابه ورود به یک محیط جنگی فعال و چندلایه است.
در سطح راهبردی، مکگرگور تأکید میکند که مشکل اصلی صرفاً فنی یا تاکتیکی نیست، بلکه به موازنه قدرت و جغرافیای نظامی برمیگردد. ایران، برخلاف تصور رایج، تنها به مین یا نیروی دریایی متکی نیست، بلکه با شبکهای از سامانههای موشکی ساحلی، پهپادها و توان هدفگیری از عمق سرزمین، عملاً یک ساختار «ضدنفوذ» ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، هر کشتی یا نیرویی که وارد محدوده عملیاتی شود، در معرض تهدید مستمر قرار دارد. او نتیجه میگیرد که بدون کنترل ساحل و عمق جغرافیایی پیرامون خلیجفارس، کنترل صرف تنگه هرمز از طریق ناوگان دریایی غیرممکن است.
ادامه بحران در تنگه هرمز، یک دوره کمبود مزمن فراگیر را در سراسر جهان به دنبال دارد
مکگرگور تحلیل خود را از بحران تنگه هرمز با تمرکز بر آثار آن بر وضعیت اقتصاد جهانی، نتیجهگیری میکند. او معتقد است که جهان در حال گذار از یک دوره «فراوانی ساختاری» به یک دوره «کمبود پایدار» است؛ به این معنا که دسترسی آسان و ارزان به انرژی، کالا و زنجیرههای تأمین جهانی که ستون نظم اقتصادی پساجنگ سرد بود، بهتدریج در حال فروپاشی است و جهان به سمت یک پارادایم کمبود مزمن حرکت میکند.
در این چارچوب، بحران ژئوپلیتیک ناشی از جنگ علیه ایران، بهعنوان شتابدهنده این گذار عمل میکند و باعث میشود ساختارهای اقتصادی جهانی از حالت مازاد و ثبات نسبی، به سمت محدودیت و رقابت شدید بر سر منابع حرکت کنند.
وی هشدار میدهد که بازارهای مالی هنوز عمق این تحول را درک نکردهاند و در وضعیت «توهم ثبات» به سر میبرند؛ اما در صورت تداوم تنشها و بهویژه استمرار اختلال در جریان انرژی، این توهم به سرعت جای خود را به بحران اعتماد خواهد داد و نتیجه آن میتواند سقوط بازارهای مالی و ریزش گسترده بورسها باشد. در این نگاه، ریسک اصلی در شکاف میان واقعیت در حال تغییر و ادراک دیرهنگام بازارها از این تغییر نهفته است.
نیروی دریایی آمریکا از اساس برای محاصرهای در مقیاس خلیج فارس طراحی نشده است
در سطح عملیاتی، مکگرگور بر مشکل «تداوم عملیات» و لجستیک تأکید میکند. حتی اگر فرض شود که بخشی از نیروها بتوانند وارد منطقه شوند، مسئله واقعی این است که این نیروها باید بهطور مستمر سوختگیری، تعمیر، پشتیبانی هوائی و جایگزینی داشته باشند؛ در حالی که فاصله از پایگاههای اصلی آمریکا بسیار زیاد است و خطوط پشتیبانی، تقریباً مضمحل شدهاند.
علاوه بر این، ناوها در محیطی که با تهدید موشکی و پهپادی اشباع شده مواجهاند، نمیتوانند بهسادگی در نقش دائمی کنترلگر باقی بمانند بدون آنکه فرسایش شدید نیرو و تجهیزات رخ دهد. نتیجهگیری او این است که نیروی دریایی آمریکا نه از نظر تعداد و نه از نظر ظرفیت لجستیکی، برای اجرای یک «محاصره پایدار در مقیاس خلیجفارس» طراحی نشده است.